شمیم آموزش و نوآوري

حاوی روش های جدید تدریس و مطالب مفید آموزشی

برخی همکاران وبلاگهای آموزشی جالبی دارند خوشحال می شویم اگر مانند همکار خوبمان در گروه تاریخ ما را در تجاربشان شریک کنند.
متن نامه ارسالی ایشان از این قرار است :
آموزش تصویری تاریخ سوم راهنمایی _ داستان تاریخی _ نمونه سوالات مهم امتحانی _ مطالب جالب و خواندنی مرتبط با موضوع هر درس
برای آموزش دانش آموزان این وبلاگ را لینک کنید . با تشکر

ghasemi5.blogfa.com
نویسنده:
دبیر تاریخ
 
نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢٦ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

بسمه تعالی

 

مکان: مرکز اعصاب و روان آتیه

زمان: دوشنبه 09/10/87 8 صبح لغایت 12 ظهر

موضوع: آشنایی با روشها و فنّاوریهای  جدید تشخیص  و درمان بیماریهای روانی و اختلالات یادگیری

 

ابتدا، در سالن همایشها توسط کارشناسان اهداف و انواع خدمات این مرکز توضیح داده شد:

مرکز اعصاب و روان آتیه با هدف ارائه خدمات تشخیصی،  درمانی و توان­بخشی در جهت تسریع بهبود بیماران اعصاب و روان و با بکارگیری توانبخشی فردی، اجتماعی، حرفه­ای و آموزش مهارتهای اجتماعی و شغلی در جهت بازگرداندن هر چه سریعتر فرد به اجتماع فعالیت می­نماید. در این مرکز خدمات زیر به بیماران ارائه می­گردد:

  1. نوروفیدبک (اصلاح امواج نابهنجار مغز بر پایه بیو فیدبک): این روش در مورد اختلالاتی نظیر ADHD یا بیش­فعالی و ناتوانائیهای یادگیری و اضطراب 80 تا 85 درصد موفق بوده است.
  2. تحریک مغناطیسی TMS (تحریک سیستم عصبی مرکزی یا پیرامونی به منظور بازگرداندن آن به سطح فعالیت عادی): این روش در درمان MS و افسردگی حاد بسیار اثرگذار بوده است.
  3.  الکتروآنسفالوگرافی کمّی (QEEG) برای تشخیص دقیق اختلالات روانی و تعیین روش درمانی مناسب با آن.
  4. روان­درمانی (گفتار درمانی، بازی درمانی)
  5. مشاوره (خانوادگی تحصیلی شغلی ازدواج)
  6. آزمونهای روانشناسی

 

سپس در مورد امواج مغزی دلتا، تتا، آلفا و بتا با استفاده از عکس و اسلاید و نقشة مغزی توضیحات مبسوطی ارائه شد و بعد از آن بخشهای مختلف و نحوة کار آنها در معرض دید همکاران قرار گرفت و نمونة عینی در ارتباط با بخش نوروفیدبک در جهت آشنایی دقیقتر بازدیدکنندگان انجام و بررسی گردید. لازم به ذکر است که مسئولین این مرکز اعلام کردند چنانچه دانش­آموزان به این مرکز مراجعه کنند به آنها تخفیف ویژه داده می­شود. همچنین تمامی بروشورها و مجلات و سی دی های آموزشی به صورت رایگان در خدمت آنها قرار خواهد گرفت یا به نشانی مدارس ارسال می­­گردد.

 

در پایان، از همة عزیزانی که ما را در انجام این بازدید یاری و همراهی کردند اعم از دبیران محترم روانشناسی، همکاران و مسئول گروههای آموزشی منطقة 1 تشکر می­نماییم و همچنین از  مسئولین و کارشناسان مرکز آتیه که با گشاده­رویی اطلاعات کافی در اختیار بازدیدکنندگان قرار  دادند تشکر ویژه داریم.    به امید موفقیت همة این عزیزان ...

 

 

گروه روانشناسی منطقة 1 آموزش و پرورش شهر تهران

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢٦ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

همکاران عزیز نمونه سوالات اقتصاد را از لینک زیر دانلود کنید:

http://rapidshare.com/files/177461649/ns.doc.html

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

باسمه تعالی

مطالعه روزانه ما درباره ی رفتار خود و دیگران نشان می دهد که هرکس فعالیتی را دوست دارد ، با شیوه ی خاصی رفتار می کند، چیزهای معینی را دوست داشته از بعضی چیزها متنفر است ، و شاید نتوانیم در نظر را که رفتار کاملاً همانند از ایشان سر می زند پیدا کنیم . بنابراین ، طبعاً این پرسش پیش می آید که چرا مردم رفتارهای گوناگونی دارند ؟ و یا چه عامل و علتی باعث پیدایش رفتارهای خاص در هر فرد می شود؟ مثلاً چرا از آنچه امروز خوشمان می آید دیروز نفرت داشتیم و یا آنچه امروز مورد علاقه مان هست فردا از آن متنفر می شویم؟ چرا مردم دنبال یک نوع شغل نمی روند؟ چرا دانشجویان در رشته های مختلف به تحصیل می پردازند. ؟ چرا همه دانش آموزان و دانشجویان یک رشته به تمام درسها یکسان رغبت نشان نمی دهند؟ چرا مردم تمام فیلم ها را یکسان دوست ندارند؟ و... بحث از پاسخ های چنین پرسشها یا مطالعه علتهای رفتارهای گوناگون انسان یکی از جالبترین و در عین حال پیچیده ترین مباحث  روان شناسی است .

تفاوت رفتارها یا فعالیتهای مردم را می توان در اختلاف دو عامل دانست :

1-  توانایی (Ability)

2- انگیزش (Motivation)

برای اینکه رفتاری از یک فرد سر بزند باید اولاً استعداد و توانایی آن را داشته باشد؛ ثانیاً آن رفتار را بخواهد . مثلاً کسی می تواند نقاشی بکند که استعداد و توانایی ذهنی و بدنی لازم را دارا باشد و نیز نقاشی کردن را دوست بدارد . همچنین ، محصلی که وارد دانشگاه می شود باید استعداد و آمادگی ادامه تحصیل در رشته انتخابی خود را داشته باشد و نیز عامل درونی (مانند ذوق شخصی ) یا بیرونی (مانند کسب شهرت) او را به تحصیل در آن رشته بر انگیزد . ارزش دو عامل "توانایی و انگیزش" در عمل یادگیری کاملاً آشکار است .

