شمیم آموزش و نوآوري
حاوی روش های جدید تدریس و مطالب مفید آموزشی
آموزش زبان تخصصی به مدت 32ساعت در پژوهش سرای آسمان توسط همکار محترم ، سرکار خانم گلناز فم تفرشی ، دوره ی پرباری بود که به دنبال کارگاه های زبان تخصصی برگزار گردید . ضمن تشکر از همکار ارجمندمان ، و با سپاس از تلاش و همراهی و دلگرمی حضور سبزعزیزان که باپشتکاری درخور تحسین و تمجید درجلسات حضور بهم رسانند . خداقوتی بلند بالاخدمت عزیزان داریم.
* در تاریخ 25/10/87 چهارمین کارگاه آموزشی گروه برگزار گردید . دراین کارگاه آموزشی گروه برگزار گردید . دراین کارگاه آموزشی که توسط سرکار خانم دکتر احمدبیگی برگزار شد موضوع بر روی روش های تدریس مختلف و از جمله روش استقرایی و نحوه طراحی آموزشی آن متمرکز بود . جلسه با بحث آزاد همکاران مختلف آغاز گردید و پس از اتفاق نظربریک سری از تجربیات سخنرانی خانم دکتر ارائه شده و جهت تمرین مدعوین در جلسه به صورت گروهی طرح درسهایی را در فرمهای آماده تهیه نموده و تحویل سرگروه های خود نمودند .
* در تاریخ 25/10/87 همچنین مجمع کارگروه ها و تاریخ تحویل مدارک آنها اعلام گردید .
· برگزاری مسابقات آزمایشگاهی
براساس بخشنامه ارسالی به مناطق در تاریخ 29/11/87 مرحله اول دوازدهمین دوره مسابقات کارگاهی آزمایشگاهی زیست در منطقه در محل پژوهش سرای آسمان با تعداد 78 دانش آموز برگزار گردید . این افراد برگزیده مدارس یا آموزشگاه های خود بودند که طی ملاقاتهای حضوری براساس برنامه ای که مدارس از قبل به گروه های آموزشی اعلام و ارسال داشتند از نحوه برگزاری آنها دیدارهایی صورت گرفت . از بین این افراد 16 نفر به شرح زیر به مرحله عملی منطقه راه یافتند . این اسامی عبارتند از :
|
نام و نام خانوادگی |
رتبه |
نام دبیرستان |
نام و نام خانوادگی |
رتبه |
نام دبیرستان |
|
رعنا وفایی |
1 |
فراست |
فائزه احمدی قیداری |
9 |
صهبای صفا |
|
تینا احمدی تالش |
2 |
خرد |
غزاله فخاری |
10 |
سپهرمعرفت |
|
مارال پرنظر |
3 |
خرد |
علی طاهری |
11 |
مفید2 |
|
مریم حسینی |
4 |
ابوریحان |
نسترن روستاییان |
12 |
ابوریحان |
|
یاسمن صادقی |
5 |
زهره هادی خان |
ساناز خسروی |
13 |
بنت الهدی صدر |
|
سوگل علما زاده |
6 |
ابوریحان |
کیانا توسلی |
14 |
ادیب فرزانه |
|
مریم شاکر |
7 |
ادیب فرزانه |
یاسمن میربها |
15 |
رازی |
|
مهسا فضل الهی |
8 |
سمیه |
سیده ریحانه واردی کولایی |
16 |
سروش ایمان |
* دومین مرحله مسابقات آزمایشگاهی در سطح منطقه شامل عملیاتی بود که در آزمایشگاه زیست شناسی پژوهش سرای آسمان در تاریخ 11/12/87 از ساعت 8:30 شروع و تاساعت 11:30 ادامه یافت . از میان شرکت کنندگان سه نفر اول به قرار زیر می باشند که به دو نفر به عنوان نفرات اصلی و نفر سوم به عنوان نفر ذخیره به استان معرفی خواهند شد . رعنا وفایی ـ تینا احمدی ـ مارال پرنظر
· برگزاری مجمع دوم
در تاریخ 4/12/87 در محل دبیرستان بوعلی سینا با تلاوت آیاتی از کلام ا... مجید و خیرمقدم به دبیران محترم دومین مجمع عمومی دبیران مطابق دستورجلسه ای به شرح زیر برگزار گردید . مدارک مستند کارگروهها جمع آوری شده و جهت برگزاری همایش های سالانه تصمیماتی اتخاذ گردید . موضوع سخنرانی سرکار خانم بصام پور ( از همکاران فعالی که در ارائه طرح درس های روزانه ، سالانه ، مقالات علمی ، نمونه سئوالات و ... همکاری همه جانبه با گروه داشته اند و به عنوان داور تخصصی جهت طی دوره داوری تقبل زحمت کرده در جلسه استان شرکت نمودند ) تأکید بر روشهای نوین تدریس و طراحی درسی بود که پس از طی سخنرانی به سئوالات همکاران پاسخ گفته و سپس جلسه با معرفی جشنواره الگوهای برترتدریس به فاز دوم خود وارد شد .
· برگزاری جشنواره الگوهای برتر تدریس
در تاریخ 4/12/87 از حضور همکاران به عنوان فرصتی مغتنم استفاده نموده و از ایشان نیز جهت داوری روش تدریس یاری جستیم . گو اینکه بزرگوارانی که قبول زحمت فرموده و به ندای گروه لبیک گفته و نمونه تدریس خوش را در شرایطی نه چندان طبیعی ارائه فرمودند، نه تنها در بوته آزمایش نبودند بلکه سرفرازانه آنچه را در تدریس خود اجرا می نمودند صرفاً به نمایش گذاشتند که از تجاربشان استفاده نمودیم . لازم به ذکر است که قضاوت همکاران ما را در مراسم اداری که باید به هرحال امتیازبندی صورت می گرفت رهنمای خوبی بود و از دقت نظر ، صبر و حوصله و اظهار لطف تمامی همکاران و نیز داوران مدعو گرامی و به ویژه سرکار خانم مظفری خمسه که درتدارکات اجرایی تحت نظارت سرکار خانم مدیردوم با مدیریت دبیرستان بوعلی سینا شرایطی مناسب جهت برگزاری جشنواره فراهم نمودند کمال امتنان را داریم .
· بازدید از مدارس و تجهیزات آزمایشگاهی و ارائه گزارش به استان
براساس فراخوانی که از طرف استان تهران صورت گرفته بود کادر اجرایی آموزش متوسطه CD فرم تجهیزات آزمایشگاهی مدارس را بر روی سایت درج نموده و طی بخشنامه ای به مدارس ابلاغ گردید که ضمن پرنمودن پرینت لوح فشرده مورد نظر، لوح فشرده را نیز تکمیل نموده به گروهها جهت ارسال به استان ارائه نمایند که صرفاً مدارس دولتی زیر این لیست را تکمیل نمودند .
دبیرستانهای دخترانه : نظرـ شهید احمد پور ـ تقوی نیا ـ خدیجه کبری ـ صفای اصفهانی ـ فدک ـ سمیه ـ زهره هادی خان تهرانی ـ صابرین شاهد ـ شهید بهشتی فدک- فراست
دبیرستانهای پسرانه : رضایی راد و رمضانی شاهد
· ارتباط با ما
جهت آشنایی عزیزان بامقالات و پروژه های تحقیقاتی از طریق وب سایت منطقه ، وبلاگ گروه ، درج در فصلنامه جهت آشناسازی عزیزان با ، به دوستداران زیست شناسی معرفی می شود. مثلاً در همین فصلنامه به دو عنوان مقاله دانش آموزی و مقاله همکاران می توانید مراجعه کنید .
آدرس وبلاگ گروه :
http://Depzist1edu.Blogfa.com
آدرس وب سایت اداره :
اسامی عزیزانی که مقالات خود را ارسال داشته اند .
|
نام و نام خانوادگی دبیر |
عنوان مقاله |
دبیرستان |
|
مژگان معصفری |
نقش تغذیه بر سیستم عصبی |
دبیرستان بنت الهدی صدر |
|
فرزانه بهزادی |
نقش تغذیه بر سیستم عصبی |
دبیرستان بنت الهدی صدر |
|
مریم تدین |
نقش تغذیه بر سیستم عصبی |
دبیرستان فراست ـ صفای اصفهانی |
|
مریم تدین |
مهندسی ژنتیک |
دبیرستان فراست ـ صفای اصفهانی |
|
سمیه کی پور |
نقش تغذیه برسیستم عصبی |
|
|
خانم همتی |
زندگی با اوتیسم |
|
|
نام و نام خانوادگی دانش آموز |
عنوان مقاله |
دبیرستان |
|
فرشته صفری نژاد |
آلاینده های محیط زیست |
فراست |
|
لیلا کمال زارع ، سحر همت یار ، پگاه همت یار |
اجزای درون سلول |
فراست |
|
گلشید فائز |
آلاینده های محیط زیست |
فراست |
|
طناز رئیس دانا |
میتوکندری |
فراست |
|
محدسه روستا |
آلاینده های محیط زیست |
فراست |
|
حانیه سعیدی |
واکوئل |
فراست |
|
آتوسا شاکری ، طناز پرویز , الناز سیف الهی ، آیدا احمدی |
آلاینده های محیط زیست |
خاورمنش |
|
سحربذرافشان ، فرناز چهل مردیان ، مریم زیرآبادی، کیمیا ابراهیم نظری ، روژین طاهری |
هسته سلول |
خاورمنش |
|
پانته آ بیات ، گوهر قدس محمدی ، شکیبا حاجیلی ، مونا میرزمانی ، سپیده آراسته |
آلاینده های محیط زیست |
خاورمنش |
|
هستی باجداری ، یسنا اکبرزاده ، زهرا امیری فر، شقایق اسدی زاده ، مرجان وحیدی ، ملیکا فرهودی |
میکروبیولوژی |
خاورمنش |
|
فاطمه ملکیان |
اجزای سلول |
ابوریحان |
|
صبار وصالی |
آلاینده های محیط زیست |
صابرین |
|
زهرا اسماعیل زاده ، عاطفه بهادری ، زینب رجبی |
آلاینده های محیط زیست |
صابرین |
|
نیلوفر شریفی |
تأثیر معلم بر راهنمایی و پیشرفت تحصیلی وشغلی دانش آموزان |
ادیب فرزانه |
|
مینا پریشانی |
آلاینده های محیط زیست |
ادیب فرزانه |
|
پارمیدا نافعی |
آلودگی آب |
ادیب فرزانه |
|
نگین سیفی ، دلارام سلامت |
آلاینده های محیط زیست |
ادیب فرزانه |
|
سانیا میری |
آلاینده های محیط زیست |
ادیب فرزانه |
|
فاطمه افلاکی |
پلیس راه سلول= گلژی |
احمدیه |
|
فاطمه داوودی |
واکوئل |
احمدیه |
|
حسنی سادات حسینی |
ER= شبکه آندوپلاسمی |
احمدیه |
|
ریحانه افراسیابی ، سحر عباسی ، الهه حیدری |
ارتباط نانوتکنولوژی با آلاینده های محیط زیست |
احمدیه |
|
ریحانه عادلی |
آلاینده های محیط زیست |
احمدیه |
|
حدیث مهران پور |
میتوکندری |
احمدیه |
سال 1381 خرداد - شهریور و دی را از لینکهای زیر دانلود کنید:
سال 1382 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
http://rapidshare.com/files/222789761/1382b.PDF.html
http://rapidshare.com/files/222792073/1382c.PDF.html
سال 1383 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
http://rapidshare.com/files/222793999/1383b.PDF.html
http://rapidshare.com/files/222796366/1383c.PDF.html
سال 1384 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
http://rapidshare.com/files/222798527/1384a.PDF.html
سال 1385 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
سال 1386 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
http://rapidshare.com/files/222814105/1386b.PDF.html
سال 1387 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
http://rapidshare.com/files/222820560/1387b.PDF.html
سال 1388 خرداد - شهریور و دی را از لینک زیر دانلود کنید:
با مراجعه به این سایت می توانید به مجلات . سرودها و ... دسترسی داشته باشید
http://www.rafed.net/child/mojtaba/mojtaba.html
اضافات جدیدة فی موقع أیمن الحلواجی للأطفال
ومن ضمن هذه الاضافات :
أحسن القصص
http://ayman6.jeeran.com/6.htm
**************************
الطریق إلى کربلاء
http://ayman6.jeeran.com/7.htm
**************************
**************************
مع المعصومین علیهم السلام
http://ayman6.jeeran.com/9.htm
**************************
مع الصحبة والتابعین
http://ayman6.jeeran.com/8.htm
**************************
کما نتمنى منکم زیارة سجل الزوار
http://www.jeeran.com/asp-bin/hp/addons/guestbook/guestbook.asp?action=ViewEntries&username=ayman6&GBID=103693
***********************
موقع أیمن الحلواجی للأطفال
http://ayman6.jeeran.com/
چکیده
در نیمه اول حیات دولت صفوی جنگهای همزمان ایران و عثمانی و ایران و ازبکها موجب گردیدکه کمبودها و نارساییهایی در تامین نیروی انسانی و دفاعی ه دو جبهه بروز کند. با توجه به اینکه اغلب،سلاطین صفوی ترجیج می دادند بیشترین نیرو و امکانات خود را صرف مقابله با عثمانی بکنند،در نتیجه در مقابل ازبکها با مشکل مواجه می شدند. سلاطین ازبک نیز با درک موقعیتها، استانهای شمال شرقی ایران را مورد تاخت و تاز و تهاجم قرار می دادند. در چنین اوضاعی ،اندک قوای صفوی مستقر در پادگانهای استانهای مزبور تکافوی مقابله با دشمن را نمی کرد، لذا نیروی انسانی غیر نظامی شهرهای مورد تاخت و تاز، نظیر هرات و مشهد و ... ، اهمیت ویژه ای برای مقابله با دشمن پیدا می کرد.در مرزهای غربی نیز در برهه هایی به علت عدم حضور عمده قوای دولت صفوی به فرماندهی سلاطین صفوی، با ورود قوای عثمانی به شهرهای ایران ،مردم این شهرها برای دفع تهاجم دشمن، نقش مهمی ایفا کردند که مصادیق آن در دوره شاه طهماسب اول در تبریز و شهرهای دیگر وجود دارد.
آنجه در عمل از نقش دفاعی غیرنظامیان در این دوره به اثبات رسید؛ نحوه مدیریت فرماندهان عالی رتبه صفوی در هدایت نیروهای غیرنظامی مناطق بحران زده است ک هدر صورت اعمال مدیریت صحیح توسط فرماندهان کارآمد، توان نهفته نیروهای غیرنظامی در رویدادهای نظامی به خوبی به فعلیت در می آورد و در غیر این صورت نتیجه عکس داشت؛برخی حوادث دوران شاه اسماعیل و شاه طهماسب موید این مطلب است. حوادث غرب کشور نیز نشان می دهد که در صورت حضور فرماندهان و هدایتگران محبوب مردن در عرصه هدایت نیروهای غیر نظامی، این توانها قدرت و نقش خود را اثبات رسانده اند، برخی حوادث دوره شاه طهماسب، شاه محمد و اواخر دوره صفویه در غرب کشور و جنگهایی که با قوای مهاجم عثمانی رخ داد نیز شواهد این ادعا هستند.
همچنین در جریان حوادثی که دولت صفویه را در آستانه سقوط قرارداد، نقش برخی از علمای دین در بسیج و تهییج نیروهای غیر نظامی رای مقابله با مهاجمان به موجودیت کشور حائز اهمیت است؛ نامهای بهاء الدین استیری و شیخ محمد علی حزین و اقدامات آنان ،در تاریخ این دوره ثبت و ضبط شده است.
مقدمه
در عصر صفویه تا سال 1049 هـ.ق مشکل اصلی ایران روابط خصمانه با عثمانی و ازبکها بود. در این میان،سلاطین صفوی عمده توان، اهتمام و نیروی انسانی خود را صرف ماقبله با دشمن قوی تر و خطرناکتر، یعنی عثمانی می کردند. حتی شخص شاه در جبهه حضور می یافت، اما در مقابل ازبکها و یا هندی ها یک فرمانده یا حاکم نظامی محلی با نیروی نظامی اندکی می گماشت: این فرماندها در مقابله با تهاجم نیروهای ازبک که به فرماندهی سلاطینشان به استاهای مرزی ایران به ویژه خراسان دست درازی می کردند، معمولا دچار مشکل شده و شکست می خوردند. نکته قابل توجه اینکه ساکنان غیر نظامی شهرهایی که عرصه این منازعات بودند،در فعل و انفعالات نظامی شرکت داشتند. هرگاه مدیریت مناسبی بر مردم غیرنظامی این شهرها در سازماندهی و بسیج آنها برای دفع تهاجم دشمن ونحوه رفتار آنها در مواقع بحرانی اعمال می شد/ف توان و زمان مقابل و مقاومت، فزونی یافته و نتیجه بهرتی گرفته می شد.
اما اشتباهات و ناشی گریهای فرماندهان نظامی و حکام محلی در رفتار با ساکنان این شهرها در مواقع بحران، جنگ و هجوم دشمن،سبب آثار و عواقب سویی می شد. و گاهی نه تنها نقش بایسته ای ، که از این مردن انتظار می رفت ظاهر نمی شد، بلکه نقش منفی نیز بازی می کردند.
با مروری بر چند و چون حوادثی که در برهه های مختلفی از جنگهای این دوره به ویژه در هرات و برخی شهرهای دیگر خراسان و ماوراء النهر اتفاق افتاده است، به مستنداتی تاریخی در این خصوص دست می یابیم.
زمینه های کمک و همکاری مردم شهرهای آسیب پذیر با نظامیان صفوی
در دوره ای که حکومت صفوی درگیر جنگ با عثمانیها در مرزهای غربی بود عمده قوای نظامی این حکومت به دفع تهاجم دشمن اصلی و قوی مشغول می شد. لذا در چنین موفقیتهایی اگر دشمن دیگری در مرزهای شرقی و شمال شرقی به تهاجم و دست درازی در قلمرو دولت صفوی می پرداخت،نیروی قدرتمند باز دارنده ای در پیش رو نداشتف گرچه حکام محلی شهر های مهم این منطقه با اندک قوایی که در اختیار داشتند با آنها به مقابل می پرداختند. در چنین مواردی مردم این شهرها نیز در معرض آسیب و تهاجم و چپاول ازبکها قرار می گرفتند، چنین شرایطی تا انعقاد معاهده زهاب در سال 1049هـ.ق و فراغت یافتن نیروهای صفوی از عثمانیها ادامه دشات، یعنی بیش از یک قرن، آسیب پذیری مردم شهرهاییچ ون هرات و مشهد و .... در مقابل تهاجم ازبکها زمینه مساعدی برای کمک و همکاری مردم این شهرها با نظامیان برای مقابل با تهاجم دشمن بود البته درمقاطعی که مردم آموزش و سازماندهی وهدایت صحیح می یافتند قابلیتهای خود را بیشتر بروز می دادند.
