شمیم آموزش و نوآوري
حاوی روش های جدید تدریس و مطالب مفید آموزشی
باسمه تعالی
نمونه سئوالات برگزیده خرداد 87 ـ جغرافیای سال دوم متوسطه
کارشناسی گروههای آموزشی متوسطه منطقه یک تهران ـ گروه جغرافیا
1. حرکت صعودی هوا در حالت عادی است یا وارونگی ؟ چرا؟
دبیرستان خدیجه کبری ـ خانم همراهی
2. به چه منظور دولت ها محدوده هایی را به عنوان پارک ملی اعلام می کنند؟
دبیرستان صفای اصفهانی ـ خانم نجفی
3. چرا درفصل زمستان آلودگی هوا بیشتر احساس می شود؟
دبیرستان خاورمنش ـ خان ناصری
4. تراکم جمعیت در نیمه شرقی کشورمان بیشتر است یا نیمه غربی؟چرا ؟
دبیرستان آبشناسان ـ خانم سیدسجادی
5. پدیده لغزش بیشتر در چه مناطقی اتفاق می افتد ؟ چرا ؟
دبیرستان صهبای صفا ـ خانم هوشنگی
6. اثر کوههای مرتفع البرز و زاگرس در ایجاد مناطق خشک بیابانی ایران چیست؟
دبیرستان فراست ـ خانم کردزاده
7. طولانی شدن زمان دو برابر شدن جمعیت در یک کشور ویزگی مثبت است یا منفی؟ چرا؟
دبیرستان خاورمنش ـ خانم ناصری
8. به چه علت در شهر تهران عمل احتراق وسایل نقلیه موتوری خوب انجام نمی گیرد؟ پیامد آن چیست؟
دبیرستان شهید صادقی ـ خان ترابی نژاد
9. روستاییان پس از مهاجرت به شهرها با چه مشکلاتی مواجی می شوند.
دبیرستان امام موسی صدر
10.استانهای خشک ایران در کدام نواحی واقع شده اند ؟علت کم آبی آنها چیست؟
دبیرستان شکوفه ـ خانم کردزاده
11.چرا در ایران به مسئله ی تأسیس سد توجه زیادی می شود؟
دبیرستان دیالمه ـ خانم غلامی
12.کدام دریاهای ایران برآب و هوای کناره خود تأثیر چندانی ندارند؟ چرا ؟
دبیرستان بنت الهدی صدرـ خانم محمودی
13.نواحی جنوب شرقی تهران در اثر وقوع زلزله با چه تهدیدهایی روبروست؟ علت آن چه می باشد؟
دبیرستان فراست ـ خانم کردزاده
14.سیل معمولاً در چه مناطقی اتفاق می افتد و چرا مردم با وجود احتمال خطر سیل در این مناطق زندگی می کنند؟
دبیرستان طلوع امید ـ خانم میرابوالفتحی
15.تراکم جمعیت در هریک از نواحی زیر چگونه است ؟ دو علت برای هر نوع تراکم بنویسید.
الف) جلگه ی گیلان ب) دشت کویر و دشت لوت
دبیرستان شهید بهشتی ـ خانم زارعی
16.چرا دشت ها در نواحی مرکزی ایران بیشتر به صورت بیابان و کویر در آمده اند.
دبیرستان خاورمنش ـ خانم ناصری
17.چرا درمناطق کم ارتفاع و خشک جنوب تهران درختچه ها و بوته های شورپسند می رویند ؟
دبیرستان آزاده میگون ـ خانم میرمحمدمیگونی
18.صید ماهی در بین روستائیان سواحل شمالی رواج بیشتری دارد یا جنوبی ؟ چرا ؟
هنرستان مهدیه ـ خانم یوسفی
19.اگر در کشور عربستان نرخ موالید 36 در هزار و نرخ مرگ و میر 5 در هزار باشد ، رشد طبیعی را بر حسب درصد بیان کنید.
دبیرستان خدیجه کبری ـ خانم همراهی
20.رشد مطلق جمعیت چگونه محاسبه می شود .
دبیرستان دین و دانش ـ آقای مواسات
علی علیه السلام شخصیتی بزرگ و بی بدیل است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی کسانی که به امامت علی (ع) باور ندارند نیز، او را در نوع خود یگانه و بی نظیر می دانند؛ مطلبی که پیش رو دارید نمونه ای است از گفتار اندیشمندان غیر مسلمان درباره حضرت علی (ع) ... :
- " جبران خلیل جبران"
که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است لب به ستایش علی گشوده و چنین می گوید:" به عقیده من علی بن ابیطالب ( پس از پیامبر) نخستین مرد از قوم عرب است که وجودش، همه فضائل کامل بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش مردمی رسانید که پیش از آن مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی های جاهلیت از روش روشن او متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی را پسندید به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب خصومت وارد شد جاهیلت را ترجیح داد."جبران معتقد بود که:" دو طایفه شیفته روش علی بودند یکی خردمندان پاکدل و دیگری نیکو سرشتان با ذوق، علی بن ابیطالب شهید عظمت خویش گشت او از دنیا رفت در حالی که نماز بر زبانش جاری و دلش از شوق خدا لبریز بود. مردم عرب، حقیقت مقام او را درک نکردند تا گروهی از مردم کشور همسایه آنها( ایران) برخاسته، این گوهر گرانبها را از سنگ تشخیص داده و او را شناختند."
جبران اضافه می کند که:" علی (ع) مانند پیغمبران درگذشت، مقام و شأن او در بصیرت و بینایی چون پیغمبران، مختص شهر، بلد، قوم، زمان و مکان نبوده و شخصیتی بین المللی داشت."
جبران همیشه نام علی (ع) را در مجالس خاص و عام به زبان می آورد، تعظیم می کرد و می گفت علی از جهان رفت درحالی که هنوز رسالتش را به کمال، تبلیغ نکرده بود.
- "شبلی شمیل"
دانشمندی است که در سال 1335 هجری درگذشت، وی شاگرد برجسته مکتب داروین بود و نخستین کسی است که نظریه" قوه" را در شرق منتشر کرد سپس برخلاف مکتب استاد خود که فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماوراء طبیعت برخاست وتا لحظه مرگ از مکتب مادیگری پیروی نمود.وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی ( ع) سرتعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می گوید:" امام و پیشوای انسان ها علی بن ابیطالب بزرگ بزرگان و یگانه نسخه ای است که با اصل خود «پیامبر( ص)» مطابق است هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است."
- " میخائیل نعیمه"
که از دانشمندان مسیحی است در مقدمه ای که بر کتاب " صوت العدالة الانسانیة" نوشته درباره حضرت علی (ع) چنین می گوید:" پهلوانی امام( ع) تنها در میدان جنگ نبود بلکه او در روشن بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همت، یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگر چه مدت زیادی از حضور او گذشته، اما هر گاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم باید به روش او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم."- " جرج جرداق"مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب " صوت العدالة الانسانیة " درباره علی ( ع) چنین می نویسد: ای دنیا چه می شد اگر همه نیروهایت را در هم می فشردی و دوباره شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب ، زبان و شمشیر نمودار می کردی؟"
- " کارلایل"
فیلسوف انگلیسی، هر گاه به نام علی (ع) می رسید بزرگی علی چنان او را به وجد می آورد و نیروی عظمت آن حضرت چنان تحریکش می کرد که از بحث علمی بیرون می شد و بی اختیار شروع به مدیحه سرایی او می کرد، او درباره علی چنین می گوید: " ما نمی توانیم علی را دوست نداشته باشیم و به وی عشق نورزیم زیرا هر چه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع تر، اما شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود.پیش از رحلت خود درباره قاتلش از او نظر خواستند، فرمود: اگر زنده ماندم خود می دانم چه کنم و اگر درگذشتم اختیار با شماست، اگر می خواهید او را قصاص کنید یک ضربت بیشتر به او نزنید و اگر عفو کنید به تقوا نزدیک تر است."
- "لامنس"
یک کشیش بلژیکی است که در زبان عربی و تاریخ عرب مهارت داشت. او درباره علی (ع) می گوید:" برای عظمت علی این بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی از او سرچشمه می گیرد. او حافظه و قوه شگفت انگیزی داشت. علمای اسلام از مخالف و موافق، از دوست و دشمن مفتخرند که گفتار خود را به علی مستند دارند چرا که گفتار او حجیت قطعی داشت، او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت."- "مادام دیالافوا"، در مقام تعریف حضرت علی (ع) چنین می نویسد:" احترام علی (ع) در نزد شیعه به منتها درجه است و حقاً هم باید این طور باشد زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگ ها و فداکاری هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضائل ، عدالت و صفات نیک بی نظیر بود و نسلی پاک و مقدس نیزاز خود باقی گذارد. فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام مظلومانه تن به شهادت دادند. علی(ع) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار می کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی کسی است که اعمال و رفتارش نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود. "
- "مادام دیالافوا "
در ادامه این بحث می گوید:" چشمان من گریه کنید، اشک های خود را با آه و ناله من مخلوط نمایید و برای اولاد پیامبر که مظلومانه شهید شدند، عزاداری کنید."- " پطروشفسکی" استاد دانشگاه لنینگراد می گوید:" علی (ع) تا سرحد شور و عشق پای بند دین، صادق و راستگو بود... و مقام صفات اولیاءالله در وجودش جمع بود."
بسم 
حمد و ثنای الهی
ستایش خداوندی را که در یگانگی، والا و در بیهمتایی، نزدیک و در اقتدار شکوهمند، و در ارکان خود بسی بزرگ است. دانشش بر همه چیز احاطه دارد و حال آنکه او در مقام خوش است و آفریدگان، همگی مقهور قدرت اویند. بزرگی که پیوسته بوده و ستودهای که همیشه خواهد بود. پدید آورنده آسمانهای بلند و گستراننده گستره شدهها و فرمانروای مطلق زمینها و آسمانهاست و بیاندازه پاک و بینهایت پاکیزه است. پروردگار فرشتگان و روحالقدس و نسبت به هر آنچه آفریده، فزونبخش است و چه ساخته و پرداخته، غرقه عطا و فضل اویند. هر دیدهای را میبیند، و هیچ دیدهای را توان دیدار او نیست.
بزرگوار و بردبار و بخشنده ایست که رحمتش همه چیز را فرا گرفته و منعمی است که بر همه مخلوقات منت دارد.
در اجرای کیفر مجرمان شتاب نمیکند و به عذابی که در خور آنند تعجیل نمینماید. به اسرار نهان و به سویداء سینهها آگاه است و هیچ رازی از او پوشیده نیست و هیچ امر پنهانی او را به اشتباه نمیافکند.
بر همه اشیاء، محیط و بر همه چیز، چیره و بر هر نیرویی غالب و بر هر کاری تواناست. نیست مانندی برایش و حال آن که او پدید آورنده همه موجودات است از نیستی. جاودانی که به عدل، پایدار است و خدایی جز او نیست. سرافراز و حکیم و والاتر از آنکه به دیدهها مشهود گردد و لیکن او هر دیدهای را در مییابد و بر هر چیز دقیق و آگاه است.
به دیده هیچ بیننده در نیامده تا وصفش ممکن شود و احدی را از چگونگی پیدا و پنهانش آگاهی نیست مگر به همان مقدار که خود (عزّوجلّ) از خویشتن خبر داده است.
و گواهی میدهم: او خدایی است که هستی، آکنده قداست اوست و آغازِ بی آغاز و انجام بی فرجام (همه هستی) به نور او احاطه شده است.
فرمانش بی مشورت مستشاری جاری و نافذ است و قضا و تقدیرش بی مدد همکاری، بر کائنات حکومت دارد و در تدبیر امر خلقش، هیچ نقص و بی نظمی نیست.
موجودات را بی آنکه نمونهای از پیش داشته باشد، ابتکار و خلقت فرمود و بدون کمک هیچ یاوری آنها را بیافرید و در این هنگامه نه او را رنجی و نه نیازی به چاره سازی بود. به ایجاد خلق اراده نموده پس خلق، خلعت هستی یافتند و (به نور وجودش) آشکار شدند. پس اوست خدایی که معبودی جز او نیست، آن (خدایی) که به صنع خود، اتقان و استواری داد و در مصنوع خود، حسن و زیبایی نهاد. دادگریست که هرگز ستم نکند و بزرگواریست که کلیه امور به او باز میگردد.
و گواهی میدهم اوست که هستی در برابر قدرتش فروتن و در مقابل هیبتش سر افکنده و تسلیم است.
اوست سلطان سلاطین و مالک همه ملکها و گرداننده افلاک و فرمانروای مهر و ماه که هر یک تا زمانی مقدّر در کار گردشند. اوست که چادر شب بر رخسار روز کشد و شب را در نور روز فراگیر کند که هر یک شتابان در جستجوی یکدیگرند. اوست شکننده ستمکاران و زورگویان و نابود کننده شیاطین پست و پلید.
نه او را ضدّی است و نه شریکی. یکتای بی نیاز است. نه کسی زاده اوست و نه او زاده کسی و نه احدی همتا و مانند وی است معبودی یکتا و پروردگاری ارجمند است هر چه خواهد کند و ارادهاش بر جهان فرمانرواست. او بر هر چیز و به شمار همه چیز آگاه است. مرگ و زندگی، نیازمندی و بی نیازی به اراده او و خنده و گریه و منع و عطا به خواست اوست.
