شمیم آموزش و نوآوري
حاوی روش های جدید تدریس و مطالب مفید آموزشی
دانستنی ها برای معلم
کتاب علوم تجربی پایه اول دبستان
فصل اول: ما و اطراف ما
درس در یک نگاه:
در فرایند آموزش این درس به اهمیت استفاده از حواس در شناسایی محیط اطراف پی می برند و با انجام فعالیت هایی با نقش حواس مختلف آشنا می شوند و مهارت مشاهده در آن ها تقویت می شود.
هدف های این درس:
دانستنی ها و مهارت ها:
- از حواس خود در شناسای محیط اطراف استفاده کند.
- اجسام را از نظر شکل ظاهری ، صدا، بو، مزه، رنگ، اندازه و ویژگی های ظاهری مقایسه و طبقه بندی کند.
نگرش ها:
- در فعالیت ها و پرسش و پاسخ نوبت را رعایت کند.
- به حفظ سلامت اندام های حس اهمیت دهد.
هر جانور برای آن که زنده بماند و از عهده ی کارهایش بربیاید، باید بداند هر لحظه در جهان اطراف چه می گذرد. او بدون این اطلاعات نمی تواند غذا یا جفت پیدا کند، در زیستگاه مناسب بماند یا از جانوران شکارگر بگریزد. این اطلاعات حیاتی را حواس پنجگانه فراهم می کنند.
بینایی به ما می گوید که هر چیز کجاست و چه شکلی دارد. شنوایی ما را از موقعیت آن آگاه می کند و به برقرار کردن ارتباط با آن کمک می کند. به کمک بویایی و چشایی،جانور می تواند مواد شیمیایی موجود در محیط را ، مانند مواد شیمیای موجود در غذا یا موادی که رقیب یا جفت او آزاد می کند، تشخیص دهد. بویایی و چشایی در تشخیص غذای سالم از غذای سمی به جانور کمک می کند. لمس کردن جانور را از این که اشیاء چگونه اند و چه موقع نزدیک او هستند آگاه ، می کند.
اندام های حسی و مغز
اندام های حسی اطلاعات را از طریق اعصاب به مغز می فرستند. مغز پیام های گوناگون را ترکیب می کند تا «تصویری» از جهان بیرون بسازد.
حواس ویژه
جانوران برای آن که درست عمل کنند ، به اطلاعاتی در باره ی بدن خود نیز نیاز دارند. آن ها برای آن که بتوانند حرکت کنند، باید بدانند که بخش های بدن نسبت به هم کجا قرار گرفته اند . آن ها برای آن که بتوانند ثابت بایستند نیاز به حس تعادل دارند و نیاز دارند از آسیب دیدگی یا بیماری بخشی از بدن خود باخبر شوند.
این اطلاعات را اندام های حسی داخلی ویژه ای تامین می کنند. مثلاً در انسان یاخته های حسی موجود در ماهیچه ها و مفصل ها به تنظیم حرکت بدن کمک می کنند. در بدن ،اندام تعادلی هست که با گوش درونی مرتبط است و تقریباً در سرتاسر بدن یاخته های حسی برای احساس درد وجود دارد.
اَبَر حس ها
در برخی از جانوران ممکن است اندام های حسی معمولی برای سازگار شدن با شیوه های خاصی از زندگی ، فوق العاده حساس شوند. در جانوران دیگر، حواس تازه ای پدید آمده است. خفاش ها می توانند به کمک رادار بسیار پربسامد خود ، در آسمان تاریک مسیر خود را پیدا کنند. کوسه ماهی ها با حس کردن علامت (سیگنال) های الکتریکی بدن طعمه ، می توانند در تاریکی شکار پیدا کنند. شاخک های شب پره ی امپراتور نر چنان به بویی که حشره ی ماده هنگام جفت گیری تولید می کند حساس اند که این حشره می تواند یک مولکول مربوط به حشره ی ماده را از فاصله 11 کیلومتری تشخیص دهد.
ادامه فصول در لینک زیر
آموزش علوم در همه جوامع برای نیل به ایجاد شهروندانی خلاق و آشنا با فرآیند تفکر می کوشد. یکی از مباحث مطرح در آموزش علوم، کج فهمی است که در این مقال مختصر به بررسی آن می پردازیم. کج فهمی زمانی رخ می دهد که شخص به مفهومی اعتقاد دارد که به طور معقول، نادرست است. فرض می شود به دلیل ماهیت ذهنی انسان، هر فردی دارای انواعی از کج فهمی است. در این مساله هیچ کس دانش کامل ندارد و دارای یک بازنمایی ذهنی درست از جهان نیست.