نمونه های زیادی از آسیبها و لطمات وارده به مردم در جریان تهاجمات ازبکها در منابع این دوره ثبت شده است؛ از جمله در جریان حمله ازبکها به سیستان در جمادی الاول 957هـ .ق به فرماندهی شاه محمد سلطان که به غارت اموال مردم پرداختند.
همچنین طبق گزارش افوشته ای در نقاوه الآثار وقتی ازبکها در ربیع الاول 997 هـ.ق به هرات دست یافتند «موازی 60000 مقتول و 40000 از دختران و پسران مقبول و اربات صناعت و اصحاب حرفت به قلم آمد که به اسیری گرفته با ماورائ النهر بردند». علت این امر با باید در فعالیتها و فتواهای روزبهان خنجی یافت . در این خصوص استفاده های روشنگرانه ای از کتاب سلوک الملوک می توان کرد.
شهرهایی که در معرض تهاجم ازبکها قرار داشتند دچار تعدی و قتل و چپاول سربازان ازبک و متحمل آسیبها و شداید می شدند. که الت اصلی آن گرایشهای مذهبی اهالی این شهرها بود. همچنین مردم هرات به علت شیعه بودن در مواقع تهاجم ازبکهای سنی مذهب محکوب به تاراج و چپاول و قتل و غارت بودند.آنا به اتهام « لعن صحابه» در زمان قزلباش یا «سب شیخین و رافضی گری» ،مورد آزار و اذیت قرار گرفته و به قتل محکوم می شدند. بنابراین گرایش مذهبی مشترک مردم هرات و مشهد با نیروهای قزلباش از مینه های مثبت و مشترک همکاری آنها به حساب می آمد. از سوی دیگر ، در مواقع بحران و تهاجم ازبکها به این شهرها ، هم نظامیان دولت صفوی و هم مردم، آسیب پذیر بودند و برای بقا و حفظ موجودین خود به دفاع مشترک می پرداختند. در وافع،بی رحمی ها و وحشی گریهای قوای ازبک عامل همبستگی مردم با نظامیان بود. حکایات فراوانی از این بی رحمی ها نقل شده است.چنانچه در سال 934هـ.ق وقتی عبید الله خان ازبک با نیروهایش بخ محاصره شهر هرات پرداخت، سربازانش را بر راهها و گذرها گماشت که «از جنس خوردنی چیزی به درون شهر نبرند و آب را از محصوران شهر و محبوسان بی مهر گرفته، انهار عافیت آن دیار را به خاک و خاشاک ظلم انباشت»و گفته شده است که « شخصی در لباس گدایی اند نمکی به درون شهر می برد و به همان لباس از شهر بیرون می آمد...» او را گرفتند و به دستور عبیدالل خان« برسر بازار آورده و به اقبح وجهی به قتل آوردند». در سال 935 هـ.ق وقتی شهر هرت به تصرف نیروهای ازبک در آمد« اشرار ازبکیه و خوارج سمرقندیه دست ظلم و ستم به ترک و تاجیک و دور و نزدیک دراز کردند و اموری که در آن ایام از آن قوم تاتمام به وقوع انجامید آن بود که کسی از مردم هرات که اندک جهاتی گمان می بردند،دست در دامن وی می زدند و به نزد قاضی می بردند و می گفتند که این مرد، در زمان قزلباش لعن صحابه کرده است و آن بدبخت بی آنکه تحقیق احوال نماید به مجرد شنیدن صیغه شهادت از آن دو کذاب بی سعادت،حکم به قتل می کرد. محتساب او را ناحق کشان کشان [به چارسوق] هرات می بردند و به سان دزدان به قتل می آوردند...»
در شعبان سال 936 هـ .ق وقتی ازبکها به هرات مسلط شدند، مردم را مورد آزار و اذیت قرار دادند و در نیمه شوال 938 وقتی عبیدالله خان با نیروهایش در اطلاف هرات استقرار یافت در قریه شامیانه دست به خرابی و ظلم و ستم و تعدی به مردم گشود،آب را به روی مردم بست و نگهبانانی به راهها و دروازه های شهر گماشت که مانع ورود مواد غذایی به شهر شوند و در نتیجه مردم در تنگنا و مضیقه قرغر گرفتند. در سال 942 هـ.ق نیز نیروهای ازبک به غارت محلات هرات پرداخته،بخ هانه های مردم وارد شدند و به شکنجه آنها پرداختند که مخفیگاه اشیای قیمتی را نشان دهند. عبیدالله خان بعد از تسخیر خراسان و کشتار«غازیان و تبراییان» متوجه فتحقلعه اختیارالدین شد. در این اثنا محمد رحیم،پسر وی ، با جمعی از اشرار خود را به اهل حصار رسانیده، دست به اموال مردم دراز کرد و خضر چلبی و امت بیک، فرماندهان قوای صفوی،به همراه خانواده شان به اسارت درآمده ، به بخرا روانه شدند و بعد از چند روز،خرد و بزرگ آنها را به قتل رساندند و«هرروز به حکم آن خان [عبیدالله خان] بی ایمان پنج شش کس به واسطه تشیع به اقوال[جهال] در چهار سوق هرات کشته می شدند.
به هر حال بدرفتاریها و تحمیل شداید و مصائب به مردم هرات در ایامی که ازبکها بر این شهر مسلط می شدند، عامل نفرت از آنان و موجب همدردی و همکاری با نیروهای صفوی می گردید. در نتیجه در مواقعی که نیروهای دولتی مستقر در این شهر عزم و اراده مقاومت می کردند،مردم شهر نیز نقش ایفا کرده و حضور تعیین کننده ای داشتند.
نظیر چنین وضعیتی در اوایل سلطنت شاه عباس بزرگ (1038- 995هـ.ق)برقرار بود. شاه عباس که همزمان دچار جنگ با عثمانیها در غرب و ازبکها در شرق و شورشهای داخلی بود،نمی توانست رأسا با عمده قوایش در مقابل ازبکها رار گیرد؛ در نتیجه عبدالمومن خان ازبک فرصت را غنیمت شمرده به خراسان دست درازی نمود و شهر مشهد را تصرف و غارت کرد و چندین هزار نفر از مردم شهر را بهقتل رساند.
و بنابر این سپاه ازبک با آگاهی از ضعف و ناتوانی مردم، با حمله به شهر ، مقاومت امت خان و نیروهای را در هم شکست و قتل عام فجیعی راه انداخت و بسیاری از زنان و کودکان اسیر را به ماوراء النهر فرستاد. غیر از مشهد،شهرهای دیگر خراسان،به ویژه :جام،خواف،باخزر، کوسویه،غوریان،فوشیخ نیز به تصورف ازبکان در آمد.(سال 6-995هـ.ق)
همکاری ونقش غیر نظامیان در اجرای طرحهای دفاع شهری
گرفتاریهایی که در اوان سلطنت شاه طهماسب در مقابل عثمانیها و در اثر نابسامانیهای داخلی وجود داشت مانع از آن شد که توان دفاعی کافی برای دفع تهاجم ازبکان به استانهای شال شرقی و شرقی صرف شود. لذا این خطه دستخوش تهاجمات دشمن گردید. با وجود حضور فرمانده قابلی چون حسین خان شاملو در خراسان و هرات که به ساماندهی و سازماندهی نیروهای صفوی می پرداخت ، با این حال جایگاه مهمی در طرحهای دفاعی به مردم غیر نظامی محل اختصاص می یافت. در سال 933هـ.ق وقتی عبید الله خان- فرمانروای ازبک- نیروهایش را برای تصرف هرات گسیل کرد،حسین خان شاملو طرحی برای دفاع از شهر به اجرا درآورد که براساس آن برج و باروی شهر مستحکم و تعمیر گردید، دروازه ها و نمازیان و برجها به سرداران زبده سپرده شد،دیوار محله های خارج از شهر مستحکم گردید و «هر کوچه و محله را به تلفیقی از نیروهای رزمنده قزلباش و مردم ان محله، که مورد اعتماد بودند،سپرد و ا» قسمت از مردم را که مورد اعتماد نبودند به داخل شهر منتقل کرد». طرح دفاعی حسین خان هوشمندانه و عاقلانه بود و استفاده مناس از توان مردم شهر هرات به عمل آورد و در نتیه با وجود تدابیر شکننده دشمن در محاصره چهار ماهه؛ نظیر قطع آب و کنترل ورود مواد غذایی به شهر،توفیی در تصرف شهر نیافت . اما طول محاصره و فحطی و گرسنگی موجب شد حسین خان، ارباب و کلانتران شهر تصمیم گرفتند مردم عادی و کسانی را که به تشیع شهرتی نداشتند از شهر بیرون کنند و آذوقه ایشان را ذخیره ساند و برای این کار ماموران خشنی را برگماشتند تا آنان را به حدق دقیق بازرسی بدنی کردند که نقدی یا جنسی از شهر بیرون نبرند. بدین ترتیب بیشتر مردم شهر بیرون شدند،به نحوی که در ابزارها کسی از مردم یافت نمی شد،و «یک من نمک 360 دینا خرید و فروخت می شدو ...» بدیهی است این تصمیم در مورد مردم سنی مذهب این تاثیر سوءرا به دنبال داشت که در ایام تسلط ازبکها بر هرات آنان نیز به همکاری با ازبکها پرداخته وا سباب زحمت اهالی شیعه مذهب شهر را فراهم سازند.
یک بار نیز در سال 941هـ.ق بیرام اوغلان ازبک،حاکم ولایت غرجستان،سپاهی جمع کرد و به غارت هراترود در پانزده فرسخی هرات پرداخت و اموال و چهارپایان آنجا را در معرض تاراج قرارداد، سپس متوجه بلوکات هرات شد و به قریه توتیان از بلوکات هرات رسید و به تاخت و تاراج اموال مردم پرداخت.
وقتی این خبر به حاکم هرات(خلیفه سلطان) و محمود بیک و امت بیک رسید،امرا به مشورت پرداختند و تعدادی از اعیان و اهالی شهر را هم برای مشورت خواستند. رای محمود بیک با جمعی از قزلباش بر حراست هر و دفاع در داخل شهر بود و نظر سلطان ابراهیم الامینی (از بزرگان شهر) بر جنگیدن در برون شهر بود. اما خلیف سلطان پیشنهاد امیر ابراهیم را پذیرفت و بدان عمل کرد و دستور داد که اعیان و بزرگان شهر هرات و اطراف، هر کس اسب و سلاح داشته باشد به همراهی غازیان از شهر بیرون رفته، با لشکر دشمن بجنگند.
این اقدام، نمونه برجسته ای از بسیج نیروهای مردم هرات در دفاع از شهر توسط نیروهی نظامی شاه طهماسب در منطقه بود. به هر حال اهالی و بزرگان شهر؛ مثل ابراهیم سلطان و شاه محمد جامه باف و شادی محمد عسس،مسلح و تحت فرماندهی خلیفه سلطان آماده نبرد شدند و در 19 ذیقعده 941 هـ.ق از شهر بیرون رفتند. و در نزدیک قریه اسفزار از توابع هراترود و ده فرسخی هرات،سپاهیان بیران اوغلان ازبک پدیدار شدند و نبردی بین طرفین به وقوع پیوست.مدافعین هرات کمی بعد از شروع جنگ شکست خوردند و تعدادی کشته وبقیه به داخل هرات عقب نشتند و به دفاع از شهر پرداختند.
حال باید دید آیا صرف حضور مردم عامل شکست بود یا طرح ارائده شده ،بدیهی است که قبول و اجرای طرح دفاعی ابراهیم الامینی،که شاید به خاطر احترام گذاشتن به رای مردم شهر و کشاندن آنان به صحنه جنگ صورت گرفت، بدون توجه به عدم آموزش و نظم و انضباط نیروهای مردمی و عدم آمادگی و مهارت لازم آنان در جنگ با دشمن سازمان یافته اشتباده بود. شاید اگر طرح محمود بیک به اجرا در می آمد نیروهای مردمی نقش بهتر و مفیدتری ایفا می کردند . به هر حال ضعف در هدایت و سازماندهی ونحوه استفاده از این نیروها بود.
مشابه حوادثی که در دوره شاه طهماسب در مقابله با تعرض ازبکها به شهرهای تحت حکومت صفویان رخ داد و طرحهای دفاع شهری به اجرا درآمد، در دوره شاه عباس نیز روی داد و برخی از فرماندهان صفوی محل، به بهره گیری از توان نیروهای غیر نظامی منطقه پرداختند و توفیقاتی نیز داشتند. در سال 999 هـ .ق وقتی خبر تهاجم عبدالمومن خان به مشهد و استقرار قوای ازبک در جام به امت خان( حاکم و ضابط مشهد)رسید، وی برای دفاع از شهر تدابیری اندیشید که در آن استفاده از نیروی انسانی ساکنان شهر نیز مورد توجه قرار گرفت. تدابیر مزبور عبارت بودند از:
1- ساکنان محلات خارج شهر رابه داخل شهر آورند که این اقدام هم برای این ساکنان در مقابل دشمن مصویت ایجاد کند و هم از توان نظامی آنان استفاده شود.
2- برجها و معابر را تعمیر کردند.
3- باره و حصار را مستحکم کرده و نیروهایی را برای حراست وحفاظت آنها گماشتند.
4- تفنگچیان و کمانداران و برخی نیروهای زبده را در برجها و دروازه ها مستقر کردند.
غیر از جنگ با دشمنان خارجی، حضور و نقش آفرینی مردم در برخی از حوادث داخلی نیز کارآیی خود را نشان داد. در سال 994 هـ.ق در جریان جنگی که در کاشان بین یوسف بیک و شاهوردی خلیفه در گرفت و از نوع جنگ قدرت بود،یوسف بیک در موقعیت دفاعی قرار گرفت و به نیروهایش دستور داد دروازه های شهر را ببندند و به محافظت از شهر بپردازند . اما چون مردم کاشان از رفتار محمدخان ، پدر یوسف بیک رنجیده بودند، با نیروهای شاهوردی خلیف همدست شدندو«نیم شبی از راه کاریزی که آبش از شهر بیرون می آمد، از میان شهر سر برآوردند و همان دم به دروازه دولت رته باجمعی که به حکراست اشتغال داشتند،جنگ در پیوستند و چند کس از دروازه بانان کشته شدو مردم بر خلیفه غالب گشتند، قفل دروازه را به ضرب نجق شکسته،لشکر در شهر ریخت و فی الحال بر نقاره خانه دویده،نقاره ها فرو کوفتند.»و بالاخره در جریان جنگی که در اواخر دوره صفویه در سال 1134 هـ.ق برای دفاع از اصفهان در مقابل هجوم افاغنه صورت گرفت، در تدابیر دفاعی مقرر گردید که شهر اصفهان را کوچه بندی کنند و همه جا سنگربندی شود. لذا اهل هر محله سنگر بستند ارامنه نیز برای دفاع از شهر مسلح شدند.
نقش غیر نظامیان در مابله با قوای عثمانی
طی 5 سال سلطنت شاه طهماسب اول صفوی (931 تا 984 هـ .ق)سلسله جنگهایی بین قوای صفوی و عثمانی به وقوع پیوست که با توجه به راهبرد تدافعی شاه طهماسب و استفاده از تاکتیک زمینهای سوخته، استانهای غربی ایران عرصه جنگ بود. دور اول این جنگها از سال 940هـ.ق با تحریک«الامه تکلو» از فرماندهان شورشی یکی از طوایف قزلباش و با تهاجم قوای عثمانی در استانهای غربی ایران به ویژه آربایجان شروع شد و چند سال ادامه یافت. دور دوم این جنگها با پناهندگی القاص میرزا، برادر ناراضی و شورشی شاه طهماسب، به عثمانی و با همدستی او شروع شد و چند سال ادامه یافت. این جنگها در سال 962 هـ.ق که معاهده صلح آماسیه به امضای دو کشور ایران و عثمانی رسید ادامه داشت.
مردم شهرها در اثنای حوادث این سالها و در صورت موقعیت مناسب و یا در مواردی که در معرض تاخت و تازها و یورشهای قوای عثمانی قار می گرفتند،عکس العمل نشان داده ، و به مقابله با دشمن می پرداختند. البته پیش از آنکه شواهد و مصادیق آن را توضیح دهیم باید از ناکارایی شاه طهماسب و کارگزارانش در به فعلیت در آوردن توانهای نهفته و پتانسیلی که در مردم این شهرها وجود داشت یاد کرد که چندان توجه و سرمایه گذاری روی این اصل نداشت و صرفا با اتکا به نیروهای نظامی دولتی به جنگهای تدافعی می پرداخت.
در سال 955 هـ.ق که برادر شورشی شاه طهماسب- القاص میرزا- به عثمانی پناهنده شد، با حمایت و در اختیار قرار گرفتن نیروی نظامی عثمانی تهاجم گسترده ای را به استانهای غربی شروع کرد که دامنه آن به شهرهای مرکزی ایران نیز کشیده شد. در جریان یکی از این فعل و انفعالات وقتی نیروهای مشترک عثمانی و القاص میرزا به محل عیش آباد تبریز رسیدند« در عرض چهار روز که در تبریز بودند علیق الاغان وشتران از برگ و پوست درختان می گذشت ودر چهار روز موازی 5000 راس از اس و استر و شتر به چراگاه عدم شتافتند... درآن چند روز ، به واسطه شدت باد،گرد و غبار به مرتبه ای ... رسید که به واسطه غلاء غلات و ضیق مطاعم و اقوات و هلاک بهایم، سوران گور شکار از گرسنگی شکار گور و پیادگان آهو رفتار به دام بی قوتی و موتی ... گرفتار،بنابرآن ... سپاه روم ( عثمانی ) هجوم نموده، شروع به غارت شهر کردند. اهل تبریز چون کشتی شکستگان ملزم و عمال... فریاد و فعان به آسمان رسانیدند» . وقتی این خبر به سلطان سلیمان عثمانی رسید، رستم پاشا را فرستاد که سپاه را از غارت باز دارد و چون رستم پاشا به شهر رسید جار زندن که کسی به رعایا زحمت نرساند. بنابراین فتنه تسکین یافت. برخی منابع عثمانی بدون اشاره به حوادث مزبور صرفا به ممانعت از قتل و غارت مردم توسط سپاهیان عثمانی به دستور ابراهیم پاشا اشاره کرده اند. هامرپورگشتال می نویسد: «ابراهیم پاشا بعد از فتح شهرهای تبریز و بغداد، عساکر سلطانی را از قتل و غارت اهالی ممنوع و محروم داشت».
