شمیم آموزش و نوآوري
حاوی روش های جدید تدریس و مطالب مفید آموزشی
١- چگونگی پدید آمدن پول
انسانهای اولیه که دسته جمعی میزیستند، نیازی به تعویض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوایف و قبایل مبادله کالا به کالا رواج یافت. مبادله کالا به دلایلی با مشکلات همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گرانبها و سبکوزن، از جمله طلا، نقره و مس رو آوردند.
در بیشتر کشورهای شرقی و آسیایی، فلزی که در مبادله کالا از آن استفاده میشد، حلقهای شکل بود و در سه هزار سال پیش از میلاد از آن استفاده میکردند که میتوان آن را قدیمیترین وسیله مبادله، پیش از اختراع سکه، دانست. در کاوشهای شوش حلقههایی از ویرانههای معابد، از دو هزار سال قبل از میلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبکوزن و کم حجم و گرانبها، که معاملات را سهل و ممکن میساخت، مورد قبول عامه قرار گرفت. بدینترتیب مرحله پیدایش پول آغاز شد.
2- واژه پول
پول از کلمه یونانی «obolos» گرفته شده و آن سکهای بود برابر یک ششم درهم یا دراخم. کریستن سن معتقد است کلمه «پول» در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است. آگاهی نداشتن از عیار فلزات قیمتی و وزن آنها، مشکلاتی در دادوستد و اقتصاد جامعه به وجود میآورد. برای رفع مشکلات مقرراتی وضع شد. فلزات را به حکم سلطان یا حاکم وقت، با نشانی مخصوص مشخص و با علایمی وزن و عیار آن را معلوم میکردند و به آن سکه میگفتند. «سکه» نام دستگاه آهنینی بود که برای مهر زدن بر پولهایی که در میان مردم رایج و با آن معامله میکردند، به کار میرفت. بعدها آن را اثر مهری مینامیدند که روی سکهها حک میشد. بنابراین سکه عبارت است از یک قطعه فلز به وزن معین، که روز آن علامت رسمی دولت، یا حکومتی که عیار و وزن آن و ارزش آن را تعهد میکند، قید شده است.
درباره تاریخچه سکه گفته شده است که لیدیها به سبب دارا بودن طبیعی منابع طبیعی طلا و نقره و ثروت بیکران پادشاهان و. نیز رواج دادوستد و روابط بازرگانی و نیاز به پول معتبر و مشخص برای مبادله و هم برای خاطر داشتن زمینه هنری و ... نخستین مردمانی بودند که به ضرب سکه اقدام کردند.
اختراع سکه، پس از خط، بزرگترین اختراع محسوب میشود. نخستین سکههای به دست آمده مربوط به سال (670 ق.م) در جزیره اژین، نقش لاکپشت داشته است. اما از دستگاه ضرب سکههای طلا و نقره در زمان کروزوس استفاده شد و سکهزنی در آن زمان، رونق یافت و به سرعت در آسیای صغیر رایج شد. کروزوس، آخرین پادشاه لیدی بود که در (548- 546 ق.م) در لشکرکشی کوروش، شکست خورد و کشورش به اپراتوری هخامنشی منضم گردید. سکههای لیدی، به نام سکههای «کروزوئید» را، که در زمان کروزوس ضرب میشد، میتوان نخستین سکههای دنیا دانست. دراین سکهها هم ذوق هنری بکار رفته و هم تمامی ویژگیهای سکه در آن رعایت شده بود. برخی بر این عقیدهاند که سکههایی که یک طرف آن نقش نیمتنه گاومیش و شیر در حال حمله و طرف دیگر آن دو مربع فرو رفته به چشم میخورد، یونانیهایی که در خدمت لیدیها بودند ضرب کردهاند.
در هند نیز سکههایی به شکل مستطیل کشف شده است که به پنج یا شش قرن پیش از میلاد تعلق دارد. در چین نیز ضرب سکه به 115 سال قبل از میلاد میرسد.