کلید کنترل و راهنمایی رفتار ، شناختن احتیاجات ، انگیزه ها ، و رغبتهاست و در بحث از یادگیری نیز ـ که از رفتارهای اساسی انسان می باشد ـ همواره با سه اصل عمده سروکار خواهیم داشت :

اصولی که هر نوع یادگیری متضمن آنها خواهد بود وآنها عبارتند از :

1- اصل انگیزش یا برانگیختگی    2- اصل فعالیت     3- اصل تقویت.

این اصول بیان می کنند که یادگیری به احتمال زیاد وقتی رخ می دهد که :

1- موجود زنده ( ارگانیسم ) بخواهد به هدف خاصی برسد  ( یعنی وقتی که برانگیخته است )

2- همین برانگیختگی او را به فعالیت وادار می کند.

3- پاسخ یا فعالیت او سبب می شود که هدف مورد نظرش را بدست آورد ( پاداش می گیرد یا تقویت می شود) .

روان شناسان معاصر ـ بدون در نظر گرفتن مکتبهای روان شناسی مورد قبولشان ـ اصول مذکور را در عمل یادگیری پذیرفته اند.

روان شناسان آموزشی و یادگیری به تجزیه و تحلیل اصول سه گانه نامبرده می پردازند تا روشن نمایند عمل یادگیری از چه عواملی متأثر می شود . تردیدی نیست که آشنایی با این اصول و عوامل برای همه دست اندرکاران تربیت ( آموزش و پرورش) بسیار ضروری است و موفقیت هر معلم به میزان شناخت و رعایت  این اصول بستگی دارد . یا به گفته ی لوین[1] ، توضیح و تفسیر هیچ رفتاری بدون مراعات دو امر زیر ممکن نیست :

1. خصایص محیط های گوناگون

2. انرژی های روانی موجود زنده .

که بدون اولی ، ما نمی توانیم از کنترل و راهنمایی رفتار سخن گوییم و بدون دومی نمی توانیم انگیزش آن را تعلیل کنیم . بنابراین ، هر رفتاری نتیجه روابط دینامیک یا متغیری است که از فعل و انفعال موجود زنده و امیال ، نیازمندیها ، نظرها و انگیزه های او با امکانهای محیطی مؤثر در رفتار پیدا می شوند .

روان شناسان درباره ی اهمیت انگیزش در یادگیری ، سخنانی گفته اند که برای نمونه به یادآوری برخی از آنها می پردازیم :

·        موجود زنده باید برای یادگیری تحریک شود . (مک کنل Mc Connell)

·        یادگیری وقتی بهتر انجام خواهد یافت که تحریکی باشد . ( اندرسون Anderson )

·        انگیزش ، شرط و عامل  عمده ی یادگیری است . ( میلتون Melton  )

·        مسأله انگیزش ، نقطه ی مرکزی روان شناسی تربیتی و روش کلاسداری است . ( هاریز (Harris

·      مسأله انگیزش درقلب یک برنامه ی تربیتی سالم در اجتماع آزاد جای می گیرد .... تحریک برای یادگیری ضرورت دارد و مقدمه زمینه ی متغیر رفتار اصلی و تعدیلهای آن را نشان می دهد . ( گیتز (Gates

·        انگیزش ، عامل اصلی در رهبری سودمندانه ی عمل یادگیری است . در هر یادگیری باید نوعی تحریک ، وجود داشته باشد . کلی (Kelly)

·        تحریک ، مسأله اساسی در روان شناسی تربیتی است . (برنارد (Bernard

 

پس معلوم می شود که مسأله ی مهم برای برنامه ریزان و برنامه نویسان و معلمان ، دانست و بکار بستن علم و هنر تحریک است . همچنین، موفقیت هر معلم در آموزش و پرورش ـ چنانکه قبلاً هم گفتیم ـ به میزان انگیزش یادگیری دانش آموزان بستگی دارد زیرا تا وقتی دانش آموزی نخواهد مطلبی یا مهارتی را یاد بگیرد معلم نمی تواند آن را به او یاد بدهد . به بیان دیگر ، معلم پیش از آغاز هر درس باید بداند چگونه و از چه راه می توان کودک را به یادگیری موضوع مورد نظر ، تحریک و علاقه مند ساخت و در این صورت است که کلاس معلم جالب ، کودکان فعال و نتیجه ی فعالیت های وی مثبت و مفید خواهد بود . حتی اگر معلم ، انگیزه های رفتار یک کودک را بفهمد می تواند رفتار آینده او را پیشگویی کند . زیرا  انگیزش است که کودک را به فعالیت وادار و مجبور می سازد و او کار و فعالیت خود را تا موقعی ادامه خواهد داد که انگیزه های خود را ارضا کند .

یک عده انگیزه های اساسی یا احتیاجات هستند که هر شخص را ـ اعم از خردسال و بزرگسال ـ وا می دارند که برای ارضای آنها بکوشد . مادامی که رفتار و معلومات فعلی ما برای ارضای نیازهای ما کافی هستند ما رفتار خود را تغییر نمی دهیم و معلومات تازه ای کسب نمی کنیم. ما تنها موقعی نظرات ، امیال و شخصیت های خود را تغییر می دهیم و اطلاعات تازه ای بدست می آوریم که رفتار و علم پیشین ما برای ارضای انگیزه های کنونی مان کافی نباشد . پس برای یادگرفتن چیزهای تازه ، نخست باید هدفی باشد که ما را به سوی خود جلب کند و مانعی که ما را از رسیدن به آن هدف باز دارد . پس هرگاه مانعی در سر راه ما نباشد رفتار و آگاهی فعلی ما برای رسیدن به هدف کافی و راهنما خواهد بود و ما دیگر به یادگیری احتیاج نخواهیم داشت . مثلاً شما می خواهید معلم موفقی بشوید و این هدف شما از شرکت در کلاس تربیت معلم است . شما می خواهید ارزش دانش آموزان ، والدین آنها ، همکاران خودتان ، راهنمایان و بازرسان را دریابید ؛ و می خواهید در مهارت شغلی خود افتخاراتی بدست آورید . به علاوه شما می خواهید در کار خود دارای اطمینان خاطر باشید . کسب این مهارت و معلومات فنی ، هدف واقعی شما می باشد . لیکن شما پیش از بدست آوردن این هدف ها ، مشکلاتی دارید که باید  در حل آنها بکوشید و آنها عبارتن از اینکه : شما اطلاعات زیادی درباره ی پسران و دختران ، مواد درسی ، و روشهای آموزش بدست آورید . همچنین باید برای رسیدن به آن هدفها با انگیزه های کودکان آشنا شوید و یاد بگیرید که چگونه باید با آنها مواجه شد . تا شما این مسائل و موانع را خوب درنیافته و حل نکنید رسیدن به هدف نامبرده یعنی موفق شدن ، غیر ممکن خواهد بود .