به هر حال این رفتار چپاولگرانه، کینه مردم تبریز را برانگیخت. مردم که مترصد فرصت بودند در 24 ربیع الثانی همین سال وقتی قوای اشغالگر عثمانی درصدد بازگشت به کشور خود بودند، اقدام به جنگ و شبیخون زدن به آنان کردن و سپاه عثمانی را ناگزیر به فرار و عقب نشینی از طری کردستان به قلعه وان کردند.
در سال 956 هـ.ق موقعی که شاه طهماسب مشغول عملیات نظامی در ارزنجان و بعد ایروان و قراباغ بود،القاص میرزا بار دیگر با پشتیبانی سلطانی سلیمان عثمانی از راه عراق عرب و همدان به داخل ایران تعرض نظامی کرد و در همدان به فتنه و آشوب پرداخت،سپس به قم، اصفهان، فارس و بهبهان لشکرکشی کرد. این در حالی بود که نیروهای نظامی دولت صفوی برای مقابله با این تعرض حضور و آمادگی نداشتند لذا در بیشتر این شهرها مردم به ماومت پرداختند و در این راستا متحمل آزارو اذیتها و خساراتی شدند. لازم به ذکر است در مورد این مرحله از تهاجم القاص میرزا به داخل ایران، در برخی منابع عثمانی به مقابله مردم شهرهای ایران با مهاجمین پرداخته شده است؛ چنانچه « هامرپور گشتال» گزارش این حرکت نظامی را به گونه ای ارائه داده که از ابتدای حرکت این سپاه ،ضعف بر آن مستولی بوده است. وی می نویسد: «شاهزاده ایرانی (القاص میرزا) که عساکر عثمانی از وجود او منزجر بودند و از سلطان با جد و جهد تمام استدعا می کرد که او را مامور تاخت و تاز ولایات قم و کاشان و اصفهان فرماید اذن داده شد که از پی مقصود خود برود. بعضی اعانت نقدی نیز در حق او ملاحظه گردید. لیکن قشون منتظم جمع او ننموده بعضی از سواره و پیاده اکردا و بی سرو پایان ملل دیگر در تحت فرمان او قرار داده از پی کار خود فرستادند». نویسنده به حوادث رخداده در شهرهای مورد هجوم و تاخت و تاز واقع شده و مقاومت مردم نیز اشاره ای کرده است.
یکی دیگر از مقاطع تاریخ صفویه ، که ضعف در سیستم دفاعی کشور به واسطه عدم ثبات سیاسی مستولی بود، از زمان درگذشت شاه طهماسب در سال 984 هـ.ق تا تثبیت موفعیت شاه عباس بزرگ در سال 1000 هـ ش است. در این دوره ارکان سیاسی کشور متزلزل و ضعیف بود و بالطبع در عرصه های نظامی، قوای عثمانی در موقعیت برتر قرار داشتند و حتی بخشهایی از استانهای غربی کشور، هم در معرض تهاجمات نظامی و هم چه بسا در اشغال عثمانیها بود.
بنابراین وضعیتی در کشور حکمفرما بودکه نقش، حضور و پتانسیل نیروهای غیرنظامی و مردمی مغتنم و موثر بود. اینکه در این برهه نیروهای دولتی برای به فعالیت درآوردن این توان کاری انجام دادند یاخیر، پاسخ روشنی دارد که :آن طور که شایسته بود انجام ندادند. اما برای شناخت این توان و قابلیت، که در مواقعی نیز به طور خودجوش جلوه هایی از آن در حوادث این برهه رخ نمود، نمونه برجسته ای قابل استناد است، هر چند موارد دیگری نیز از این دست اتفاق افتاده است. در سال 994هـ.ق در دوران سلطنت سلطان محمد، نیروهای عثمانی در جریان سلسله تعرضات خود به ایران، در تبریز با مقاومت مشترک نیروهای نظامی صفوی به فرماندهی شاهزاده حمزه میرزا،چهره محبوبس و مردمی فرماندهان صفوی و مردم تبریز مواجه و به طور جدی دچار مشکلاتی شدند. مولف نقاوه الاثار در بیان این حوادث می نویسد: بعد از تعرض نیروهای عثمانی به تبریز«جمعی کثیر از مردم دلیر، دست برآورندند و با رومیان جنگهای نمایان کرد، بسیاری از سپاه روم را به خاک و خون سپردند» اما عثمان پاشا، فرمانده سپاه عثمانی برای مقابله با مردم تبریز نیروی کمکی فراوانی گسیل کردو« به تخریب و تسخیر تبریز مامور ساخت و رومیان هجوم غریبی آورده، خلقی بی عدد کشته گشت و شروع در خرابی کرده،اکثر عمارات عالیه را از بیخ و بن برانداخت...» ساه عثمانی حتی بعد از سرکوبی مردم و اشغال شهر سریعا از بیم تهاجم مردم، به احداث استحکامات و قلاع پرداختند و در عرض بیست روز در دولتخانه تبریز میدان صاحب آباد، حصار محکمی ساخته ، در آن استقرار یافتند و با نصب توپ و تفنگ بر برج و باره آن حصار ، آماده مابله با تهاجمات مردم و سپاه صفوی شدند.»
آسیب شناسی همکاریهای مردم با نظامیان در مواقع بحران
رفتارهای خشن برخی حکام و فرماندهای صفوی با مردم شهرهای مختلف خراسان و ماوراء النهردر جریان اردوکشی ها و فعل و انفعالات نظامی هم موجب عدم همکاری آنان با نظامیان صفوی می شد و هم موجب روی آوردن آنان به ازبکها، البته شهرهایی مثل هرات که شیعه و سنی در کنار هم زندگی می کردند، این دوگانگی در رفتار همیشه وجود داشت که متقابلا برخوردهای دوگانه حکام صفوی و سردمداران ازبک را در مواقع جنگ و بحران در برداشت. اما برخی مواقع رفتارهای نابخردانه ای از حکام صفوی این مناطق صادر می شود و خشم و خشونت آنها، دامن همه را می گرفت.همین رفتارهای غلط موجب می شد که هنگام نیاز به همکاری و کمک مردم، کمکی به آنها نشود. گفتنی است که ساطین صفوی به ویژه شاه طهماسب، چنین رفتارهایی را تقبیح و مرتکبین آنها را تنبیه می نمودند.
در سال 917 هـ .ق شاه اسماعیل اول بنیانگذار سلسله صفوی ، امیر نجم یکی از سرداران معتمد خود را در راس سپاهی به ترکستان اعزام داشت تابا ماجراجویی های نظامی ازبکها مقبله کند. امیرنجم عازم خراسان ،وبلخ شد و پس از الحاق به نیروهای بابر پادشاه هند و متحد شاه اسماعیل، در معبر ترمذ به اتفاق، عازم جنگ با ازبکان شدند. در ادامه کار نیروهای امیر نجم به شهر و قلعه قرشی رسیدند. امیر نجم در این شهر سیاه کاریها کرد و همین رفتارهای زشت موجب شکست او در جنگ اصلی، یعنی غجدوان در مابل ازبکها شد. خشم امیر نجم از پاره ای مقاومتهای ساکنین شهر در برابر سپاهیان او ،موجب شد که پس از تسلط وی برشهر، حدود 15000 نفر از مردم را توسط سربازانش به قتل برساند.در این میان سادات با عیال و اطفال به مسجد جامع پناه برده وکسی را به نزد امیر یوسف صدر خراسان فرستادند و خواهان تامین جانی عیال و اطفال خود شدند. امیر نجم در جواب اظهار داشت: «غازیان،ملکی را که به جنگ می گیرند خرد و بزرگ و گناهکار ور بیگناه،همه در پای یکدیگر کشته می شوند و ملاحظه و تشخیص سید و غیر سید،شیعه وسنی نمی کنند» وقتی قزلباش ها از آن «جاهل فحاش» این سخن را شنیدند، به مسجد در آمده سادات را کشتند و پس از قتل عام و تقسیم اموال قلعه، جنگ با عبیدالله و محمد تیمور سلطان عازم بخارا شدند.
امیر نجم با سپاهیانش عازم غجدوان شد و در درگیریهای آنجا موفقیتهایی به دست آورد، اما در رمضان 918هـق در مصاف با سپاهیان ازبک به شدت شکست خورد . حتی چند تن از امرا که به سبب رفتار ناشایست او در قرشی با او عدامت داشتند، از جمله: ده بیگ قورچی باشی و امیر غیاث الدین محمودی غرچی، از میدان جنگ گریختند. بابر نیز رو به فرار نهاد. امیر نجم از فرار آنان تزلزل به خود راه نداد با جمعی از امرا به مقاومت پرداخت و چون ازبکان به هجوم دسته جمعی پرداختند و از فرط غرور شخصا متوجه جنگ شد. اما در گیرو دار نبرد کشته شد و سرش را برنیزه کردند.لشکر قزلباش چون چنین دیدند بگریختند.
قتل عام مردم قرشی تاثیر مستقیم در این شکست داشت؛زیرا در اثر این رفتار برخی از فرماندهان سپاه قزلباش کینه امیر نجم را به دل گرفتند و در هنگاممه جنگ آن را بروز دادند. از طرف دیگر،هم سربازان ازبک و هم مردم شهرهایی که جنگ در آن رخ می داد،با عزم و اراده قویتری به جنگ پرداختند.
اما نمونه عبرت آمیز آسیبهای حضور و نقش آفرینی مردم در موقعیت بحرانی ناشی از تهاجم دشمن، در حوادث سال 942هـ.ق مشهد و هرات در خور توجه است. در این سال عبیدالله خان ازبک به مشهد لشکر کشی کرد: «چون مردم شهر این خبر شنیدند،وضیع و شریف همت بر محافظت قلعه گماشتند» با تهاجم نیروهای عبیدالله خان جنگهایی در گرفت و ساکنان شهر به سختی پایداری کردند و مهاجمین توفیقی نیافتند. وقتی صوفیان خلیفه ، حاکم مریم آزاد صفوی هرات، از محاصره مشهد توسط ازبکان باخبر شد از هرات به مشهد حرکت کرد تا به جنگ با ازبکها بپردازد . وی در جنگ با جمعی از ازبکها تعدادی از آنها را کشته وسردار ایشان را به اسارت در آورد. اما در 20 رجب 942هـ ق عبیدالله خان با 20000 سوار ازبک ظاهر شد و در مقابل 4000 سوال زلباش صف آرایی کرد. جنگ سختی در گرفت که در نهایت صوفثان خلیفه از مقاومت عاجز گشته،از میدان جنگ گریخت و به ویرانه عبدل آباد پناه برد و پس از 35 روز مقاومت،دستگیر و کشته شد.
موقعی که صوفیان خلیفه به مقابله و جنگ با عبیدالله خان رفت، خضر چلبی را که وکیلش بود، در شهر هرات گذاشت و نورالدین محمد اصفهانی را با اختیار کامل در هرات گذشته،به او سفارش کرد که مبلغ چهار هزار تومان تبریزی تا امدن او از مردم بگیرد و او را تهدید کرد که در صورت اهمال ورزیدن دچار مجازات او خواهد شد. بعد از رفتن صوفیان خلیفه از هرات، نورالدین محمد اصفهانی« قلم ستم کشیده هر کس را از رعایا و غیره گمان جهتی می برد، مبلغی به اسم او رقم می کرده،مردمان ظالم را تحصیلدار آن وجه می ساخت. بنابراین عوام بر سر او هجوم آورده،وی را در حمام به قتل آوردند.» از طرف دیگر ،وقتی خبر شکست صوفیان خلیفه به هرات رسید خضرچلبی و امیر حسین قاضی به استحکام شهر کوشیدند. مردم شهر و بلوکات را حاضر ساختند تا به اتفاق ایشان از هرات دفاع کنند. اکثر آنان مخالفت کردند، به ویژه:خواجه احمد زیارتگاهی و برادر وی خواجه مبارک و خواجه قاسم باعث مخالفتشان نیز این بود که صوفیان خلیفه در چهار سوق هرات،داری نصب کرده بود و می خواست که آنان را بیاویزد ، اما فرصت نیافت.
سپس مردم بلوکات و زیارتگاه بر ضد خضر چلبی شوریده، به سوی شهر روان گشتند و در محاذی درب فیروز آباد مستقر شدند.روز دیگر جنگ آغاز شد خضر چلبی شورشیان را در هم شکست و آنها روی به قرار هادند،آما تازمان نزول عبیدالله خان،مکرر دسته هایی از روستاییان می آمدند و جنگ می کردند تا اینکه عبیدالله خان به نزدیک هرات رسید و در باغ مرداد فرود آمد و شهر را محاصره کرد. جنگ و محاصره حدود سه ماه به طول انجامید تا سرانجام، ابوطاهر پسر سلطان ابراهیم امینی به علت کدورت با امیرحسن قاضی خیانت ورزیده، قاصدی پیش عبیدالله خان فرستاد و از او خواست که نسبت به جان و مال امان دهد و منصبی مانند منصب فعلی شان به آنها واگذار نماید تا از برجهایی که در اختیار آنان است ازبکان را داخل شهر کنند. عبیدالله خان پذیرتف وسپاه ازبک از دو سه برج در حوالی دروازه خوش،که در اختیار آنها بود،وارد شهر شدند. در شب 27 صفر 943هـ.ق سپاه ماوراءالنهر وارد شهر شد خضر چلبی بامتعلقان خود در قلعه اختیار الدین متحصن شد. ازبکان دست ستم و تعدی گشودند و باورود به منازل مردم، پس از اخذ نفایس مدفونه،صاحب منزل را شکنجه و تعذیب می کردند. عبیدالله خان دستور داد دست از آن کار بردارند. مردم بلوکات امیر حسین قاضی را گرفته، در آتش انداختند. عبیدالله خان سپس متوجه قلعه اختیارالدین شدو ازخضر چلبی و امت بیک خواست که تسلیم شوند و قول داد که متعرض اموال و اطفال و عیال ایشان نشود. با این حال زمانی که خبر عزیمت شاه طهماسب را به سوی هرات شنید،همه آنان را از کوچک و بزرگ به قتل رساند و سپس به بخارا گریخت.
بنابراین آنچه که در هرات گذشت نتیجه بیداد و ستم حاکمان صفوی این شهر بود. رفتار ستمگرانه آنان موجب شدکه توان نیروهای مردمی و نظامی شهر برای مقابله با دشمن نه تنها معطل بماند بلکه صرف جنگ داخلی و خانگی شود و دشمن به راحتی بتواند بر شهر مسلط شود و آسیبها و خسارات ناشی از این تسلط هم متوجه ساکنان شهر و هم متوجه حکام و سردمداران دولتی شهر گردد.
نتیجه گیری
هر چند دولت صفویه در داشتن سازمان های نظامی قدرتمند و با وضعیت مطلوب در عمده حکومت خود معروف بود و متناسب با وضعیت رقبا تحولاتی در آنها به وجود می آورد، اما در مقاطعی نیز بنا به دلایل مختلف،به ویژه سیاسی، ضعف بر پیکره آن مستولی می شد و در موارد عدیده ای نیز هجوم همزمانی دو دشممن قوی از شرق و غرب موجب می گردید که نیروهای نظامی نتوانند در هر دو جبهه پاسخگو و مدافع باشد. این وضعیت بالاخره به موفقیت نیروهای مهاجم
بطور کلی آمریکا علیه جمهوری اسلامی دارای پنج هدف استراتژیک روانی است که در سه دهه گذشته ثابت باقی مانده، اگرچه درمقاطع مختلف زمانی به تناسب ماهیت و وزن متغیرها، از حیث حجم، نوع و تنوع تاکتیک ها و تکنیک ها تفاوت های جدی بین آنها مشاهده می شود:
1- ارائه چهره مخوف از اسلام و جمهوری اسلامی در نزد افکار عمومی جهان بخصوص غرب
2- ترسیم ایران محور شرارت در منطقه و جهان
3- ناکارآمدی دین در اداره جامعه و چالش مشروعیت جمهوری اسلامی
4- ارائه تصویر آرمانی از ارزش های آمریکایی و لیبرال دموکراسی آمریکا
5- تلقین به بروز اجماع جهانی علیه ایران
اکنون به شرح اجمالی هریک از اهداف استراتژیک روانی و ارائه تاکتیک ها و اقدامات آمریکا در دستیابی به اهداف استراتژیک روانی، می پردازیم .
1 ) تصویر وارونه و مخوف از اسلام :
ارائه تصویر مخوف از اسلام و مسلمانان با تاکتیک ها و تکنیک های مختلفی بوقوع پیوسته و بعدها نیز در شکل و شمائل دیگر تداوم خواهد یافت . برخی از شگرد هایی که تاکنون مطرح شده عبارتند از
1. تحریف در تاریخ
2. معرفی غیر واقعی از پیامبر (ص) نظیز آیات شیطای سلمان رشدی
3. ساخت فیلم های مستهجن، غیر اخلاقی و خشن از زندگی مسلمانان
4. خلق طالبان و معرفی آن بعنوان اسلام،
5. بدل سازی عملیات تروریستی انتحاری بجای عملیات استشهادی
6. ساختن کارتونها و بازیهای انیمیشن با هدف ضرورت کشتن و نابود کردن مسلمانان ...
۲) ناکار آمدی و بحران مشروعیت:
یکی از مراکزی که در چارچوب عملیات نامتقارن علیه ایران فعالیت می کند، موسسه آمریکایی اینترپرایز است. در این موسسه افرادی همانند مایکل لدین، برنارد لوئیس و سام براون بک فعالیت می کنند. افراد یادشده بر ضرورت تعارض با ایران تاکید دارند اما در شرایط موجود بهره گیری از ابزارهای نظامی را غیرمطلوب و غیرموثر می دانند. موسسه یادشده در صدد طراحی انقلاب مخملی در ایران است.
آمریکا در عملیات روانی خود علیه ایران، به لحاظ موضوع، عوامل و روش متنوع و متکثر است. از جمله آنها :
1. پنهانکاری مسئولان کشور
2. بیکفایتی مسئولان کشور
3. تبعیض جنسی در ایران
4. گروههای فشار
5. نهادهای نظامی و انقلابی
6. مردمی نبودن حکومت
7. القای ناکارآمدی نظام اسلامی
8. تقویت روحیه گروههای اپوزیسیون
9. ایجاد نگرش منفی در مردم نسبت به نظام
10. تضعیف ارزشها و هنجارهای دینی
11. القای یأس و ناامیدی در مردم
12. تهییج اقوام و اقلیتها علیه نظام
13. ترغیب مردم به انجام کنشهای اعتراضآمیز
14. تشدید اختلاف گروههای درون نظام
15. ترغیب مردم به عدم مشارکت سیاسی
16. ایجاد نگرش منفی در مردم نسبت به روحانیت
17. جنگ قدرت بین مسوولان نظام
دستگاه عملیات روانی آمریکا در عملیات رادیویی خود علیه ایران از میان موضوعات، از سه موضوع زیر بیش از بقیه استفاده کرده است.