چینیها که فلز جدید نیکل را پس از مخلوط کردن با مس، برای تهیه سکهها بکار میبردند، این شیوه را به یونانیان آموختند و در ازای آن درخت مو و یونجه و اسبی از نژاد اصیل را برای کشور خود به ارمغان آوردند.
3- سکه در ایران، دوره هخامنشی
بیشک پیش از دولت هخامنشی و تصرف لیدی در سال (546 ق.م) ایرانیان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود آن را رواج داده بودند. پس از سقوط لیدی به دست کوروش، «یونا»[1] یکی از ساتراپنشینهای هخامنشی شد که در ساردس»، پایتخت آن، کارگاه ضرب سکه (ضرابخانه) بود و در زمان کوروش کبیر، خشایارشاه و کمبوجیه در آن سکه ضرب میکردند.
داریوش بزرگ سومین شاهنشاه هخامنشی (521- 485 ق.م) بر آن شد پولی ضرب کند که در همه جا پذیرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد و برخلاف مسکوکات قبلی فقط ارزش محلی نداشته باشد. زیرا سکههایی که در آن زمان در ایران رواج داشت، هیچیک از آن شاهنشاهان هخامنشی نبود.
نخستین سکهای که از آن زمان باقی مانده سکه داریوش است که شهرت جهانی دارد. این سکه را یونانیها «دریکوس»[2] یعنی «داریوش» مینامیدند که آن را نباید با کلمه زرینه و درینه یکی تصور کرد. سکه داریوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشیان هیچ یک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازه داریوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازه داریوش سکه نقره بزنند، چرا که ضرب سکه طلا در انحصار مرکز بود. نخستین سکه داریوش احتمالاً در سال (516 ق.م) ضرب شده است. پس از فتح یونان به دست سپاهیان ایران و اختلاط ایران و یونان، واژه درم در ایران متداول شد که اصل آن دراشم (دراخم) یونانی است و ایرانیان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها این واژه را از ایرانیان اقتباس کردند. از مسکوکات دوره هخامنشی، به جز در یک شکل یا سیکل، درم؛ کرشه را میتوان نام برد. واحدهای کوچکتر مسکوک زر، نیمستاتر و یک سوم ستاتر نامیده میشدند.
4- سکه در دوره اشکانی
با غلبه اسکندر بر ایران سکههای طلا کمیاب و از جریان خارج شد. در آن زمان دیگر در ایران طلا ضرب نمیشد. سلوکیها در معاملات داخلی خود سکههای نقره بکار میبردند و اشکانیان نیز به تقلید از سلوکیان از پول به نقره استفاده میکردند. اشکانیان از نقره و مس و مفرغ نیز سکه میزدند. جنس برخی از این سکهها از برنج بود که روی آن لعابی از مس داده بودند.
سکههای این دوره دو نوع بود: نوع اول مسکوکات نقره چهار درخمی (درهمی) با تعدادی مسکوت مسی؛ و نوع دوم یک درخمی (درهمی) نقره و مسکوکاتی از مس. نوع اول سکهها در شهرهای یونانینشین و نوع دوم در مراکزی که تحت حکمرانی مستقیم پارتهابود، ضرب میشد.
بر نخستین سکههای این دوره، نام آرشاک نوشته شده است و کلمه پادشاه در آن به چشم نمیخورد. لقب پادشاه از زمان مهرداد اول بر سکهها دیده میشود. اگر در دوره سلوکی و اشکانی تنها سکه نقره در ایران ضرب میشد بدان علت بود که دولت روم ضرب سکه طلا را مختص خود میدانست و در معاهدههایش با دولتهای دیگر این شرط را قید میکرد و نیز دستور داده بود که تجار از قبول سکههای طلای دیگر کشورها خودداری کنند. سرانجام در زمان اردشیر بابکان، پس از جنگ با رومیان، پذیرفتند که ایرانیان نیز سکه طلا ضرب کنند.