تحریف یک مفهوم، کج فهمی نیست اما ممکن است باعث ایجاد کج فهمی شود. هر فردی در انتقال یک مفهوم ممکن است تنها یک مجموعه از اطلاعات را برای ارائه انتخاب کند، گیرنده می تواند مفاهیم دیگری در باره مفهوم ارائه شده که ممکن است نادرست باشد، تصور نماید. کج فهمی به تصورات قبلی، افکار و باورهای غیر علمی، مفاهیم درهم یا سوء تعبیرهای مفهومی اشاره می کند و حالتی را نشان می دهد که در آن عقاید دانش آموزان با تفسیر علمی مدرن کاملامغایر است. یک شخص ممکن است چندین تصور ذهنی از برخی پدیده ها داشته باشد. بعضی محققان به جای کج فهمی، عبارت «نظریه خام یا ساده» را پیشنهاد داده و برخی از اصطلاح تصورات دیگر استفاده می کنند ولی بیش ترین تاکید بر واژه کج فهمی است.
دانش آموزان وارد هر کلاس یا هر درس جدید که می شوند تصوراتی با خودشان دارند که بیشتر محققان به این تصورات کج فهمی می گویند. بعضی کج فهمی ها از تجارب گذشته دانش آموزان و برخی از تدریس های نادرست قبلی نشات می گیرد، اما اغلب علت مشخصی ندارند. بیشتر نظریه های علمی که مورد مطالعه، تفسیر و تحلیل قرار می گیرند، به فراگیر تحمیل می شوند که با نبودن شکل یا طرح کامل و دقیق، دانش آموز به صورت قیاسی، تکه هایی از آنها را سرهم می کند تا مقداری از کل مطلب از پیش دریافت شده با داده های موجود متناسب شود.
کج فهمی ها را می توان در مقوله های زیر دسته بندی کرد:
- مفاهیم پیش دانسته، مفاهیمی عمومی هستند که ریشه در تجربیات روزمره دارند. برای مثال بسیاری از مردم معتقدند که جریان آب در زیر زمین باید به صورت نهرهایی روان باشد زیرا آنها آب های سطح زمین را به صورت نهرهای در جریان می بینند.
- عقاید غیر علمی، شامل نظرات آموخته شده توسط دانش آموزان از منابعی غیر از آموزش علمی نظیر افسانه هاست.
- بدفهمی های ادراکی: این مورد هنگامی ایجاد می شود که دانش آموزان اطلاعات علمی را به گونه ای آموخته باشند که حتی اگر این اطلاعات با تصورات قبلی و عقاید غیر علمی آنها در تضاد باشد، به تفسیر و علت یابی تضاد به وجود آمده نمی پردازند و برای رهایی از آشفتگی خود، مدل های ضعیفی را ارائه می کنند. این مدل ها آنقدر ضعیفند که خود دانش آموزان در مورد مفاهیم آنها اطمینان کافی ندارند.
- کج فهمی های بومی: این دسته از کج فهمی ها از کاربرد کلماتی که در زندگی روزمره یک معنی و در زمینه علمی معنای دیگری دارند، ناشی می شود. یک دبیر زمین شناسی مشاهده کرد که دانش آموزان با این ایده که «یخچال های طبیعی عقب نشینی کرده اند»، دچار مشکل هستند زیرا آنها تصور می کنند یخچال متوقف شده، بازگشته و در جهت مخالف حرکت می کند. جایگزینی کلمه ذوب شدن برای عقب نشینی به تقویت تفسیر صحیح یعنی «قسمت جلویی یخچال سریع تر از تشکیل یخ، ذوب می شود»، کمک می کند.
- کج فهمی های واقعی: کج فهمی های واقعی اشتباهاتی هستند که در سنین پایین ایجاد شده و در بزرگسالی نیز کاملاحفظ می شوند. آشکارا این باور که «رعد و برق هرگز 2 بار به یک نقطه برخورد نمی کند» بی معنی خواهد بود. اما این تصور ممکن است در یک جایی از ذهن شما وجود داشته باشد.