1- مردمی نبودن حکومت .
2- بیکفایتی مسئولان کشور
3- جنگ قدرت بین مسئولان کشور.
عملیات روانی رادیویی آمریکا تلاش کرده است تا به مخاطبان خود القا کند که:
1- جمهوری اسلامی ایران فاقد مشروعیت مردمی است و این حکومت اساساً در پی برآوردن امیال و خواستههای مردم خویش نیست.
2- مسئولان ایرانی فاقد مهارت و توانایی کافی برای اداره کشورند، آنان در اداره کشور از روشهایی بهره میبرند که فاقد کارآیی و اثربخشیاند.
3- مسئولان کشوری بیش از آنکه در پی تحقق خواستههای مردم و گشودن گره از مشکلات مردم باشند، درگیر تنش، چالش و کشمکش با یکدیگرند. به تعبیر رادیو فردا «هر گروه از مسئولان حکومت اسلامی میکوشد تا به هر قیمتی خود را در قدرت نگه دارد، به همین خاطر آنان گاهی آنچنان با یکدیگر در چالشاند که مردم را فراموش میکنند.»
بیشترین حجم عملیات روانی رادیویی آمریکا علیه ایران به موضوع حقوق و آزادیهای مردمی مربوط است. به گونهای که از بین پنجاه موضوع، 15 موضوع به این مؤلفه اختصاص یافته است.
فراوانی تکرار موضوعات مربوط به مؤلفه آزادیهای مردمی :
۱- نقض حقوق بشر
2 -زندانیان سیاسی
3 -نقض حقوق اقلیتها
4 -نبود آزادی بیان
5 - سرکوب آزادیخواهان
6- محدود ساختن مطبوعات
7- نارسایی قانون اساسی
8 -خشونتطلبی
9 - سرکوب اهل هنر
10-روشنفکر ستیزی
11 -حجم زیاد زندانیان
12- سرویسهای مختلف اطلاعاتی
13 - فیلترینگ
14 - محدودیت اساتید
15- انتخابات غیر دمکراتیک
دو رادیوی فردا(وابسته به سازمان سیا) و رادیو امریکا در عملیات روانی خود علیه ایران تلاش کردهاند تا به مخاطبان خود القا کنند که:
· در ایران آسیبهای اجتماعی به اوج خود رسیده است،
· مردم از عملکرد متولیان نظام ناراضیاند،
· حکومت ایران با محدود کردن آزادیهای اجتماعی، عرصه را بر مردم تنگ کرده است.
خلاصه نتایج به دست آمده، نشان میدهد بالاترین توافق بر سر
1. ایجاد اختلاف بین جناحها وگروههای دروننظام
2. ایجاد نگرش منفی نسبت به مسئولان نظام
3. القای ناکارآمدی نظام اسلامی در اداره جامعه
4. ایجاد نگرش منفی نسبت به کل نظام
5. ایجاد نگرش منفی نسبت به روحانیت است.
۳) ایران محور شرارت :
از اواخر دهه ی80 به این سو آمریکاییان به عنوان دارنده گواهینامه دخالت در امور جهان هر ترفندی را تمهید کردند تا دشمنان فرضی خود را گسترش دهند. جنگ صلیبی کفار از استراتژی انگلیسی «تفرقه بینداز و حکومت کن» به راهبرد آمریکایی «تفرقه بینداز و نابود کن» تغییر یافت. جنگ غرب علیه اسلام چند سالی است که میرود با یاری ابر رسانهها به جنگی تمام عیار تبدیل شود. مقامات کاخ سفید در صدد بودند که در مناسبات خود با تهران سامانه جدیدی ایجاد کنند، سامانهای با وضعیت ویژه:
الف) ترسیم تصویری از جمهوری اسلامی ایران که نه تنها مخالف آمریکا بلکه مخالف اروپا و سایر قدرتهای جهانی است.
ب) از طریق تداوم وضعیتهای فوق، مقدماتی را فراهم کند که در آینده استفاده از خشونت علیه ایران در افکار عمومی مردم آمریکا و نیز مردم جهان قابل توجیه باشد.
عملیات روانی رادیویی آمریکا در تلاش روانی خود علیه ایران از چهار موضوع فراملی
|
آن دستگاه طی 32 ساعت برنامه رادیویی 54 مرتبه از چهار موضوع مذکور استفاده کرده است و 23 مرتبه ادعا کرده است که «ایران در پی دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی است». |
1- حمایت از تروریسم
2- تلاش برای تولید سلاحهای هستهای
3- مداخله در امور کشورهای دیگر
4- عامل تشنج خاورمیانه ؛ استفاده کرده است.
آن دستگاه طی 32 ساعت برنامه رادیویی 54 مرتبه از چهار موضوع مذکور استفاده کرده است و 23 مرتبه ادعا کرده است که «ایران در پی دستیابی به سلاحهای کشتار جمعی است». در همین رابطه، همکاری این کشور با سوریه و حزبالله لبنان معنی پیدا میکند. با توجه به این موضوع است که هر زمان درتحولات خاورمیانه کوچکترین نفوذپذیری از ایران دیده میشود دستگاههای تبلیغاتی با بوق و کرنا سعی میکنند آن را به شدت بزرگنمایی کنند. موضوع کشتی "کارن- آ" که رژیم صهیونیستی درماه ژانویه2002 آن را در بندر عقبه توقیف کرد نشانه بارزی بر دیدگاه فوق است. رژیم صهیونیستی ادعا میکرد که آن کشتی حامل 50 تن اسلحه برای فلسطینیها بود. دستگاه تبلیغاتی آمریکا بر اساس ادعاهای این رژیم تبلیغات عریض و طویلی را علیه تهدید جمهوری اسلامی به راه انداختند. و نیزبه مخاطبان اینطور القا میکند که
اولاً ایران مسئول نتیجهبخش نبودن روند صلح میان رژیم صهیونیستی و اعراب است
ثانیاً بدون حمایتهای مختلف ایران، فعالیتهای گروه حماس، جهاد اسلامی، حزبالله لبنان و ... علیه این رژیم اصلاً صورت نمیپذیرفتند.
صورت دیگر جنگ روانی غرب و بخصوص آمریکا علیه ایران، استفاده از حوادث پر سرو صدا و جنجال بر انگیز برای منحرف کردن ذهن مردم جهانی جهان از برخی پدیده های مهم سیاسی است . مثل هواپیما ربائی، انفجار بمب در فلان نقطه جهان، مسئله حقوق بشر و نظایر آنها توجه مردم دنیا را به این گونه حوادث معطوف داشته و در همه این موارد لبه تیز حمله و اتهام متوجه ایران است .
4) آرمان ارزش های آمریکایی:
الکساند یاکوولف که هفته پیش درگذشت، به شدت تحت تاثیر نتایج پژوهشهایی قرار گرفت که در دانشگاه کلمبیا در سال 1958 به انجام رسانده بود. وی یکی از اعضای دفتر سیاسی حزب کمونیست در شوروی بود و در تغییر مشی سیاسی و فکری میخاییل گورباچف تاثیر به سزایی داشت.
اولگا کالوگین، که سابق بر این افسر ارشد پلیس مخفی شوروی بود، در نگاهی به چشمانداز جنگ سرد گفت: «تبادلات فوق (علمی و دانشگاهی) در آن زمان همانند اسب تروا، باعث سقوط حزب کمونیست شد. این تبادلات در فروپاشی شوروی نقش مهمی داشته و طی سالیان مدید افراد بیشتر و بیشتری جذب آن شدند.» حتی موسیقی پاپ «راک اند رول» نیز در فروپاشی شوروی نقش داشت. یکی از مشاوران گورباچف بعدها فاش کرد که آثار گروه «بیتلز» اساس مبارزات پنهان ما با سیستم حکومتی را تشکیل میداد. مقامات حزب کمونیست چک در دهه 1950 گروهی از جوانان را به دلیل گوش کردن به «موسیقی فاسد آمریکایی» زندانی کردند که این کار نتیجة عکس به دنبال داشت و به ضرر این حزب تمام شد. در سال 1980 بعد از به قتل رسیدن جان لنون، (رهبر گروه بیتلز)، مجسمه یادبودی از وی در پراگ نصب شد
و هر سال در روز مرگ او تظاهراتی برپا میشود که در آن مردم پیام صلحطلبی و آزادیخواهی خود را به گوش همه میرسانند. در سال 1998 نیز «انجمن صلح لنون» تاسیس شد که خواستار خروج نیروهای شوروی از پراگ شد. در حقیقت لنون بر لنین پیروز شد!
طبق تحقیق چهار ماههیی که از سوی دیوید کاپلن روزنامه نگار روزنامه US news انجام شده «واشینگتون دهها میلیون دلار به تاثیرگذاری بر جوامع مسلمان اختصاص داده است.» طبق این گزارش دولت آمریکا از دوران جنگ سرد برای رسیدن به این هدف مبارزهای را با ابزارهای سیاسی نامتناسب با استفاده از تیمهای تخصصی عملیات روانی، عملیات سری سیا، متفکران و رسانههای آمریکایی آغاز کرده است.
استراتژی واشینگتون در تاثیرگذاری بر تفکر مسلمانان در طرح «حوزه پوشش جهان اسلام» منعکس شده است. این طرح عظیم که از حمایت جرج بوش، رییس جمهور آمریکا، برخوردار است به کلیه شاخههای دولت توزیع شده است. هدف این استراتژی انتشار «ارزشهای» آمریکایی در زمینه «دمکراسی، حقوق زنان و بردباری» به کل جهان اسلام و تقویت سبک زندگی غربی است به نحوی که مسلمانان اصولگرا از میانهرو جدا شوند. در همین حال سیا به تضعیف و بیاعتبار کردن رهبران دینی و احزاب اسلامی مخالف این رویه می پردازد.
5 ) شکل گیری اجماع جهانی :
دولت آمریکا با ترساندن کشورهای منطقه و نیز کشور های اروپایی از گسترش چیزی که آنها بنیاد گرایی اسلامی می
نامند، و دست یابی به انرزی هسته ای و چرخه سوخت وتوان ساخت بم اتمی و نیز ارائه چهره ای از ایران بعنوان کشوری نامطلوب برای امنیت بین الملل، در سدد ایجاد فضای روانی القای شکل گیری اجماع جهانی برعلیه جمهوری اسلامی می باشند .
به باور اغلب ناظران منطقهای در حالی که جنگ افروزی آمریکا در افغانستان و عراق تا حدی با هدف مرعوب کردن ایران صورت گرفت اما تهران به برنده بزرگ این جنگها تبدیل شد. همانطور که آناتول لیون تحلیلگر مؤسسه آمریکای جدید اظهار میکند: «دو دشمن بزرگ ایران یعنی رژیم بعث عراق و رژیم افراطگرای سنی افغانستان سرنگون شدند بدون این که ایران یک تیر شلیک کند.» همچنین حضور 160 هزار نیروی نظامی آمریکا پشت مرزهای ایران، آنچنان که جنگطلبان آمریکایی تصور میکردند، ایران را مرعوب نکرد. گذشته از اینها، توان ناگفته ایران در مشکل کردن اوضاع برای بسیاری از همسایگان خود همواره اهرم فشاری در اختیار آن قرار میدهد. لذا سیک می گوید: «نگرانی من این است که ایرانیها به این نتیجه برسند که لازم نیست چندان نگران باشند و این بسیار خطرناک است. آنها باید همچنان نگران همسایگان خود که در حال حاضر آمریکا نیز جزو آنها محسوب میشود، باشند.»
لذا دولت آمریکا وقتی با زورگویی به 35 عضو آژانس انرژی اتمی در رایگیری توانست 22 رأی مثبت راه را برای هموار کردن ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل به دست آورد. برنامه دولت بوش این بود که با سوق دادن ایران به سمت اتخاذ رفتار انعطاف ناپذیر و سرسختانه، آن را مجبور کند که با کاستن از سطح همکاریهای خود با آژانس در برابر زورگویی بایستد.
بوش جمهوری اسلامی را متهم به پیگیری برنامه تسلیحات هستهای میکند. سپس موضوع را به شورای امنیت ارجاع میدهد و تقاضای اقدام این شورا علیه ایران را میکند. سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در همان روز اعلام کرد، «برای ما مهم
است که ایران به تعلیق ادامه دهد (در مورد کلیه فعالیتهای مرتبط با غنیسازی از جمله تبدیل اورانیم)،
تابع توافقنامه پاریس باشد و هیچ اقدامی که ناقض آن باشد، انجام ندهد. اگر ایرانیها این توافقنامه را نقض کنند، واکنش بعدی ما ارجاع موضوع از سوی آژانس انرژی اتمی به شورای امنیت خواهد بود.
همه طرفهای جنگ 33 روزه به ویژه کشورهای حامی آنها و ناظران بین المللی بر پیروزی قطعی ملت لبنان و رزمندگان حزب الله اعتراف دارند.
اینکه چگونه حزب الله خود را برای این جنگ آماده کرد و بر یک دولت نظامی تا بن دندان مسلح پیروز شد موضوعی است که مورد بررسی بسیاری از کارشناسان سیاسی و نظامی منطقهای و فرامنطقهای قرار گرفته و پرسشهای زیادی را در اذهان ایجاد کرده است.
ناکارآمدی تکنولوژی نظامی اسرائیل
قدرت برتر نظامی اسرائیل به ویژه در ابعاد تسلیحاتی و آموزش در زمینه نیروی هوایی، هوانیروز و زرهی که در جنگهای گذشته سهم بسیار مهمی در جلوگیری از گسترش دامنه جنگ به داخل اسرائیل داشتند، در این جنگ فاقد کارآیی نظامی بوده و نتوانست نقشی در جلوگیری از سرایت دامنه جنگ به داخل اسرائیل داشته باشد.
نیروی هوایی اسرائیل در این جنگ حتی یک بمباران نتیجهبخش نداشته است و صرفاً برای ماندن در صحنه رزم، به بمباران متراکم و گسترده و انهدام زیرساختارهای آشکار شهرهای لبنان میپرداخت. منهدم شدن دو فروند هواپیمای جنگی اسرائیل در این جنگ، اوج ناتوانی نیروی هوایی اسرائیل محسوب میشود.
تانکهای «مرکاوا» که بر اساس تئوری برتری نظامی اسرائیل در جنگهای مستقیم، نزدیک و شهری بارها موفق عمل کرده بود و به همین دلیل در هر دوره بر اساس تکنولوژی روز بهینهسازی میشد و سابقه سالها جولان دادن در سرزمینهای اشغالی و در درون شهرهای فلسطین و همچنین در داخل شهرهای لبنان و از جمله در بیروت را در کارنامه خود داشت در یک محدوده بسیار کوچک جغرافیایی و در جلو دیدگان خبرههای نظامی دنیا میخواستند همراه این کاروان نظامی اسرائیل وارد بیروت شوند، یکی پس از دیگری و هر روز بیشتر از روز قبل منهدم شدند.دو فروند هلیکوپتر نظامی اسرائیل که عامل برتریساز این رژیم در جنگهای غیر خطی و احاطهای بود نیز منهدم شدند و در طول جنگ توان نزدیک شدن به خطوط نیروهای حزبالله را نداشتند.
- یکی از صحنههای شگفتانگیز این جنگ منهدم شدن دو فروند ناوچه «ساعر5» اسرائیل بود. اینکه این ناوچهها از کجا، چگونه و توسط چه مواد انفجاری منهدم شدند. چرا سیستمهای نظامی الکترونیک و دفاعی موجود در این ناوچهها نتوانستند کوچکترین واکنشی نشان دهند؟ و... اینها از جمله مواردی هستند که نظامیان اسرائیلی و آمریکایی را شگفتزده کرده است.
ناکارآمدی تاکتیکی نظامی اسرائیلعملیات هلیبرن با به کارگیری انواع هلیکوپترهای نظامی فوق پیشرفته یکی از اصلیترین تاکتیکهای جنگهای غیر خطی و احاطهای است، که از طریق پیاده کردن نیرو در پشت خطوط و در عمق خاک طرف مقابل میتواند ضمن انهدام نیرو، ربودن فرماندهان و عناصر اصلی، جبهههای جدیدی را علیه طرف مقابل ایجاد و موجب تجزیه نیروهای طرف مقابل و از هم پاشیدگی طرحهای پدافندی آنها گردد.
این رژیم با استفاده از همین تاکتیک به کرات در طول دورههای اشغال لبنان و پس از آن، بسیاری از فرماندهان اصلی لبنانی و عناصر مخالف خود را در جای جای این سرزمین شهید کرد و یا به اسارت گرفت و در جنگهای بزرگ گذشته نیز چندین یگان نظامی و از جمله چند لشکر عراقی را که برای کمک به سوریه از عراق به سوی مرز سوریه در حرکت بودند را با همین تاکتیک، در داخل خاک عراق منهدم کرد.
در این جنگ کماندوهای اسرائیلی بارها کوشیدند که با پیاده شدن در پشت خطوط دفاعی حزبالله ضرباتی را به نیروها وارد کنند، تلاش برای ربودن شیخ «محمد یزبک» معاون سیدحسن نصرالله در بعلبک از جمله این اقدامات بود، که با شکست مفتضحانهای مواجه گشت.
برتریهای اطلاعاتی حزبالله
شکی نیست که منطقه حاشیه مرزی لبنان و اسرائیل به عنوان منطقه نفوذ و منطقه احتمالی نبرد برای طرفین جنگ کاملا شناخته شده و مشخص بود. حزبالله چگونه توانست این منطقه را برای پذیرش این جنگ تجهیز و آماده کند؟ توان، تعداد، برد، انبارهای موشک، قدرت انفجار و محلهای سکوهای پرتاب و ... اصلیترین نیازمندیهای اطلاعاتی رژیم اسرائیل در طول این جنگ بود که هیچگاه نتوانست حتی به درصدی از این اطلاعات مورد نیاز خود دست یابد.
حزبالله با مخفی کردن و مدیریت بر این اطلاعات توانست همراه با وارد کردن ضربات نظامی و خسارات مالی و جانی به اسرائیل، دامنه جنگ را نیز کنترل کند، به عبارت دیگر توانست، قدرت موشکی خود را به نیروی بازدارنده و تعیین کننده در سرنوشت جنگ تبدیل کند.