5- مسکوکات دوره ساسانی
مسکوکات این دوره از طلا، نقره، مس و ممزوج مس و برنج بود. سکههای طلا را دینار و سکههای نقره را درهم میگفتند. وزن سکههای طلای ساسانی با سکههای رومی که «آئوری» نامیده میشد مطابقت میکرد.
از سکههای پیدا شده در نهاوند برمیآید که در زمان یزدگرد سوم بیشتر سکهها نقره بود و سکههای طلا از آن رومیها بود و در این دوره بیشتر سکه نقره ضرب میشد و کمتر سکه طلا در مبادلات تجارتی جریان داشت.
روی سکهها معمولاً عبارتی حک میشد که شاه را معرفی میکرد. این مسکوکات که از اواخر دوره پارتها و در سراسر عهد ساسانی و اوایل عصر اسلامی رواج داشت، در دوره اسپهبدان مستقل طبرستان و نخستین حکام عرب نیز رایج بود. روی همه آنها کلماتی به زبان پهلوی حک شده است. هم از اینرو میتوان گفت که از 300 سال قبل از میلاد تا 695 سال پس از میلاد، مسکوکات را با عبارات پهلوی ضرب میکردند. آخرین سکه ساسانی مربوط به دوره یزدگرد سوم است که در سال بیستم پادشاهی او، همان سالی که کشته شد، در یزد ضرب شده است.
6- مسکوکات اسلامی
اعراب پیش از آشنایی با مسکوکات رومی و ایرانی از فلزات گرانبها، برای مبادله کالا، استفاده میکردند. این فلز استوانهای و به شکل هسته خرما بود و نام مخصوصی نداشت. پیش از اسلام اعراب از سکههای ایران و روم و بیزانس و مسکوکات عربستان جنوبی استفاده میکردند. بلاذری بر این عقیده است که الدراهمالوافیه و درهمهای شش دانگی و چهار دانگی، نقودی بودند که در حجاز پیش از اسلام رایج بود و اعراب آنها را در دادوستدها، به منزله فلز گرانبها، بکار میبردند. اعراب یک مثقال نقره را درهم و یک مثقال طلا را دینار و یک مثقال مس را فلس میگفتند.
در اوایل حکومت اسلامی، در زمان حیات حضرت رسول اکرم (ص)، سکهای زده نشد و تا آن زمان اعراب سکه رایج (دینار و درهم) را بکار میبردند.
پس از حمله مسلمانان به ایران و گسترش اسلام و برچیده شدن سلطنت ساسانیان، دینار و درهم فراوانی به دست مسلمانان افتاد. این سکهها با تصویر پادشاهان ساسانی و علامت آتشکده، در میان مسلمانان، رواج یافت. در زمان خلیفه دوم، سکههای ساسانی تغییر نیافت، پس از او دیگر خلفا و حکام عرب در محدوده جهان اسلام به نقر نام خود به خط کوفی و کلام حمد و توحید «لله الحمد و بسم الله» بر سکههای ساسانی و رومی اکتفا کردند. در زمان خلافت علی (ع) هر دینار ده درهم ارزش داشت.
7- مسکوکات دوره اموی
استفاده از سکههایی که اشاره شد در دوره حکومت بنیامیه نیز ادامه داشت. احتمالاً از سال (51 هـ.ق) در مسکوکات ساسانی اندک تغییراتی داده شد. در این زمان امرای شرق با اتکا به اختیاری که مقام خلافت به آنان داده بود، برداشتند و نام خود را با خط پهلوی بر سکهها حک کردند.