ملک و سلطنت، از آن او و ثنا و ستایش، ویژه او و خیر و نیکی به خواست اوست و اوست که بر هر کاری تواناست. شب را در روز، و روز را در شب فرو میبرد و خدایی جز او نیست. خدایی بس ارجمند و بسی بخشاینده. به خواهش بندگان، پاسخ میدهد و صاحب بخشش و عطای بزرگ است. به شمار نَفَس جانداران آگاه و پروردگار پری و آدمی است.
کاری بر او دشوار نیست و ناله فریاد خواهان او را به کاری وادار و ناگزیر نمیسازد به ستوه نیاورد او را اصرار اصرار کنندگان. نگهبان نیکان و توفیق بخش رستگان و سَروَر جهانیان است و آفریدگان را سزد که به هر حال، در خوشی و سختی و در شدت و راحت سپاس او گویند و ستایش او کنند.
و اینک من، در هر دشواری و راحت و در هر سختی و سستی ستایشگر اویم و به او و فرشتگان و فرستادگان و کتب آسمانیش، ایمان دارم.
فرمانش را به جان شنوده و فرمان بردارم و در هر کار که او را خشنود و راضی سازد، شتابندهام. به قضا و حکمش سر تسلیم دارم و به اطاعت فرمانهایش مشتاق و از عقوبت و مجازاتش سخت در هراسم که اوست خداوندی که از حیلهاش، ایمن نتوان نشست با آنکه از ستمش جای هیچ بیم و نگرانی نیست. اعتراف میکنم که بنده اویم و گواهی میدهم که او پرورنده و پروردگار من است و آنچه را که به من وحی فرموده، به مردم ابلاغ خواهم کرد. مبادا که به سبب مسامحه در انجام وظیفه تبلیغ، کوبه عذاب حق بر من فرود آید، عذابی که هیچ قدرتی را توانایی دفع آن نباشد که چه بزرگ است نیرنگ او.
فرمان الهی
نیست معبودی جز او که دستورم داده و اعلام کرده که: << اگر در ابلاغ آنچه اینک بر تو فرو فرستادهام کوتاهی کنی، در حقیقت ، به هیچ یک از وظایف رسالت و ابلاغ من عمل نکردهای >> و هم او – تبارک و تعالی – حفظ و نگهداری مرا در برابر مخالفان تعهد و تضمین کرده و او مرا کفایت کنندهای بزرگوار است. و اینک این است آن پیام که بر من نازل فرموده: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم، یا أیُّها الرَّسولُ بَلِّغ ما أنزلَ إلَیکَ مِن ربک (فی عَلیٍ) و إِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَک وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ ¤. ای مردم! من در ابلاغ آنچه که بر حق بر من فرو فرستاده است، کوتاهی نکردهام و هم اکنون سبب نزول آن آیه را برایتان باز خواهم گفت: فرشته وحی خدا – جبرئیل u - سه بار بر من فرود آمده و از سوی حق تعالی، پروردگارم، فرمان داد تا در این مکان به پا خیزم و سپید و سیاه مردم را رسماً آگاهی دهم، که علی بن ابیطالب، برادر و وصی و جانشین من و امام پس از من است که نسبتش به من، همان نسبت است که هارون به موسی داشت، با این تفاوت که رسالت به من خاتمه یافته است و بعد از خداوند و رسولش، علی، ولیّ و صاحب اختیار شماست و پیش از این هم خداوند در این مورد آیهای دیگر از قرآن را نازل فرموده:
)) إنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَالَّذینَ امَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلوةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ))
علی بن ابیطالب، همان کسی است که نماز به پای داشت و در حال رکوع، به نیازمند، صدقه داده است و او در هر حالی رضای خدا را میجوید.
از جبرئیل u خواستم که از خداوند متعال معافیّت مرا از تبلیغ این مأموریت تقاضا کند؛ ای مردم چون میدانستم که در میان مردم پرهیزگاران، اندک و منافقان، بسیارند و از مفسده جویی گنه آلودگان و نیرنگ بازی آنان که دین اسلام را به تمسخر و استهزاء گرفتهاند، آگاهی داشتم؛ همانها که خداوند، در قرآن کریم، وصفشان کرده است:
/ یَقُولُونَ بِألسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلُوبِهِم وَ یَحسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِندَ اللهِ عَظیمً ¤ هنوز آن آزارها که این گروه بارها بر من روا داشتند، از خاطر نبردهام، تا آنجا که به دلیل ملازمت و مصاحبت فراوان علی با من و توجهی که به او داشتم، به عیب جویی من برخاستند و مرا زود باور که هر چه میشنود، بیاندیشه میپذیرد، خواندند تا آنکه خداوند عزّوجلّ، این آیه را نازل فرمود:
((وَ مِنهُمُ الَّذینَ یُؤذُونَ النَّبِیَّ وَ یَقُولُونَ هُوَ أذُنٌ قُل أذُنُ خَیرٌ لَکُم یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنینَ ((
من هم اکنون میتوانم یک یک از این گروه را به نام و نشان، معرفی کنم؛ لیکن به خدا سوگند که من در مورد این افراد بزرگوارانه رفتار کرده و میکنم.
ولی اینها همه خدای را از من راضی نمیسازد مگر آنکه وظیفه خود را در مورد مأموریتی که از آیه شریفه ((یا أیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما أنزِلَ إِلَیکَ ...)) یافتهام، به انجام برسانم.
((حال که چنین است پس))
اعلام رسمی ولایت
ای مردم! بدانید که خداوند، علی بن ابیطالب را ولیّ و صاحب اختیار شما معیّن فرموده و او را امام و پیشوای واجبالاطاعه قرار داده است و فرمانش را بر همه مهاجران و انصار و پیروان ایمانی ایشان و بر هر بیابانی و شهری و بر هر عجم و عربی و هر بنده و آزادهای و بر هر صغیر و کبیری و بر هر سیاه و سپیدی و بر هر خداشناس موّحدی، فرض و واجب فرموده و اوامر او را مطاع و بر همه کس نافذ و لازمالاجرا مقرر فرموده است. هر کس با علی (ع) به مخالفت برخیزد، ملعون است و هر کس که از او پیروی نماید، مشمول عنایت و رحمت حق خواهد بود.
مؤمن کسی است که به علی (ع) ایمان آورد و او را تصدیق کند. مغفرت و رحمت خداوند شامل او و کسانی است که سخن او را بشنوند و نسبت به فرمان او مطیع و تسلیم باشند.
ای مردم! این آخرین بار است که مرا در این موقعیّت، دیدار میکنید، پس گوش فرا دارید و به سخنانم دل سپارید و دستور پروردگارتان را فرمان برید.
خداوند عزّوجلّ، پروردگار و ولیّ و صاحب اختیار و خداوندگار شماست و گذشته از او و پیامبرش – محمّد (ص) – همین من که اکنون به پا خاسته و با شما سخن میگویم سپس بعد از من علی(ع) به امر خدا بر شما سمت ولایت و صاحب اختیاری دارد و پس از او امامت و پیشوایی تا روز واپسین و تا آن هنگام که خدا و پیامبرش را دیدار خواهید کرد، در ذرّیه و نسل من که از پشت علی(ع) هستند، قرار خواهد داشت.
جز آنچه خداوند، حلال کرده، حلال نیست و جز آنچه خداوند حرام فرموده حرام نیست و پروردگار، هر حلال و حرامی را به من معرفی کرده است و من نیز تمام آنچه خداوند از کتاب خود و حلال و حرامش، تعلیم نموده است، به علی(ع) آموختهام.
ای مردم! دانشی نیست که خداوند به من تعلیم نکرده باشد، و من نیز هر چه که تعلیم گرفتهام به علی(ع)، این امام پرهیزگاران و پارسایان آموختهام و دیگر دانشی نیست مگر آنکه به علی(ع) تعلیم کردهام و اوست امام و راهنمای آشکار.
ای مردم! مبادا که نسبت به او راه ضلالت و گمراهی سپرید و مبادا که از او روی برتابید و مبادا که از ولایت و سرپرستی او و از اوامر و فرمانهایش به تکبّر، سر باز زنید. اوست که هادی به حق و نابود کننده باطل است و از نا پسندیدهها بازتان میدارد. اوست که در راه خدا از سرزنش هیچ کس، پروا نمیکند و اوست نخستین کسی که به خدا و پیامبرش ایمان آورد و جان خویش را فدای رسول الله کرد، در آن هنگامهها که هیچ کس در کنار پیامبر باقی نماند، همچنان از او حمایت کرده و تنها رها ننمود و هم او بود که در آن روزگار که کسی را اندیشه پرستش و اطاعت خدا نبود، در کنار پیامبر، پروردگار خود را پرستش و عبادت میکرد.
ای مردم! علی را برتر و والاتر از هر کس بدانید که خدایش از همه، والاتر و برتر دانسته است! و به ولایت او تمکین کنید که خدایش به ولایت بر شما منصوب فرموده است.
ای مردم! علی(ع)، امام و پیشوا از جانب حق تعالی است و خداوند توبه منکران ولایت او را هرگز نخواهد پذیرفت و هرگز آنان را مشمول عنایت و مغفرت خویش، قرار نخواهد داد و خداوند، بر خود حتم و لازم فرموده که با آن کسان که از فرمان علی(ع) سر بپیچند، چنین رفتار کند و پیوسته تا جهان، باقی و روزگار، در کار است، ایشان را در شکنجه و عذابی سخت و توان فرسا معذّب دارد.
پس مبادا که از فرمانش معصیت کنید که به آتشی گرفتار خواهید شد که آدمی و سنگ، هیزم آنند و برای کافران فراهم گردیده است.
ای مردم! همه پیامبران پیشین و رسولان نخستین، مردم را به آمدن من بشارت دادهاند. من، خاتم پیامبران و رسولان خدایم و بر همه خلق آسمانها و زمینها حجّت و برهانم، هر کس در این امر، تردید کند، همچون کفّار جاهلیّت نخستین است و هر کس در سخنی از سخنان من شک نماید، در حقیقت، به تمام سخنان من شک کرده است و چنین کس، مستحق بلا و مستوجب آتش خواهد بود.
ای مردم! خداوند متعال با این فضیلتها که بر من، مرحمت فرموده، بر من منّت نهاده و احسان کرده است (آری) خدایی جز او نیست و تا جهان، برقرار و روزگار پایدار است در هر حال ستایش و سپاس من، ویژه اوست.
ای مردم! علی(ع) را برتر از همه بدانید که گذشته از من، از هر مرد و زنی، برتر و والاتر است. (بدانید) که خداوند، به خاطر ماست که به جهانیان، روزی میدهد و آفرینش بر پای و برقرار است؛هر آن کس که این سخن مرا انکار کند، ملعون و ملعون و مغضوب و مغضوب درگاه حق است.
هان. آگاه باشید که این سخنان را، به یقین، جبرئیل از سوی حق تعالی به من خبر داده و گفته است که: ((هر کس با علی(ع) به عداوت و دشمنی بر خیزد و ولایت و محبت او را در دل نگیرد، لعنت و خشم مرا نسبت به خود، فراهم کرده است))؛ پس هر کس باید که در کار خود بنگرد که برای فردای خود، چه آماده نموده است؛ پس باید که از مخالفت با علی(ع) سخت بر حذر باشید و مبادا که پس از ثابت قدمی، پایتان بلغزد که خداوند به هر چه کنید، آگاه است.
ای مردم! علی(ع) همان کس است که خدا در کتاب مجید خود، به عنوان ((جنب الله)) از او یاد کرده و از زبان مبتلایان به دوزخ، فرموده است: ((یا حَسرَتا عَلی ما فرَّطتُ فی جَنبِ الله.))
ای مردم! در قرآن به تدبر و تفکر، نظر کنید و در درک و فهم آیات آن بکوشید، و به محکمات آن توجه کنید و از متشابهاتش، پیروی می نمایید.
به خدا سوگند، غیر از این مرد که هم اکنون دست او را گرفته و او را بر کشیدهام هرگز دیگری نیست که بتواند دستورات قرآن را برای شما روشن کند و تفسیر آیات آن را بیان نماید، همین مردی که اکنون بازوی او را گرفتهام و به شما اعلام میکنم که:
هر کس را من مولا و سرپرست و صاحب اختیارم، علی(ع) مولا و سرپرست و صاحب اختیار اوست؛ این مرد، علی بن ابیطالب است، برادر و وصی من است، که فرمان دوستی و ولایت او از جانب حق متعال بر من نازل گردیده است.
ای مردم! علی(ع) و آن پاکان از فرزندانم، ثقل اصغرند و قرآن، ثقل اکبر است، که هر یک، از دیگری خبر میدهد و هر کدام، دیگری را تأیید و تصدیق میکند؛ میان این دو ثقل و این دو امر گرانقدر، جدایی نخواهند بود تا آنکه، قیامت در کنار حوض، به من برسند. ایشان امنای حق در میان خلق و فرمانروایان او بر روی زمیناند.