به کارگیری مرحلهای و قدم به قدم این موشکها در برد و تعداد، توانست، در بعد سیاسی، نظامی، محیط داخلی و هم در محیط خارجی، صدمات زیادی را به رژیم وارد کند و شاید بتوان گفت که علت محدود شدن دامنه جنگ یعنی گسترش نیافتن جنگ به پایتخت دو کشور و تعداد روزهای جنگ از 33 روز به مدتی طولانیتر از جمله ابتکارات حزبالله در مدیریت بر اطلاعات پایهای جنگ از طریق وارد شدن مرحلهای، کنترل دامنه و شدت این جنگ بود و این درسی است که باید همه نظامیان دنیا از حزبالله بیاموزند.
عامل همه این موفقیتهای حزبالله، برتری و مدیریت بر اطلاعات بوده است . شاید حزبالله از اول هم میتوانست تلآویو را مورد هدف قرار دهد، خودداری حزبالله، در انجام این اقدام، بیشتر از خسارات مادی و نظامی توانست خسارات روحی سنگینی را به این رژیم تحمیل کند و شاید همین عامل به تسلیم دشمن منجر شد.
نتیجهگیری
در جنگ 33 روزه، چهره جدیدی از جنگ آشکار شد. در این جنگ معلوم شد که عناصر معنوی جنگ مانند توکل به خدا، شجاعت، تدبیر، عقل، هوشمندی، حفظ وحدت و یکپارچگی ملت، استقامت، تلاش برنامهریزی شده مداوم و پیوسته، در کنار بهرهگیری از آموزشهای نظامی و تکنولوژی روز همچنان از ضریب تعیین کنندهای در تعیین سرنوشت جنگ برخوردار است و میتوان با هزینه ای ناچیز، ارتشهای بسیار سنگین و پیشرفتهای را مغلوب کرد.
با کشیده شدن دامنه جنگ به داخل سرزمین اشغالی اسرائیل، برای اولین بار یهودیان ساکن در خانهها، خیابانها و شهرهایی که متعلق به مردم آواره شده فلسطین است و با وعده سرزمین موعود، با امنیت و امکانات مادی آرمانی به این سرزمین کشیده شده و شریک جرم صهیونیستهای بینالمللی شدهاند و سالهای سال نیز بدون دغدغه در امنیت کامل، زندگی کردند، بوی دود را استشمام کردند و چند روزی با وضعیت تلخ آوارگی آشنا شدند.
چهره بسیاری از سران حکومتها، احزاب و مفتیهای فاسد کشورهای عربی که قبل و بعد از اشغال سرزمینهای اسلامی با رژیم صهیونیستی هم پیمان شده بودند، آشکار گردید. گرچه همین افراد هم اکنون هم در پشتیبانی از نیروهای اشغالگر عراق و تروریستهایی که هر روز صدها نفر از مردم بیگناه عراق را به خاک و خون میکشند با سفارش آمریکا و اسرائیل به صدور فتوا مشغولند.
پس از شکست اول اسرائیل در لبنان که موجب متواری شدن این رژیم از جنوب لبنان گردید، حزبالله به عنوان قدرت اول معنوی، سیاسی و نظامی صحنه لبنان مطرح شد. تهاجم احمقانه این رژیم به جنوب لبنان و شکست در جنگ 33 روزه موجب گردید که حزبالله به صورت بسیار گستردهتر و به قدرت اول نظامی، معنوی و سیاسی جهان اسلام و منطقه تبدیل شود و قطعا در آینده نقش این حزب حتی در تعاملات بین کشورها، ملتها و دولتهای منطقه افزایش خواهد یافت.
اسرائیل به دلیل ضعفهای فوق استراتژیک خود هیچگاه نمیتواند جنگ طولانی و فرسایشی را بپذیرد و شاید اوج خدمت نخبگان نظامی آمریکا، انگلیس، روسیه و غیره و همچنین سازمانهای بینالمللی مانند شورای امنیت سازمان ملل به این رژیم در کوتاه کردن مدت جنگ از طریق دادن مشاوره به موقع و ترغیب این کشور به پذیرش عقبنشینی و قطعنامههای سازمان ملل بود. اما اگر به هر دلیلی زمان جنگ طولانی میشد امروز این رژیم و منطقه در وضعیت کاملا متفاوتی با گذشته قرار داشت.
دبیرستان دخترانه ی نظر
نام دبیر:سرکار خانم علی بیک
مربوط به درس :آمادگی دفاعی
موضوع:جنگ 33 روزه ی لبنان
منبع:http://www.kayhannews.ir
نگین سادات سلیمی
با کلیک بر این لینک دانلود فرمایید
http://rapidshare.com/files/219198750/sowalat_marhale_aval_zist.doc.html
با کلیک بر لینک زیر به دانلود سوالات اقدام فرمایید
http://rapidshare.com/files/219197899/nemune_sowal_riazi_1.doc.html
با کلیک بر لینک زیر فایل مورد نظر را دانلود فرمایید
این فایل فیلم آموزشی است که با media player کامپیوتر باز می شود(open with)
http://rapidshare.com/files/221125105/AVSEQ01.DAT.html
ضمنا در صورتیکه از اینترنت dial up استفاده می کنید ممکن است طول بکشد .آپلودش که 2 ساعت طول کشید
امریکا حدود پنجاه درصد ثروت جهان را در اختیار دارد ولی جمعیتش تنها 3/6 درصد جمعیت جهان است. در چنین وضعیتی، این کشور درصدد است با ایجاد یک الگوی رابطه بتواند این موقعیت را بیآنکه به منافع ملی آن آسیبی جدی وارد آید، در دستور کار خود قرار دهد. برای این کار باید احساسات و افکار عمومی جهانیان را با خود همراه کند و به این منظور به اهدافی مبهم و غیرواقعی نظیر حقوقبشر، ارتقا معیارهای زندگی و ایجاد (به اصطلاح) دمکراسی، متوسل میشود.در این مقاله، به تاریخ اخیر امریکا و تبلیغاتی که برای توجیه آن در نزد مردم این کشور به کار گرفته شده میپردازد. بافت تاریخی درگیریها به طور خاص مورد تأکید قرار میگیرد.
واژگان کلیدی: تبلیغات، ویتنام، عراق، رسانههای جمعی
شکست رسانهای جنگ
رسانهها باعث شدند تا حرکتهای ضدجنگ در امریکا به هر نشانه کوچکی از موفقیت نیروهای امریکایی در عملیات "تت" با ترس و وحشت پاسخ دهند مبادا که کشورشان در این جنگ پیروز شود. برای نمونه، جرج مک گاورن نامزد ریاست جمهوری امریکا به جیمز وب از کهنه سربازان جنگ ویتنام و وزیر سابق نیروی دریایی گفت: «آنچه شما درک نمیکنید این است که من نمیخواستم امریکا در آن جنگ پیروز شود.»(Web) و یا عنوان سرمقاله شماره آوریل – ژوئن 1968 نشریه ملی کهنه سربازان ویتنام این بود: «پروفسور خواستار تحقیق کنگره درباره رفتار رسانهها نسبت به جنگ ویتنام است.» که منظور لئونارد مگرودر بود که در آن زمان با یک "درخواست از کنگره" خواهان آن شده بود که کنگره در این مورد تحقیق کند که چگونه پیروزی عمده نیروهای امریکایی به عنوان یک شکست به مردم امریکا گزارش شده بود. این درخواست از سوی دوازده سازمان از سازمانهای بزرگ کهنه سربازان ویتنام و ژنرال وست مورلند نیز حمایت میشد.
"مگرودر" از کتاب ژنرال ویلیام وست مورلند با عنوان گزارشهای یک سرباز نیز چنین نقل میکند: «پس از شکست دشمن در عملیات "تت" باز هم میشد جنگ را به شکل مطلوبی پایان داد، اما قرار نبود این کار انجام شود. مطبوعات و تلویزیون به جای پیروزی، شکست را تبلیغ میکردند.»
هرچند صدا و تصویر شلیکهای توپ با عملیات "تت" و در کمتر از 24 ساعت از میادین نبرد به خانه امریکاییها منتقل شد، خبرنگاران قبلاً با به تصویر کشیدن سربازانی که به شکلی با عملکرد آنها موافق بودند از ایده پوشش خبری جنگ جهانی دوم در سالهای اول استفاده کرده بودند. با وجود این، بسیاری از مورخان معتقدند که: خبرگزاریها تأکید بیش از اندازه بر پوشش خبری جنگ را با ارسال گزارشهایی آغاز کردند که جنبههای خستگی از جنگ را نشان میداد. دوربینها ابعاد فرهنگی، اجتماعی، و تاریخی جنگ را به صورت تیره و تار نشان میدادند و در نتیجه درک و احساس امریکاییها را در این زمینه تغییر میدادند. برای نمونه، رسانهها در بسیاری از موارد گزارش میکردند که سربازان ویت کنگ به ساختمان سفارت امریکا حمله کردهاند در حالی که در واقع چنین حملهای هرگز صورت نگرفته بود بیست و شش نفر به طرف دیوارهای ساختمان سفارت حرکت کرده بودند ولی سه تفنگدار دریایی از ورود آنها به داخل ساختمان جلوگیری کردند.
بسیاری از منابع رسانهای با نقش امریکا در جنگ مخالف بودند و نگرشی انتقادی نسبت به جنگ داشتند. تصاویری که رسانهها میگرفتند همه را تحت تأثیر قرار میداد. این تصاویر میتوانست تأثیراتی ماندگار و فراموش ناشدنی بر همه ملت بر جای بگذارد. یکی از به یاد ماندنیترین صحنههای این جنگ، صحنهای بود که یک افسر ویتنام جنوبی را نشان میداد که داشت با یک تپانچه به شقیقه مرد کوچک اندامی که دستانش از پشت بسته بود، شلیک میکرد.
تنها با یک تصویر، جهان توانست بارها و بارها صحنه اعدام یک نیروی ویت کنگ را ببیند. آن چه بیشتر مایه نگرانی است این است که تصویر مزبور یک فیلم بدون صدا بود و خبرگزاری ان.بی.سی. برای تأثیرگذاری بیشتر، صدای شلیک گلوله را بر روی آن مونتاژ کرد. صدا از آن جهت مهم است که مردم امریکا را هر چه بیشتر به این جنگ نزدیک میکند. این تصویر با اضافه کردن صدا، صرفاً تصویر مردی نبود که با تپانچه سر مرد دیگری را نشانه گرفته است؛ بلکه تصویر مردی است که به طرفش شلیک شده و میمیرد. تصویر ادی آدامز از ژنرال نگوین نگاک لون به صورت مردی موقر و ملبس به لباس نظامی در حال شلیک به سر یک جوان ریزنقش ویتنامی مظنون، بیشک یکی از نگران کنندهترین عکسهای آن زمان بود. این ویت کنگ مظنون برعکس ژنرال "لون" یک پیراهن شطرنجی به تن دارد و دستانش از پشت بسته است. او عملاً یک جوان بیدفاع است ولی قدرت تأثیرگذاری این عکس از آنجا ناشی میشود که در آن، پسری با ظاهری تقریباً ترحمبرانگیز در مقابل هیکل تنومند "لون" نشان داده میشود. جای تعجب نیست که این تصویر برای هفتهها رسانههای امریکایی را به سلطه خود درآورده بود و حتی بعدها به نماد تمامی اقدامات غلطی تبدیل شد که در جنگ ویتنام جریان داشت. این تصویر برای بسیاری از افراد این ایده را تداعی میکرد که مردم ویتنام جنوبی یعنی همان مردمی که امریکاییها در آنجا مستقر بودند، آن گونه که دولت میخواست به مردم بقبولاند که قربانیان بیدفاع حمله، کمونیستها نبودند؛ بلکه مردمی بودند که میتوانستند انواع وحشیگریها را از خود نشان دهند.
عکس "آدامز" که روز بعد سرمقاله نیویورک تایمز را با این عنوان تزیین کرد که «درگیریهای خیابانی در ویتنام ادامه دارد، دشمن همچنان بخشهایی از شهرها را در اشغال خود دارد؛ جانسون هرگز قصد تسلیم شدن ندارد» زمینه حرکت اعتراضآمیز ویتنام را فراهم آورد و الهامبخش سرمقالههای بسیاری شد که سرمقاله 23 فوریه 1968 وال استریت ژورنال با عنوان "منطق میدان نبرد" از آن جمله بود. در این سرمقاله، نویسنده میگوید: «مردم امریکا اگر تاکنون آماده نشدهاند، اکنون باید آماده پذیرش این دورنما شوند که تمامی تلاش صورت گرفته در ویتنام محکوم به فناست.» نظراتی از این دست همانند زبانههای آتش در فضای پس از عملیات "تت" شعلهور میشود. بدین ترتیب، مردم امریکا که هنوز آتش سوزان ناشی از عکس "آدامز" در اذهان آنها روشن بود و نیز جانسون رئیسجمهور وقت امریکا که قول داده بود تسلیم نشود به تدریج از موضع جانبداری از جنگ ویتنام عقب کشیدند.
از دیگر نمونههای کارکرد رسانهها، زمانی است که والتر کرانکایت جنگ ویتنام را محکوم میکند. هنگامی که "کرانکایت" عملیات تت را رسماً به عنوان یک شکست اعلام میکند، این اعلام به منزله نقطه عطفی در حمایت مردم امریکا از جنگ ویتنام به ثبت میرسد. او در برنامه ویژه خبری نیم ساعته پس از عملیات مزبور اعلام کرد که "اکنون بیش از هر زمان دیگری به نظر میرسد که این تجربه خونین ویتنام قرار است به بنبست برسد"(Auster) طبق گزارشهای رسیده لیندون جانسون رئیسجمهور وقت امریکا از دورنمای حمایت نکردن "کرانکایت" از جنگ احساس نگرانی میکرد و در واقع، پس از اعلام "کرانکایت" و پوشش رسانهای از عملیات "تت"، حمایت عمومی از جنگ در کل به میزان 25 درصد افت کرد. "کرانکایت" به تمایل رسانهها به آزادیخواهی (لیبرالیسم) اذعان دارد ولی هرگونه تحزب سیاسی در رسانهها را رد میکند.
هنگامی که امریکا در ویتنام بود، مردم امریکا خواهان جدیدترین اخبار جنگ بودند. اکنون این فرصت برای آنها فراهم بود که جنگ را از طریق روزنامهها، رادیو، مجلات و تلویزیون دنبال کنند. در حالی که بسیاری از خانوادهها برای کسب اطلاع از وضعیت جنگ شدیداً به اخبار جنگ تکیه داشتند، رأی دهندگان برای اطلاع از چگونگی پیشرفت جنگ به اخبار جنگ متکی بودند. در تلویزیون، اصحاب رسانه با نمایش عکس و فیلم از کشته و مجروحان نظامی و غیرنظامی، آزادی خود را مرتب تمرین میکردند. این سناریو معمولاً با عنوان "کباب و سیب زمینی با شمارش اجساد" شناخته میشد. استیون کینگ نظرش را در مورد پوشش خبری تلویزیون از جنگ ویتنام به طور خلاصه با این عبارت بیان میکند: "سهم روزانه ما از خون و جراحت"(Patterson 1, 80).
با پیشرفت جنگ، نگرش رسانهها و مردم هم رشد کرد. گردهماییهای سنتی، اخبار رسمی، و گزارش خلاصه مذاکرات در مطبوعات رایج شد و خبرنگاران آزادی خود را در آنها تمرین میکردند. هنگامی که جنگ به دورهای رسید که امریکا بیش از هر زمان دیگری در آن درگیر شده بود (یعنی سالهای 1964 تا 1969)، خبرنگاران با انجام مصاحبهها و چاپ مقالات انتقادی بیشتر، تحقیقات بیشتری را آغاز کردند. روش گزارش سنتی از 9/65 درصد در سال 1949 به 1/50 درصد در سال 1969 کاهش یافت.(Hammond 2, 102). توجه به روند پوشش خبری جنگ در تلویزیون حتی آسانتر بود. شنوندگان میتوانستند ببینند که جنگ در جریان است ولی جزئیات را دریافت نمیکردند. با وجود این، پژوهشگری به نام جرج ای.بیلی با دیدن شبکههای مختلف، مطالعات متعددی را در مورد پوشش خبری تلویزیون انجام داد. او به این نتیجه رسید که خبرگزاری ای.بی.سی. بین سالهای 1965 و 1966 تنها سیزده درصد برنامههای تفسیر زمانی پخش کرده و این رقم تا سالهای 1969 و 1970 به 47 درصد افزایش یافته بود. بیلی به این نکته پی برد که خبرگزاری سی.بی.اس. در همان دوره زمانی حجم این برنامهها را از 37درصد به 48 درصد و ان.بی.سی. از 28 درصد به 58 درصد افزایش داده است. او همچنین به این نتیجه رسید که مطبوعات با تمام آزادی که برای پخش اخبار جنگ داشتند، ولی حجم و نوع پوشش خبری جنگ با ادامه جنگ تغییر میکرد.
بین ماههای اوت و نوامبر 1968، سه برنامه خبری شبکهای برای پخش اخبار جنگ در جریان بود که 91 درصد پخش روزانه را به خود اختصاص داده بود. بعد از انتخابات نوامبر 1968، حجم این پوشش خبری به 61 درصد کاهش یافت. به نظر میرسد که این شبکهها از جنگ خسته شدند. رابرت جی.نورث شیلد تهیه کننده "گزارش هانتلی – برینکلی" در شبکه ان.بی.سی. در مصاحبهای در سال 1974 به طرف مصاحبهکننده گفت که مشکل خاص او در سال 1968، خستگی بود. مدیر تهیه یک برنامه در بسیاری از مواقع، احساس خود را با این عبارت بیان میکرد: "خدای من، باز هم ویتنام".(Hammond (2), 102-103) همچنین با طولانی شدن جنگ، اخبار جنگ نیز به تدریج کهنه میشد و ارزش گوش دادن نداشت. بنابراین، بسیاری از خبرنگاران برخی موضوعات تحقیقی را دنبال میکردند که جنجال برانگیزتر بود.