استفاده از مسکوکات ساسانی و سکههای رومی، که قبل از استقرار حکومت اسلامی و در صدر اسلام در کشورهای عربی رواج داشت، چندان تأثیری در وضع اقتصادی آنان نمیگذاشت، تا اینکه در زمان خلافت معاویهبن ابوسفیان، که تجارت و مبادلة اجناس با روم آغاز شد، وضع به گونهای بود که رومیان به هنگام فروش مالالتجاره خود، نرخ پول را پائین میآوردند و به هنگام خرید مالالتجاره اسلامی نرخ پول خود را بالا میبردند؛ هم از این رو بازرگانان اسلامی هم در خرید و هم در فروش کالا متضرر میشدند. تا اینکه معاویه قراردادی با دولت روم منعقد کرد و نرخ ثابتی برای مسکوک رومی معین شد. در نتیجه همان مسکوکات با اندک تغییراتی همچنان در دادوستد رایج بود. در زمان خلافت عبدالملک مروان 65- 86 (هـ.ق) بود که رومیها عهد خود را شکستند و مثل گذشته نرخ مسکوکات خود را تغییر دادند. عبدالملک مروان تدبیری اندیشید و پس از مشاوره با حضرت امام محمدباقر (ع) مبادرت به ضرب نخستین سکه رسمی اسلامی کرد. از آن پس در میان مسلمانان سه نوع مسکوک رواج یافت:
1- مسکوکات طلا که آن را دینار میگفتند؛
2- مسکوکات نقره که آن را درهم مینامیدند؛
3- پول و مسکوک خرد مسین که در ادوار مختلف و مناطق گوناگون نامهای متفاوتی داشت.
8- مسکوکات دوره عباسی
پس از اینکه امرا و والیان بلوک شرق، در جنگ عباسی، به ابومسلم پیوستند در مسکوکاتی که در بعضی شهرهای ایران ضرب شد، به منظور ابزار علاقه به خانوان نبوت، آیه مبارکه: «قل لااسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی» (سوره 42، آیه 23) را بر سکهها حک کردند. در سال (131 هـ.ق) ابومسلم، فلسی در ری ضرب و «ابومسلم امیرالمحمد» را بر آن حک کرد. ضرب سکه را در دوره عباسی به سه دوره میتوان تقسیم کرد:
1- از بدو تأسیس حکومت عباسیان (132 هـ.ق) تا پایان خلافت مأمون (218 هـ.ق).
2- از آغاز خلافت المعتصمبالله (218 هـ.ق) تا پایان خلافتالمستکعی (333 هـ.ق).
3- از زمان خلافت المستنجدبالله 555 (هـ.ق) تا پایان خلافت المعتصمبالله 656 (هـ.ق)یعنی پایان خلافت عباسیان.
در دوره اول محل ضرب سکه طلا در شام بود. اصول حک همان بود که در دوره اموی مرسوم بود. هنگامی که امین به خلافت رسید دستور داد نام مأمون را از روی سکهها بردارند. اما در دوره خلافت مأمون بود که برای نخستین بار نامه ضرابخانهها بر سکهها حک شد. هنگام ولایتعهدی امام رضا (ع) در ری به نام او سکه ضرب شد. در دوره دوم عباسی، احمد خجستانی، که پس از عمروبن لیث، خراسان و سیستان و کرمان را متصرف شده بود، به نام خود سکه زد. در ایران، سامانیان و در مصر بنیطولون، به هنگام تشکیل دولت، به نام خود سکه زدند. در دوره آل بویه دو نوع سکه مربوط به زمان عضدالدوله دیلمی به دست آمده است: یکی سکه تاجی (منتسب به «تاجالله» لقب عضدالدوله) دیگر سکه شجاعی (لقب دیگر عضدالدوله شجاعالدوله). دیناری طلا نیز در زمان عضدالدوله بختیار در سال (365 هـ.ق) ضرب شده است. در دوره غزنوی سکههایی از محمود غزنوی در نیشابور ضرب شده است، با شمشیری که نشانه این خاندان بود، مشخص است.
از دوره سلجوقیان نام سلطان بر سکهها ضرب شده است. سکههایی از طغرل بیگ در سال (439 هـ.ق) در نیشابور و ری ضرب شده است. بر سکههای این خاندان علامت تیر و کمان حک شده است که یعنی این خاندان از غزها بودهاند. در سال 484 (هـ.ق) سکهای به نام ملکشاه و محمد در اصفهان ضرب شده است.