نکته ی قابل توجه دیگر این است که خودانگیزه ها از شخصی به شخص دیگر، اختلاف زیادی ندارند بلکه تفاوتهای رفتاری در اشخاص ، اساساً ، نتیجه ی اختلافهای موانعی است که آنان برخورد می کنند و می کوشند انگیزه های خود را ارضا نمایند . مثلاً گرسنگی در دونفر چندان متفاوت نخواهد بود در صورتی که موانع ارضای آن در یکی فقرو در دیگری بیماری است و درنتیجه ، هرکدام از ایشان به کوشش خاصی خواهد پرداخت.

انگیزش و تربیت

گفتیم فعالیت ، اساس یادگیری و انگیزش ، اساس فعالیت است و با از میان رفتن انگیزش یا رسیدن به هدف ( تقویت ) فعالیت نیز پایان می یابد. این ارتباط را می توان چنین نشان داد :

انگیزه !  انگیزش ! فعالیت ! یادگیری ! تغییر و تعدیل رفتار و تجربه .

از طرف دیگر ، تدریس یا آموزش در واقع عبارت است از : انگیزش و راهنمایی یادگیری دانش آموزان . [2]

بنابراین ، معلم موفق کسی است که از چگونگی عمل انگیزش، اطلاعات کامل و وسیعی دارد و فرق عمده میان معلم توانا و موفق ، و معلم ناتوان و بی اثر ، در میزان فهم انگیزش بشری است . معلم موفق ، اوضاع و فرصتهایی فراهم می آورد که دانش آموزان را به فعالیت بر می انگیزد و ایشان برای رسیدن به هدفهای مطلوب ، به دنبال او می روند زیرا وی به این حقیقت متوجه است که کمی و فقر انگیزش ، موجب فقر و نقص یادگیری خواهد شد .

برای توضیح بیشتر درباره ی چگونگی و ارزش انگیزش ، می توان دو مثال زیر را آورد :

1- « در کلاس ششم پسران ، احمد پسری تنبل و بازیگوش بود و همیشه هنگام تدریس ، به جاهای دیگر متوجه می شد و تنها درسهایی گوش می داد که درباره ی ماشین آلات و طرز کار آنها بحث می کردند . لیکن در درسهای دیگر ، نه فقط چیزی یاد نمی گرفت بلکه کلاس را به هم زده باعث حواس پرتی دیگران می شد . معلم از این میل و رغبت احمد به ماشین آلات و کارهای فنی استفاده کرد و به او فرصت داد که راجع به طرز کار ماشین ها ، فایده و ارزش آنها در زندگی روزانه ، مخارج سوخت و درآمدصاحبان انواع ماشین ها ، در کلاس سخنرانی کند و مدلها و نمونه های گوناگونی از ماشینهای مختلف بسازد و به همکلاسان خود نشان دهد . بدین وسیله ، معلم نه تنها احمد را به تحصیل و فعالیت راغب و وادار ساخت بلکه سایر دانش آموزان نیز به امور فنی و صنعتی ، علاقه ی بیشتری پیدا کردند.»

2- « در یکی از کلاسهای دبیرستان ، یکی از معلمان ـ که در غیاب معلم مربوط به کلاس رفته بود ـ مشاهده کرد از 29 نفر عده ی کلاس ، 27 نفر تکلیفهای خود را به خوبی انجام داده اند با کمال تعجب ، علت را پرسید و پاسخهای زر را شنید:

الف) تکلیف چیزی بود که ما می توانستیم آن را انجام دهیم یعنی نه بسیار مشکل بود و نه زیاد ساده بود . « در انجام دادن هر کار ، احساس موفقیت می کردندو این خود از بهترین محرکها به شمار می رود.»

 

 

 

ب ) تکلیف ، یک نواخت و یک نوع نیست یعنی هر بار ، چیز تازه ای در آن پیدا می شود . « آنچه روشن و مسلم است             دانش آموزان ، همیشه تجربه هایی را دوست می دارند که یک نواخت نباشند و کنجکاوی آنها را ارضا کنند . »

ج ) موضوع های تازه ، همواره به زندگی روزمره و محیط ما بستگی دارند . « یعنی عملاً می توانند از آموخته های خود استفاده کنند که این خود نیز شخص را به فعالیت بر می انگیزد.»

د) موضوع درس و تکلیف به خود ما مربوط است و چیزی است که ما در زندگی با آن مواجه هستیم و برای ما تولید اشکال کرده است . « فعالیتهایی که به هدفهای شخصی و اجتماعی دانش آموزان ، مربوط باشند بیشتر مورد توجه آنها  قرار می گیرند و برای رسیدن به آنها بیشتر می کوشند و وقت ، صرف می کنند.»

هـ ) معلم به ما اجازه می دهد که قسمتی از وقت کلاس رابه مطالعه مشغول باشیم . « وقتی در کلاس ، فرصت مطالعه به                  دانش آموزان داده شود نخستین قدم برای یادگیری بوده آنان را تشویق خواهد کرد حتی پس از ترک مدرسه نیز مطالعه شان را ادامه دهند و این یکی از هدفهای عمده ی آموزش و پرورش و بزرگترین موفقیت یک معلم به شمار می رود.»

و) ما می دانیم که وظیفه ی ما بهتر انجام دادن تکلیفها است . « با داشتن هدفهای روشن و قابل رسیدن ، پیشرفت به آسانی انجام             می گیرد . »

ز ) معلم ما همیشه تکلیفهایی را که به ما داده است از ما می خواهد وجای گریز باقی نمی گذارد . « در این صورت است که             دانش آموزان به قدر امکان ، فعالیت و کوشش می کنند و انتظار دارند که کارهایشان مورد پذیرش معلم قرار گیرند.»

ح) معلم ما شخص با انصافی است . « منظور این است که وقتی دانش آموزان از طرز داوری و کار معلم ، اطمینان یافتند به او احترام می گذارند و وظیفه ی خود را بهتر و با علاقه انجام می دهند.»

بدین ترتیب ، روشن می شود که وجود انگیزش می تواند موفقیت معلم و دانش آموز را تضمین کند . ناآشنایی به فنون انگیزش دانش آموزان و تغییر رفتار ایشان به افزایش تنش (Tension) ، مشکلات انضباطی ، ملالت  و خستگی ، یادگیری نامناسب و احساس اینکه فعالیتهای مدرسه جز گرفتن وقت ارزش دیگری ندارند منجر می شود .