بسیاری از مردم نمیدانند که رسانهها تا چه اندازه بر جنگ مؤثرند. اما دیوید برینکلی گوینده اخبار شبکه ان.بی.سی. به این نکته واقف بود. او از آزادی مطبوعاتیاش برای بیان دقیق احساساتش استفاده میکرد و اذهان بینندگان را تحت تأثیر قرار میداد. یک بار، برینکلی گزارش خود را در خصوص تلفات جنگ ویتنام این گونه بیان کرد:
«رئیسجمهور در کنفرانس خبری هفته گذشتهاش گفت تنها چیزی که بعد از انتخاب او به ریاست جمهوری عوض شده، شکل میز است. خوب بعد از گذشت پنج ماه از آن زمان تاکنون، آنها از میزی با شکلی که میخواستند استفاده کردهاند ولی هیچ مشکلی حل نشد و جنگ و کشتار همچنان در ویتنام ادامه دارد. آنها امروز در سایگون آمار تلفات این هفته را اعلام کردند. هرچند این تلفات در قالب آمار بیان شد، هر رقم نشان دهنده یک مرد بود، مردانی که بیشترشان جوان بودند، هر یک از آنها امیدهایی داشت که کسی از آنها خبر نداشت، همه آنها خانواده و دوستانی داشتند که دیگر هرگز آنها را زنده نخواهند دید. به هر حال، اینها ارقام … است.»( Hammond 2 104).
هرچند "برینکلی" همیشه جنگ را زیر سؤال میبرد، این اظهارات او که از تلویزیون پخش شد شاید تندترین اظهاراتش در این زمینه بوده است. بار دیگر، یک گزارشگر با استفاده از آزادیش برای گزارش آنچه میخواهد، هر وقت که میخواهد و بیهیچ راهبرد یا سانسوری از طرف دولت باعث شد تا مردم امریکا نیز به تدریج جنگ را زیر سؤال ببرند. این، یک جنگ دو جبههای بود؛ امریکا در یک بخش، در جبهههای نبرد میجنگید و در بخش دیگر با رسانهها در حال جنگ بود. اما اگر همان سانسور و مقرراتی که در مورد جنگ خلیج[فارس] وضع شد در جنگ ویتنام اعمال شده بود چه اتفاقی میافتاد؟
تفاوت بزرگ این دو جنگ این است که در جنگ ویتنام سانسور کمتر بر رسانهها اعمال میشد. در حالی که رسانهها در ارتباط با هرگونه پوشش خبری جنگ در جنگ خلیج[فارس] موظف بودند از دوازده قانون تبعیت کنند و به شدت سانسوری شدند. از این دوازده قانون، تنها موارد 3، 8، 10، 11، و 12 به موضوع این نوشتار مربوط میشود که در زیر توضیح داده میشود:
موارد زیر نباید گزارش شود؛ زیرا انتشار یا پخش آنها ممکن است عملیات را به مخاطره انداخته و جان نیروها را به خطر اندازد:
مورد 3- اطلاعات، عکسها، و تصاویری که ممکن است محل دقیق استقرار نیروها را مشخص کند و یا سطح امنیت اردوگاهها یا تأسیسات نظامی را نشان دهد. محلهای استقرار را به صورت زیر میتوان تعریف کرد: تمامی گزارشهای خبری مربوط به بارگیری وسایل و تجهیزات به کشتی که میتواند تاریخ بارگیری کشتی موردنظر را مشخص کند و نیز نشان میدهد که گزارش از "خلیجفارس"، "دریای سرخ"، یا "دریای عربی شمالی" ارسال میشود. گزارشهای خبری که در عربستان سعودی تهیه میشود و ممکن است با عناوینی نظیر "عربستان سعودی شرقی"، "مجاور مرز کویت" و عناوین دیگری از این دست تاریخگذاری شوند. برای برخی کشورهای دیگر غیر از عربستان سعودی، گزارشهای خبری که مشخص میکند گزارش مربوط از منطقه خلیجفارس ارسال میشود مگر در مورد کشوری که مشارکت در عملیات را پذیرفته باشد.
مورد 8 – اطلاعات مربوط به کارایی یا عدم کارایی دشمن در زمینه استتار، پوشش، فریب، هدفیابی، آتش مستقیم و غیرمستقیم، جمعآوری اطلاعات، یا اقدامات امنیتی.
مورد 10- تاکتیکها، تجهیزات ویژه، یا رویکردهای خاص نیروهای شرکت کننده در عملیات.
مورد 11- برخی تاکتیکها و رویکردهای عملیاتی خاص (نظیر سرعت یا زاویه حمله هوایی و یا مانورهای اجتناب و تاکتیکهای دریایی). از واژههای کلی نظیر "آهسته" یا "سریع" میتوان استفاده کرد.
مورد 12 – اطلاعات مربوط به آسیبپذیریهای عملیاتی یا پشتیبانی که از آنها میتوان علیه نیروهای امریکایی استفاده کرد نظیر جزئیات خسارات عمده جنگی یا تلفات عمده انسانی برخی یگانهای امریکا یا ائتلاف تا زمانی که چنین اطلاعاتی دیگر هیچ برتری تاکتیکی خاصی برای دشمن ایجاد نکند یا از سوی فرماندهی مرکزی(CENTCOM) صادر شود. خسارات و تلفات ممکن است به صورت "کم"، "متوسط" و یا "سنگین" بیان شوند.(Patterson(2), 23-27).
از تعداد 847 گزارش مورد بررسی در مطالعه پاترسون، 289 مورد از شبکه سی.بی.اس. و 272 مورد به شبکه ان.بی.سی. مربوط میشد. اکنون اگر دوازده قانون مزبور با این مطالعه موردی رسانهها مقایسه شود، واقعیتها شگفتانگیز است. در این 847 گزارش مرتبط با ویتنام روی هم رفته 901 بار این قوانین نقض شده است. در ارتباط با قانون "3" که با اطلاعات، عکسها و سایر موارد مشابهی مرتبط بود که محل استقرار نیروها را افشا میکرد، 204 گزارش (2/24 درصد) وجود داشت که محل استقرار برخی نیروهای نظامی شامل نام شهر و روستای آنها را افشا میکرد. همچنین باید یادآور شد که با تمام آزادی عملی که برای مطبوعات وجود داشت، فناوریها همانند امروز نبود. معمولاً بیست و چهار ساعت طول میکشید تا تصاویر میدان نبرد به دست مردم امریکا برسد و ارتباطات نظامی نیز از طریق سیمی و رادیویی انجام میشد که امروز یکی از علل کاهش نقض این قانون نیز به همین مسئله مربوط میشود. در ارتباط با قانون "8" تعداد 61 مورد (2/7 درصد) نقض قانون وجود داشت که در آنها به طور خاص به اقدامات امنیتی یا استتار دشمن اشاره شده بود. از این 61 گزارش، 19 مورد (2/2 درصد) به آتش مستقیم و غیرمستقیم دشمن مربوط میشد. جای تعجب است که با تمام آزادیعمل مطبوعات هیچ گزارشی در ارتباط با نقض قانون "10" وجود نداشت. البته هشت گزارش وجود داشت که در آنها هشت نفر از نیروهای کلاهسبز متهم بودند که یک جاسوس مظنون دوجانبه را کشتهاند. اما هیچ گزارشی در مورد روشها، تجهیزات، و تاکتیکهای مورد استفاده وجود نداشت.222 مورد (2/26 درصد) از نقض قوانین به قانون "11" مربوط میشد. مطبوعات در این گزارشها جنبههای مختلف عملیات زمینی، هوایی، و دریایی را مورد بحث قرار داده بودند. هفت مورد از این گزارشها در ذکر جزئیات دقیق تا آنجا پیش رفته بودند که بگویند هواپیماهای بی52 (B-52) بمبهای خود را از ارتفاع سیهزار پایی پرتاب میکنند. اطلاعاتی از این دست میتوانست برای عملیات جنگی نیروهای ویتنام شمالی مفید واقع شود. در نهایت، قانون "12" با بدترین بخش جنگ یعنی تلفات مرتبط بود. هر هفته، مطبوعات آمار هفتگی کشتهها و همچنین مجروحان و مفقودان را به مردم امریکا گزارش میکردند. آمار تلفاتی که گزارش میشد به صورت رسمی و به طور مستقیم از ارتش امریکا دریافت میشد. آمار "مفقودان" فقط به آمار مفقودان نیروهای همپیمان امریکا اختصاص داشت. از گزارشهای نمونهای که تجزیه و تحلیل شد، 45 مورد (3/5 درصد) با این موضوع و 26 مورد (سه درصد) دیگر با خسارات عمده جنگی مرتبط بود(Patterson (3), 27).
سرانجام اینکه از عملیات "تت" به عنوان جنگ رسانهای میتوان یاد کرد. از آنجا که جنگ ویتنام نخستین جنگ عمده ای بود که اخبار آن به طور کامل از تلویزیون پخش میشد، رسانهها در شکلدهی افکار عمومی نقش بزرگی ایفا کردند. وو نگوین جیاپ ژنرال ویتنامی به این نکته پی برد و از آن به نفع خود بهرهبرداری کرد. همچنین این واقعیت که اخبار جنگی رسانهها سانسور نمیشد نیز به سود او تمام شد. هرچند او به این نکته واقف بود که لزوماً نمیتواند شهرهایی را که آماج حمله قرار میدهد در دست خود حفظ کند، اما میدانست که اگر با بمباران، آتش، و مواردی از این دست بتواند این شهرها را ویران کند و رسانهها این مسئله را پیگیری کنند، تأثیر آن، از آنچه هست بسیار بیشتر نشان داده میشود. رسانهها عملیات "تت" را به تصویر کشیدند و باعث شدند تا مردم امریکا دیگر از جنگ ویتنام حمایت نکنند. مردم امریکا قساوتهایی را که از سوی رسانهها به تصویر کشیده میشد مشاهده میکردند و دیگر نمیخواستند نیروهایشان در معرض این قساوتها قرار بگیرند. این مسئله، نقطه اوج طرح ژنرال جیاپ بود؛ او رسانهها را به عنوان یک "متحد" بالقوه میدید و از آنها برای شکست امریکا استفاده میکرد. هرچند او در طی عملیات "تت" تلفات زیادی را متحمل شد، موفق شد امریکا را به عقبنشینی از جنگ وادار کند. جیاپ در 31 مارس 1968 به هدف خود دست یافت و آن، زمانی بود که جانسون رئیسجمهور وقت امریکا بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و اعلام کرد که امریکا باید بمباران ویتنام شمالی را متوقف کند و برای دستیابی به راهحلی صلحآمیز خواهان دیدار مقامات امریکا با ویتنام شمالی شد.
عراق، جنگ استعماری بعدی
جنگ جدید عراق در بیستم مارس 2003 و در میان انبوهی از بحث و جدلهای بینالمللی آغاز شد. برای آغاز این جنگ نیز همانند جنگ ویتنام که چهل سال پیش از آن شروع شد توجیهات فراوانی وجود داشت و این بار هم بسیاری از این توجیهات صرفاً ساخته و پرداخته پنتاگون و رسانهها برای جلب حمایت مردم از این جنگ بود. اما جنگ عراق نیز همانند ویتنام نتیجه نگرش امریکا به بقیه جهان بود.
عراق قربانی تصادفی امپریالیسم امریکا نبود. جنگ 2003 دقیقاً آخرین رویداد تاریخ طولانی استعمار در عراق بود. بعد از جنگ جهانی اول، انگلیس برای بیش از سه دهه عراق را اشغال کرد و یک ساختار حکومتی در آن تأسیس کرد که به راحتی تحت تأثیر قدرتهای امپریالیستی خارجی قرار داشت. بعد از جنگ جهانی دوم، امریکا این نقش را بر عهده گرفت. اشغال عراق و سپس دستگیری صدامحسین، پایان فصل ویژه نفوذ امریکا در عراق بود که پیش از سی سال آغاز شده بود.
عراق؛ 1914 تا 1958
پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری عثمانی، کنترل عراق در سال 1916 و براساس توافقنامه سایکس - پیکو که مرزهای خاورمیانه را به صورت قراردادی ترسیم میکرد، به انگلستان واگذار شد. در سال بعد، انگلستان بیدرنگ به بینالنهرین حمله کرد و اشغال بغداد و متعاقباً تاریخ اخیر استعمار عراق آغاز شد. انگلستان در سال 1920 از طریق حکم قیومیت جامعه ملل کنترل رسمی عراق را به دست گرفت و با اعمال نفوذ خود، خاندان سلطنتی هاشمی را بر این مستعمره حاکم کرد. با اوج گرفتن مناقشات، انگلیس به جای رشد حرکات ملیگرای داخلی، مجبور بود از گروههای طایفهای حاشیهای نظیر شیوخ حمایت کند تا بتواند یک فضای سیاسی کنترل شده را در عراق حفظ کند. با وجود این، هرگاه منافع انگلستان به طور مستقیم تهدید میشد، این کشور برای فرونشاندن درگیریها به قدرت نظامیاش متوسل میشد. به رغم تغییر و تحولات سیاسی و کودتاهای دولتی پی در پی، انگلستان تا سال 1958 کنترل عراق را در دست داشت. اما تأثیرات اشغال انگلیس تا بعد از این تاریخ و بسیار فراترا ز حاکمیت عراق به صورت چارچوبی برای یک نظام سیاسی مستعد به امپریالیسم خارجی ادامه یافت و تا این زمان نیز باقی مانده است.
صدامحسین و سازمان سیا
دوران پس از خروج انگلستان از عراق شاهد ظهور یک حزب سیاسی جدید یعنی حزب "بعث" و صدامحسین به عنوان رهبر نهایی این حزب بود. شروع مداخله امریکا در عراق از طریق ارتباطات سازمان سیا نیز از دیگر مشخصههای این دوره بود. بیثباتیهایی که انگلیس ایجاد کرده بود، راه را برای امپریالیسم امریکا هموار کرد. در سال 1958، یک انقلاب به رهبری عبدالکاظم قاسم پادشاه دست نشانده انگلیس را سرنگون کرد و به اشغال این کشور پایان داد. سال بعد، حزب بعث یک کودتای ناموفق را بر ضد قاسم سازماندهی کرد که قاسم در این کودتا مجروح شد. صدام حسین جزء کودتاچیان بود.
در سالهای بعد، سازمانسیا مکاتبات مخفیانهای را با حزب بعث آغاز و در نهایت تأمین مالی بعثیها را شروع کرد. حزب بعث در سال 1963، کار قاسم را یکسره کرد و کنترل عراق را موقتاً به دست گرفت. بدون حمایت سازمان سیا که سرنگونی قاسم را یک پیروزی بزرگ میدانست، این کودتا نمیتوانست موفق شود. یک دیپلمات امریکایی به نام جیمز آکینز در این مورد گفت: «سازمان سیا به طور قطع در این کودتا دخالت داشت. ظهور بعثیها از نظر ما راهی بود برای جایگزینی یک دولت طرفدار شوروی با یک دولت طرفدار امریکا؛ راهی که به ندرت پیش میآید». بعد از یک ضدکودتا که بعداً در همان سال رخ داد و موقتاً حزب بعث را از قدرت ساقط کرد، بعثیها در 17 جولای 1968 کنترل دائم عراق را به دست گرفتند. یک شورای انقلابی 15 نفره هدایت این دولت جدید را بر عهده گرفت. صدام حسین که چهار سال گذشته را به اتهام حمایت از بعثیها در زندان به سربرده بود به عنوان معاون رئیس این شورا منصوب شد. او درکمتر از یازده سال بعد در سال 1979 و پس از استعفای احمد حسن البکر قدرت مطلق عراق را به دست گرفت.
جنگ تبلیغات
جنگ در عراق از طریق تمایل ذاتی شدید به اطلاعات برای مردم امریکا توجیه شد. در حالی که بر اساس نقشه "شوک و بهت" ژنرال فرانکس بمبها بر روی بغداد فرو میریخت، پنتاگون و رسانهها توطئه میکردند تا نقشه "شوک و بهت" را بر روی تماشاچیان جنگ در اتاقهای پذیراییشان پیاده کنند. دولت با مسلح شدن به زرادخانهای از واقعیتها، شایعات، کلیدواژهها و بایتهای صوتی و از طریق ایجاد زنجیرهای از توجیهات برای تجاوز به عراق توانست در جنگ با افکار عمومی (دست کم تا اندازهای که نیاز داشت) پیروز شود. هشدار در مورد سلاحهای کشتارجمعی عراق، ادعای حمایت عراق از تروریسم، تأکید بر این ایده که مردم عراق باید از ظلم رژیم صدام حسین رها شوند، و اینکه جهان تا زمانی که صدام در قدرت باقی است کاملاً ناامن است از جمله این توجیهات بود. هیچ یک از این توجیهات به تنهایی چندان قانع کننده نبود ولی وقتی در کنار هم و به صورت زنجیره واحدی از شواهد محکومیت عراق ارائه شد در نهایت توانست احساسات امریکاییها را به نفع جنگ تحریک و تهییج کند. (Rutherford, 5-6 25)
تلاش برای جلب حمایت عمومی از جنگ مدتها قبل از شروع جنگ آغاز شد. و تا به امروز نیز ادامه دارد. بدیهی است که بسیاری از توجیهات جنگ قبل از جنگ و از طریق ارتباط مستقیم رهبران دولت و عمدتاً از سوی جرج بوش، کالین پاول و دونالد رامسفلد ارائه شد.
پل رادرفورد در کتابی با عنوان "تسلیحات متقاعدسازی جمعی؛ بازاریابی جنگ علیه عراق" تبلیغات جنگ دوم عراق را به عنوان استراتژی بازاریابی واحد پنتاگون و رسانههای امریکایی توصیف میکند. رادرفورد ابزار و روشهای این استراتژی را با ابزار و روشهای شرکتهای عمده دیگر مقایسه میکند. هدف آن بود که این جنگ به عنوان تلاش قهرمانانه ارتش امریکا برای نجات جهان از طرحهای شیطانی رژیم عراق ترسیم شود. رادرفورد توضیح میدهد که رسانهها چگونه به طرق مختلف ماهیت حقیقی جنگ را تحریف کردند و افکار عمومی را در مورد تلفات جانی و خسارات ناشی از این جنگ، اغفال کردند.
جنگ تبلیغات در 11 سپتامبر 2001 آغاز شد؛ روزی که سرزمین امریکا مخربترین و بیسابقهترین اقدام تروریستی را تجربه کرد. واکنش اولیه مردم با ترس، ابهام، و شک و تردید و سردرگمی همراه بود. بلافاصله با موجی از خشم و میهنپرستی ظاهر شد. آنچه باید انجام میشد، مشخص کردن یک دشمن بود. "تروریسم" به طور طبیعی مقصر اصلی بود. لذا، بوش با هدایت خشم مردم امریکا به طرف حمایت از یک جنگ برون مرزی جدید، جنگ علیه تروریسم را آغاز کرد.