حال به بررسی این سوال می پردازیم:
اگر ما تدریس می کنیم پس چرا دانش آموزان ما یاد نمی گیرند؟
تحقیقات، آزمایش مواد برنامه آموزشی و مشاهدات دانش آموزان و معلمان برخی از دلایل مشخص را برای آشفتگی و کج فهمی دانش آموزان بیان می کند:
1- تکامل عقاید دانش آموزان همیشه به سرعت ارائه مفهوم در اغلب کتاب های درسی و بسیاری از واحدهای آموزشی طراحی شده توسط معلم پیش نمی رود.
2- زبان استفاده شده توسط معلمان و کتاب های درسی ممکن است باعث گیج شدن تعدادی از دانش آموزان شود.
3- اغلب تضاد «ناشناخته ای» بین تجارب روزمره دانش آموزان و آنچه در کتاب های درسی یا کلاس ارائه می شود، وجود دارد.
4- معرفی تعاریف علمی و فرمول ها (که بسیار انتزاعی هستند) برای دانش آموزان اگر تجربه کافی از قبل نداشته باشند، لزوما متقاعد کننده یا با معنی نیستند. به طور سنتی بسیاری از دانش آموزان پس از ارائه درس و بحث در باره مفهوم، در فعالیت ها درگیر می شوند. این فعالیت ها بیشتر جنبه بازبینی دارند تا پژوهش محور.
5- اغلب پیش از آن که به دانش آموزان فرصتی داده شود تا آنچه به آنها گفته شده را بررسی کرده و خود را متقاعد سازند، انتظار می رود مطالب را درک کنند. معمولاایده ها به دانش آموزان تحمیل می شود تا این که به آنها فرصتی برای ایجاد احساسی از طریق کشف و توسعه عقاید/ مدل ها در طول زمان داده شود.
6- برآورد باورها از تجارب شخصی، شهودگرایی و احساس متداول، اغلب دانش آموزان را به سمت تشکیل عقاید و مدل های خودشان پیش از آموزش رسمی سوق می دهد. به نظر می رسد این تجارب و ادراکات با آنچه دانش آموزان در کتاب های درسی خود می خوانند یا توسط معلمانشان به آنها گفته می شود در تناقض است.
7- اگرآموزشی در شناسایی آنچه عقاید آغازی دانش آموزان نامیده می شود نا موفق باشد، نمی تواند موجب تغییر ایده های نادرست آنها شود. این موضوع شبیه تشخیص یک دکتر در بیماری است. شما نمی توانید یک دوره درمان را بدون آزمایش علایم اولیه تجویز نمایید.
8- معلمان و مدارس (حتی آزمون ها) اغلب به اشتباه فرض می کنند که دانش آموزان یک مفهوم را براساس کلماتی که به هنگام توصیف چیزی (مثل تبخیر) به کار می برند، درک کرده اند. اصطلاحات علمی دلیل کافی برای یادگیری نیست.
9- غالب اوقات نمایش های استفاده شده توسط معلمان انفعالی هستند و این هنگامی است که دانش آموزان بدون کاربرد ماهرانه مواد یا تجربه پدیده ها به طور انفرادی یا در گروه های کوچک ساکت نشسته و مشاهده می کنند.
10- تصاویر، نمودارها و مدل های دوبعدی در کتاب های درسی و دیگر مواد آموزشی می توانند گمراه کننده بوده و موجب کج فهمی شوند.
11- برخی قیاس های متداول مورد استفاده برای توضیح نظریه ها می تواند موجب مشکلاتی شوند، از آن جهت که همانندی قیاس ها با موضوع اصلی کامل نیست.
اغلب کج فهمی ها در جریان پژوهش آزمایش و استفاده ازمدل هایی که اهمیت زیادی دارند ایجاد می شوند و معمولی ترین کج فهمی ها مربوط به مدل های عینی هستند12- کاربرد روزمره از عبارات معین، اغلب در بافتی غیرعلمی استفاده می گردد و به سردرگمی دانش آموزان کمک می کند. برخی کلمات در زبان انگلیسی دارای معانی متفاوتی هستند و یک کلمه علمی بسادگی می تواند با کاربرد متداول اشتباه گرفته شود. (برای مثال گرما بالامی رود)
13- برخی ایده ها برای بسیاری از دانش آموزان که هنوز در یک مرحله واقعی یادگیری قرار دارند بسیار انتزاعی و مشکل هستند. (فضاهای خالی بین اتم ها و مولکول ها)
14- از برکردن نظریه ها می تواند موجب مشکلات بیشتری بخصوص برای «دانشجویان خوب دانشگاهی» شود.