به هوش باشید که من، آنچه لازم بود، گفتم. به هوش باشید که مطلب و مقصود را ابلاغ کردم و به گوش شما رساندم. توضیح دادم که این امر، به دستور خداوند بود و من نیز از سوی او (عزّوجلّ) به شما ابلاغ نمودم. به هوش باشید که عنوان (امیرالمؤمنین) بر کسی جز برادر من روا نیست و این سمت و مقام و فرمانروایی بر مسلمانان، پس از من، برای هیچ کس جز وی مجاز و حلال نیست.
معرفی علی بن ابیطالب(ع)
(رسول خدا (ص) در این هنگام، بازوی علی(ع) بگرفت و او را بالا برده و به مردم نشان داد، تا آنجا که پاهای وی، محاذی زانوی پیامبر (ص) میرسید و پس از آن، به سخن ادامه داد):
ای مردم! این علی(ع) ، برادر و وصی من و مخزن علم و خلیفه و جانشین من است بر امّت. علی(ع) مفسّر قرآن، کتاب خداست اوست که مردم را به حق دعوت میکند و اوست که به هرچه موجب رضا و خوشنودی خداست، عمل کننده است.
اوست که دشمنان حق، در پیکار و ستیز و به فرمانبرداری و اطاعت از خدا، سخت کوش و باز دارنده مردمان از معاصی و نا فرمانیهاست. اوست خلیفه و جانشین رسول خدا، اوست امیر مؤمنان و پیشوا و هادی خلق خدا. اوست که به امر خدا قاتل ((ناکثین)) و ((قاسطین)) و ((مارقین)) است.
(ای مردم!) آنچه میگویم به فرمان پروردگارم میگویم و این خواست و دستور حق است که هیچ سخنی از او، به دست من تغییر و تبدیل نپذیرد؛ حال میگویم: خداوندا! هرکس که علی(ع) دوست میدارد، دوست بدار و هر کس که با وی دشمن است، دشمن دار. خداوندا! هر کس که علی(ع) انکار کند، لعنت کن و آن کس که پذیرای حق او نباشد، به خشم و غضب خود، گرفتار ساز. خداوندا! اگر اکنون، علی(ع)، ولیّ تو را به خلافت و جانشینی خود معیّن کردم و امری که موجب اگمال دین و اتمام نعمت تو بر این مردم است، بیان کردم، همه و همه به فرمان تو بود اینک تو پسندیدهای برای ایشان و فرمودی: (( وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الإسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الآخِرۀِ مِنَ الخاسِرینَ))
خداوندا! تو را گواه میگیرم و کافیست گواهی تو که من به وظایف تبلیغ و رسالت خود عمل کردم.
اهمیّت مسأله امامت
ای مردم! خداوند عزّوجلّ، کمال دین شما را در امامت و پیشوایی علی(ع) قرار داده است؛ پس هر کس که از او و جانشینان او از فرزندان من که از صلب اویند تا واپسین روز جهان پیروی و اطاعت نکند، به حبط و نابودی اعمال گرفتار گردیده و در آتش دوزخ، جاودانه، معذّب خواهد بود، نه دیگر عذابش تخفیف یابد و نه مهلت و فرصت نجاتی به او داده شود.
ای مردم! این علی(ع) است که مرا بیش از هر کس یاری کرده و از همه بر من سزاوارتر است. از تمام مردم به من نزدیکتر و از همه کس، نزد من محبوبتر و گرامیتر است.
خداوند عزّوجلّ و من از او راضی و خوشنودیم. آیهای در قرآن مُشعِر به رضایت حق از بندگان، نازل نشده مگر آن که در شأن علی(ع) است و هر جا که خداوند مؤمنین را مخاطب قرار داده، در درجه نخست، نظر به او داشته است. آیه مدحی نیست مگر آنکه در مورد اوست و بهشتی که در سوره (( هَل أتی علی الانسان یاد شده، برای اوست، و در نزول آن دیگری جز او منظور نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده و دیگری جز او مدح و ستایش نشده است.
ای مردم! علی(ع)، ناصر دین خدا و حامی پیامبر خداست، اوست پارسای پرهیزگار و طیّب و طاهر و رهنما و ره یافته.
پیامبرتان، بهترین پیامبر و وصیّ او بهترین وصیّ و پسرانش بهترین اوصیاءاند.
ای مردم! ذریّه و نسل هر پیامبری از صلب خود اویند امّا ذریّه و نسل من از صلب علی(ع) هستند.
خطر انحراف و کار شکنی
ای مردم! شیطان به حسادت، آدم را از بهشت بیرون کرد، پس مبادا که نسبت به علی u حسد ورزید که اعمالتان یکسره باطل شود و به لغزش و انحراف درافتید؛ که آدم صفوت الله تنها به سبب یک معصیت، به زمین فرو افتاد؛ پس بر شماست که مراقب احوال خویشتن باشید. شما که در میانتان، دشمن خدا نیز هست.
(ای مردم!) جز شقیِ واژگون بخت کسی با علی u کینه نمیورزد و جز پارسای پرهیزگار، مِهر علی(ع) در دل نمیگیرد و جز اهل ایمان و مخلصان بی ریا به علی(ع) ایمان نخواهند آوردو به خدا سوگند سوره/ وَالعَصر إِنَّ الإِنسانَ لَفی خُسرٍ ... ¤ در شأن علی(ع) نازل شده است.
ای مردم! خدا را گواه میگیرم که در انجام وظایف رسالت فروگذار نکردم و بر پیامبر، جز ابلاغ فرمان حق، وظیفهای دیگر نیست.
ای مردم! نسبت به خداوند آنچنان که شایسته است پرهیزگار باشید مبادا که جزء مسلمانی دیده از جهان فرو بندید.
ای مردم! به خدا و پیامبرش باور آرید و به نوری که با او نازل شده ایمان آورید، پیش از آنکه خشم خدای شما را فرو گیرد و به مجازات، رخسارتان به عقب باز گردانده شود.
ای مردم! این نور از جانب حق تعالی در من سرشته شده و بعد از آن در طینت علی(ع) و سپس در نسل او قرار داده شده تا آنگاه که نوبت به امام قائم، مهدی(عج) رسد و اوست که سرانجام، حق خدا و حقوق ما را از خواهد ستاند؛ که خداوند عزّوجلّ ما را بر تمام مقصران و دشمنان و مخالفان و خائنان و معصیت کاران و ستمگران حجت قرار داده است.
ای مردم! به شما اعلام خطر میکنم، به هوش باشید که من فرستاده خدا به سوی شمایم و پیش از من رسولانی آمده و رفتهاند، آیا اگر من نیز از جهان بروم و یا کشته شوم، به راه پیشینیان خود، باز میگردید؟! ولی هر آنکس که به عقب باز گردد و به جاهلیت اسلاف خود روی کند، زیانی به خداوند نخواهد رساند، امّا پروردگار، سپاسگذاران را پاداش نیکو مرحمت خواهد کرد ای مردم! بدانید که علی(ع) همان کسی است که متّصف و موصوف به سپاسگذاری و شکیبایی است و پس از او فرزندان من که از صلب اویند، به این صفات مزیّن و ممتازند.
ای مردم! مسلمانیِ خود را بر خداوند منّت منهید، که موجب خشم و غضب پروردگار بر شما گردد و عذابی از سوی او به شما رسد، زیرا که حق در کمین است.
ای مردم! چیزی نمیگذرد که پس از من امامان و سردمدارانی پدید آیند که خلق را به آتش و دوزخ فرا خوانند اما این گروه را در روز قیامت یار و مددکاری نخواهد بود.
ای مردم! خدا و پیامبرش از این کسان، متنفّر و بیزارند.
ای مردم! اینان و پیروان و یارانشان، جملگی، در پستترین دوزخ گرفتار خواهند شد، و چه بد جایگاهی است دوزخ، برای این گروه که به تکبر گراییدهاند. هشدار باشید که اینان همان ((یاران صحیفه)) اند (اما هر یک از شما باید که در نامه اعمال خود بنگرد گر چه مردم جر تنی چند، نامه عمل خود را از یاد بردهاند). ای مردم! من این ولایت را به عنوان امامت و ارث تا روز قیامت، در ذریه و نسل خود قرار دادم و با این کار وظیفهای را که به آن مأمور بودم، به پایان بردم تا بر هر حاضر و غایب و بر هر کس که شاید در این انجمن بوده و یا در این اجتماع حضور نداشته است و حتی بر آنان که هنوز از مادر متولد نشدهاند، حجّت تمام باشد. باید که ماجرای امروز را حاضران به غائبان گزارش کنند و پدران به فرزندان تا واپسین روز خبر دهند. گر چه مدتی نخواهد گذشت که (عدهای) این امر را با غصب و ستم، از آن خود قرار خواهند داد و خدا آن غاصبان را لعنت کندو از رحمت خود، دور و مهجورشان سازد و در چنین حال، سزاوار این عذاب گردند که فرمود:
(( سَنُفرِغُ لَکُم أیُّهَا الثَّقَلانَ یُرسَلُ عَلَیکُما شُواظٌ مِن نارٍ وَ نُحاسٌ فَلا تَنتَصِران.))
ای مردم! خداوند شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه پاک و پلید از یکدیگر ممتاز گردند و خدا شما را بر اسرار پنهان، آگاهی نداده و نخواهد داد.
ای مردم! سرزمینی نیست مگر آنکه خداوند، مردم آن را در اثر تکذیب حق، هلاک کرده و چنانکه خود به این معنی اشاره فرموده است:
((وَ کَذلِکَ نُهلِکَ القُری وَ هِیَ ظالِمَۀٌ))
و این علی(ع) امام و پیشوای شما و ولیّ و صاحب اختیار شماست. که خداوند، در مورد او تهدیدها و وعدهها کرده و خدا وعدههای خود را انجام خواهد داد.
ای مردم! پیش از شما، اکثر مردم نخستین به گمراهی رفتند و خداوند ایشان را هلاک نمود و هم اوست هلاک کننده گروههائی که از این پس میآیند، همچنانکه فرمود: /ألَم نُهلِکِ الأوَّلینَ، ثُمَّ نُتبِعُهُمُ الاخِرینَ، کَذلِکَ نَفعَلُ بِالمُجرِمینَ، وَیلٌ یَومئذٍ لِلمُکَذِّبینَ ¤ .
ای مردم! خداوند، مرا به پارهای از امور امر کرده و از پارهای دیگر نهی فرموده است و من نیز علی(ع) را به آن امور، امر و نهی کردهام؛ پس در حقیقت، او اوامر و نواحی حق را از پروردگار خود اخذ نموده است؛ پس باید که گوش به فرمان او کنید تا از سلامت برخوردار گردید و دستورش را به اجرا گذارید تا به راه هدایت رفته باشید و از آنچه نهی میکند حذر کنید تا به رشد و کمال رسید و خویشتن را بدان گونه که خواست اوست، باز سازید و مبادا که راههای دیگر شما را از پیمودن راه و رویه او باز دارد.
ای مردم! صراط مستقیم خداوند منم و شما به رعایت آن مأمور شدهاید و پس از من، علی(ع) و سپس فرزندانم که از صلب اویند امامان و پیشوایان شمایند که خلق را به راه راست هدایت میکنند و پیوسته روی به سوی حق دارند. (پس از آن سوره حمد را تا پایان تلاوت کرد و به ادامه سخن پرداخت:)
ای مردم! این سوره (= حمد) در شأن من و علی(ع) و فرزندانش فرود آمد و شامل ایشان میگردد همچنین مخصوص آنهاست، ایشان، اولیای خدایند که نه خوفی در دل دارند و نه اندوهی آزارشان دهد، بدانید که حزب الله پیروز است و در برابر، دشمنان علی، گروهی اهل شقاق و نفاق و کینه ورزانی متجاوز و برادران اهریمنند که به منظور فریب و نیرنگ، سخنان بی مغز و آمیخته به رنگ و ریا با یکدیگر نجوا میکنند.
معرفی دوستان و دشمنان
ای مردم! دوستداران علی(ع) و فرزندانش، مردمی اهل ایمانند که خداوند در کتاب خود از آنان بدینگونه یاد کرده است:
/لا تَجِدُ قَوماً یُؤمِنونَ بِاللهِ وَالیَومِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَن حادَّ اللهَ وَ رَسُولَهَ ... ¤ (سوره مجادله، آیه 22) دوستداران علی و فرزندانش کسانی هستند که نوشته شده در دلهایشان ایمان، و مدد نموده خداوند ایشان را بوسیله فرشتهای از سوی خودش و او وارد فرماید ایشان را در باغهائیکه جاریست از زیر آنها نهرهائی برای همیشه در آنجا میمانند. خداوند از ایشان راضی و ایشان از خداوند خوشنودند.
ایشان حزب خدا و آگاه باشید که حزب خدا رستگارانند!
خداوند عزّوجلّ در توصیف ایشان چنین فرموده است:
/ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَم یَلبَسُوا ایمانَهُم بِظُلمٍ أولئِکَ لَهُمُ الأمنُ وَ هُم مُهتَدُونَ ¤.
