شمیم آموزش و نوآوري
حاوی روش های جدید تدریس و مطالب مفید آموزشی
همه طرفهای جنگ 33 روزه به ویژه کشورهای حامی آنها و ناظران بین المللی بر پیروزی قطعی ملت لبنان و رزمندگان حزب الله اعتراف دارند.
اینکه چگونه حزب الله خود را برای این جنگ آماده کرد و بر یک دولت نظامی تا بن دندان مسلح پیروز شد موضوعی است که مورد بررسی بسیاری از کارشناسان سیاسی و نظامی منطقهای و فرامنطقهای قرار گرفته و پرسشهای زیادی را در اذهان ایجاد کرده است.
ناکارآمدی تکنولوژی نظامی اسرائیل
قدرت برتر نظامی اسرائیل به ویژه در ابعاد تسلیحاتی و آموزش در زمینه نیروی هوایی، هوانیروز و زرهی که در جنگهای گذشته سهم بسیار مهمی در جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به داخل اسرائیل داشتند، در این جنگ فاقد کارآیی نظامی بوده و نتوانست نقشی در جلوگیری از سرایت دامنه جنگ به داخل اسرائیل داشته باشد.
نیروی هوایی اسرائیل در این جنگ حتی یک بمباران نتیجهبخش نداشته است و صرفاً برای ماندن در صحنه رزم، به بمباران متراکم و گسترده و انهدام زیرساختارهای آشکار شهرهای لبنان میپرداخت. منهدم شدن دو فروند هواپیمای جنگی اسرائیل در این جنگ، اوج ناتوانی نیروی هوایی اسرائیل محسوب میشود.
تانکهای «مرکاوا» که بر اساس تئوری برتری نظامی اسرائیل در جنگهای مستقیم، نزدیک و شهری بارها موفق عمل کرده بود و به همین دلیل در هر دوره بر اساس تکنولوژی روز بهینهسازی میشد و سابقه سالها جولان دادن در سرزمینهای اشغالی و در درون شهرهای فلسطین و همچنین در داخل شهرهای لبنان و از جمله در بیروت را در کارنامه خود داشت در یک محدوده بسیار کوچک جغرافیایی و در جلو دیدگان خبرههای نظامی دنیا میخواستند همراه این کاروان نظامی اسرائیل وارد بیروت شوند، یکی پس از دیگری و هر روز بیشتر از روز قبل منهدم شدند.دو فروند هلیکوپتر نظامی اسرائیل که عامل برتریساز این رژیم در جنگهای غیر خطی و احاطهای بود نیز منهدم شدند و در طول جنگ توان نزدیک شدن به خطوط نیروهای حزبالله را نداشتند.
- یکی از صحنههای شگفتانگیز این جنگ منهدم شدن دو فروند ناوچه «ساعر5» اسرائیل بود. اینکه این ناوچهها از کجا، چگونه و توسط چه مواد انفجاری منهدم شدند. چرا سیستمهای نظامی الکترونیک و دفاعی موجود در این ناوچهها نتوانستند کوچکترین واکنشی نشان دهند؟ و... اینها از جمله مواردی هستند که نظامیان اسرائیلی و آمریکایی را شگفتزده کرده است.
ناکارآمدی تاکتیکی نظامی اسرائیلعملیات هلیبرن با به کارگیری انواع هلیکوپترهای نظامی فوق پیشرفته یکی از اصلیترین تاکتیکهای جنگهای غیر خطی و احاطهای است، که از طریق پیاده کردن نیرو در پشت خطوط و در عمق خاک طرف مقابل میتواند ضمن انهدام نیرو، ربودن فرماندهان و عناصر اصلی، جبهههای جدیدی را علیه طرف مقابل ایجاد و موجب تجزیه نیروهای طرف مقابل و از هم پاشیدگی طرحهای پدافندی آنها گردد.
این رژیم با استفاده از همین تاکتیک به کرات در طول دورههای اشغال لبنان و پس از آن، بسیاری از فرماندهان اصلی لبنانی و عناصر مخالف خود را در جای جای این سرزمین شهید کرد و یا به اسارت گرفت و در جنگهای بزرگ گذشته نیز چندین یگان نظامی و از جمله چند لشکر عراقی را که برای کمک به سوریه از عراق به سوی مرز سوریه در حرکت بودند را با همین تاکتیک، در داخل خاک عراق منهدم کرد.
در این جنگ کماندوهای اسرائیلی بارها کوشیدند که با پیاده شدن در پشت خطوط دفاعی حزبالله ضرباتی را به نیروها وارد کنند، تلاش برای ربودن شیخ «محمد یزبک» معاون سیدحسن نصرالله در بعلبک از جمله این اقدامات بود، که با شکست مفتضحانهای مواجه گشت.
برتریهای اطلاعاتی حزبالله
شکی نیست که منطقه حاشیه مرزی لبنان و اسرائیل به عنوان منطقه نفوذ و منطقه احتمالی نبرد برای طرفین جنگ کاملا شناخته شده و مشخص بود. حزبالله چگونه توانست این منطقه را برای پذیرش این جنگ تجهیز و آماده کند؟ توان، تعداد، برد، انبارهای موشک، قدرت انفجار و محلهای سکوهای پرتاب و ... اصلیترین نیازمندیهای اطلاعاتی رژیم اسرائیل در طول این جنگ بود که هیچگاه نتوانست حتی به درصدی از این اطلاعات مورد نیاز خود دست یابد.