به همین سب ، معلم شایسته با این مسائل مواجه است : « من چگونه می توانم کلاس خود را برانگیزم ؟ » « چرا بعضی از            دانش آموزانم به فعالیتهای درسی رغبت نشان نمی دهند، چرا برانگیخته نمی شوند؟» « نمی دانم برای تحریک دانش آموزان خود به فعالیت خاص از چه انگیزه هایی استفاده کنم؟»

باید دانست همان طوری که برای فعالیت دانش آموز ، وجود حالت انگیزش علاوه بر آمادگی و استعداد ضرورت دارد خود معلم نیز برای اینکه درکارش موفق باشد باید از لحاظ ذهنی ، بدنی ، غلمی و حرفه ای استعداد و آمادگی کافی داشته باشد و نیز برای انجام دادن فعالیتهای آموزشی برانگیخته شود . پس کسی که در جنبه های بالا نقصی داشته باشد و یا به امر تربیت علاقه مند نباشد و از آن لذت نبرد هرگز در تحریک محصلان خویش به فعالیتهای تربیتی مورد نظر موفق نخواهد شد .

 

تعریف انگیزش

از بحث درباره ی اهمیت انگیزش ، این نتیجه ی کلی را می توان گرفت که بدون آن ، یادگیری ممکن نیست و جایی که یادگیری نباشد تدریسی وجود ندارد . حال باید دید انگیزه و انگیزش در روان شناسی یادگیری چه معنا و مفهومی دارند .

اصطلاح « انگیزه » (Motive) در زندگی روزانه به معانی وسیع تر از معنای روان شناسی به کار می رود زیرا تمام عادتها ، محرکهای خارجی ، هیجانها و هدفها را شامل می شود .

کلمه ی «Motivation » از کلمه ی لاتینی « Movere » مشتق شده و به معنای « جنبش و حرکت » است و در فرهنگ                  روان شناسی ، به گفته ی مان Munn[3] اصطلاحی است که تنها بر باعثها و انگیزه های ذاتی یا درونی اطلاق می شود . [4]

گروه دیگری از روان شناسان معتقدند که : « انگیزه ، هر حالتی در فرد است که او را به انجام دادن فعالیت معینی تحریک و متوجه می نماید و میزان فعالیت او را معین و محدود می کند . » بعضی ها نیز می گویند : « انگیزه ، آن نیروهای کشاننده هستند که فرد را به انتخاب ، انجام دادن یک عمل ، یا ترجیح یک فعالیت بر فعالیت دیگر وادار می کنند.»

به طور کلی می توان گفت : انگیزه (Motive) عبارت از حالات و شرایط درونی فیزیولوژیک و پسیکولوژیک و (روان شناختی) فرد است که او را به فعالیت در جهت معین یا برای رسیدن به هدفهای خاص وادار می کنند که ممکن است شکلهای گوناگونی پیدا کرده نام های مختلفی برآنها اطلاق شوند از قبیل : احتیاجات رغبتها ، محرکها ، امیال ، گرایشها ، توجه ، فشار و به هم خوردگی تعادل .

رفتار و در نتیجه یادگیری تنها هنگامی رخ می دهد که دانش آموز نوعی عدم تعادل یا تنش دارد و معلم برانگیختگی او را از همین حالاتش در می یابد . رسیدن به هدف ( پاداش گرفتن ) ، این برانگیختگی را ارضا می کند و در نتیجه حالت تعادل در رفتار دانش آموز پیدا می شود و او آرامش خاطر احساس می کند . 

            منبع :

روانشناسی یادگیری و کاربرد آن در آموزشی ،

 علی اکبر شعاری نژاد ، انتشارات قدس

 

 کارشناسی گروههای آموزشی متوسطه

 منطقه یک تهران-گروه اقتصاد



[1] Kurt lewin (1890-1947 ) روان شناس آلمانی و یکی از پیشروان مکتب گشتالت است . وی درباره شخصیت و روان شناسی اجتماعی ، مطالعات ارزشمندی دارد و از آثارش کتاب « نظریه ی دینامیک درباره ی شخصیت»  را می توان نام برد.

[2] - در گذشته ، تدریس را « درس گفتن » و معلم را « مدرس» می پنداشتند و دانش آموزان را « شاگرد » می خواندند و معتقد بودند معلم یا مدرس ، شخصی است که در رشته ی معینی بیش از شاگردانش اطلاعات دارد و تنها هدفش این است که قسمتی از معلومات خود را به ذهن شاگردان انتقال دهد . ولی امروز مفهوم تدرس ، به کلی تغییر یافته است و هرگز منظور از آن ، انباشتن اجباری برای کودکان نمی باشند بلکه هدف ، این است که کودکان را به یادگیری تجاربی که در اختیارش قرار می گیرند تحریک و راهنمایی کنیم و معلم کسی است که راه های زندگی سالم را به کودکان نشان می دهد و آنان را برای حل مشکلات زندگی آماده می سازد و افتخارش نیز به این است که رهبری و راهنمایی گروهی را به عهده دارد و می تواند به همنوعانش کمک کند .

[3] .N.Munn. Psychology. 1946.p.195

[4] . در کتابهای روان شناسی علاوه بر اصطلاح »Motive » اصطلاحاههای دیگری نیز مانند »ِDrive» ، »Incentive »،«Stimulus» به کار می روند که به ترتیب می توان به « سایق یا کشاننده » ، « باعث یا داعی » و « محرک » ترجمه کرد . Drive ، یک حالت فیزیولوژیک یا عضوی است که موجود زنده را به فعالیت وا می دارد بدون اینکه آن را یاد بگیرد مانند گرسنگی ، تشنگی یا میل جنسی . Incentive ، هدف یا موضوعی است که فعالیت تحریک شده ، به سوی آن رهبری می شود مانند غذا هنگام گرسنگی  ،آب  موقع تشنگی . Stimulus، هر عامل برونی  است که با ایجاد فعالیتی در عضو حسی فرد ، رفتار او را تغییر می دهد و یا در او اثر می کند .

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

همکاران عزیز نمونه سوالات ریاضی را در لینک زیر ملاحظه فرمایید :

گروه ریاضی

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

پیشینه

1- تعریف واژه بانک

          بانک مشتق از «بانکا»[1] است که واژه‌ای لاتینی و به معنای پیشخوان و نیمکتی است که صرافان ایتالیایی قرون وسطی در پشت آن به معامله و مبادله پول می‌پرداختند. برخی نیز معتقدند که بانک از واژه آلمانی[2] آن به معنای شرکت اخذ شده است. امروزه، بانک به معنای مکانی برای عملیات پول و اعتباری است که در آن به نقل و انتقال وجوه، صدور برات، نگاهداری سرمایه اشخاص و مؤسسه‌ها می‌پردازند؛ و این سرمایه‌ها با اعطای وام و اعتبار، در امور اقتصادی، به جریان می‌افتد.