از دوره خوارزمشاهیان، از آتسز فرزند محمود و علاءالدین محمد خوارزمشاهی، سکههایی باقی مانده است. بر سکههای این پادشاهان نامهایی از قبیل قادری، سنجری، اسکندری و منصوری به چشم میخورد؛ که بر یک روی آنها نام خلیفه المقتفی لامرالله ضرب شده است.
9- مسکوکات دوره مغول
سکههایی از چنگیزخان هست که نام خلیفه وقت (الناصرالدینالله) بر روی آن و بر پشت آن «العادلالاعظم چنگیزخان» حک شده است. تا پیش از غازانخان، حکام هر یک از ممالک ایلخانی، با عیارهای مختلف، سکه میزدند. چون عیار سکهها مختلف بود، در معاملات اختلال به وجود میآمد. هرچند ارغونخان و گیخاتو فرمان یکسانسازی عیار سکهها را دادند، اما اعتنایی به فرمان آنها نشد.
سرانجام در زمان گیخاتو (690- 694 هـ.ق)، پولهای کاغذی، به نام چاو رواج یافت. چاو به جای طلا نشانده شد. دستور دادند که هر کس هرچه طلا و نقره در اختیار دارد، تحویل دهد. کسانی که سرپیچی میکردند به مرگ محکوم میشدند. چاو به شکل مستطیل بود و در یک طرف آن کلمه توحید و در طرف دیگر آن، به خط مغولی، القاب خان مغول نوشته شده بود.
چاو بار نخست، در اواخر قرن دهم میلادی (اواسط قرن چهارم هـ.ق) در چین معمول شد. عباس اقبال معتقد است که دو لفظ چاپو چاپخانه همان چاو و چاوخانه قدیم است. گیخاتو و وزیر او خواحه صدرالدین احمد زنجانی، که به دلیل بذل و بخششهای بیش از حد خان مغول، مرگ و میر احشام مغول و مخارج گزاف دیوانی و شاهزادگان دچار ورشکستگی شده بودند، اقدام به نشر چاو کردند. نخستین چاو در تبریز منتشر شد و تجار و اصناف مجبور به قبول آن شدند. به فرمان گیخاتو، در تمام بلاد معتبر ایران و بینالنهرین برای تهیه چاو محلهای مخصوصی به نام چاوخانه ایجاد شد. مأمورانی را برای نظارت و رسیدگی کارها فرستادند، اما در کار چاو رونقی حاصل نشد و در نتیجه بسیاری از اهالی تبریز مهاجرت کردند و معاملات متوقف شد و مردم تبریز سر به شورش برداشتند. در شیراز نیز مردم شورش کردند و گیخاتو ناچار شد دستور دهد که استفاده از چاو متوقف شود.
در دوره تیمور سکههایی به نام تیمور ضرب شد که سکههای محمودخانی (محمودی) نامیده میشد و تا آخر دوره حکمرانان تیموری جریان داشت. امیر تیمور گورکان نام فرزندش محمود را برای سکههای خود برگزید.
10- مسکوکات دوره صفوی
سکههای عصر صفوی از طلا، نقره و مس بود. سکههای زمان شاه عباس «عباسی» نامیده میشد. این سکهها نخست از جنس نقره بود. هر پنجاه عباسی را یک «تومان» میگفتند، که ده هزار دینار قیمت داشت. در این دوره مسکوک طلا وجود نداشت. فقط سکههای طلایی را که «شاهنشاه» نام داشت، هنگام جلوس شاه بر تخت سلطنت و در جشن نوروز ضرب میکردند. این سکهها در میان مردم رواج نداشت و آن را شرافی (اشرافی) نیز میگفتند. علت این نامگذاری بهای زیاد آنها بود. سکههای رایج این دوره «غزبیگی» یا «غازبیگی» برابر پنج دینار یا یک دهم شاهی؛ «بیستی» معادل بیست دینار یا دو پنجم شاهی؛ «پول سیاه» یا «قراپول» معادل بیست و پنج دینار یا نیم شاهی؛ «شاهی» معادل پنجاه دینار و «عباسی» معادل دویست دینار یا چهار شاهی بود. تا انتخاب ریال به منزله واحد پول در ایران، در سال (1308 هـ.ش) و حتی سالها بعد از آن، از این واحدهای پولی استفاده میشد.