حزبالله با مخفی کردن و مدیریت بر این اطلاعات توانست همراه با وارد کردن ضربات نظامی و خسارات مالی و جانی به اسرائیل، دامنه جنگ را نیز کنترل کند، به عبارت دیگر توانست، قدرت موشکی خود را به نیروی بازدارنده و تعیین کننده در سرنوشت جنگ تبدیل کند.
به کارگیری مرحلهای و قدم به قدم این موشکها در برد و تعداد، توانست، در بعد سیاسی، نظامی، محیط داخلی و هم در محیط خارجی، صدمات زیادی را به رژیم وارد کند و شاید بتوان گفت که علت محدود شدن دامنه جنگ یعنی گسترش نیافتن جنگ به پایتخت دو کشور و تعداد روزهای جنگ از 33 روز به مدتی طولانیتر از جمله ابتکارات حزبالله در مدیریت بر اطلاعات پایهای جنگ از طریق وارد شدن مرحلهای، کنترل دامنه و شدت این جنگ بود و این درسی است که باید همه نظامیان دنیا از حزبالله بیاموزند.
عامل همه این موفقیتهای حزبالله، برتری و مدیریت بر اطلاعات بوده است . شاید حزبالله از اول هم میتوانست تلآویو را مورد هدف قرار دهد، خودداری حزبالله، در انجام این اقدام، بیشتر از خسارات مادی و نظامی توانست خسارات روحی سنگینی را به این رژیم تحمیل کند و شاید همین عامل به تسلیم دشمن منجر شد.
نتیجهگیری
در جنگ 33 روزه، چهره جدیدی از جنگ آشکار شد. در این جنگ معلوم شد که عناصر معنوی جنگ مانند توکل به خدا، شجاعت، تدبیر، عقل، هوشمندی، حفظ وحدت و یکپارچگی ملت، استقامت، تلاش برنامهریزی شده مداوم و پیوسته، در کنار بهرهگیری از آموزشهای نظامی و تکنولوژی روز همچنان از ضریب تعیین کنندهای در تعیین سرنوشت جنگ برخوردار است و میتوان با هزینه ای ناچیز، ارتشهای بسیار سنگین و پیشرفتهای را مغلوب کرد.
با کشیده شدن دامنه جنگ به داخل سرزمین اشغالی اسرائیل، برای اولین بار یهودیان ساکن در خانهها، خیابانها و شهرهایی که متعلق به مردم آواره شده فلسطین است و با وعده سرزمین موعود، با امنیت و امکانات مادی آرمانی به این سرزمین کشیده شده و شریک جرم صهیونیستهای بینالمللی شدهاند و سالهای سال نیز بدون دغدغه در امنیت کامل، زندگی کردند، بوی دود را استشمام کردند و چند روزی با وضعیت تلخ آوارگی آشنا شدند.
چهره بسیاری از سران حکومتها، احزاب و مفتیهای فاسد کشورهای عربی که قبل و بعد از اشغال سرزمینهای اسلامی با رژیم صهیونیستی هم پیمان شده بودند، آشکار گردید. گرچه همین افراد هم اکنون هم در پشتیبانی از نیروهای اشغالگر عراق و تروریستهایی که هر روز صدها نفر از مردم بیگناه عراق را به خاک و خون میکشند با سفارش آمریکا و اسرائیل به صدور فتوا مشغولند.
پس از شکست اول اسرائیل در لبنان که موجب متواری شدن این رژیم از جنوب لبنان گردید، حزبالله به عنوان قدرت اول معنوی، سیاسی و نظامی صحنه لبنان مطرح شد. تهاجم احمقانه این رژیم به جنوب لبنان و شکست در جنگ 33 روزه موجب گردید که حزبالله به صورت بسیار گستردهتر و به قدرت اول نظامی، معنوی و سیاسی جهان اسلام و منطقه تبدیل شود و قطعا در آینده نقش این حزب حتی در تعاملات بین کشورها، ملتها و دولتهای منطقه افزایش خواهد یافت.
اسرائیل به دلیل ضعفهای فوق استراتژیک خود هیچگاه نمیتواند جنگ طولانی و فرسایشی را بپذیرد و شاید اوج خدمت نخبگان نظامی آمریکا، انگلیس، روسیه و غیره و همچنین سازمانهای بینالمللی مانند شورای امنیت سازمان ملل به این رژیم در کوتاه کردن مدت جنگ از طریق دادن مشاوره به موقع و ترغیب این کشور به پذیرش عقبنشینی و قطعنامههای سازمان ملل بود. اما اگر به هر دلیلی زمان جنگ طولانی میشد امروز این رژیم و منطقه در وضعیت کاملا متفاوتی با گذشته قرار داشت.
دبیرستان دخترانه ی نظر
نام دبیر:سرکار خانم علی بیک
مربوط به درس :آمادگی دفاعی
موضوع:جنگ 33 روزه ی لبنان
منبع:http://www.kayhannews.ir
نگین سادات سلیمی
| Design By : Pichak |