حال که به این موضوع پی بردیم، چگونه می توانیم کج فهمی ها را از بین ببریم؟
دانش آموزان پیش از پذیرفتن مفاهیم علمی مورد قبول، باید با باورهای خود و همچنین با تناقض ها و محدودیت های مربوط به این عقاید روبه رو شوند و سپس مبادرت به بازسازی دانش لازم برای درک مدل علمی ارائه شده نمایند. این فرآیند مستلزم آن است که معلمان:
- کج فهمی های دانش آموزان را شناسایی کنند.
- موقعیتی را فراهم کنند که دانش آموزان با کج فهمی های خود روبه رو شوند.
- به دانش آموزان در بازسازی و درونی سازی دانش خود براساس مدل های علمی کمک نمایند.
قبل از تصحیح کج فهمی ها باید آنها را شناسایی کرد. می توان آزمون های مفهومی را توسعه داده که به شما اجازه می دهد کج فهمی های دانش آموزان را تشخیص دهید.
4 راه حل را برای نشان دادن کج فهمی های دانش آموزان می توان ارائه کرد که عبارتند از:
1) پرسش طرح کنید. برای نشان دادن کج فهمی ها باید بدانیم این کج فهمی ها در چه مطلبی هستند. یکی از موثرترین ابزارها طرح سوال است، شواهد تحقیقی نشان می دهد استفاده از پرسش های سببی (علی) یکی از موثرترین ابزارها برای تشویق دانش آموزان است که به ما فرصت می دهد کج فهمی های آنها را آشکار سازیم.
2) محیط امنی برای تعمق و مباحثه برقرار کنید. به نظرات و عقاید دانش آموزان احترام بگذارید و از تحلیل ها و مباحثه آنها در مورد اطلاعات و مشاهده مدل ها، حمایت کنید تا در آشکارسازی کج فهمی، موثر واقع شده و باعث تغییر مثبت و دائمی مفهوم شود.
3) مدل ها و واقعیت ها را مقایسه کنید و بین آنها تمایز قایل شوید. اغلب کج فهمی ها در جریان پژوهش، آزمایش و استفاده ازمدل هایی که اهمیت زیادی دارند ایجاد می شوند و معمولی ترین کج فهمی ها مربوط به مدل های عینی هستند.
4) از چندین مدل استفاده کنید تا واژگان مخصوص و کج فهمی های فضایی (سه بعدی) را نشان دهد. دانش آموزان با حالت های سه بعدی مربوط به مدل ها مشکل دارند و معمولااز طریق تکالیف و تمرین های کلاسی با مدل ها آشنا می شوند. استفاده از چندین مدل نمایشی علاوه بر واژگان مربوط به متون دیگر (مثل ابر یا لایه الکترونی و دیواره سلولی و غیره) می تواند توصیفی از حالت ویژه را با معانی گیج کننده مقایسه کند.
حال بیایید به دانش آموزان خود کمک کنیم با کج فهمی هایشان روبه رو شوند
قبل از معرفی مطلبی جدید در کلاس یا آزمایشگاه، تامل درباره کج فهمی های ممکن و بازبینی آنها مفید است. با استفاده از سوال و بحث، کج فهمی های اضافی را نیز مورد کاوش قرار دهید. دانش آموزان اغلب با تنوع تصورات از قبل شکل گرفته، خود شما را متعجب خواهند کرد. با مرور مجدد مفاهیم مشکل یا بد فهمیده شده، در چند روز بعد می توانید به دانش آموزان در تشخیص کج فهمی های خود کمک کنید. برخی از کج فهمی ها را می توان با توضیح خواستن از دانش آموزان در مورد یک موضوع یا یک پدیده، آشکار کرد. برای مثال پیش از ارائه درس، از دانش آموزی بخواهیم یک اتم را روی تابلو رسم کند. حتی دانش آموزانی که پیش زمینه دبیرستانی قوی دارند نیز یک هسته رسم کرده و الکترون ها را در مدارهای جداگانه در اطراف آن مانند منظومه شمسی قرار می دهند. اگر دانش آموزان ابتدا مدل خودشان را رسم کنند و سپس جواب های آنها در کلاس به بحث گذاشته شود، در شناسایی مدل های قبلی موجود در ذهن فراگیران به معلم کمک می شود.