پس از صفویه نیز از این مسکوکات استفاده میکردند. در دوره نادرشاه واحد پولی به نام «نادری» وجود داشت، که ارزش آن ده شاهی بود.
11- مسکوکات دوره قاجاریه
واحد اصلی پول قاجار تومان، قران و شاهی بود.
تومان: تومان واژه ترکی ایغوری است، به معنی ده هزار که در تقسیمات لشکری هر ده هزار سرباز «تومان» و فرمانده آنها «امیرتومان» نامیده میشد. تا پیش از قاجار از این واحد پولی استفاده نمیشد. در دوره مغول ده هزار دینار را برابر تومان میدانستند. کسروی یک تومان مغول را برابر صد هزار تومان امروز میداند تومان طلا برا نخست در زمان فتحعلی شاه قاجار ضرب شد. وزن آن در (1224 هـ.ق) (1188 هـ.ش) یک مثقال و یک ششم مثقال بود. در (1295 هـ.ق) در زمان ناصرالدین شاه، وزن طلای تومان کاهش یافت و ارزش آن برابر ده قران نقره یا ده هزار دیار شد. اما سکهای به نام دینار وجود نداشت. در سال (1308 هـ.ش) که آحاد پول ایران تغییر کرد، تومان به معنای ده ریال شد که هنوز هم این لفظ رایج است.
در زمان فتحعلی شاه، سکه نقره جدید، یعنی «قران» متداول شد، که معادل یک دهم تومان و پنج عباسی یا بیست شاهی بود. در این زمان شاهی به صورت سکه مسی درآمده بود. بنابراین سه شکل سکه در ایران رایج بود: تومانهای طلا، قران نقره و شاهی مسی. ولی پول رایج سکههای نقره بود.
آقا محمدخان قاجار در سیزده شهر ضرابخانه سکه طلا و در بیست و دو شهر ضرابخانه نقره و فتحعلی شاه در بیست و پنج شهر ضرابخانه طلا و در سی و یک شهر ضرابخانه نقره داشت.
در (1294 هـ.ق) در ایران ضرابخانه به سبک جدید تأسیس شد. این سال که مصادف با سیامین سال سلطنت ناصرالدین شاه بود، قران جدیدی با عیار نود درصد ضرب شد، که با فرانک برابر بود. این قران که در زمان امینالسلطان ضرب شد به قرانهای امینالسلطانی مشهور بود. تأسیس ضرابخانه سبب شد تا شکل و وزن سکهها یکسان شود. سکههای طلا ده تومانی، یک تومانی، پنج هزاری، دو هزاری؛ سکههای نقره، پنج هزاری، دو هزاری، یک هزاری، ده شاهی، پنج شاهی، سه شاهی و پول سیاه، صد دیناری، یک شاهی و نیم شاهی بود.
12- مسکوکات دوره پهلوی
پول دوره قاجار تا اوایل دوره پهلوی رایج بود. اما طلا پشتوانه پول نبود. در سال (1308 هـ.ش) طلا پشتوانه پول شد. مسکوک نقره یک ریالی به نمایندگی ریال طلا در کشور رایج و قران برچیده شد. مسکوک نقره، نیم ریالی، دو ریالی و پنج ریالی شد.