و نیز میفرماید: ((اینان در امن و امان، به بهشت داخل شوند و فرشتگان با فروتنی، سلامشان دهند و گویند: پاک و پاکیزهاید شما؛ پس جاودانه در بهشت ساکن شوید)).
آگاه باشید دوستان ایشان کسانی هستند که خداوند در توصیفشان در جای دیگر فرماید:
((ایشان، در امن و سلامت و بی حساب به بهشت وارد میشوند)).
(و در مورد دشمنان ایشان فرموده است:)
((آگاه باشید دشمنان آنها کسانی هستند که به دوزخ در میافتند و غریو جهنم را که میجوشد و میخروشد و صدایی که از سوخت و سوز آن بر میخیزد، میشنوند)).
و نیز در قرآن آمده:
/کُلَّما دَخَلَت أمَّۀٌ لَعَنَت أختَها ¤.
همچنین درباره دشمنان آنها فرموده است:
/کُلَّما ألقِیَ فیها فَوجُ سَألَهُم خَزَنَتُها ألَم یأتِکُم نَذیرٌ، قالوا بَلی قَد جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبنا وَ قُلنا ما نَزَّلَ اللهُ مِن شَیءٍ إِن أنتُم إِلّا فی ضَلالٍ کَبیرٍ ¤
آگاه باشید که دوستداران علی(ع) و فرزندانش به غیب ایمان دارند و از پروردگار خود در خشیت و هراسند. این گروه را اجر و پاداشی عظیم خواهد بود.
ای مردم! میان دوزخ و بهشت، تفاوتی بزرگ است.
دشمن ما همان است که خداوند او را مذمّت و لعنت فرموده و دوستدار ما مورد مدح و ستایش و محبّت پروردگار است.
ای مردم! من، منذر و ترسانندهام و علی هادی و رهنماست.
ای مردم! من، پیامبرم و علی، وصی من است.
معرفی حضرت مهدی (عج)
آگاه باشید البتّه! آخرین امام زمان قائمِ ((مهدی)) است.
آگاه باشید او یاری کننده دین خداست. آگاه باشید او انتقام گیرنده از ستمکاران است. آگاه باشید او گشاینده دژهای استوار و ویرانگر قلعههای مستحکم است. آگاه باشید او نابود کننده طوایف مشرک است. آگاه باشید او منتقم خونهای ناحق ریخته اولیاء خداست. آگاه باشید او حامی دین خداست. آگاه باشید او جرعه نوش دریای ژرف حقایق و معانی است. آگاه باشید او معرِّف هر صاحب فضیلتی است به برترینش و هر نادان بی فضیلتی است به نادانیش. آگاه باشید او برگزیده خدا و منتخب پروردگار عالم است. آگاه باشید او وارث همه دانشها و محیط به همه علوم است. آگاه باشید او خبر دهنده شئون خداوند و مراتب ایمان است. آگاه باشید او رشید و رهسپار صراط مستقیم و استوار است. آگاه باشید او آن کسی است که امور خلایق به او واگذار شده است. آگاه باشید او آن کسی است که گذشتگان به ظهور وی بشارت دادهاند. آگاه باشید او حجّت پایدار خداوند است که حجّت دیگری بعد از او نیست؛ زیرا حقّی نیست، که با او نباشد و نوری نیست که همراه او نباشد. آگاه باشید اوست آنکه کسی بر او پیروز نمیشود و کسی را در برابر او نصرت نتوان کرد.
آگاه باشید که او ولّی خداست در گستره زمین و فرمانروای حق است در میان خلایق و امین خداست در پیدا و پنهان.
طرح مسئله بیعت
ای مردم! آنچه لازم بود به شما فهماندم و برایتان توضیح دادم و این علی(ع) است که پس از من، تعلیم و تفهیم شما را به عهده خواهد گرفت. آگاه باشید از شما میخواهم که پس از پایان خطابه (به نشان قبول و تمکین) نخست با من و سپس با علی(ع)، دست بیعت دهید و میثاق خود را استوار کنید.
بدانید که من به خداوند تعهّد سپردهام و علی(ع) در برابر من تعهّد و بیعت نموده است و من، اکنون، از سوی حق تعالی از شما میخواهم که با علی(ع) بیعت کنید و بدانید که هر کس بیعت خود را بشکند، به زیان خویش اقدام کرده است:
/فَمَن نَکَثَ فإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ ¤.
حج
ای مردم! حج و صفا و مروه از شعائر الهی است
/فَمَن حَجَّ أوِ اعتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیهِ أن یَطَّوَّفَ بِهِما¤.
ای مردم! حج خانه خدا کنید که هیچ خاندانی نیست که به ان خانه وارد شود مگر آنکه بی نیاز گردد و هیچ خانوادهای از این خانه، رخ نتابیده، مگر آنکه به فقر و تهیدستی گرفتار آمده است. ای مردم! مؤمنی نیست که در آن موقف کریم بایستد مگر آنکه خداوند از معاصی گذشته او چشم پوشی میکند. پس آنگاه که حجَّش تمام شد زندگی و اعمال را از نو آغاز میکند.
ای مردم! زائران خانه خدا از سوی حق تعالی، مدد و نصرت میشوند و هزینه سفرشان در دنیا جبران و نیز اندوخته روز واپسین ایشان خواهد شد که خداوند، پاداش نیکوکاران را تباه نخواهد فرمود.
ای مردم! خانه خدا را با اعتقاد کامل و با دقت و فهم درست زیارت کنید و مباد که بدون توبه و ترک گناهان گذشته خود، از آن مواقف شریف باز گردید.
ای مردم! اقامه نماز و پرداخت زکات، باید بر طبق دستور پروردگار و به همان روش که او فرمان داده است، به عمل آید و چنانچه با گذشت زمان، کوتاهی کنید یا مسائل و معارف دین را فراموش نمائید، این علی(ع) ولیّ و سرپرست شما، مبیّن آن معارف و احکام برای شماست. همان که خداوند عزّوجلّ، او را پس از من برای شما منصوب کرده و هم امامانی که به جانشینی من و او از سوی حق تعالی تعیین گردیدهاند، پاسخگوی مسایل و مشکلات شما خواهند بود و بر آنچه نمیدانید آگاهتان خواهد کرد.
احکام الهی
آگاه باشید! حلال و حرام خدا، بیش از آن است که بتوانم یک به یک بر شمارم و معرفی نمایم؛ چون چنین است، در یک کلام میگویم که به حلالها امر میکنم و از حرامها نهی مینمایم و به منظور توضیح و تبیین آنها، مأمور شدهام که از شما بیعت گیرم و دست تعهد و پیمان بفشارم که آنچه از سوی حق تعالی درباره امیرالمؤمنین، علی(ع) و امامانی که از نسل من و علی(ع) به جهان خواهند آمد، پذیرفته باشید.
و مهدی(عج)، قائم امامان و قاضی به حق تا روز واپسین خواهد بود.
ای مردم! هر عمل حلالی که به شما معرفی کردم و هر کار حرامی که از آن نهی نمودم، از گفته خود باز نمیگردم و آن را تغییر نخواهم داد. این امر را به خاطر بسپارید و هرگز فراموش مکنید و به دیگران نیز سفارش کنید، مباد احکام مرا دیگرگون سازید.
آگاه باشید من سخن خود را مجدداً تأکید میکنم که: نماز را به پای دارید و زکات بدهید، امر به معروف و نهی از منکر کنید اما بدانید که سر آغاز هر امر به معروف و نهی از منکری این است که فرامین مرا بپذیرید و حاضران، آن را به غائبان، اطلاع دهید و به اطاعت از اوامر من وادارشان کنید. و از مخالفت با آنها بر حذرشان سازید؛ زیرا که اینها دستور خداوند عزّوجلّ و فرمان من است، و بدانید که بدون امام معصوم (و بی معرفت او) امر به معروف و نهی از منکر امکان پذیر نیست.
تنها راه هدایت
ای مردم! این قرآن است که امامان پس از علی(ع) را از فرزندان و از نسل او معرفی کرده و من نیز به شما توضیح دادم که علی از من و من از اویم. خداوند در کتاب خود فرموده است:
/وَ جَعَلَها کَلِمَۀً باقِیَۀً فی عَقِبِهِ ¤.
و من نیز گفتم: ((تا آن زمان که دست تمسک به دامن این دو امر گرانسنگ (یعنی کتاب خدا و عترت و خاندان من) زدهاید، هرگز به گمراهی و ضلالت دچار نخواهید شد)).
ای مردم! تقوی را پیشه خود کنید و از قیامت بیندیشید که خداوند متعال فرمود:
/إِنَّ زَلزَلۀَ السّاعَۀِ شَیءٌ عَظیم¤.
ای مردم! به مرگ بیندیشید و از حساب و میزان و محاکمه در پیشگاه پروردگار جهانیان غافل مباشید و ثواب و عقاب و پاداش و کیفر رستاخیز را از خاطر مبرید، که هر کس نیکی کند، پاداش یابد و هر کس دامن به بدی آلوده سازد، بهرهای از بهشت نخواهد داشت.
بیعت گرفتن
ای مردم! شما را از آن حد فزونتر است ک بتوانید یک یک، با من دست بیعت دهید در حالی که به فرمان خدا، مأمورم که از زبان هر یک از شما اعتراف گیرم که منصب فرمانروایی و امارت بر مؤمنان را که برای علی(ع) قرار دادهام پذیرفتهاید و نیز (مأمورم که) در مورد قبول امامت و ولایت امامانی که از نسل من و صلب علی(ع) میباشند، اقرار و بیعت گیرم. حال که چنین است، همگان یک صدا و به زبان، بگویید: (ای رسول خدا!) آنچه که در ولایت و رهبری مطلق علی(ع) و امامان پس از وی که از صلب اویند از جانب حق تعالی به ما ابلاغ کردی، شنیدیم و در برابر آن مطیع و تسلیمیم و به آن امر راضی و خوشنودیم! اینک ما به دل و جان و به زبان و دستمان، نسبت به قبول ولایت با تو بیعت میکنیم و پیمان میبندیم که با این اعتقاد، زندگی کنیم و با آن بمیریم و تا آن زمان که سر از خاک برداریم، به آن پایبند بوده و هرگز در آن تغییر و تبدیلی ندهیم و شک و تردیدی ننماییم و از سر پیمان خود بر نخیزیم و از خدا و پیامبرش و امیرالمؤمنین، علی(ع) و فرزندانش حسن و حسین و امامان دیگر که از صلب علی(ع) به جهان آیند، فرمان بریم.
ای مردم! مقام و منزلتی که حسن و حسین نزد خدا و رسول او دارند، گوشزدتان کرده و ابلاغ نموده و متوجهتان ساختم که این دو تن سرور جوانان اهل بهشتند و پی از من که جدّ ایشانم و بعد از علی(ع)، منصب امامت خواهند داشت.
و (ای مردم!) بگویید: ((در این امر، مطیع خدا و پیامبرش و علی(ع)، و حسنین و امامان پس از ایشانیم. تو (ای پیامبر) در مورد ولایت امیرالمؤمنین از دل و جان با ما عهد و میثاق بستی؛ از کسانی که توفیق مصافحه یافتند به دست، و از آنها که توفیق این کار نیافتند، از زبانشان بیعت گرفتی. پیمان نمودیم که دیگری را به جای این امر نگیریم و دل و جانمان به جانب دیگر روی ننماید. خدا را در این کار شاهد گرفتیم او به شهادت، کافی است و تو نیز (پیامبر) و همچنین همه مطیعان فرمان حق از حاضر و غائب و فرشتگان و جنود خدا و همه بندگان او را همگی را گواه و شاهد این امر کردیم و خدا از هر شاهدی بزرگتر است.))
ای مردم! چه میگویید؟ خداوند، هر آوازی را میشنود و از سرّ و پنهان همه آگاه است. (بدانید) آن کس که به راه هدایت رود، به سود خود رفته و آن کس که به گمراهی گراید، تنها به زیان خویش اقدام کرده است. چرا که دست خدا فوق هر دستی و قدرتش برتر از هر قدرتی است.
ای مردم! از خدا بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید و پیمان خود را با علی(ع) امیرالمؤمنین و با حسنین و امامان دیگر که کلمه طیبه باقیهاند، استوار نمایید. هر که در ین امر، مکر پردازد خدایش به هلاکت در افکند و آنکس که بر عهد خود پای فشرده خدایش رحمت کند / فَمَن نَکَثَ فَإِنَّما یَنکُثُ عَلی نَفسِهِ.. .¤
ای مردم! آنچه به شما گفتم، باز گویید و بر علی(ع)، با عنوان رسمی امیرالمؤمنین سلام دهید. بگویید: ((پروردگارا دستورت را شنیدیم و اطاعت کردیم تا از مرحمت و مغفرت تو بهرهمند شویم که بازگشت همه به توست)) و بگویید:
((سپاس خدای را که به این امر ما را هدایت و دلالت فرموده و اگر راهنمائیمان نمیکرد، ما، خود، به راه هدایت دست نمییافتیم))
ای مردم! فضایل و امتیازات علی بن ابیطالب و قدر و منزلتش نزد خداوند، که در کتاب خدا نازل شده، بیشتر از آن است که بتوانم در یک جلسه برایتان بر شمرم؛ پس هر کس که از مناقب و فضایل او نزد شما مطلبی گوید، از او بپذیرید.