 

2- پیشینه بانک (صرّافی) در جهان

          پس از پایان گرفتن دوران اقتصاد پایاپای، پول نقش کالای واسطه را پیدا کرد و از آن پس تجارت از سطح معاملات محلی فراتر رفت و سرزمین‌های وسیع‌تری را پوشش داد. ارتقای داد و ستد به منطقه و سپس به سرزمین‌های گوناگون، پول‌های گوناگون را در تبادلات بازرگانی سبب شد و به تدریج تبدیل پول‌های گوناگون (صرف) در کار تجارت رواج یافت و در مراکز عمده تجارت در دنیای قدیم، صرافی‌ها که مرکز مبادله پول بودند، به وجود آمد و به مرور زمان، حرفه اختصاصی بعضی از تجار، تبدیل و معامله پول شد و صنف جدیدی به نام صرّاف بر صنف‌های دیگر افزوده شد.

          نخستین کشورهایی که حرفه صرّافی در آنها به وجود آمدف کشورهایی بودند که مرکز تبادلات تجاری جهان قدیم محسوب می‌شدند. بنابر قوانین حمورابی، امپراتوری بابل نخستین کشوری است که در آن صرّافی وجود داشت، زیرا این کشور در منطقه بین‌النهرین و بر سر راههای بازرگانی جهان قدیم قرار داشت و مرکز تبادلات شرق و غرب بود. صرّافی در بابل بر عهده یهودیان بود که بخت‌النصر آنها را از موطنشان به بین‌النهرین آورده بود. این حرفه از بابل به دیگر کشورهای متمدن آن زمان همچون ایران، یونان و روم منتقل شد.

          پس از دوران باستان، به مرور زمان، مراکز تجاری جهان دچار تغییراتی شد و با سقوط امپراتوری روم، شهرهای ساحل شمالی مدیترانه چون ژن، ونیز، فلورانس، به مراکز عمده بازرگانی تبدیل و مراکز صرّافی نیز به این مناطق منتقل شدند. اما پایان قرون وسطی که سقوط قسطنطنیه و بسته شدن راه تجارت قدیم را در پی داشت، از رونق تجارت و صرّافی، در شهرهای شمال مدیترانه، کاست.

          انقلاب صنعتی در اروپا، کشف آمریکا، کشف راههای جدید بازرگانی با دور زدن دماغه امیدنیک، برای رسیدن به شرق، اقتصاد کشورهای اروپایی را رونق بخشید و مراکز عمده بازرگانی به کشورهای ساحل اقیانوس اطلس، چون پرتغال، اسپانیا، انگلیس و ... منتقل شد. با آغاز عصر جدید صنعتی که استعمار را به همراه داشت، رقم مبادلات در مقایسه با گذشته، رشد وصف‌ناپذیری یافت که به طور طبیعی در نتیجه افزایش حجم تبدیل و صرف پول بود، و این همه سبب شد تا صرّافی‌ها توان پاسخگویی معاملات تجاری و رقم بالای معاملات پولی را نداشته باشند، از این‌رو، به تدریج از درون صرّافی‌ها، نهادهای تازه‌ای سربرآورد که ظرفیت و کارآیی بسیاری داشتند و جانشین صرّافی‌ها شدند و با نام بانک، مبادلات مالی و پولی را بر عهده گرفتند.

 


3- پیشینه بانک (صرّافی) در ایران

          سابقه صرّافی در ایران به دوره هخامنشی می‌رسد، زیرا پس از آنکه کوروش بین‌النهرین را تصرف کرد و امپراتوری بابل سقوط کرد، ایران بر این کشور که مرکز عمده بازرگانی جهان قدیم بود، مسلط شد و مؤسسه‌های صرّافی اِجی بی و موراشو را، که یهودیان در آن کشور ایجاد کرده بودند، به خدمت دولت ایران درآمد و این مؤسسه‌ها به تدریج در سراسر امپراتوری هخامنشی تأسیس شد، زیرا ایران که بر سر راههای تجاری شرق به غرب قرار داشت و کالاهای مورد نیاز غرب از ایران می‌گذشت، تبدیل به یکی از مراکز مهم تجاری جهان شد. در دوره‌های بعد، ایران همچنان این موقعیت را حفظ کرد. تجارت و همپای آن صرّافی در ایران رونق یافت، تا جایی که می‌توانیم بگوییم برات به معنای برگه حواله پرداخت قرض و زمان ادای دین، و نیز چک از ابداعات مؤسسه‌های صرّافی دوره ساسانی است.

          با ورود دین اسلام به ایران، معاملات صرّافی رونق بسیار یافت زیرا سرزمین‌های خلافت از مرز چین و هند تا ساحل اقیانوس اطلس گسترده بود، و سرزمین‌های اسلامی مرکز تجارت جهان محسوب می‌شد. در کنار مراکز بازرگانی، مراکز صرّافی نیز وجود داشت، از جمله در مصر، دکان‌های صرّافی و دیگر دکان‌ها بود که زر و جواهر و ... می‌فروختند و سلطان مأمورانی در بازار داشت که مراقب کسبه بودند تا بر کسی ستم نرود. در دوره سلجوقیان، در بازار بصره سه نقطه بود که در آن داد و ستد می‌کردند. یکی از سوق‌های بازار محل اجتماع صرّافان بود؛ صرّاف حواله‌هایی به مشتریان خود می‌داد و آنها می‌توانستند با حواله صرّاف خرید کنند. در اصفهان در زمان پادشاهان سلجوقی، بازاری بود که آن را بازار صرّافان می‌گفتند و در آن دویست مرد صرّاف بودند و هز بازاری دری و دربندی داشت.