با توجه به اهمیت این موضوع، کج فهمی دانش آموزان پیش دانشگاهی در مفاهیم الکتروشیمی کتاب درسی شیمی خود توسط آقای امراله کوهی یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد آموزش شیمی اینجانب در دانشگاه شهید رجایی مورد بررسی قرار گرفت. در این بررسی 331 دانش آموز دوره پیش دانشگاهی از مناطق آموزشی مختلف شهر تهران پس از تدریس الکتروشیمی به وسیله پرسش نامه ای که دارای 7 سوال 4 گزینه ای و یک سوال تشریحی باز پاسخ بود مورد آزمون قرار گرفتند.
نتایج به دست آمده کج فهمی های گزارش شده توسط محققان مختلف، از دیگر کشورها را تایید کرد. همچنین موارد جدیدی از کج فهمی در این تحقیق مشخص شده که می توان به نحوه تشخیص واکنش های اکسایش کاهش و چگونگی انتخاب مبنا برای پتانسیل های کاهشی استاندارد اشاره کرد. در پژوهشی دیگر توسط سرکار خانم معصومه شاه محمدی دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش شیمی، به بررسی کج فهمی معلمان شیمی در بحث آنتروپی پرداخته شد.
نتایج بررسی نشان داد در جنبه های مختلف مفهوم آنتروپی کج فهمی هایی وجود دارد که می تواند در آموزش این مفهوم، اختلال ایجاد کند. بنابراین لازم است کج فهمی ها در برنامه درسی ملی پیش بینی شده و باید برنامه ریزان درسی و متخصصان تالیف کتب درسی کج فهمی های احتمالی را به منظور دستیابی بیشتر به اهداف آموزشی، شناسایی کنند
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 2582 23/3/88 > صفحه 14 (جامعه) > متن
همکاران عزیز آثار خود را برای ما بفرستید تا سایر همکاران نیز در جریان یافته های شما قرار گیرند . ذیلا سه جلد از تالیفات خانم کاربخش که مناسب با مباحث علوم ابتدائی است معرفی می گردد . متن کامل با کسب اجازه از ایشان اسکن شده و در اختیار شما قرار می گیرد 
79-78
اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران / عظیم محبی ، ناظرطرح
بیان مساله :
طراحان برنامه های آموزشی برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون حاصل از گسترش مداوم دانش بشری ، مرتباً بر حجم برنامه ی درسی می افزایند که این شیوه طراحی برنامه درسی فراگیران را به صورت افرادی منفصل ، مصرف کننده و تحویل گیرنده انبوه اطلاعات روزافزون و اغلب فراموش شدنی در می آورد ، در این بین روش تدریس معلم محوری نیز که اغلب در مدارس ما به کار برده میشود براین مشکل می افزاید چرا که در این روش تدریس تقریباً محتوای تمام دروس از طریق معلم به دانش آموزان انتقال می یابد و شیوه هایی نظیر درگیر کردن دانش آموز با مسائل مورد تدریس که لازمه رشد مهارتهای ذهنی در آنها میباشد مورد بی مهری قرار گرفته است.
ارائه دانش نیز به عنوان یک فراورده نمی تواند نیازهای یادگیری دانش آموزان را در آینده فراهم آورد چراکه دانش باید به عنوان یک فرآیند در اختیار دانش آموزان قرار گیرد تا بتوانند در فعل وانفعالات یادگیری شرکت کنند و در ساختن مفاهیم و ایجاد خلاقیت نقش داشته باشند ، برای نیل به این هدف باید روشهای تدریس را به گونه ای تغییر داد که علاوه بر مفاهیم پایه راهی را به دانش آموزان نشان دهد که بتواند به دنبال واقعیتها و دانشهای موردنیاز خود برود تا آنچه را که می آموزد پایدار و عمیق باشد.
توجه به الگوی تدریس نقش سازنده ا ی در ایجاد فرصت برای تعمیق یادگیری دانش آموزان دارد . از انجایی که روش تدریس غالب همانطور که گفته شد روش تدریس مستقیم می باشد باید گامی موثر برای تغییر این روش به سمت شیوه های فعال یاددهی و یادگیری برداشت تجربیات کشورهایی که در این قدمهایی برداشته اند نشان می دهد که بهترین نقطه ی آغاز برای ایجاد تحول در کیفیت آموزش عمومی کشور ، متحول کردن درس علوم تجربی و روش تدریس آن است .