ای مردم! هر کس از خدا و پیامبر او و از علی(ع) و امامان و پیشوایانی که معرفی کردم، فرمان بَرَد، به رستگاری بزرگی نایل آمده است.
ای مردم! رستگاران، کسانی هستند که در بیعت با علی(ع) و پذیرش ولایت او و در ادای سلام بر وی به عنوان امیرالمؤمنین، مبادرت و سبقت جویند، اینان در بهشتِ نعمتها متنعّم خواهند بود.
ای مردم! سخنی گویید که موجب رضای خدا باشد:
/فَإِن تَکفُرُوا أنتُم وَ مَن فِی الأرضِ جَمیعاً فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً ¤.
خداوندا! مردان و زنان با ایمان را بیامرز و کافران را به غضب خود گرفتار ساز و ستایش، خدای راست که پروردگار جهانیان است.
(در این هنگام مردم، فریاد بر آوردند:)
فرمان خدا و پیامبر خدا را شنیدیم و با دل و زبان و دست مطیع و فرمانبرداریم. چون سخنان پیامبر، تمام شد، مردم بر گرد آن حضرت و امیرالمؤمنین(ع) سخت ازدحام کردند و هرکس میخواست با ایشان، مصافحه و بیعت کند.
گویند نخستین کسی که موفق به مصافحه و بیعت شد، ابوبکر بود و پس از وی عمر و سپس عثمان بیعت کردند و به دنبال ایشان باقی مهاجران و انصار و دیگر مردمان، اقدام به بیعت کردند تا آنگاه که وقت نماز مغرب رسید. پیامبر در آن شب، نماز مغرب و عشا را پیوسته و در یک زمان به جای آورد.
در روایت است که پیامبر (ص) با هر گروه که به عنوان بیعت، مصافحه میکرد، میگفت:
((ألحَمدُ للّهِ الَّذی فَصَّلَنا عَلی جَمیعِ العالَمینَ)).
یعنی: ((ستایش خدای را که ما را بر همه جهانیان امتیاز مرحمت فرمود)).
یکى از بزرگترین معجزات
پدیده بى نظیرى که در قرآن وجود دارد، در هیچ کتاب نوشته دست بشر یافت نمیشود. هر یک از عناصر قرآن داراى ترکیبى است ریاضى: سوره ها، آیات، لغات، تعداد حروف، تعداد کلمات هم خانواده، تعداد و انواع اسم هاى الهى، طرز نوشتن بعضى لغات، عدم وجود یا تغییر عمدى بعضى حروف در بعضى لغات و بسیارى از عوامل دیگر قرآن بغیر از محتویاتش، همگى داراى ترکیبى خاص هستند. سیستم ریاضى قرآن دو جنبه مهم دارد: (۱) انشاء ریاضى، و(۲) ساختمان ریاضى قرآن که شامل شماره سوره ها و آیات است. بخاطر این کد ریاضى جامع، کوچگترین تغییر در متن یا ساختمان ترکیبى قرآن، بلافاصله آشکار میشود.
بسادگى قابل درک
غیر قابل تقلید
براى اولین بار در تاریخ، ما کتابى داریم با اثبات نویسندگى الهى_ ترکیب ریاضى ماوراء انسانى.
خوانندگان این کتاب به آسانى میتوانند معجزه ریاضى قرآن را بررسى کنند. کلمه خدا (الله) در سراسر قرآن با حروف بزرگ و پر رنگ نوشته شده است. در گوشه سمت چپ پایین هر صفحه، مجموع تعداد دفعاتى که کلمه "خدا" از ابتداى قرآن تا آن صفحه تکرار شده است، نوشته شده. شماره نوشته شده در گوشه سمت راست پایین صفحه، مجموع شماره آیاتى است که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است. آخرین صفحه کتاب، یعنى صفحه ۶۰۴، جمع کل تعدد تکرار کلمه "خدا" را در قرآن نشان میدهد که ۲۶۹۸ مرتبه است، یا ۱۴۲۱۹. مجموع شماره آیاتى که دارى کلمه "خدا" است، میشود ۱۱۸۱۲۳، این عدد هم بر ۱۹قابل قسمت است: (۱۱۸۱۲۳=۱۹۶۲۱۷.
عدد نوزده مخرج مشترک سراسر سیتم ریاضى قرآن است.
این پدیده بتنهایى اثبات غیر قابل تقلیدى است که نشان میدهد قرآن پیغام خدا است به دنیا. هیچ بشرى نمیتوانسته حساب ۲۶۹۸ تکرار کلمه "خدا" و تعداد شماره آیاتى را که کلمه "خدا" در آنها تکرار شده است، داشته باشد. این پدیده خصوصا غیر ممکن است وقتیکه در نضر داشته باشیم (۱) که قرآن در زمان جهالت و نادانى آشکار شد، و (۲) سوره ها و آیات وحى شده از نظر زمان و مکان وحى با هم فاصله بسیارى داشتند. ترتیبى که سوره ها و آیات در ابتدا فرستاده شد، بکلى با آخرین ترتیب قرار گرفتن شان (ضمیمه ۲۳) فرق داشت. اما، سیستم ریاضى قرآن تنها به کلمه "خدا" محدود نیست؛ بلمه بسیار گستره، بسیار پیچیده، و کاملا جامع است.
حقایق ساده
مانند خود قرآن، کد ریاضى قرآن از بسیار ساده تا بسیار مشگل تغییر میکند. حقایق ساده مشاهداتى است که بدون هیچ وسایلى میتوان آنها را بررسى کرد. حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا کامپیوتر قابل رویت است. بررسى حقایق زیر به هیچ وسیله اى احتیاح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشید که همه اینها به متن عربى اصلى اشاره دارد:
۱. اولین آیه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل......................۱۹ حرف است.
۲. قرآن داراى ۱۱۴ سوره است که میشود................................۱۹۶ .
۳. مجموع آیات در قرآن ۶۳۴۶ است که میشود......................۱۹۲۳۴ .
[۶۲۳۴ آیه شماره گذارى شده است و ۱۱۲ آیه (بسم الله) شماره گذارى نشده است که میشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنید که ۶+۴+۳+۶ میشود...........۱۹ .
۴. بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شده است، با وجود غیبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شده است ) و ۱۱۴ = ..................................۱۹۶
۵. از غیبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافى در سوره ۲۷، دقیقا.......... ۱۹ سوره است.
۶. مجموع شماره سوره ها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ یا ............۱۹۱۸.
۷. این مجموع (۳۴۲) همچنین مساوى است با مجموع کلمات بین دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =.................................۱۹۱۸.
۸. اولین آیات معروفى که اول وحى شد (۵-۱:۹۶) شامل ...........۱۹ کلمه است.۹. این اولین وحى ۱۰ کلمه اى، داراى ۷۶ حرف است ..................۱۹ ۴.
۱۰. سوره ۹۶ که از نظر ترتیب زمانى اولین سوره است، داراى ..........۱۹ آیه است.
۱۱. این اولین سوره از نظر ترتیب زمانى، از آخر قرآن ...............۱۹ همین است.
۱۲. سوره ۹۶ شامل ۳۰۴ حرف عربى است، و ۳۰۴ میشود............۱۹۱۶.
۱۳. آخرین سوره فرستاده شده(سوره ۱۱۰) شامل................۱۹ کلمه است.
۱۴. اولین آیه از آخرین سوره وحى شده (۱:۱۱۰) شامل ........۱۹ حرف است.
۱۵. ۱۴ حرف مختلف عربى، ۱۴ "پاراف قرآنى" مختلف (مانند ا . ل. م، از ۲:۱) را تشکیل میدهند که در ابتداى ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع این اعداد میشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ یا ۱۹۳.
۱۶. مجموع ۲۹ سوره اى که "پارافهاى قرآن" در آنها آمده است میشود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) میشود ۸۳۶، یا ۱۹۴۴.
۱۷. بین اولین سوره پاراف دار(۲) و آخرین سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد.........................۱۹۳۸.
۱۸. بین اولین و آخرین سوره هاى پاراف دار...................۱۹ مجموعه پاراف دار و بدون پاراف وجود دارد.
۱۹. ۳۰ عدد مختلف در قرآن تکرار شده است:
۱،۲،۳،۴،۵،۶،۷،۸،۹،۱۰،۱۱،۱۲،۱۹،۲۰،۳۰،۴۰،۵۰،۶۰،۷۰،۸۰، ۹۹،۱۰۰،۲۰۰،۳۰۰،۱۰۰۰،۲۰۰۰،۳۰۰۰،۵۰۰۰،۵۰۰۰۰، ۱۰۰۰۰۰، مجموع این اعداد میشود ۱۶۲۱۴۶، که میشود ......۱۹۸۵۳۴.
غدیر خم نام ناحیهای است بین مکه و مدینه که پیامبر اسلام در حجة الوداع علی را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذیالحجه، سالروز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.
محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود تمام مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در محلی به نام غدیرخم جمع کرده و علی بن ابی طالب را به عنوان وصی برادر و جانشین خود از جانب خدا معرفی کرد. عبارت معروف «هر آنکس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیراست که مورد تایید شیعیان و اهل تسنن است. گرچه در تفسیر «ولی» بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. در فرهنگ لغت عرب ولی به دو معنی آمده: ۱- دوست؛ ۲- صاحب اختیار به معنای جانشین و امام پس از پیامبر .
فهرست مندرجاتجغرافیای غدیر خم |
جغرافیای غدیر خم
«غدیر خم» نام ناحیهای است در میان مکه و مدینه که بر سر راه حجاج قرار دارد. غدیر خم نام محلی است که به خاطر وجود برکهای در این محل، که در آن آب باران جمع میشدهاست، به این نام (غدیر خم) شهرت یافتهاست. غدیر در ۳ - ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد که یکی از میقاتهای پنجگانه میباشد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا میشود. غدیر خم به علت وجود مقداری آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان واقع میشد اما دارای گرمایی طاقت فرسا و شدید بود.[۱]
مسجد غدیر خم
مسجدی با وسعتی بالغ بر ۵۰ متر مربع واقع در منطقه غدیر که در دو دهه اخیر بازسازی شد اما در شهریور ۱۳۸۶ پیروان فرقه وهابیت در اقدامی شبانه آن را به ویرانهای تبدیل کردند .[۱]
[ویرایش] مسجد غدیر خم در روایات شیعیان
شیخ کلینی در کتاب کافی فصلی با عنوان «مسجد غدیر خم» آورده و چنین گفتهاست:
۱- عبدالرحمن بن حجاج میگوید: «روز بود و من مسافر بودم از حضرت موسی بن جعفر(ع) درباره خواندن نماز در مسجد غدیر خم پرسیدم.
در پاسخ فرمود: در آن مسجد نماز بگزار، زیرا نماز در آن فضیلت بسیار دارد و پدرم همیشه به آن سفارش میکرد.»
۲-حسان جمال میگوید: «امام صادق(ع) را از مدینه به مکه همراهی میکردم، وقتی به مسجد غدیر رسیدیم حضرت نگاهی به سمت چپ مسجد کرد و فرمود: آنجا جای پای رسول خدا(ص) است جایی که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه ...»
۳- ابان از امام صادق(ع) چنین روایت میکند: «نماز خواندن در مسجد غدیر مستحب است، زیرا که پیامبر(ص) در آن مکان امیرمؤمنان(ع) را به پا داشت (و او را به عنوان جانشینی خود به مردم معرفی کرد) و آن همان جایی است که خداوند حق را ظاهر ساخت.»
[ویرایش] جایگاه حدیث غدیر در میان مسلمانان
ماجرای غدیر خم با تفاوتهایی در کتب حدیث و تاریخ مسلمانان روایت شدهاست. به طوری که برخی از بخشهای آن متواتر و قطعی است و برخی از بخشهای آن چندان معتبر و مورد اتفاق نیست. در میان بزرگان و محدثین اهل سنت و به دنبال دقت آنان بر روی راویان و طرق متفاوت نقل حدیث غدیر، اندیشمندان بسیاری، حدیث غدیر را حدیثی حسن و عده کثیری روایت غدیر را روایتی صحیح دانستهاند و حتی در نزد عدهای از بزرگترین صاحبنظران اهل تسنن، با توجه به شمار فراوان راویان و طرق متعدد نقل حدیث، که روایت غدیر دارد، آنرا حدیثی متواتر ذکر نمودهاند، که شکی در صحت آن نیست. [۲] همچنان ابن رستمی طبری از متکلمین امامیه در کتاب «الولایة فی طرق الحدیث الغدیر» که استقلالاً در حدیث غدیر نوشته و آنرا از ۷۵ طرق روایت نمودهاست.[۳] همچنین حافظ ابوالعباس احمد بن محمد بن سعید بن عبدالحمن الکوفی معروف به ابن عقده در کتاب «جمع طرق حدیث الغدیر» این حدیث را با بیش از ۱۰۰ طریق از صحابه پیامبر نقل کردهاست.[۴] همچینین شمس الدین محمد ذهبی، عالم اهل سنت، رساله جداگانهای درخصوص طرق متعدد حدیث «رسالة طرق حدیث من کنت مولاه فهذا علی مولاه» نگاشتهاست. [۵] همچنین عموم دانشمندان شیعه روایت ماجرای غدیر را متواتر میدانند.[۶]
[ویرایش] سند حدیث غدیر در کتابها
کتب مفصلی در زمینه بحثهای رجالی و تاریخی مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شدهاست که بهترین نمونه آن کتاب الغدیر تألیف علامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینی نجفی معروف به علامه امینی رضوان الله علیهاست.