          در دوره مغولان، ایغورها و مغولان به این حرفه می‌پرداختند و به جهت گسترش سرزمین‌های ایلخانان و رشد تجارت، صرّافی رونق بسیار داشت. در دوره تیموریان، بازرگانی از مرزهای ایران نیز فراتر رفت. روابط تجاری با بیزانس، عثمانی و ممالیک مصر برقرار بود. کاروان‌ها با کالای تجارتی از کابل و هند به ایران می‌آمدند. بغداد و تبریز و دیگر شهرها مرکز رفت و آمد کاروان‌ها بود که در بازارهای آنها مراکز صرّافی وجود داشت. در این دوره سکه‌های گوناگونی رایج بود: در ماوراءالنهر دینار کپکی نقره؛ در غرب دینار بغدادی، شیرازی، عراقی و تبریزی. این دینارها به یکدیگر صرف می‌شدند، زیرا وزن و ارزش هر یک متفاوت بود. به علاوه، سکه دیگری به نام تنکه نقره بود که در شرق معمول بود. در دوره صفویه نیز تجارت رونق داشت و گسترش تجارت ابریشم و انحصار آن در دست دولت و نیز رابطه گسترده تجارتی با دولت‌های اروپایی و هند سبب می‌شد که بازارهای دوره صفویه پر رونق باشند. تبدیل پول، یعنی صرّافی، نیز یکی از مشاغل مهم این دوره محسوب می‌شد. به جهت رونق این حرفه، در دربار کسی منصب صرّاف‌باشی را بر عهده گرفت تا ارزش مسکوکات را تشخیص دهد. بسیاری به این حرف روی می‌آوردند و در میدان شهر به تعویض پول می‌پرداختند، به ویژه صرّافان هندی که در بازار قیصریه به این شغل اشتغال داشتند. جنگ‌های ایلات و قبایل و آشفتگی‌های پس از سقوط صفویه، تجارت و در پی آن صرّافی را در ایران از رونق انداخت؛ تا اینکه با قدرت گرفتن قاجاریه و تثبیت قدرت مرکزی و خاتمه جنگ‌های قبیله‌ای امنیت نسبی در ایران برقرار شد و تجارت به تدریج رونق یافت و صرّافی نیز در پی آن پر رونق شد. به طوری که در این دوره صرّاف‌های محلی بر تمام مسکوکات شهر سیطره داشتند و به علت کمبود روزافزون مسکوکات حمل و نقل سکه نقره را، در بخش عمده تجارت، از آن خود کرده بودند. صرّافان به صورت صنفی سازمان‌یافته بودند که جایگاه و موقعیت آنها در شهرهای مختلف متفاوت بود. برای مثال، در تهران صرّافان، دارای جایگاه ویژه‌ای بودند. در مشهد 144 صرّاف بود که سرمایه آنها بالغ بر 931000 قران بود.

          به علت حرام بودن ربا حرفه صرّافی در اسلام مکروه است، اما در عمل کسی آنها را بازخواست نمی‌کرد.

          صرّافان سه دسته بودند: اول رباخواران؛ دوم صرّافان موقت و دوره‌گرد که در شوارع به دنبال مشتری بودند و بخش اعظم وقت خود را به قرض دادن سپری می‌کردند؛ و سوم صرّافانی که از لحاظ اجتماعی مقبولیت داشتند و دارای دکان و غرفه بودند. عده کمی از تجار که در کاروانسراها حجره داشتند و از تجار بودند، نیز به کار صرّافی می‌پرداختند.

 

زمینه‌های ایجاد بانک در ایران

1- اوضاع اقتصادی ایران مقارن تأسیس بانک در ایران

          با سقوط صفویه نظم سیاسی- اجتماعی جامعه ایران در هم ریخت. نادرشاه نیز نتوانست اوضاع را سروسامان دهد. با قتل نادرشاه ایران عرصه مناقشات ایلی شد. در دوران کوتاه حکومت زندیه نیز اوضاع اجتماعی- اقتصادی مثل گذشته بود تا اینکه سلسله قاجاریه با خاستگاه ایلی بر کشور ایران مسلط شد.

          خاندان قاجاریه سرانجام نظم و امنیت را تا حدودی در ایران برقرار کرد اما نتوانست با تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی غرب مقابله کند. در سراسر قرن سیزدهم هجری قمری، هجوم سرمایه‌های تجاری از مرزهای جنوبی و شمالی ایران، ارتباطات اقتصادی- اجتماعی ایران را، که بر مبنای سنت‌های کهن پایه‌ریزی شده بود، درهم ریخت و سرانجام به معاهداتی منجر شد و تحولات را سرعت بخشید.

          جنگ‌های روسیه و عثمانی در سال 1877 م (1294 هـ.ق)، معافیت‌ گمرکی دو کشور را لغو کرد و راههای تجاری قفقاز به عثمانی متروک شد. این موضوع توجه و اهمیت به راههای بازرگانی ایران را افزایش داد. جنگ‌های ایران و روسی که به معاهدات گلستان و ترکمانچای انجامید، در روابط تجاری ایران فصل جدیدی را گشود. طبق مفاد بخش اقتصادی این دو معاهده تعرفه گمرکی کالاهای روسی به 5% کاهش و حجم کالاهای روسی ورودی از دروازه‌های شمالی ایران افزایش یافت.

          از طرف دیگر قراردادهای سال 1215 (هـ.ق) با کمپانی هند شرقی انگلستان و سال‌های 1224 و 1227 (هـ.ق) با دولت انگلستان سبب شد تا پای انگلستان به خلیج فارس باز شود، تجارت این منطقه رونق گیرد و بر حجم مبادلات بازرگانی افزوده شود. دولت انگلستان با تمهیدات سیاسی ایران را وادار کرد تا برای کالاهایی که وارد می‌کند مثل کشور روسیه هزینه گمرکی بپردازد؛ از این‌رو تعرفه گمرکی کالاهای آن کشور به 5% کاهش یافت. پس از آن کالاهای انگلیسی از جنوب سرازیر شد، به نحوی که رقم مبادلات تجارتی ایران با این دو کشور در 1800 م (1214 هـ.ق) به چهار برابر افزایش یافت. ناهماهنگی مبادلات بازرگانی، دگرگونی‌های سیاسی و اقتصادی را به همراه آورد و رشد آرام و هماهنگ جامعه را رو به تحلیل برد تا جایی که کشور ما نیازمند شد و سرمایه‌داری غرب، در عرصه اقتصاد جهانی، به قدرت بالایی دست یافت؛ و این همه حاصل رابطه نابرابر اقتصادی بود. اما ارتباط ایران با این کشورها، در عین حال، سبب شد که تجارت خارجی و سرمایه تجارتی ایران تحت تأثیر سرمایه‌های غربی قرار گیرد و تحولات اقتصادی جهان، به خصوص انگلستان و روسیه، بر اقتصاد داخلی ایران تأثیر بگذارد و سرمایه ملی ایران، به تدریج هویت خود را از دست بدهد و تبدیل به دنباله‌ای از سرمایه‌داری جهانی شود؛ که در طول زمان، از قدرت تقابل و رقابت آن کاسته شد.