از آنجایی که عوامل موثر و زمینه ساز اشاعه روشهای نوین درسی و خلاقیت در این زمینه چندان مشخص نمیباشد ، لذا در این تحقیق مساله اصلی زمینه یابی به منظور اشاعه نواندیشی و خلاقیت در روشهای تدریس علوم تجربی در دوره ی راهنمایی است که این مساله با اجرای طرح شیوه های نواندیشی ونوجویی بررسی میشود.
اهمیت و ضرورت تحقیق :
برای آموزش علوم به دانش آموزان مواردی وجود دارد که باید توجه خاصی به آنها شود ، که می توان به تجربه و نقش آن که در حوزه بسیار اساسی و ضروری است اشاره کرد . هدف از آموزش علوم تبدیل دانش آموزان به یادگیرندگان مادام العمر است نه انتقال مجموعه ای از اطلاعات پراکنده و صرف علمی ، از عواملی که در این بین نقش اساسی دارد روش تدریس این درس توسط معلمان مربوطه می باشد ، هر چند که معلم در ایجاد موقعیت مناسب یادگیری قادر به کنترل و تغییر بسیاری از عوامل نیست ، اما تا حدی می تواند با تعیین هدفهای صریح اجرایی و اتخاذ روشهای مناسب تدریس و تهیه ی و بکارگیری تجهیزات لازم کیفیت تدریس خود را دستخوش تحول نماید.
به همین خاطر تجزیه و تحلیل الگوها و روشهای تدریس حاکم بر مدارس وعملکرد آنها میتواند راهگشای مناسبی برای معلم در امر تدریس باشد. از این رو انجام تحقیق در این زمینه ضروری بوده ونتایج آن از آن جهت حائز اهمیت است که معلمان را برای انتخاب یک الگوی مناسب تدریس یاری میدهد.
اهداف تحقیق :
هدف کلی از انجام این تحقیق بررسی شیوه های گسترش نواندیشی و نوجویی در روشهای تدریس علوم تجربی از دیدگاه معلمان دوره ی راهنمایی تحصیلی ، می باشد.
سوالهای تحقیق :
1 - آیا طراحی کتابهای درسی بر پایه ی روشهای نوین می تواند شرایط پدیدآئی تغییر در روشهای تدریسی سنتی را فراهم کند؟
2 - آیا برگزاری دوره ها و کارگاههای آموزشی در زمینه روشهای نوین تدریس برای آموزش معلمان ، آگاهی مدیران واولیاء زمینه ساز دست یابی به روشهای نوین تدریس است ؟
3 - آیاایجاد موقعیت برای فعالیتهای علمی درمدارس به استفاده از روشهای نوین تدریس کمک میکند؟
4 - آیا تغییر در روشهای سنجش واندازه گیری به گسترش روشهای نوین تدریس می انجامد ؟
5 - آیا فعال شدن دانش آموزان در فرآیند تدریس از طریق آموزشهای مهارت تفکر اقتصادی ، خلاقیت و کاوشگری به ایجاد تغییر در روشهای تدریس سنتی کمک میکند؟
روش تحقیق :
برای انجام این تحقیق از روش تحقیق توصیفی استفاده شده است .
ابزار جمع آوری دادهها :
برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از پرسشنامه محقق ساخت براساس مقیاس لیکرت استفاده شده است .
جامعه ی آماری :
جامعه ی آماری این تحقیق شامل کلیه معلمان علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی شاغل به تدریس در آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 80-79 میباشد.
نمونه ی آماری و روش نمونه گیری :
در این تحقیق برای تعیین حجم نمونه آماری از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحلهای استفاده شده است که در نهایت از میان مناطق نوزده گانه ، پنج منطقه و از هر منطقه سه مدرسه راهنمایی دخترانه و سه مدرسه راهنمایی پسرانه و از هر مدرسه 2 الی 4 معلم علوم تجربی انتخاب گردیدند.
روشهای آماری تجزیه و تحلیل داده ها :
برای تجزیه وتحلیل داده های بدست آمده در این تحقیق از شاخصهای آمار توصیفی استفاده شده است .
یافته های تحقیق :
1 - تدوین کتابهای درسی علوم تجربی بر پایه روشهای نوین (روشهای فعالی ) سبب ایجاد تغییر در روشهای تدریس موجود ( سنتی ) میشود.