در این کتابها، اسماء راویان حدیث غدیر جمع آوری شده و از نظر رجالی در باره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلی از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبههای اعجاب انگیز آن در زمینههای اسناد و رجال تبیین گردیدهاست. ذیلا به دو نمونه اشاره میشود :
ابوسعد مـسعودبن ناصـر سجستانی از علمای اهل سنت کتابی در هفده جز به نام الدرایه فی حدیث الولایه تالیف کرده و این حدیث را از صد و بیست صحابی نقل کردهاست .
ابو المعالی جوینی میگوید: در بغداد در دست صحافی یک جلد کتاب دیدم که بر جلد آن چنین نوشته بود:«جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه» و بعد از این مجلد بیست و نهم خواهد بود.» (۱)
ابن کثیر میگوید:« کتابی در دو جلد ضخیم دیدم که طبری در آن، احادیث غدیر خم را جمع آوری کرده بود.» (۲)
اگر چه کتاب برای معرفی در این زمینه بسیار زیاد است ولی در اینجا چند کتاب به عنوان راهنمایی و برای آگاهی از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفی میشود:
- تفسیر الطبری، ج ۳ ص ۴۲۸
- الخصائص (السیوطی)، ص ۱۸
- سنن الترمذی، ج ۵ ص ۵۹۱
- صحیح الترمذی، ج ۱ ص ۳۲ ، ج ۲ ص ۲۹۸ ، ج ۵ ص ۶۳۳
- صحیح مسلم، ج ۴ ص ۱۸۷۳
- الطرائف، سید ابن طاووس، ص ۳۳.
- کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم، سید هاشم بحرانی
- بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۳۷، ص ۱۸۱ و ۱۸۲
- عوالم العلوم، شیخ عبدالله بحرانی،ج ۱۵/۳ ص ۳۰۷ تا ۳۲۷
- عبقات الأنوار، میر حامد حسین هندی، جلد غدیر
- الغدیر، علامه امینی، ج ۱، صص ۱۲ تا ۱۵۱، و ۲۹۴ تا ۳۲۲
- خلاصه عبقات الأنوار، علامه محقق سید علی حسینی میلانی دامت افاضاته، جلد غدیر
[ویرایش] رخداد غدیر خم
از آغاز ذی القعده سال دهم هجری که مقارن با آخرین سال زندگانی پیامبر بود، به تمام مناطق مسلمان نشین و طوائف و قبائل مسلمان عربستان خبر داد که وی در این ماه به مکه معظمه خواهد رفت و مراسم عمره و حج را به جای خواهد آورد و بدین ترتیب بزرگترین اجتماع مسلمانان شکل گرفت، که معروف به حجةالوداع است. [۷]
با پایان حج محمد به سرعت دستور حرکت جهت اجتماع در غدیر خم را دادند. حتی دوازده هزار از اهل یمن - که برای رفتن به وطن خود باید مسیر دیگری را میرفتند - به دستور او با کاروان مسلمانان همراه شدند.[۸]
در میان راه مکه و مدینه در غدیر خم، آیه قرآن نازل گردید:
«ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرساندهای و خداوند از مردم نگاهات خواهد داشت [۹] [۱۰].»
در پی نزول این آیه، رسول خدا دستور دادند تا همهی کاروانیان در آن محل اجتماع کنند، و در همان جا خطابهی طولانی غدیر توسط پیامبر اکرم ایراد گردید.
برخی بخشهای این سخنرانی - که در معرفی مقام امیرالمؤمنین میباشد - چنین است:
- ای مردم! بدانید که خداوند علی ( علیه السلام)را ولی و امام شما قرار داده و اطاعت او را بر مهاجران و انصار و کسانی که به نیکی از آنها پیروی کنند، و بر شهری و روستایی و عجم و عرب و آزاد و مملوک و بزرگ و کوچک و سفید و سیاه واجب ساختهاست.
- آگاه باشید که « امیرالمؤمنین » غیر از این برادرم کسی نیست و پیشوایی مؤمنان پس از من بر کسی جز او روا نخواهد بود.
- او جانشین من در امتم و پیشوای کسانی است که به من ایمان آوردهاند و نیز جانشین من در تفسیر کتاب خداست.
- خداوند دین شما را به واسطه امامت او کامل گردانید.
- به دستورات او گوش فرا دهید تا در سلامت بمانید و از او پیروی کنید تا هدایت شوید.
- ای مردم! من « صراط مستقیم »ام که خداوند شما را به پیروی آن امر فرمودهاست. آن گاه پس از من، علی ( علیه السلام)و پس از او، فرزندانم ( علیه السلام)از نسل او.
- من (از جانب خداوند) دستور یافتهام که از شما در مورد آن چه که از سوی خداوند راجع به علی ( علیه السلام) امیرالمؤمنین و اوصیای پس از او( علیه السلام) آوردم، بیعت بگیرم و دست شما را بفشارم.
- خداوند به من امر کرده که از زبانهای شما در مورد آنچه بیان نمودم - راجع به علی امیر المؤمنین ( علیه السلام)و امامانی که پس از او میآیند ( علیه السلام)و از من و از اویند، اقرار زبانی بگیرم و چنان که خبرتان دادم، نسل من از صلب علی ( علیه السلام)است.
- همگی بگویید: «شنیدیم و اطاعت میکنیم و خرسندانه - در مقابل آن چه از سوی پروردگار ما و خویش دربارهی امامت علی امیرالمؤمنین( علیه السلام) و امامانی که از صلب او به دنیا میآیند( علیه السلام)، به ما رساندی - سر تسلیم فرود میآوریم. بر این عقیده زندهایم و با آن میمیریم و با آن (در قیامت) محشور میشویم. تغییر نمیدهیم و تبدیل و انکار نمیکنیم، تردید به دل راه نمیدهیم و از این عقیده بر نمیگردیم و پیمان نمیشکنیم.»
بعد از پایان خطابه، این آیه برپیامبر فروفرستاده شد:
امروز کافران از دین شما مأیوس شدند. پس از آنان نهراسید و از من (پروردگار) بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام داشتم و اسلام را به عنوان دینتان پسندیدم[۱۱] [۱۲].»
مراسم بیعت مسلمانان با پیامبر و امیر المؤمنین علیه السلام سه روز به طول انجامید و حتی بانوان با قرار دادن دست خود در ظرف بزرگ آبی که در سوی دیگر آن در درون خیمه، دست پر صلابت امام علی علیهالسلام قرار داشت، بیعت خود را اعلام میکردند.
به نظر شیعه منافقین که گروه قابل توجهی را تشکیل میدادند، در ماجرای غدیر و به اراده الهی، نتوانستند نیات پلید خود را آشکار و عملی سازند. اما در میان جمعیت شبهه افکنیهایی نسبت به اقدام پیامبر انجام میدادند و شخصی به نام «حارث فهری» را تحریک نمودند تا نزد رسول بیاید و علی رغم همه تصریحات حضرت در ضمن خطبه، سؤال کند که آیا آن چه در مورد علی بن ابی طالب (علیه السلام) گفتی از جانب پروردگار بود یا از جانب خود؟ نبی اکرم در پاسخ فرمودند:
«خداوند به من وحی کردهاست و واسطهی بین من و خدا جبرئیل است و من اعلام کنندهی پیام خدا هستم و بدون اجازهی پروردگارم، خبری را اعلام نمیکنم.»
حارث که شدت غضب و غیظ نسبت به امیرالمؤمنینعلیه السلام همهی وجودش را گرفته بود گفت: «خدایا اگر آنچه (حضرت) محمد میگوید حق و از جانب تو است، سنگی از آسمان بر ما ببار و یا عذاب دردناکی بر ما بفرست.»
در پی این سخن، در مقابل دیدگان بهت زدهی حاضران سنگی از آسمان بر سر او فرود آمد و هلاکش گرداند.
علامه امینی(۵) فهرست دهها منبع از اهل تسنن، که ماجرای یاد شده را به عنوان شأن نزول آیهی اول سورهی معارج یاد کردهاند، ذکر نمودهاست. ترجمهی آیات اول این سوره چنین است:
- «درخواست کنندهای، عذابی را طلب کرد که (آن عذاب) اتفاق افتاد
- عذابی که هیچ چیز نمیتواند آن را از حق پوشان دور نماید
- عذابی از سوی خداوند صاحب»
نظر به اینکه محتوای وبلاگ و مجموعه های دیگری با عنوان شمیم آموزش و نوآوری در قالب سی دی در اختیارتان قرار خواهد گرفت ، لذا مستدعیست جهت هرچه پربارتر شدن شمیم با ما همکاری نمایید . در صورتیکه مطلبی را مناسب همکاران دانستید برایمان به آدرس پست الکترونیکی زیر ارسال کنید تا به اسمتان در وبلاگ ثبت شود
لطفا مطالب در قالب فایل ورد باشد و تصاویر save for web شده باشد
با تشکر
مدیر وبلاگ
,ادامه مطلب
ساخت چند وجهی ها با کاغذ
مازها
|
http://www.tebyan.net/InternetSchool/EducationalManagers/EducationalTechnology/2007/3/19/39436.html
|
هندسه فراکتالها
نمودار مقسوم علیه

,
ادامه مطلب
پوشش وعفاف از آن جهت که یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الهی دارای جایگاه خاصی است . تمام ادیان آسمانی ، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده اند . جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده اند؛ زیرا حیا و لزوم پوشش به طور طبیعی در نهاد زنان به ودیعت نهاده شده واحکام و دستورهای ادیان الهی هماهنگ و همسو با فطرت انسانی تشریع شده است .
بدون تردید جهان بینی وانسان شناسی هر فرهنگ و مکتب ، نفش اساسی و مهمی درانتخاب نوع و کیفیت پوشش دارد بر اساس جهان بینی ادیان الهی که انسان خلیفه خداوند و مرکز و محور جهان هستی است و رسالت کسب معرفت و تهذیب نفس و اصلاح جامعه را بر دوش دارد و حیاتش در جهان آخرت نیز ادامه دارد، باید جسم زن و چشم مرد پوشیده گردد تا غرایز شهوانی مهار و کنترل شود و استعدادهای معنوی و عقلانی بشر درپرتو رهیافت های فطری و هدایت های وحیانی شکوفا گردد ،
گرچه انتخاب لباس و پوشاک برآیند اندیشه و اراده آدمی است
ولی بر بینش و اراده انسانی نیزتاثیر می گذارد و می تواند به عنوان زمینه ساز تعالی یا انحطاط فردی واجتماعی نقش آفرینی نماید .
در آیین زرتشت ، یهود و مسیحیت – که این مقاله به بررسی آنها می پردازد حجاب بر زنان لازم بوده است .کتابهای مقدس مذهبی ، دستورات و احکام دینی ، آداب و مراسم و سیره عملی پیروان این ادیان ، بهترین شاهد و عالی ترین گواه بر اثبات این مدعاست .
حجاب در آیین زرتشت
نخستین مردمی که به سرزمین ایران آمدند ، آریایی ها بودند . آنان به دو گروه عمده « مادها» و « پارس ها» تقسیم شدند. با اتحاد مادها دولت « ماد» تشکیل شد . پس از مدتی پارس ها توانستند دولت ماد را از بین ببرند و سلسله های هخامنشیان ، اشکانیـان و سـاسـانـیان را بنـیانگذاری کنند . پژوهش ها نشان می دهد که زنان ایران زمین از زمان مادها که نخستین ساکنان این دیار بودند ، دارای حجاب کاملی، شامل پیراهن بلند چیندار،
شلوار تا مچ پا و چادر و شنلی بلند برروی لباس ها بوده اند .
این حجاب در دوران سلسله های مختلف پارس ها نیز معمول بوده است . بنابراین ، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن ، زنان ایرانی از حجابی کامل برخوردار بوده اند . برابر متون تاریخی ، در همه آن زمان ها پوشاندن موی سر و داشتن لباس بلند وشلوار رایج بوده است و زنان هر چند با آزادی در محیط بیرون خانه رفت و آمد می کردند وهم پای مردان به کار می پرداختند، ولی این امور با حجاب کامل وپرهیز شدید همراه بوده است .
جایگاه فرهنگی پوشش در میان زنان نجیب ایران زمین به گونه ای است که در دوران سلطه کامل شاهان ، هنگامی که خشایار شاه به ملکه « وشی » دستور داد که بدون پوشش به بزم بیاید تا حاضران ، زیبایی اندام او را بنگرند ، وی امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر این سرپیچی ، به حکم داوران ، عنوان « ملکه ایران » را از دست داد .