          در ایران، از نیمه دوم قرن سیزدهم هجری قمری، از سیاستی متناسب با رشد بازرگانی پیروی نمی‌شد و متأثر از سیاست اقتصادی بیگانه بود که سرانجام نه تنها سرمایه‌های ایرانی به مسیر اصلی نیفتاد بلکه متوقف شد. حرکت در حال رشد، برای سرمایه‌های ملی در کشورهای پیشرفته، توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را به همراه آورد، اما در ایران، به علت دخالت قدرت‌های خارجی، سبب نارضایتی‌هایی شد. در این دوره نمونه‌هایی از فروپاشی اجتماعی- اقتصادی به چشم می‌‌خورد؛ که گسترش حوزه اقتدار سرمایه‌های خارجی، انباشت وام‌های خارجی، فروش امتیازات، افزایش کسری تراز پرداخت‌ها، کاهش سریع ارزش پول و ضعف بنیه مالی دولت به خوبی مشهود است، و به پیروی از آن اوضاع اجتماعی و سیاسی به نحو بارزی ناآرام شد.

          ادامه شیوه‌های سنتی اداره کشور در دوره قاجار، مجال تغییر و تحول اساسی را پیش نیاورد. دولت بر شیوه سنتی اداره کشور پای می‌فشرد و بخش اداری تحت تأثیر مستقیم خودکامگی شاهان بود و منافع شاهان و شاهزادگان، در درجه اول اهمیت قرار داشت. همین سیاست سبب شد تا بخش‌های آباد کشور در اختیار حکومتگران این خاندان قرار گیرد.

          درآمدهای دولت، از مالیات‌های گوناگونی بود که کشاورزان، اصناف و صنعتگران می‌پرداختند و مقدار آن را حکام و درباریان تعیین می‌کردند. 60% این درآمد صرف ارتش و دستگاه دیوانی می‌شد، 34% صرف دربار و مستمری اشراف و روحانیان و مقدار ناچیزی هم (حدود 6%) صرف مدارس و خدمات عمومی.

          حکومت قاجار در داخل کشور تا حدودی امنیت برقرار کرد. اما در رویارویی با کشورهای غربی ضعف نشان داد و با عقد قراردادهای تجارتی گوناگون استقلال تجارتی کشور را به مخاطره افکند. سرمایه‌داران غربی در ایران در زمینه‌های تجارتی، صنعتی، معدنی و مالی به فعالیت پرداختند و در کنار آنها تاجران ایرانی نیز در زمینه‌های مختلف بازرگانی، صنعتی، زمین‌داری، مالی و صرّافی سرمایه‌گذاری کردند و برای رقابت با اروپایی‌ها شرکت‌هایی به وجود آوردند. اما شرکت‌های ایرانی به دلیل نبود قوانین مدون و صحیح و نبود امنیت سرمایه‌گذاری، پا نگرفتند.

          رشد رقم مبادلات تجاری، که مبلغی حدود 000/500/2 ریال در سال بود؛ مشکلات بسیاری برای شیوه تبادلات پولی ایران، که در آن از روشی کهنه و قدیمی استفاده می‌شد، به وجود آورد. صرّافی‌ها قادر به پاسخگویی مراجعه‌کنندگان نبودند، شرکت‌های تجاری غربی و بازرگانان طرف معامله ایران از این بابت نگران بودند، چرا که سودآوری آنها زمانی میسر می‌شد که لوازم صحیح نقل و انتقال و مبادلات پولی وجود می‌داشت. شیوه‌های قدیمی صرّافی که سهو و خطا در آن احتمال داده می‌شد، تاجران را که به سود فکر می‌کردند، نگران می‌کرد. این وضع برای بازرگانان ایرنی نیز نگران‌کننده بود. از این‌رو ضرورت تأسیس نهادی که کارآمد باشد و نگرانی‌ها را برطرف کند، احساس می‌شد.

 

2- نخستین بانک‌ها

          پیشنهاد تأسیس بانک در ایران را نخستین بار ژان ساوالان[3] فرانسوی در سال 1864. م (1281 هـ.ق) به میرزا محمودخان ناصرالملک داد. زمانی که میرزا محمودخان در لندن برای عقد قرارداد تأسیس راه‌آهن مشغول مذاکره بود، این پیشنهاد مطرح شد. پس از آن بنگاه پاریسی ارلانگه[4] در سال 1886. م (1283 هـ.ق) می‌خواست امتیاز تأسیس بانک در ایران را کسب کند. اما دولت ایران برای حفظ اندوخته‌های بانک در برابر اعمال خودسرانه حکام، از دادن تضمین خودداری کرد، و به همین دلیل مذاکرات این شرکت نیز معوق ماند.

          روشنفکران و سرمایه‌داران ایرانی نیز به فکر تأسیس بانک افتادند. حاج محمدحسین امین‌الضرب در سال 1296 (هـ.ق)، در نامه‌ای به ناصرالدین شاه، ضرورت تأسی بانک را گوشزد و بر تأسیس آن تأکید کرد. میرزا ملکم خان ناظم‌الدوله نیز رساله‌ای درباره لزوم تأسیس بانک نوشت و آن را در دارالشورای دولتی طرح کرد. در دارالشورای دولتی مذاکراتی در این زمینه شد، اما تصمیم‌های دارالشورا را شاه باید تأیید می‌کرد تا به اجرا گذاشته شود و شاه، درباریان و شاهزادگان از قضای اقتصادی آن روز ایران اطلاعی نداشتند و نیاز به تأسیس بانک را نیز درک نمی‌کردند، هم از این‌رو با آن مخالفت کردند و این طرح اجرا نشد.

          فکر تأسیس بانک را چند تن از متنفذان و سرمایه‌داران ایرانی مقیم عثمانی پی گرفتند و در 1885 م (1303 هـ.ق) برای یک کاسه کردن وجوهاتی که میان ایران و اروپا در جریان بود، به فکر تأسیس «بانک ایران و افغانستان» افتادند و قصدشان آن بود که با مشارکت سرمایه‌گذاران فرانسوی و بانک عثمانی، این بانک را تأسیس کنند. اما چون سرمایه‌گذاران فرانسوی به سودآوری آن اطمینان نداشتند، این بانک تأسیس نشد.

 


3- بانک جدید شرقی[5]

          نخستین بانک را در ایران سرانجام انگلیسی‌ها تأسیس کردند. دلیل موفقیت انگلیس را در تأسیس بانک باید در تجربه موفق و طولانی مدت این کشور در ایجاد بانک دانست و نیز رقم متنایه مبادلات بازرگانی این کشور با ایران؛ که آنها را واداشت تا تسهیلات لازم را برای داد و ستد و مبادلات مالی و پولی به وجود آورند.

          مرکز بانک جدید شرقی در شهر لندن قرار داشت، و حوزه فعالیتش در هند و سایر کشورهای جنوب آسیا بود. در سال 1303 هـ.ق (1888. م) شعبه‌های این بانک در تهران، مشهد، تبریز، رشت، اصفهان، شیراز و بوشهر افتتاح شد. بانک جدید شرقی با صدور چک و حواله‌های پنج قرانی، کارش را گسترش داد و چون نرخ بهره آن با لندن متفاوت بود و بهره کمتری می‌پرداخت، سود سرشاری کسب کرد.