ریــال:[3] ریال در اصل واژه اسپانیایی است و آن نام سکه نقرهای رایج در آن سرزمین بود که به معنی «شاهی» است. این واژه مترادف «رویال»[4] انگلیسی و «رگالیس»[5] لاتین است که آن هم به معنای شاهی است و از ریشه «رکس»[6] یعنی «شاه» است. این سکه در سال (1497 م) در مستعمرات اسپانیا و نیز آمریکای جنوبی ضرب میشد و تا سال (1870 م) در آن مناطق مرسوم بود. در (920 هـ.ق)، (1514 م) پرتغالیها، به فرماندهی آلبوکرک، جزیره هرمز در خلیج فارس را تصاحب کردند. در سالهای (1003- 1008 هـ.ق) بار دیگر هرمز به ایران پیوست و شاه عباس آن را از چنگ پرتغالیها در آورد. پرتغال حزو متصرفات اسپانیا شد و هنگامی که ایران با اسپانیا آغاز به دادوستد کرد، ریال اسپانیایی در ایران شناخته شد. با این ترتیب پول اسپانیایی از راه خلیج فارس به ایران راه یافت. پیش از این زمان از ریال در کتابها نامی نیست. پیش از آنکه رسماً واحد پول ایران ریال شود و به جای قران نشیند، بهای آن بیست و پنج شاهی (25/1 قران) بود و اکنون نیز در بسیاری از شهرها مقصود از دو ریال، دوریال و ده شاهی است. ریال در عربستان سعودی نیز رواج یافت و اکنون واحد پول آن کشور است.
در زمان فتحعلی شاه، به سال (1242 هـ.ق)، سکه ریال متروک شد و به مناسبت سیامین سال سلطنت این شاه قران با نام کامل صاحبقران جای آن را گرفت.
اوایل سلطنت رضاشاه، به موجب قانون تعیین واحد و مقیاس پول ایران، مصوب سال (1308 هـ.ش)، واحد پول ایران، ریال طلا معین شد. مسکوک مضروب نقره به نام ریال، که یک صدم سکه طلا، موسوم به «پهلوی» ارزش داشت، به جای قران نشانده شد.
پهلوی: از مسکوکات قانونی طلا در ایران در دوره رضاشاه، سکه پهلوی است که براساس قانون مصوب سال (1310 هـ.ش) در مجلس شورای ملی، که برای تعیین واحد و مقیاس پول ایران به تصویب رسید، سکه پهلوی طلا به ارزش صد ریال ضرب شد. این سکه دارای عیار 900 در هزار بود و با عکس شیر و خورشید و پادشاه مزین شده بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بهار سال (1358 هـ.ش)، سکه طلای ایرانی ضرب شد به نام «بهار آزادی» که دارای همان عیار پهلوی است. مسکوکات ریال نیز در این دوره ضرب و اسکناس نیز مانند زمان پهلوی منتشر شد.
13- برات
برات واژهای عربی و از اسناد مهم تجاری است. در اصطلاح دیوانی رسیدی بود که در برابر اجناسی که خزانهدار تحویل میگرفت، به آورنده جنس میدادند. در دوره سلجوقی، دیوان وزارت یا بارگاه، با اندک تفاوتی، آن را برای خزانهدار یا حکام ولایات میفرستاد تا در مقابل جنس به آورنده بدهند. برات از هزاره دوم (ق.م) شناخته شده بود و جز مشخص کردن قرض و ثبت تاریخ تأدیه آن، معنای دیگری نداشت. در دوره سامانی برات سند تملک شناخته شد و رواج یافت در معاملات امروز برات نوشتهای است که به موجب آن شخص به دیگری دستور میدهد که مبلغی را در وجه یا به حواله کرد او یا شخص ثالث بپردازد.