از زمان ساسانیان که پس از نبوت زرتشت است ، پوشش صورت نیز درمیان زنان اشراف معمول شد . به گفته ویل دورانت پس از داریوش ، زنان طبقات بالای اجتماع ، جرات نداشتند که جز در تخت روان روپوش دار از خانه بیرون بیایند و هرگز به آنان اجازه داده نمی شد که آشکارا با مردان آمد ورفت کنند.
در نقش هایی که از ایران باستان برجای مانده است ، هیچ صورت زنی دیده نمی شود و نامی از ایشان نیامده است . تجلیات پوشش در میان زنان ایران چنان چشمگیر است که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران ، ایران را منبع اصلی ترویج حجاب در جهان معرفی کرده اند . از آن جا که مرکز بعثت « اشو زرتشت » ایران بوده است و آن حضرت در زمینه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خویش کمبودی نمی دیده است ، با تایید حدود و کیفیت حجاب رایج آن دوران ، کوشید تا با پندهای ، خود ریشه های درونی حجاب را تعمیق ومستحکم نموده ، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار واستواری حجاب معمول قرار دهد .
به پند واندرزهای « اشو زرتشت » بنگرید تا تلاش وی برای تعالی و آموزش مبانی حجاب و بیان لزوم توام نمودن حجاب ظاهری با عفت باطنی ، روشن تر شود ؛ او می فرماید :
ای نو عروسان و دامادان ! ... با غیرت ، در پی زندگانی پاک منشی
برآیید .... ای مردان و زنان ! راه راست را دریابید و پیروی کنید .
«هیچ گاه گرد دروغ و خوشی های زودگذری که تباه کننده زندگی است ، نگردید ، زیرا لذتی که با بدنامی و گناه همراه باشد ، همچون زهر کشنده ای است که با شیرینی در آمیخته و همانند خودش دوزخی است . با این گونه کارها، زندگانی گیتی خود را تباه مسازید . پاداش رهروان نیکی ، به کسی می رسد که هوا، خودخواهی و آرزوهای باطل را از خود دور ساخته ، بر نفس خویش چیره گردد و کوتاهی و غفلت در این راه ، پایانش جز ناله و افسوس نخواهد بود . فریب خوردگانی که دست به کردار زشت زنند، گرفتار بدبختی و نیستی خواهند شد و سرانجامشان خروش و فریاد و ناله است . »
گفتنی است که در دین زرتشت ، لباس با کیفیت خاصی برای حجاب زنان واجب نشده است . البته بر هر مرد و زن واجب است که هنگام انجام مراسم عبادی ونیایش، سر خودرا بپوشاند . بنا به گفته موبد « رستم شهرزادی » پوشش زنان باید به گونه ای باشد که هیچ یک از موهای سر زن از سر پوش بیرون نباشد .
حجاب در آیین یهود
بدون تردید مبنای حجاب در شریعت یهود، آیات تورات بود که بر حجاب تاکید می نمود. کاربرد واژه « چادر » و « برقع » که به معنای روپوش صورت است ،در آن آیات ، کیفیت پوشش زنان یهودی را نشان می دهد . تورات تشبه مرد وزن به یکدیگر رانهی نموده ؛ می گوید : متاع مرد بر زن نباشد و مرد لباس زن را نپوشد ، زیرا هر که این را کند، مکروه « یهوه » خدای توست .
در (تلمود) اصلی ترین کتاب فقهی که به گفته ویل دورانت ، اساس تعلیم و تربیت یهود است ، نیز بر لزوم پوشاندن سر از نامحرمان ، لزوم سکوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش برای سایر مردها، پرهیز از نگاه زن به مردان بیگانه ، اجتناب از نگاه مرد به زنان نامحرم و لزوم پرهیز از هر امر تحریک آمیز ، تاکید شده است .
حجاب در آیین مسیحیت
مسیحیت نه تنها احکام شریعت یهود در مورد حجاب را تغییر نداد، بلکه قوانین شدید آن را استمرار بخشید و در برخی موارد، قدم را فراتر نهاد و با سخت گیری بیشتر وجوب حجاب را مطرح ساخت ، زیرا در شریعـت یهـود، تـشکیـل خـانـواده و ازدواج امری
مقدس محسوب می شد و طبق نوشته ویل دورانت ، در سن بیست سالگی اجباری بود، اما از دیدگاه مسیحیت قرون اولیه ، تجرد ، مقدس شمرده می شد . برابر متون تاریخی ، چادر و روبند ، برای همگان ، حتی برای خاتون های اشراف ، ضروری بود و دراعیاد نیز کسی آن را کنار نمی گذاشت ، بلکه با طلا و نقره و پارچه های زربفت آن را تزیین می نمودند و حتی برای تفریح نیز با حجاب و حیای کامل در مجالس انس و یا گردش هایی دور از چشم نامحرمان ، شرکت می جستند . انجیل در موارد فراوان ، بروجوب حجاب و پوشش تاکید و پیروانش را به تنزه از اعمال شهوت و عفاف فرا خوانده است ؛ در انجیل می خوانیم : همچنین زنان پیر در سیرت متقی باشند و نه غیبت گو ونه بنده شراب زیاده ، بلکه معلمان تعلیم نیکو باشند تا زنان جوان را خرد بیاموزند که شوهر دوست و فرزند دوست باشند و خرداندیش و عفیفه و خانه نشین و نیکو و مطیع شوهران خود که مبادا کلام خدا متهم شود. در مورد سیره عملی زنان مسیحی ، دائره المعارف لاروس می گوید : دین مسیحی ، برای زن ، خمار1 را باقی نهاد؛ وقتی وارد اروپا شد ، آن را نیکو شمرد. زن ها درکوچه و وقت نماز، خمار داشتند. در قرون وسطی ، خصوصا قرن نهم ، خمار رواج داشت . آستین خمار، شانه زن را پوشیده ، تقریبا به زمین می رسید . این عادت تا قرن سیزدهم باقی بود .
بر اساس نتایج به دست آمده دردوره آموز شی مدلسازیی عددی سونامی که با حضور پرفسور پاتیاراچی ازدانشگاه استرالیای غربی ودکتر بدل از کمیسیون بین الدول اقیا نوس شناسی و15 نفر شرکت کننده از ایران ، که از 29 تیرتا2 مرداد ماه امسا ل در مرکز ملی اقیانوس شناسی ، بر گزار شد در صورت وقوع زمین لرزه ای با بزرگای 8 ریشتر در گسل مکران واقع در دریای عمان ،امواج حاصل از سونامی تا ارتفاع10 متر در سواحل استانهای واقع درحاشیه دریای عمان ایجاد خواهد شد که طی 15 تا 30 دقیقه به سواحل ایران خواهد رسید . فعالیت گسل مکران در سال 1945 میلادی موجب کشته شدن بیش از5 هزار نفر در پاکستان شد.رئیس مرکز ملی اقیانوس شناسی ایران در باره خطر وقوع سونامی در دریای عمان هشدار داده، او معتقد است به رغم وجود پتانسیل علمی قوی در کشور هنوز اقداماتمکران واقع عملی صورت نگرفته وتاخیر بیشتر در این مساله ممکن است در آینده خسارت جانی و مالی جبران ناپذیری بر جای گذارد.
گروه جغرافی
همکاران محترم سلام
با روش تدریس کاوشگری بیشتر آشنا شوید .
جوهر واساس الگوی کاوشگری آن است که دانش آموز ان از طریق معلم ،کاوش علمی را بیا موزند.به عبارتی تدریس کاوشگری عبارت است از ارائه سوال و موقعیتی که در آن مسئله وجود داشته باشد و کشاندن دانش آموزان به طور غیر مستقیم ، در جریان تفکر علمی است.
این روش مبتنی بر مشارکت فعال دانش آموزان در یاد گیری است وبه آنها جهت می دهد تا بهتر بتوانند زمینه های جدیدی را کشف نما یند.
با نحوه تدریس این روش در اولین مجمع عمومی جغرافیا مورخ 17/9/87بیشتر آشنا شوید.
ساعت 15 دبیرستان شهید مطهری( تجریش اول جعفرآباد)
با تشکر گروه جغرافیامنطقه یک
ادبیات
http://literaturegroup1.blogfa.com
زیست
ریاضی
شیمی
www.chemistrygroup1.persianblog.ir
فیزیک
www.physics-edu1.persianblog.ir
اجتماعی
http://www.sociologyedu1.blogspot.com/
جغرافی
روانشناسی
اقتصاد
بلوتوث از نام پادشاه دانمارکی (Harold Bluetooth Blatant) در قرن 10 برگرفته شده او کسی بود که دیپلماسی را از جنگ به سمت گفتگو سوق داد مخترعان تکنولوژی بلوتوث فکر میکردند این نام مناسب برای تکنولوژی آنهاست که با وسایل مختلف به افراد امکان میدهد نوعی گفتگو با هم داشته باشند. Bluetooth یک سیتم رادیویی برای مصارفی با توان پایین در یک برد کوتاه (10 سانتی متر 10 متر و 100 متر )که توسط یک میکروچیپ ارزان طراحی شده میباشد.کاربران حرفه ای زیادی هستند که حتی به بلوتوث فکر هم نمیکنند با اینکه امروزه بلوتوث بر روی اکثر لپ تاپ ها فعال است. البته تعداد این کاربران چندان کم هم نیست ! در آغاز بلوتوث با سر وصدای زیادی به بازار عرضه شد. شعارهایی که اکثر آنها مبنی بر این بود که ما از شر کابلهای پیچیده و درهم وبرهم خلاص
3
میشویم. ولی ظاهرا هنوز بلوتوث مورد توجه اکثریت قرار نگرفته است. از سیستمهای مبتنی بر بلوتوث تا حالا محصولاتی نظیر iPaq ها مورد توجه قرار گرفته اند. چرا که کاربران میتوانند براحتی این سیستمها را حمل کنند و با کیبورد ها – پرینترها و هد ستهای قابل حمل از زندگی لذت ببرند. در حقیقت برای ابزارهای قابل حمل که پورتهای زیادی روی خود ندارند بلوتوث مورد توجه شدید قرار گرفته است. موبایلهای مبتنی بر بلوتوث به شما اجازه میدهند که به یک PDA یا کامپیوتر قابل حمل متصل شوید و بدرون اینترنت شیرجه بزنید !
بلوتوث طراحی شد تا پایه ای برای شبکه های شخصی باشد. (Personal Area Network) راه حلی برای ارتباطات نزدیک دستگاههای مختلف. برد انتقال بلوتوث از 1 متر شروع میشود و تا 100 متر هم میتواند ادامه پیدا کند. البته این برد بستگی کامل به قدرت کلاس و وسیله دارد. قدرتمند ترین وسیله (کلاس
4
1) میتواند تا 300 فوت فاصله را ساپورت کند. تقریبا مثل شبکه های Wi-Fi .
بلوتوث اطلاعات را روی فرکانس موج GHz 2.4 منتقل میکند. سرعت انتقال هم حداکثرMbps 1 است که خیلی کمتر از شبکه های Wi-Fi میباشد واز پروتکل (Link Manager Protocol) برای ارتباط بین دستگاهها استفاده میکند.
کاربرد ها و مصارف bluetooth
ایجاد یک شبکه بیسیم برای کامپیوتر های رومیزی با یک پهنای باند کوچک
استفاده در تجهیزاتی مثل Printer ,Microphone,Keyboard,Mouse
5
بلوتوث فروش زیادی در تلفنهای سلولی داشته است که آنها را قادر ساخته که به کامپیوتر ها وPDAs و handsfree ها وبسیاری دیگر از دستگاهها متصل شوند و به این ترتیب یک شبکه بیسیم LAN را ایجاد میکنند
انتقال فایلها (مثل عکس و mp3 و غیره ) بین گوشی های موبایل و PDAs و کامپیوترها از طریق OBEX
handset بلوتوث برای گوشی موبایل و smart phone ها
دستگاههای اندازه گیری و Test
ابزارهای پزشکی
گیرندهای GPS
اتومبیل و استفاده بعنوان handsfree تلفن در آن
کنترل از راه دور تلویزیون بجای اینفرارد
6
وسایل کمک شنوایی
playstation 3 و Nintendo Revolution از بلوتوث برای جوستیک خود استفاده خواهند کرد و...
امنیت در بلوتوث :
بلوتوث میتواند در 3 مدل امنیتی کار بکند :
مدل 1 که بدون امنیت است.
مدل 2 که در مرحله سرویس دهی(Service Level) امنیت را برقرار میکند... بعد از اینکه کانال ارتباطی پیدا شد.
7
مدل 3 که در مرحله لینک (Link Level) امنیت را ایجاد میکند ... قبل از اینکه کانال ارتباطی پیدا شود.
هر وسیله مبتنی بر بلوتوث یک آدرس 48 بیتی منحصر بفرد دارد. رویه تایید استفاده از کلیدهای متقارن هست و رمزنگاری با کلیدی 128 بیتی انجام میشود (البته دردستگاههای مختلف این طول کلید رمزنگاری مختلف است و بستگی به مقداری دارد که در کارخانه تعریف میشود). این کلید 128 بیتی که بصورت رندوم انتخاب میشود وظیفه انجام مذاکرات امنیتی بین دستگاهها را بعهده دارد.