اصل تازه تأسیس مقابله با تروریسم زمینهای برای دولت بوش فراهم آورد تا یک هدف ایدئولوژیک واقعی را برای تجاوز به عراق پیدا کند. این ایده که تروریستها در کشورهای عربی پنهان شدهاند به موضوعی تبدیل شد که اتخاذ هر تصمیمی را برای امریکا پس از یازده سپتامبر توجیه میکرد و این ایده بعدها زمینه یکی از آشکارترین مباحث سفسطهآمیز برای ورود به خاک عراق را برای مردم امریکا و دیگر کشورهای جهان فراهم کرد. امریکا به "خون تروریستها تشنه بود" و "جنگ افغانستان میل امریکاییها به انتقام را اشباع کرد" (Rutherford, 79-80). بدین ترتیب، "جنگطلبان" امریکا جنگ با تروریسم را به جنگ با عراق گره زدند. مسئله اصلی این نبود که عراق به تروریستها پناه داده است یا نه؛ تنها چیزی که مردم امریکا نیاز داشتند، جایی بود که کینه و انتقام خود را در آن خالی کنند.
حلقه بعدی که در زنجیره تبلیغاتی برای مردم امریکا به کار گرفته شد، تسلیحات کشتارجمعی بود. در اکتبر 2002، بوش خطاب به مردم امریکا ادعا کرد که «صدام حسین یک دیکتاتور آدمکش است که به سلاحهای کشتار جمعی خو گرفته است» و با استناد به اطلاعاتی که نشان میداد صدام نه تنها مشغول طرحریزی برای تولید سلاحهای کشتار جمعی است، بلکه این سلاحها را از قبل در اختیار داشته است، ادامه داد که «اگر ما بدانیم اکنون صدام حسین سلاحهای خطرناکی در اختیار دارد که البته این را میدانیم، آیا برای جهان عاقلانه است که برای مقابله با او تعلل ورزد و اجازه دهد که او روز به روز قویتر شود و سلاحهای خطرناکتری را توسعه دهد؟» (خطاب به مردم، هفتم اکتبر 2002)
بعدها در فوریه 2003 کالین پاول در تلاش برای جلب حمایت بینالملل از این حملات ادعاهای بوش را تکرار کرد. پاول با استناد به تصاویر ماهوارهای و گفتگوهای مقامات نظامی عراقی ادعا کرد که «برآورد محافظهکارانه ما این است که عراق انباری در اختیار دارد که بین 100 تا 500 تن عوامل سلاحهای شیمیایی در آن وجود دارد و برای پر کردن 16000 موشک جنگی کافی است» و ادامه داد که «صدام حسین سلاح شیمیایی در اختیار دارد. صدام حسین از این سلاحها استفاده کرده است و برای استفاده مجدد از این سلاحها – علیه همسایگانش و علیه مردم خودش – هیچ ابایی ندارد. و ما اطلاعاتی در اختیار داریم که به ما میگوید که او اخیراً به فرماندهانش در جبههها اجازه داده است تا از این سلاحها استفاده کنند. او اگر این سلاحها را در اختیار نداشت و یا قصد استفاده از آنها را نداشت چنین دستوراتی صادر نمیکرد.»(پاول)
آخرین حلقه زنجیره این تبلیغات، تصویری کلی از صدام حسین بود که او را به عنوان یک دیکتاتور شیطانی ترسیم میکرد که به مردم خود ظلم میکرد. هرچند برخی از اتهاماتی که علیه صدام ادعا میشد واقعی بود، مسلماً دستگاه رسانهای غرب در ترسیم صدام به عنوان یک حاکم مستبد زیادهروی کرد. بنا به گفته بوش، «شکی نیست که رهبر عراق یک مرد شیطانصفت است. همین بس که او مردم خودش را هم با گازهای شیمیایی آماج حمله قرار داد. ما میدانیم که او در حال توسعه سلاحهای کشتارجمعی بوده است.» ترسیم یک تصویر دیوگونه از صدام از سوی واشنگتن و به ویژه توسط بوش با روابط دوستانهای که در زمان جنگ ایران و عراق بین آنها [امریکا و صدام] وجود داشت در تناقض است. خود بوش زمانی یکی از دوستان صمیمی صدام بود. اما این مسئله به زمانی مربوط میشد که هنوز امریکا منافع استعماری در عراق نداشت، هنوز یازده سپتامبر انگیزه سیاسی مناسبی را به دست نداده بود، و هنوز تا رسیدن بوش به رئیسجمهوری، زمان زیادی باقی بود.
اما در این تبلیغات، ریاکاری کانون توجه نیست؛ بلکه ایده اصلی این است که امریکا توطئهای چید تا این جنگ را از طریق یک سلسله مجادلات غلط حاوی مسائل حقیقی و نیمه حقیقی به مردم امریکا تحمیل کند. شاید بزرگترین عامل فریب، چگونگی ترکیب این ادعاها بود نه درست بودن یا معتبر بودن آنها. تصور این که مردم به شواهدی قاطع برای جنگ و به ویژه در سایه یازده سپتامبر چگونه پاسخ میدهند، چندان مشکل نیست. در نهایت، موضوع تجاوز به عراق هم قدرت رسانهها و دولت را نشان میدهد و هم سادگی مردم امریکا را. احتمال آن نمیرود که این دستگاه تبلیغاتی بخواهد امپریالیسم پر سروصدایی را که آن را به وجود آورده تغییر دهد.
وضعیت غمافزای عراق بیشتر سؤال ایجاد میکند تا پاسخ و سادهلوحانه است که بگوییم همه دقیقاً میدانند فردا چه خواهد شد. جرج سیمونز پیشنهاد میکند که امریکا تا زمانی که لازم است در عراق باقی خواهد ماند تا بر بازسازی خط تولید نفت و اجرای قراردادهای بازسازی شرکتهای مختلف در این کشور نظارت کند. سیمونز عقیده دارد که چون این قراردادها بسیار سودآور است، لذا امریکا هرچند ظاهراً میتواند تعیین کند که کدام یک از این قراردادها باید اجرا شود و کدام یک نباید اجرا شود ولی برای کسب منفعت بیشتر ایستادگی خواهد کرد. جنگ ویتنام شکست آشکاری برای امپریالیسم امریکا بود. هیچ یک از اهداف این جنگ محقق نشد؛ چه اهدافی که جزء انگیزههای حقیقی واشنگتن بود و چه اهدافی که بخشی از این تبلیغات محسوب میشد. در عوض، دهها هزار نفر جان باختند و میلیاردها دلار هزینه شد. جنگ عراق نیز هرچند هنوز نتیجه نهاییاش مشخص نشده، ظاهراً به یک شکست تبدیل شده است. با بیش از 300 میلیارد دلاری که در این جنگ هزینه شده و حدود 500 میلیارد دلار دیگر که برای تثبیت تولید نفت لازم است، جای تردید است که امریکا اصولاً بتواند در عراق سودی ببرد. و هر چند به ظاهر امریکا با استقرار یک پایگاه نظامی در قلب اتحادیه عرب گامی به منظور تثبیت هژمونیاش در این منطقه برداشته است، هنوز مشخص نیست که سودی نصیبش شده باشد. آن چه روشن است این است که تعداد زیادی از کشورها و جامعه بینالملل در خصوص جنگ عراق به جرگه مخالفان سیاست امریکا در عراق، پیوستهاند.
با حمایت چین و شوروی از نیروهای ویتکنگ و ویتنام شمالی و نیز حمایت آمریکا و متحدانش از نیروهای ویتنام جنوبی، درگیریهای ویتنام بالا گرفت و بتدریج به جنگی بزرگ در سراسر ویتنام و گاه در نقاط دیگر هندوچین تبدیل شد. در سال ۱۹۶۸ نیروهای ویتکنگ و ویتنام شمالی همزمان با عید تت و آغاز سال ویتنامی، حملههای گستردهای را در سراسر ویتنام جنوبی آغاز کردند که به حمله عید تت مشهور شد. اگر چه این حملهها از نظر نظامی موفقیت زیادی نداشت اما گسترده بودن و شدت آن و نیز پوشش خبری آن در سراسر جهان و بویژه در داخل امریکا، افکار عمومی را بشدت بر ضد آمریکا بسیج کرد و تظاهرات ضد جنگ در امریکا را به دنبال داشت. دولت آمریکا به تدریج مجبور شد تا نیروهای خود را از ویتنام فراخواند و کار دفاع از حکومت ویتنام جنوبی را به خود آن حکومت بسپارد.جنگ ویتنام نام مجموعه عملیات و درگیریهای نظامی است که ازسال ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۵ بین نیروهای ویتنام شمالی و جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی (معروف به «ویتکنگ») از یک سو، و نیروهای ویتنام جنوبی و متحدانش (به ویژه آمریکا)، از سوی دیگر رخ داد.
هدف نیروهای ویتنام شمالی و ویتکنگها بیرون راندن آمریکا و متحدانش از ویتنام و سرنگون کردن حکومت ویتنام جنوبی و ایجاد کشور واحد ویتنام بود. تمام این هدفها در پایان جنگ ویتنام تامین شد و کشوری که امروز جمهوری سوسیالیستی ویتنام نام دارد به وجود آمد.
فهرست مندرجات
۱ پیشینه
۲ گسترش جنگ
۳ حمله تت
۴ «ویتنامیکردن» جنگ
۵ سقوط سایگون
پیشینه
در جریان جنگ جهانی دوم هندوچین به تصرف نیروهای ژاپن درآمد و دست نیروهای فرانسه که پیش از آن نیروی مستعمراتی آن منطقه بودند از کشورهای منطقه موقتا کوتاه شد. با شکست ژاپن در پایان جنگ نیروهای ملی و نیز کمونیستهای ویتنام استقلال ویتنام را خواستار شدند و در دوم سپتامبر ۱۹۴۵ هوشی مین تشکیل کشور مستقل ویتنام را در هانوی اعلام کرد.
نیروهای فرانسه که از اسارت نیروهای ژاپن درآمده بودند دوباره سعی در کسب سلطه خود در هندوچین و ویتنام کردند. این امر با مقاومت نیروهای ویتنامی (معروف به ویت مین) زیر فرماندهی هوشی مین روبرو شد و جنگهای معروف به جنگ اول ویتنام در گرفت.
در سال ۱۹۵۰ رئیسجمهور ترومن ۳۵ نفر از افراد گروه کمک و مشاوره نظامی را برای آموزش و مشاوره به کمک فرانسه فرستاد تا بتواند سلطه مستعمراتی خود را در ویتنام حفظ کند.
در ۱۹۵۴ نیرهای ویت مین شکست سختی در دین بین فو به نیروهای فرانسه وارد کردند و در نتیجه فرانسه در کنفرانس ژنو به استقلال سه کشور مستعمره خود یعنی کامبوج و لائوس و ویتنام رضایت داد اما در موافقتنامههای کنفرانس ژنو ویتنام موقتا به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده بود. هدف ظاهراً آن بود که پس از رایگیری از مردم ویتنام تکلیف حکومت در این کشور معلوم شود. حکومت ویتنام جنوبی زیر رهبری نگو دین دیم با تشویق آمریکا از شرکت در مذاکرات مربوط به ترتیبات این رایگیری سر باز زد. در همین دوره حکومت ویتنام جنوبی با حمایت آمریکا به سرکوب شدید کمونیستها پرداخت و بسیاری از مردم به اتهام کمونیست بودن اعدام شدند.
برخی از نیروهای ویت مین که در جنوب باقی مانده بودند دست به مقاومت مسلحانه علیه حکومت نگو دین دیم زدند و نیروهای ویتنام شمالی نیز پس از مدتی به حمایت از این مبارزات در جنوب پرداختند.
جبهه ملی آزادیبخش ویتنام جنوبی تشکیل شد. حکومت ویتنام جنوبی افراد این جبهه را ویتکنگ مینامید که کوتاه شده عبارت «کمونیست ویتنامی» (ویت نام کنگ سان - Việt Nam Cộng Sản) به زبان ویتنامی بود.
گسترش جنگ
[ویرایش] حمله تت
[ویرایش] «ویتنامیکردن» جنگ
[ویرایش] سقوط سایگون
در ۳۰ آوریل ۱۹۷۵ نیروهای ویتکنگ و ویتنام شمالی سایگون را گرفتند و جنگ ویتنام به پایان رسید.
در سال ۱۹۷۶ انتخاب مجلس ملی، راه را برای وحدت مجدد شمال و جنوب ویتنام فراهم نمود.
منابع:www.googel.com
www.anit war.ir
www.aftab.com
هرگاه بتوانیم از نیروی تخیل به همان اندازه استفاده کنیم که از نیروی بصری استفاده می کنیم هر کاری انجام پذیر است .کارلایل
آدم بی مغز و پرگو چون آدم ولخرج و بی سرمایه است .پاسکال
بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند. امرسون
تاریخ تکرار بى پایان خطاهاى زندگى است. لورنس دورل
سربر گریبان فرو بر، از دل خویش بپرس آنچه را که مى داند. شکسپیر
نشانه مهارت، دانستن بیشترین ها در مورد کوچک ترین ها است . اچ لاسکى
خداوندا، نمى توانیم از تو چیزى بخواهیم که تو نیازهاى ما را مى دانى، پیش از اینکه در ما پدیدار شود . جبران خلیل جبران
خوشبختی میان پرده بدبختی است . دن مارکی
فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است . فردوسی خردمند
به خاطر داشته باشید که امروز همان فردایی است که دیروز درباۀ آن نگران بودید . از خود بپرسید اقلاً این چیزی که درباره اش نگرانم به وقوع خواهد پیوست یا خیر ؟ . استرن
آدم شجاع یکبار می میرد ولی ترسو هزار بار . الین چانک
حافظه پروندۀ تخیل و گنجینۀ عقل دفتر ثبت وجدان و مخزن اندیشه است . بازیل
یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی . بایزید بسطامی
قلب شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر قلبهایتان فرود می آید ، بشنوند . جبران خلیل جبران
خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی ، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر این نیز نداشت دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد . بزرگمهر
انسانی که قادر به آفرینندگی نیست طالب نابود ساختن است . اریش فروم
مرد آزاده پیوسته می کوشد که در گفتار آهسته و در کردار خود کردار خود تند و سریع باشد . کنفوسیوس
یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . اُرد بزرگ
آزادی تلاش خردمندانۀ آدمی در جستجوی علت حادثه هاست . هربرت مارکوزه
وقتی همه نیروهای جسمی و ذهنی متمرکز شوند توانایی فرد برای حل مشکلات به طور حیرت انگیزی چند برابر می شود . نرمن وینسنت پیل
اگر در کارتان در حال پیشرفت نیستید و بهتر نمی شوید ، پس دارید بدتر می شوید . نت رایلی
انسان بزرگتر از یک جهان و بزرگتر از مجموعۀ جهانهاست ، در اتحاد جان با تن رازی بیش از راز آفرینش جهان نهفته است . هنری گیلر
کارلوس کاستاندا : دانایان با عمل زندگی می کنند , نه با اندیشه عمل .
آلبرکامو : شغل تنها زمانی ارزش و اعتبار دارد که آزادانه پذیرفته شود .
کارل یونگ : تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم .
ناپلئون : صاحب همت در پیچ و خم های زندگی هیچ گاه با یاس و درماندگی رو به رو نخواهد شد .
پوپ : وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند .
شوپنهاور : ما ندرتاً درباره آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم .
اسکاول شین : خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند .
دی سلز : آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی .
مارو اکلینز : اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد .
باسیل اس.والش : اگر ندانید که به کجا می روید , چگونه توقع دارید به آنجا برسید ؟
فیثاغورث : خشم با دیوانگی آغاز می شود و با پشیمانی پایان می پذیرد .
مارک تواین : وقتی هدفمان را از دست می دهیم مجبور هستیم سعی خود را چند برابر کنیم .
اسمایلز : هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناکتر از تمایل به تنبلی نیست .
گوته : زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است .
جرج برنارد شاو : مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدستآورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آوردهاید دوست داشتهباشید.
ناپلئون هیل : کسی که همیشه می خواهد اشتباه دیگران را ثابت کند , آنها را از خود دور می کند .
استون : اندیشیدن تا زمانی که با عمل همراه نباشد , خلاقانه نیست .
آلبرت هوبارد : بزرگترین اشتباهی که کسی مرتکب می شود , این است که دائم از اشتباه کردن بترسد .
اریک باتروورت : هر چه موانع جدی تر و سخت تر باشد , لذت تلاش و پیروزی بیشتر است .
سه نه ک : اگر بخواهی بر عالم فرمانروا باشی باید عقل بر تو حاکم باشد .
ارد بزرگ : اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد .
مارک تواین : صدیق ترین ،بی توقع ترین،مفیدترین و دائمی ترین رفیق برای هر کسی کتاب است.
هرشل : یکی از راههای خوشبختی این است که نسبت به کوچکترین نعمت ها شکرگزار باشیم .
زیگ زیگلر : یک انسان ناسپاس خوشبخت نشان بده .
کلمنت استون : شما همانی هستید که فکر می کنید .
ناپلئون هیل : اگر باور داشته باشی که می توانی , حتما می توانی .
سامرست موام : کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید.
فرانسیس بیکن : یک انسان خردمند فرصتها و شانس ها را می سازد , نه اینکه در انتظار آنها بنشیند .
استون : شجاعت داشته باش تا با حقیقت رو به رو شوی .
ضرب المثل آلمانی : برای آدم بهانه گیر همیشه بهانه وجود دارد .
شاتو بریان : یک اراده خم نشونده ، بر همه چیز، حتی بر زمان قالب می آید.
ارد بزرگ : گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.
نیوتن : شاید مانند کودکی باشیم که در کنار دریا با سنگ ریزه ها و صدفهای زیبا بازی می کند اما غافل ار آنیم که دریایی بس بزرگ و اقیانوسی بی کران در مقابل دیدگانمان وجود دارد که در اعماق آن اسرار عظیم و شگفت انگیز نهفته است .
بزرگمهر : دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد.
نیوتون : گاه لازم است که انسان دیدگان خود راببندد ، زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز نوعی خوشبختی است .
سیسرون : نفرت همان خشم و غضب است که روی هم انباشته شده است .
نیوتن : کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد .
جبران خلیل جبران : حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند.
سیسرون : هرگز نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد.
گوته : استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی .
فوخ : بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی .
بهترین دوست
هیچ گاه هماورد و دشمن خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . ارد بزرگ
ابله ترین دوستان
ابله ترین دوستان ما، خطرناک ترین دشمنان هستند.سقراط
دوست یا برادر
پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند . امیل فاگو
شر دوست
خدایا ! مرا از دوستانم محافظت بفرما . چون می دانم چگونه خویشتن را در مقابل دشمنانم حفظ کنم ! . ولتر
نابودی زمان
دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ
رابطه دشمن و دوست
آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت
دوست واقعی
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . مارکز
تاثیر دوست
صفات هر کس مربوط به محسنات و نقایص اخلاقی دوستان اوست. کارلایل
رفیق بازی
هرگز بخاطر دوستت ، از انجام وظیفه ای چشم مپوش. سن لانبر
نگه داشتن دوست
دوست مثل پول ، بدست آوردنش از نگه داشتنش آسان تر است. باتلر
توبیخ دوست
دوستان را در خلوت توبیخ کن و در ملاءعام تحسین . اسکاروایلد
بعضی
بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد
دوستان تو
همه کسانی که با تو می خندند دوستان تو نیستند. مثل آلمانی
بهترین چیز جهان
چیزی در جهان بهتر از دوست واقعی نیست . آکویناس
پایداری در دوستی
در دوستی درنگ کن ، اما وقتی دوست شدی ثابت قدم و پایدار باش . سقراط
فاصله با دوستان
برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم . ارد بزرگ
دوستی و خانواده
دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آلفونس کار
دوست نیکو
نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و تو را پند دهد و رازت را آشکار نکند . پور سینا
برای اهل اندیشه
هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ
جزر و مد در دوستی
اگر سزاوار آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران
گاه سختی
دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد . بزرگمهر
تو بی نظیری
در روز عشاق برای دوستت کارتی بفرست و روی آن بنویس : « از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری » . براون
بدگویی از دوستان
خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ
روزهای بارانی
دوست بجای چتریست که باید روزهای بارانی همراه شما باشد . پل نرولا
آن دوست
بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد . جبران خلیل جبران
شکارگاه دشمنان
دوستان برای نخجیر دشمنان ، چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر
قلب دو دوست
رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران
حد دوست و دشمن
هر بدی میتوانی به دشمن نرسان که ممکن است روزی دوستت گردد و هر سری داری با دوستت در میان نگذار که ممکن است روزی دشمنت گردد . سعدی
ارزش دوست
بهترین وسیله برای کاهش دشمنان ازدیاد دوستان است . انوره دوبالزاک
در روز سختی
به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ
راز دوستی و ثروت
بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت
شراکت با دوست
اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ
زمان سختی
دوست زمان احتیاج ، دوست حقیقی است . ضرب المثل انگلیسی
دلداری
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . گابریل گارسیا مارکز
دوست انسان
نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد . جبران خلیل جبران
دوستی دشمن
دشمن چون از همه حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند . پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند . سعدی
درک دوست
اگر دوستت را در تمامی شرایط درک نکنی. او را هرگز درک نخواهی کرد. جبران خلیل جبران
تفسیر دوستان
بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان درباره آنها می کنند . کولتون
ترس از دوست
از دشمن خودت یکبار بترس و از دوست خودت هزار بار. چارلی چاپلین
دوست نیکو
نشان دوست نیکو آن است که خطای تو بپوشد و رازت آشکار نکند. بوعلی سینا
نیکی به دوستان
اگر میخواهید دشمنان خود را تنبیه کنید، به دوستان خود نیکی کنید . کورش
دوستان زیاد
بهترین وسیله دفع دشمنان ، ازدیاد دوستان است . بیسمارک
تنها دوست
من در جهان یک دوست داشته ام و آن خودم بوده ام ! . ناپلئون
دوستان محافظه کار
دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ
داوطلبان و اولیاء گرامی مطالعه کنند .
ماه آخر ، ماه طلائی داوطلب عزیز :
وظیفه شما در 45 روز مانده به کنکور دوره و مرور مطالبی است که قبلاً مطالعه نموده و آنها را فرا گرفته اید . در این زمان از مطالعه کتاب یا مبحثی برای نخستین بار پرهیز کنید . دیگر زمان فراگیری سپری شده است ، زیرا برای تسلط کامل بر یک درس یا مبحث ، چند مرحله ی بادگیری و آموزش – رفع اشکال – تست زدن – دوره و نهایتاً حافظه ای کردن مطالب آن درس را باید طی نمود که در مدت کوتاه باقیمانده مجال چنین کاری نیست حتی چنین اقدامی در دروس ریاضیات و فیزیک برای داوطلب خطرناک اس و می تواند موجب توقف کامل برنامة مرور سایر دروس و نهایتاً برهم زدن آرامش و تعادل روحی داوطلب گردد .
اشتباه نکنید ! موضوع دوره ، مطالبی است که قبلاً فراگرفته اید و صرفاً مطالعه قبلی آنها مورد نظر نیست . مثلاً شما بارها یک فصل در ریاضیات را مطالعه کرده و اقدام به تست زنی نموده اید ولی پس از صرف وقت زیادی در عمل به این نتیجه رسیده اید که نمی توانید تستهای مربوط به آن را حل کنید بدیهی است که شما هنوز این فصل را فرا نگرفته اید و اگر واقعاً به این نتیجه رسیده اید که برای رفع مشکلتان نیاز به بازآموزی دارید دیگر مجال چنین کاری نیست . ولی اگر در فصل دیگری مطلب را آموخته اید و می توانید تستها را علیرغم اشکالات زیاد حل کنید و پیشرفت خود را مشاهده می کنید و کارتان در حد رفع اشکال – مرتب کردن مطالب در ذهن – و تسلط و حافظه ای کردن است وضعیت فرق می کند و باید این کار را با جدیت انجام دهید و شاید بتوان گفت بسیاری از داوطلبان عزیز در تعداد زیادی از مباحث ریاضی و فیزیک چنین وضعی دارند و انجام مراحل فوق ( رفع اشکال – مرتب کردن فرمولها و نکات – و نهایتاً حفظ کردن ) بدون تردید ضامن نتیجه گیری از زحمات قبلی است و عدم انجام آن موجب هدر رفتن روزهای زیادی است که صـرف مطـالعـات اولیـه در آن مباحث نموده اید .
چگونه و با چه برنامه ای عمل کنیم ؟
اول : دروس از نظر داوطلب به دو دسته تقسیم می شوند .
یک دسته شامل دروسی که به طور کامل خوانده شده – تست زده شده و دوره هم انجام گردیده است (وضعیت داوطلب در این دروس در آزمونهای انجام یافته بالای 50% باشد)
و دسته دیگر دروسی که داوطلب بر آنها مسلط نشده است (وضعیت داوطلب در این دروس در کارنامة وی در آزمونهای انجام یافته زیر 50% می باشد)
وقت روزانه خود را قسمت کنید .
بخش اصلی که حدود 80 – 70 درصد وقت روزانه را تشکیل میدهد صرف دروس دسته دوم کنید و بخش دیگر یعنی 20 الی 30 درصد را صرف دروس دسته اول نمایید . هدف از این کار این است که در حالیکه در حال رفع ضعفها و نقایص خود هستید و اغلب انرژی شما صرف این دروس می شود ، ارتباط خود را با دروس دسته اول قطع نکنید و تسلط و طراوت و توانایی فکرتان را در آنها حفظ کرده و حتی افزایش دهید و به این ترتیب به حفظ اعتماد به نفس آرامش روحی خود کمک کنید .
کار شما در این دروس اختصاص دادن اندکی از وقت روزانه (حداقل نیمساعت) برای هر یک از آنها جهت حل تستهای آن می باشد . این حفظ ارتباط بسیار ارزشمند است و موجب تسلط روزافزون شما در همة دروس می شود . شما حتی می توانید در حل تستهای یک درس تستها را از چند مبحث مختلف تمرین کنید مثلاً اگر برای دیفرانسیل یکساعت وقت در نظر گرفته اید ، یک برنامه این است که همة آن را صرف یک موضوع کرده تمام آن را تست انتگرال یا مبحث دیگری که در دستور کار است حل کنید و اگر در همة مباحث مسلط هستید می توانید چند تست انتگرال ، چند تست مشتق ، … را در دستور کار قرار دهید . حسن این شیوه آن است که هر روزه از طریق حل تستهای مباحث مهم (بخصوص آنها که خودتان در آن نیاز بیشتری احساس می کنید) این آمادگی ذهنی را کسب می کنید که خیلی سریع از یک موضوع به موضوع دیگر پرداخته و سرعت و تحرک فکری تان را در مباحث گوناگون آن درس بیشتر نمایید .
تذکر برای داوطلبان قوی تر : اگر وضعیت شما در اغلب دروس خوب و عالی است . باز هم دروس را به دو دسته تقسیم کنید و برای دروسی که ضعیفتر (نسبی) هستید وقت کافی در نظر بگیرید . بدیهی است که در این وضعیت بیشتر کار حل و مرور تستها است و نسبت تقسیم اوقات روزانه بین دو دسته دروس تغییر می کند و برای دروس دسته اول (دروسی که قوی تر و مسلط تر هستید) وقت بیشتری در نظر بگیرید .
دوم : در مطالعه دروس دسته دوم (ضعیفتر) ساعات مطالعه را طولانی تر و به اندازه ی نیاز در نظر بگیرید . این قسمت از وقت روزانه بین 2 الی حداکثر 4 درس تقسیم کنید . بعضی ها علاقه دارند که در یک روز فقط یک درس را مطالعه کنند این عمل بهره وری مطالعه را کاهش می دهد و در طول یک مدت چند هفته ای موجب گسیختگی ارتباط فکری ایشان با مطالب چند هفته قبل می شود . ولی با این حال در موارد خاص چنین شیوه ای می تواند مورد پذیرش باشد با این هدف که داوطلب می تواند درسی را که موجب نگرانی وی شده است در مهلت کوتاهی جمع بندی نموده و مجدداً برنامه مطالعه را به وضعیت عادی برگرداند .
سوم : مهمترین کاری که از نظر برنامه ای برای شما وجود دارد کسب ارزیابی زمانی راجع به سرعت پیشرفت شما در دروس مختلف است . کار را سخت نگیرید سریعاً با صرف حداکثر 2 الی 3 ساعت و تقسیم بندی دروس بر اساس ارزیابیهای خودتان و نتیجه آزمونهای قبلی برای هر درس وقت مناسبی را در نظر بگیرید . در یک دفتر نتیجه کار روزانه یعنی میزان فعالیت انجام شده با ذکر زمان آن برای درس را ثبت کنید . در هر جمعه بعدازظهر برای برنامه نویسی و تعیین خطوط کار هفته بعد اقدام کنید . ابتدا گزارش کار هفته قبل را جمع بندی کنید مثلاً ملاحظه می کنید که ظرف ده ساعت زبان پیش دانشگاهی (1) را دوره کرده اید و همین زمان برای زبان پیش دانشگاهی (2) کافی است . ممکن است ساعت مطالعه یک درس را زیادتر کنید و ساعت مطالعة درس دیگری را که پیشرفت خوبی داشته کم کنید . و یا از ساعت درس دیگری که اهمیت کمتری دارد به هر حال این گزارش ها در چند روز قبل از کنکور هم به درد شما می خورد .
در این کار کمک فکری مشاورین و دیگران می تواند بسیار مفید باشد .
چهارم : اگر بتوانید که کلیه دروس را تا ده روز قبل از کنکور دوره کرده و مجدداً در ده روز آخر یک بار دیگر آنها دوره کنید برنامه ی خوبی را اجرا نموده اید . ولی اگر وضعیت فعلی و کارهای باقیمانده اجازه ی اجرای چنین برنامه ای را ندهد .
لااقل این اصل مهم را در برنامه ی خود اجراء کنید . تمام مطالب حفظ کردنی و قسمتهای مشکل (از نظر خودتان ، با توجه به تجربه مطالعاتی) را در چند روز مانده به کنکور برای آخرین بار دوره کنید .
شما می توانید در 4 روز آخر با صرف روزی 4 الی 5 ساعت و حتی کمتر از آن تمام شیمی را بخصوص قسمتهای سخت حافظه ای را دوره کنید . تجربی ها حتماً در ده روز آخر زیست شناسی را مرور و دوره کنند و بر قسمتهای مشکل تر تأکید کنند . لغت – تاریخ ادبیات – متن های مهم – تستهای علامت زده در دروس مختلف – دینی و خلاصه هر چیزی که مرور و دروه آن را تزدیک به کنکور مفید می دانید حتی اگر فرمولهای ریاضی یا تستهای ریاضی باشد (بدیهی است که سهم عمده متعلق به مطالب و دروس حفظ کردنی است) را در دستور برنامه روزهای آخر و یک هفته آخر قرار دهید .
لازم است برای دو هفته آخر برنامه روز به روز دقیق و حساب شده ای داشته باشید . بر اساس گزارشات و ارزیابی هایی که از سرعت مطالعه دروس مختلف دارید و با توجه به منابعی که باید بخوانید با دقت تمام وقت لازم برای هر درس را محاسبه و کنار بگذارید و اگر مجموع این وقت از وقت واقعی و مفید شما فراتر رفت از منابع تعیین شده قسمتهای کم اهمیت تر را حذف کنید و برنامه ی تنظیم شده را با واقعیت و توانایی های خودتان مطابق کنید . عدم توجه به این موضوع می تواند منجر به لطمات جدی گردد . کم تر شدن ساعت خواب از میزان حداقل – اضطراب و احساس شکست در اثر عدم اجرای برنامه و نرسیدن به اهداف تعیین شده که هر دو منجر به افت شدید توانایی های فکری – حافظه ای – و تمرکز می گردد از نتایج یک برنامه نادرست و غیر واقعی است . بعدازظهر جمعه دو هفته آخر بسیار مهم اند و شما باید در این روزها برنامه هفتة بعد را با دقت تنظیم کنید صرف چند ساعت وقت برای محاسبه و ملاحظه همه عوامل و ارزیابی واقع بینانه از خود و دروس مختلف و حتی توجه به کارهایی نظیر گرفتن کارت و شناسایی حوزه امتحانی برای دستیابی به یک برنامه درست و دقیق ضروری است . فراموش نکنید که ارزش این چند ساعت از ده ها ساعت مطالعه بیشتر است .
تـذکــر : یادتان باشد در برنامه تان برای روز قبل از کنکور هیچ برنامه درسی در نظر نگیرید و همة کارهایتان را تا دو شب قبل از کنکور خاتمه دهید .
منابع مطالعه و دوره
منابع شما ، همان منابع قبلی است که از ابتدای سال تاکنون روی آنها کار کرده اید کتابهای درسی – جزوات خودتان – تستهای معلم – کتابهای کمک درسی و تست – کنکورهای آزمایشی – که از ابتدای سال کار کرده اید را مجدداً دوره کنید .
در جایی که در کتاب با جزوه تان مطالب را علامت گذاری ( خط کشی زیر جملات و …) نموده اید و در واقع خلاصه برداری کرده اید و مطالعه حجم کامل آن رد زمان باقیمانده نمی گنجد (و ضروری هم نیست) همان خلاصه برداری ها منبع دوره و مطالعه شما است و در مورد تستها هم در هر مجموعه ای که تستهای مشکل و یا نکته دار را علامت دار کرده اید وظیفه اصلی شما مرور همان تستها است . البته ممکن است به دلایل درست و واقعی در یک درس تشخیص دهید که تستهای بخش یا مبحثی را کامل حل و مرور کنید (مثلاً حافظه ای بودن آنها و عدم تسلط بر آن) که در این صورت به صلاحدید خود آن تستها را کامل حل می کنید . ولی فراموش نکیند که هر تستی را که حل می کنید در همین فرصت باقیمانده هم علامت دار کنید تا در ده روز آخر که می خواهید در زمان بسیار کوتاهی همه مطالب را مرور کنید منابع دورة شما باز هم خلاصه تر و چکیده تر بشوند . تستهای کنکورهای آزمایشی را در دستور دوره قرار دهید و برای هر درس عمل کنید و اگر در دروس مختلف آمادگی دارید و درس تان کامل شده است هر روز سعی کنید یکی از آنها را حل و تصحیح و رفع اشکال کنید . تجربه سالهای قبل نشان داده است که این تستها ضمن در نظر گرفتن چارچوبهای جدید کنکور مشابهت زیادی با تستهای کنکور دارد .
نیازی به زمان گرفتن و نمره دهی نیست ولی اگر این کار موجب افزایش روحیه و اعتماد به نفس می شود آن را انجام دهید . یادتان باشد که کنکور دو سال گذشته را حتماً در این مدت یا لااقل ، ده روز آخر بررسی و مرور کنید البته اغلب تستهای آنها را دیده اید و یا قبلاً آنها را به طور کامل حل کرده اید ولی این کار به شما یادآوری می کند که در کنکور سئوالات عجیب و غریبی نمی پرسند و ما باید همین مطالبی را که آموخته ایم خوب بلد باشیم تا موفق شویم .
تـذکــر : به طور کلی نباید حل تستهای جدید یا کتاب جدیدی را در دستور قرار دهید . مگر اینکه در یک درس تاکنون کتاب یا مجموعة تستی را عمل نکرده باشید . اگر این درس ، عمومی باشد می توانید کتاب تست را در دستور کار خود قرار دهید ولی اگر این درس اختصاصی (ریاضی – فیزیک – شیمی ) باشد فقط همان تستهای کنکور آزمایشی را حل کنید .
برای دانش آموز قوی وضعیت فرق می کند اگر در درسی وضعیت عالی دارد و منابع تستی خود را هم دوره کرده طوری که برایش تکراری و حافظه ای شده اند ، می تواند با توجه به زمان ، منبع تستی جدیدی را در دستور کار خود قرار دهد . کتابهای ده استاد کمک بسیار بزرگی به ای افراد می کنند.
یـک تـوصیـه : در این مدت اجرای این سفارشات و انجام همه آنها ، درک درست ، فراموش نکردن و یادآوری به موقع هر یک از آنها خود نیاز به صرف وقت و حواس جمع دارد . یک فرد نزدیک که واقف به این مسایل بوده و به طور نسبی آنها و شما را درک کند (لااقل بتوانید به راحتی با او گفتگو کنید و مسائل خود را بگوئید) می تواند با پذیرش امر نظارت و همفکری در تهیه گزارشات و ثبت و درج وظایف و کارهای آتی بخصوص برای روزهای آخر باری از دوش شما برداشته و لااقل کمک فکری شما باشد تا تصمیم گیری هایتان بهتر باشد و در صورتی که این کار از طریق مشاور و یا مربیان آموزشی شما انجام بپذیرد و یا هر دو با هم مشارکت کنند ، تأثیر چشمگیری در نتیجه گیری و آرامش درونی شما دارد .
آدرس زیر در بردارنده دوره های آموزشی زیر است . لطفا مراجعه بفرمایید:
http://www1.schoolnet.ir/fa/training
بقیه مطالب به صورت یک فایل pdf قابل دانلود می باشد . لطقا به این آدرس مراجعه فرمایید:

| Design By : Pichak |