14- پیچک
پیش از انتشار اسکناس در ایران بیجک در حکم چک و سفته بود و ابداع آن را به صرافان نسبت میدهند؛ و آن سندی بود که صراف به موجب آن وصول مبلغی را رسماً اعلام و پرداخت آن را به کوتاهمدت یا عندالمطالبه تعهد میکرد. بیجک را صرافان بیشتر در برابر براتهای بازرگانان صادر میکردند و نیز رواج و ارزش آن در بازار به شهرت و اعتبار صراف بستگی داشت، و علاوه بر آنکه سود سرشاری برای صراف داشت، برای رفع مشکل کمبود مسکوک در گردش، مؤثر بود. بیجک ابتدا به مبلغ مشخص و معینی صادر نمیشد؛ بلکه نام بیجک متفاوت بود. ولی بعدها بعضی از مؤسسهها در شیراز و اصفهان بیجکهایی به ارزش متساوی در جریان گذاردند. بیجک نخستین پول اعتباری ایران محسوب میشود. بیجک را در ایران، صرافان، در زمان ناصرالدینشاه، رواج دادند. هنگامی که امتیاز نشر اسکناس به بانک شاهنشاهی واگذار شد، این بانک از انتشار بیجک ممانعت کرد.
15- چـــک
چک واژهای به زبان پهلوی است که به زبانهای اروپایی راه یافته و به معنی تضمین سند متداول شده است. در عربی سک (صک)، شک و «شاک» و در ترکی نیز چک به معنای بند، دفتر، ورقه گواهی، قباله و امضا آمده است. این کلمه که پارسی است، در زمان ساسانیان رایج بوده و بعدها به زبانهای اروپایی راه یافته است. ایرانیان یا یهودیانی که مؤسسههای صرافی دوره ساسانی را اداره میکردند، آن را ابداع کردند. بازرگانان مسیحی سوری بعدها آن را به غرب بردند. امروزه چک نوشتهای است که به موجب آن صادرکننده تمام یا قسمتی از وجوهی را که نزد بانک دارد دریافت یا به دیگری واگذار میکند، و از اسناد بسیار مهم بانکی به حساب میآید.
بیتا مدنی
دبیر منطقه 14
منابع :
1- دهخدا ، لغت نامه ج7 / ص 591
2- پیرنیا حسن ، تاریخ ایران قدیم (تهران کتابهای جیبی 1344 ) ، 1 / 391 ، 553 – 554 ، 950
3- گیرشمن ، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمة محمد معین ( تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1364)، ص 408 .
4- فلورویلم ، جستارهایی از تاریخ اجتماعی عصر قاجار ، ترجمة ابوالقاسم سری(تهران، انتشارات توس، 1366 )، ص 303 .
5- ملک زاده بیانی ، تاریخ سکّه از قدیم ترین ازمنه تا دورة اشکانیان ( تهران، دانشگاه تهران، 1355 )، 1/65
6- گوردون چایلد، سیر تاریخ ، ترجمة احمدبهمنش ، ( تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1358)، 230 .
7- قائم مقامی ، عبدالوهاب « خلاصه ای از پیدایش پول در ایران ، مجله ارمغان ، شماره 6 ص 284 .
8- عیساوی چارلز ، تاریخ اقتصادی ایران ، ترجمة یعقوب آژند( تهران، نشر گستره ،1362) ، ص 125 – 127 .
9- تیموری ، همان جا 205 ، دانشپور عباسی ، بانک شاهنشاهی وامتیاز، ( تهران، انتشارات بانک ملی ، 1326 هـ.ش)، ص 14.
10-بیات ، کاوه ، اسناد وزارت داخلة ایران و جنگ جهانی اول ، ( تهران، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران 1369) ، ص 308 .
11-معاصر ، حسن ، تاریخ استقرار مشروطیت درایران، ( تهران، انتشارات ابن سینا 1353 ) 2/1115 .
12-معتضد، خسرو، حاج امین الضرب تاریخ تجارت سرمایه گذاری صنعتی در ایران، (]تهران[ انتشارات جانزاده 1366 )ص 454.
13-اشرف ،احمد، موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران (دوره قاجاریه )، تهران1359 خورشیدی ، ص 78 .
| Design By : Pichak |