وقتی دو سیستم مبتنی بر بلوتوث یک کانال ارتباطی بین همدیگر برقرار میکنند.. هر دو یک کلید آغازین را ایجاد میکنند. برای اینکار یک کلید عبور (Pass Key) یا شماره شناسایی شخصی وارد ارتباط میشود و کلید آغازین ساخته میشود و کلید
8
پیوندی (Link Key) بر اساس کلید آغازین محاسبه میشود. از این به بعد کلید پیوندی برای شناسایی طرف ارتباط استفاده میشود.
اولین چالش امنیتی کلید عبور (Pass Key) هست که به اختصار PIN نامیده میشود. مثل هر کلید دیگری... کلیدهای طولانی از کلیدهای کوتاه امن تر هستند. اگر هکری بتواند کلید عبور را کشف کند میتواند کلیدهای آغازین ممکن را محاسبه کند و بعد از آن کلید پیوندی را بدست آورد. کلید عبوری طولانی میتواند محاسبات را برای یافتن کلیدهای بعدی بسیار سخت بکند.
کلید آغازین جایگزین لینکهای رمزنگاری نشده میشود که این یک نقطه ضعف اساسی بحساب می آید. بهتر است که در پردازش هر دو دستگاه بلوتوث .. این قسمت در محل امن تری قرار بگیرد. چرا که یک هکر میتواند داده های انتقالی که به یک دستگاه بلوتوث فرستاده میشود را ضبط کند و از آن برای خلق PIN استفاده کند.
همچنین استفاده از یک کلید عبوری ثابت در تمام مواقع میتواند امنیت یک ارتباط بلوتوث را کاملا بخطر بیاندازد.
9
کلیدهای لینک میتواند ترکیبی از کلید یا کلیدهای واحد باشد. بهترین حالت امنیتی اینست که از کلیدهای ترکیبی شامل کلیدهای واحد استفاده شود. وقتی شما از یک کلید واحد استفاده میکنید ... باید برای همه تعاملات امنیتی از همان کلید استفاده کنید و این کلید باید برای تمامی دستگاههای مجاز به اشتراک گذاشته شود. این یعنی هر دستگاه مجاز میتواند به ترافیک شبکه دسترسی داشته باشد.
چرا امنیت در بلوتوث مهم است ؟؟
خیلی از کاربران بلوتوث فقط از امکاناتی نظیر اتصال تلفن های همراه بهم... یا اتصال دستگاههایی نظیر این به کامپیوتر های قابل حمل استفاده میکنند. والبته برای این دسته از کاربران اهمیت امنیت بسیار دور از ذهن است ! پیاده سازی امنیت حتی در همین سطح استفاده میتواند از سوء استفاده کاربر غیرمجاز از این دستگاهها جلوگیری بکند.
10
استفاده دیگر بلوتوث ایجاد شبکه موقت کامپیوتری است. برای مثال چند نفر در یک جلسه میخواهند لپ تاپهای مبتنی بر بلوتوث خود را به هم متصل کنند تا بتوانند فایلهای خود را در با اشتراک بگذارند.
وقتی شما از بلوتوث برای ایجاد یک شبکه موقت کامپیوتری استفاده میکنید... معمولا یک شبکه تخصصی خواهید داشت. یعنی اینکه کامپیوترها مستقیما باهم در تعامل هستند و دیگر نیازی به یک نقطه دسترسی بی سیم (WAP)نیست. این یعنی اینکه شما نقطه مرکزی برای تامین و تبیین سیاستهای امنیتی ندارید و در حقیقت مرکز سقلی برای امنیت شبکه وجود ندارد ! اینجاست که امنیت تبدیل به دغدغه اصلی میشود چرا که شما اطلاعات مهم خودتان را بی پناه بر روی لپ تاپ خود ذخیره میکنید تا دیگران روی شبکه از آنها استفاده کنند. یادتان باشد که برد کلاس 1 بلوتوث حدودا 300 فوت میباشد. یعنی آنقدر دور که تکنیکهای War-Driver کاملا جوابگوی هکرها میباشد و کاملا هم از دید شما مخفی خواهد بود.
11
استفاده دیگر بلوتوث در موبایلها است. این تلفنها اطلاعات مهمی از قبیل آدرسها – تلفنها – تماسها و... را در خود ذخیره میکنند. هک کردن این تلفنها از طریق بلوتوث Bluesnarfing نامیده میشود. حتما توجه داشته باشید که نرم افزارهای موبایل خود را بروز کنید.
شیوه دیگری از هک کردن موبایلها BlueBugging هست که بمعنی اجرا کردن فرمان روی موبایل هدف میباشد. برقراری تماس – حذف کردن اطلاعات از حافظه – عوض کردن تنظیمات داخلی از این جمله حملات هستند. برای اینکه از این حملات محفوظ بمانید پچ های امنیتی را از شرکت سازنده موبایل خود دریافت کنید و تلفنهای خود را به مدلهای بالاتر ارتقا دهید.
کرمهای تلفنهای همراه هم به بازار آمده اند !! کرمهایی مثل Cabir که تلفنهای با سیستم عامل Simbian رو هدف قرار میدهند. قطعا در آینده این کرمها زیادتر و خطرناکتر میشوند و گستره بیشتری از تلفنها را مورد هدف قرار خواهند داد.
خانم ربابه کاربخش
مدرسه راهنمایی کاشفی
معرفی انواع فرمت ها
معرفی WMV
فایلهای WMV مختصر کلمات Windows Media Video می باشد که روشی برای کد گذاری ویدئو ها توسط مایکروسافت به وجود آمده است . WMV از تکنو لوژی ASF یا Advanced System Format استفاده می کند و توسط نرم افزارهای M Player یا Windows Media Player در سیستم عامل های Windows و Macintosh قابل اجرا و دیدن هستند . WMV می تواند در داخل فرمت های ASF و AVI قرار گیرد . صدا در آن به صورت فرمت WMA ذخیره می شود . WMA دارای ویرایش های مختلفی می باشد که مهمترین آنها ویرایش های 7 و 8 و 9 می باشند البته ویرایش 7 و 8 براساس Mpeg4 ایجاد شده اند و در سازمان SMPTE ثبت شده اند اما ویرایش 9 که بهترین آنها میباشد دارای کد گذاری مخصوص به خود بوده و به صورت یک استاندارد بین المللی شناخته می شود
معرفی Mpeg – 1
Mpeg -1 ترکیبی از کد گذاری و فشرده سازی های صوت و ویدئو می باشد . عموما از Mpeg -1 برای Video CD استفاده می شود و کمتر پیش می آید که از آن برای DVD استفاده کنند زیرا که کیفیت و سرعت انتقال داده آن برابر با نوارهای VHS است . اصولا Mpeg -1 برای انتقال دادن 5/1 مگا بیت در ثانیه طراحی شده است .
با این مقدار می توان ویدئو هایی با کیفیت 240 * 352 – 97/29 فریم در ثانیه یا 288 * 325 و 25 فریم در ثانیه بدست آورد . از معایب بزرگ Mpeg -1 این است که تصاویر را به صورت پشت سر هم کد گذاری می کند و توان ترکیب پیچیده آنها را ندارد . بنابر این قابلیت فشرد ه سازی آن کم است .
معرفی Mpeg -2
Mpeg -2 استاندارد پیشرفته تر Mpeg -1 می باشد Mpeg -2 استفاده گسترده ای در تلویزیونهای دیجیتال کابلی ، آنتنی یا ماهواره ای دارد . هم چنین فرمت اصلی فیلمهای DVD نیز می باشد . Mpeg -2 توانایی الحاق متن یا برنامه های راهنما برای پخش کننده را همراه صوت و تصویر دارد . یک فایل Mpeg -2 از چندین بخش تشکیل شده است یک بخش آن برنامه پخش نام دارد که با توجه به پخش کننده اطلاعات را بطور مناسب انتقال می دهد . بخش دیگر Video Part نام دارد که مشابه Mpeg -1 می باشد با این تفاوت که توان فشرده سازی تصاویر به صورت ترکیبی را دارد . هم چنین Mpeg -2 قادر به انتقال اطلاعات کمتر از مگا بیت در ثانیه نمی باشد . اطلاعات صوتی Mpeg -2 مشابه با Mpeg -1 می باشد با این تفاوت که به دو کانال استریو محدود نمی باشد و می تواند صوت را به صورت دالبی ذخیره کند .
معرفی Mpeg -4
استاندارد Mpeg -4 در سال 1998 معرفی شد و کاربرد بسیاری در وب ، CD ، تلفن های تصویری ، و پخش تلویزیونی پیدا کرد . Mpeg -4 ترکیبی از استاندارد های Mpeg -1 و Mpeg -2 می باشد بعلاوه چندین قابلیت دیگر از جمله : VRML برای رندر کردن تصاویر سه بعدی ، شی گرا بودن استفاده از فرمت AAC برای صوت و غیره . بخاطر شی گرا بودن این استاندارد می توان تعیین کرد که فایل ما دارای کدام قابلیت ها باشد بنابراین تمامی فایلهای Mpeg -4 یکسان و تحت یک استاندارد نیستند از دیگر مزایای Mpeg -4 این است که می تواند رابطه ای دو جانبه با کاربر برقرار کند و با توجه به نیازهای کار خواصی را فعال یا غیر فعال کند این مزیت کاربرد بسیاری در وب و شبکه ها دارد .
معرفی 3GP
3GP یک فرمت ساده شده از Mpeg -4 می باشد و طوری بهینه سازی شده است تا مناسب پهنای باند و سایز کم باشد و عمده کاربرد آن در تلفن های موبایل می باشد . 3GP دارای دو نوع فرمت اصلی است . 3GPP که مناسب موبایل هایی با تکنولوژی GSM است پسوند این فرمت 3GP است . فرمت دیگر 3GPP2 است که مناسب موبایل هایی با تکنولوژی CDMA است و پسوند فایلهای آن 3G2 است . اکثر موبایل های امروزی قادر به پخش 3GP می باشد ضمن اینکه ذخیره تصاویر ویدئویی توسط دوربین های موبایل نیز در همین فرمت انجام می شود .
معرفی MOV
Quick Time یک چارچوب برای فرمت های مولتی مدیا از طرف شرکت Apple می باشد . Quick Time می تواند شامل صوت ، فیلم ، متن ، انیمیشن های تعاملی و غیره باشد . در صورتی که از Quick Time برای تصاویر ویدئویی استفاده شود آنرا در فایلی با پسوند MOV ذخیره می کنند . برای مشاهده MOV نیاز به Quick Time Player می باشد . از سال 1991 که اپل اولین ویرایش Quick Time را ارائه کرد تاکنون چندین ویرایش برای سیستم عامل های Macintosh و Windows ارائه شده است که آخرین آنها ویرایش VX می باشد .
معرفی AVI
AVI مخفف کلمات Audio Video Interleave می باشد و در نوامبر 1992 توسط مایکروسافت عرضه شد و به دلیل انعطاف پذیری در اغلب دستگاه ها قابل استفاده است . هم چنین در 1996 گروه Matrix Open DML توسعه ای در این فرمت داد که اغلب به عنوان AVI 2.0 شناخته می شود . به دلیل این که فرمت AVI قدیمی می باشد وقتی در آن از کد گذاری پیشرفته ای مانند Mpeg -4 استفاده می کنیم حجم و پرو سس کار به طور غیر ضروری افزایش می یابد . بنابراین در بعضی امور مانند اشتراک فایل مشکلاتی به وجود می آورد . در سال 2005 شرکت DIVX فرمت DIVX را معرفی کرد که تلفیقی موفقیت آمیز از AVI و DIVX بود .
معرفی SWF
SWF فرمت فایل های نرم افزار Flash می باشد . نرم افزار Flash متعلق به شرکت Adobe می باشد که قبل از این در اختیار شرکت Macro Media بود . اصولا SWF برای ایجاد انیمیشن های کم حجم می باشد که کاربرد زیادی در Web ، منوی DVD ها و آگهی های بازرگانی دارد . تفاوت عمده ای که SWF با دیگر فرمت های ویدئویی دارد این است که فرمت های دیگر اطلاعات تصویر را به صورت Pixel به Pixel ذخیره می کنند اما SWF تصاویر را به صورت فرمولهای ریاضی تعریف می کند و این باعث کاهش اندازه فایل می شود . به همین دلیل SWF بیشتر برای انیمیشن ها و متون کاربرد دارد .
برای مشاهده فایلهای فلش باید Plug – in آنرا نصب کرد . این Plug – in به صورت رایگان در سایت Adobe موجود می باشد .
معرفی VOB
VOB مخفف کلمات DVD – Video Object Base است و شامل اطلاعات ویدئویی ، متن و منو برای یک DVD می باشد . فرمت VOB بسیار به Mpeg – 2 نزدیک است به طوری که اگر پسوند فایل را از VOB به Mpeg تغییر دهیم هم چنان قابل استفاده و اجرا است . برای ساخت DVD با استفاده از VOB باید اطلاعات دیگری به آن اضافه شود که این کار به راحتی توسط Nero یا Roxon انجام می شود . در نهایت فرمت VOB قابل استفاده در تمامی سیستم های عامل می باشد .
| Design By : Pichak |