2 - برگزاری دوره ها و کارگاههای آموزشی در زمینه روشهای نوین تدریس برای آموزش معلمان ، آگاهی مدیران و اولیاء زمینه ساز دستیابی به روشهای نوین تدریس است .
3 - ایجاد موقعیت برای فعالیتهای علمی در مدارس و تجهیز و فعال کردن آزمایشگاهها به استفاده از روشهای نوین تدریس کمک می کند.
4 - تغییر در روشهای سنجش واندازه گیری و ایجاد تغییر در دستورالعملهای ابلاغی به مدارس به گسترش روشهای نوین تدریس می انجامد.
5 - فعال شدن دانش آموزان در فرآیند تدریس از طریق آموزش مهارتهای تفکر انتقادی ، خلاقیت و کاوشگری به ایجاد تغییر در روشهای تدریس سنتی کمک میکند.
پیشنهادات :
1 - انجام بررسی های دقیق در زمینه چگونگی برگزاری دوره ها و کارگاههای ضمن خدمت
2 - بررسی دقیق در زمینه نمونه گزینش دانشجوی تربیت معلم و برنامه های درسی مراکز تربیت معلم
3 - بررسی دقیق در خصوص تغییر نظام ارزشیابی
4 - برگزاری کارگاههای یک روزه برای مدیران و والدین جهت آگاهی از شیوه های نوین تدریس
5 - تهیه ی کتاب روش تدریس اختصاصی برای هر کتاب درسی که در آن از روشهای نوین تدریس برای هر درس استفاده شده باشد.
6 - کاهش محتوای کتابهای درسی به منظور مطابقت میزان محتوا با ساعات اختصاصی
7 - بررسی روشهای تغییر نگرش معلمان دروه ی راهنمایی از روشهای سنتی به روشهای فعال
پایان نامه / راستگو، اعظم
1383
دکتر بهرام محسن پور، ناظر
پایان نامه کارشناسی ارشد
مقدمه :
هدف تعلیم و تربیت ان است که دانش اموزان بتوانند با تفکر و استدلال صحیح مسائل خود را حل کنند . یکی از روشهای رسیدن به این هدف روش حل مساله است که روشی سودمند است که در تدریس موضوعات درسی و در زمینه های مربوط به مسائل واقعی زندگی می توان از ان بهره برد .
بیان مساله :
معلمان تا چه اندازه به دانشاموزان فرصت تفکر و اندیشیدن می دهند و تا چه اندازه انها را به تفکر تشویق می کنند ؟
اهمیت :
آموزش علوم به شیوه حل مساله موجب پرورش قدرت دانش آموزان می شود . آنها را برای برخورد عاقلانه با مسائل زندگی آماده می کند .
هدف :
بررسی میزان استفاده معلمان از روش تدریس مبتنی بر حل مساله در درس علوم
سوالات :
· معلمان تا چه میزان از روش تدریس بر حل مساله استفاده می کنند ؟
· آیا بین سطح تحصیلات معلمان و میزان استفاده انها از روش تدریس مبتنی بر حل مساله ، رابطه اماری وجود دارد ؟
· آیا بین سابقه تدریس معلمان و میزان استفاده آنها از روش تدریس مبتنی بر حل مساله رابطه آماری وجود دارد؟
ادبیات تحقیق :
برخی از پژوهشهای انجام شده عبارتند از : دستجردی (1380) ، بررسی تاثیر الگوی تدریس بدیعه پردازی بر عملکرد تحصیلی و پرورش خلاقیرت در درس تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی - قنبری(1379) ، بررسی میزان به کار گیری روش تدریس فعال توصیه شده در راهنمای تدریس کتب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی .
نتایج :
· 70 درصد معلمان از روش تدریس فعال استفاده نمی کنند .
· بین سطح تحصیلات معلمان و نمره تدریس آنها رابطه اماری معنی دار وجود دارد .
· هر قدر سابقه تدریس معلمان بالاتر می رود آگاهی آنها از روش تدریس فعال کمتر می شود .
پیشنهادات :
· برگزاری کلاسهای آموزش ضمن خدمت برای معلمان
· آشنا سازی دانشجو - معلمان با روش های جدید تدریس
· انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه
طرح پژوهشی
حریرفروش ، زهرا
| Design By : Pichak |

