          فعالیت این بانک دو سال بیشتر طول نکشید و در 1305 هـ.ق (1890 م) اثاثیه و شعبه‌های آن را، در برابر 20000 لیره، بانک شاهنشاهی خرید و فعالیت بانک جدید شرقی در ایران پایان یافت.

 

3- چگونگی تأسیس بانک شاهنشاهی

          شرکت بانک شاهنشاهی در 1889 م (1307 هـ.ق) در لندن به ثبت رسید و ویلیام کسویک،[6] از شرکت شرق دور، ریاست آن را بر عهده گرفت. مقر بانک، طبق قرارداد، می‌بایست در ایران باشد، اما در ضمیمه قرارداد قید شده بود که محل بانک در کشوری است که بخش اعظم سهام در آن به فروش رفته است. به همین دلیل مرکز اصلی بانک در لندن گشایش یافت. سرمایه بانک 000/000/4 لیره در نظر گرفته شد که 000/000/1 لیره آن به شکل صد هزار سهم ده لیره‌ای تعیین شد و سهام آن طی چند ساعت به مبلغ بیشتری فروخته شد، زیرا بانک از پرداخت هرگونه مالیاتی معاف بود. تفاوت بهای فروش سهام 200000 لیره شد که به رویتر پرداخت گردید. و نیز دولت بریتانیا با فرمانی به مدت 30 سال در سرمایه بانک شریک شد. صدور این فرمان موفقیت کم نظیری بود، زیرا دولت بریتانیا، بانک را تحت حمایت حقوقی خود قرار می‌داد و مشمول مقررات بانکداری انگلیسی، از جمله بانک‌های مجاز به نشر اسکناس می‌کرد. به این ترتیب بانک دولتی ایران تحت حمایت انگلستان قرار گرفت و با پیروی از بانکداری بریتانیا و سرمایه خصوصی سرمایه‌دار خارجی، در خارج از کشور، آغاز به کار کرد.

 

4- نحوه فعالیت بانک شاهنشاهی

          این بانک فعالیت خود را در ایران از سال 1307 (هـ.ق) (1889 م) آغاز کرد و به دستور دولت بریتانیا، تمامی شعبه‌های بانک شرقی را در ایران خرید. ساختمان مرکزی بانک در میدان اصلی شهر (میدان توپخانه) قرار داشت. شعب این بانک، برای اطمینان از سودآوری، در مراکز صرّافی ایران تأسیس شد. این بانک هیچ‌گاه بیش از 25 شعبه نداشت که این شعبه‌ها در شهرهای تبریز، رشت، همدان، کرمانشاه، مشهد، سلطان‌آباد (اراک)، قزوین، اصفهان، یزد، کرمان، بروجرد، شیراز، بوشهر، اهواز و محمره (خرمشهر) دایر بود. شعبی نیز در بصره و بغداد داشت. سرمایه بانک به هنگام افتتاح به ایران منتقل و به پول ایران تبدیل شد.

          بانک شاهنشاهی وظایف بانک مرکزی را در ایران به عهده گرفت و مرکز امور مالی کشور شد. این بانک وجوه خزانه را در حساب خاصی نگهداری می‌کرد. مال‌الاجاره گمرکات و عواید مالیاتی را دریافت می‌کرد و هزینه‌های دولتی را به شهرستان‌ها می‌فرستاد. به دولت وام می‌داد. ضرب سکه و خرید نقره برای ضراب‌خانه و چاپ و نشر اسکنانس نیز از وظایف این بانک بود.

 

بانک استقراضی

1- تأسیس بانک استقراضی

          مدت کوتاهی پس از ایجاد بانک شاهنشاهی، ناصرالدین شاه امتیاز تأسیس بانک استقراضی را در سال 1308 هـ.ق (1890 م) به یکی از اتباع روسیه و ژنرال کنسول آن کشور در ایران، به نام ژاک پولیاکف،[7] واگذار کرد. از مواد مهم امتیازنامه بانک استقراضی می‌توان مواد زیر را نام برد:

          ماده اول) ناصرالدین شاه قاجار به پولیاکف و ... اجازه تأسیس شرکت استقراضی را به مدت 75 سال واگذار کرد.

          ماده دوم) نام شرکت «انجمن استقراضی» و هدف آن قرض دادن در برابر هر قسم از اموال ارزشمند است، جز اموال غیرمنقول.

          ماده هفتم) 7% از منافع شرکت باید به خزانه ناصرالدین شاه واریز شود.

          ماده هشتم) شرکت از مالیات و باج و ... معاف است.

          این امتیازنامه‌ را ناصرالدین شاه، امین‌السلطان صدراعظم و قوام الدوله وزیر خارجه امضا کردند.

          سرمایه اولیه شرکت 875000 منات، برابر 500000 تومان، بود. چون قصد فعالیت‌های تجارتی بود، محافل انگلیسی عکس‌العملی نشان ندادند. در سال 1309 (هـ.ق) در پی درخواست پولیاکف از دولت ایران، بیانیه‌ای صادر شد و نام شرکت به بانک استقراضی تبدیل شد. در سال 1312 هـ.ق (1894 م) به دلیل عدم سودآوری، پولیاکف قصد انحلال بانک را داشت؛ اما دولت روسیه که مایل به رقابت با انگلیس در تمامی عرصه‌ها، از جمله بانک بود، با این کار مخالفت کرد. تا اینکه کلیه سهام این بانک به بانک پترزبورگ منتقل شد و پس از آن تحت نظارت وزارت دارایی روسیه در آمد و عامل اجرای مقاصد سیاسی دولت روسیه شد. برای هماهنگی سیاست‌های بانک استقراضی و دولت روسیه، وابسته بازرگانی سفارت روسیه در تهران، مسئولیت بانک را به عهده گرفت و سرمایه آن در اختیار کنسولگری‌های ولایات گذاشته شد.

 

2- هدف‌های بانک استقراضی

          بانک استقراضی علاوه بر معاملات رهنی، امتیازهای دیگری نیز داشت، از قبیل امتیاز بیمه و حمل و نقل در سال 1309 هـ.ق (1891 م)، امتیاز ساخت راه انزلی- قزوین در سال 1311 هـ.ق (1893 م)، امتیاز ایجاد جاده شوسه تهران- همدان در سال 1314 هـ.ق (1896 م) و امتیاز تأسیس راه تهران- قزوین در سال 1319 هـ.ق (1901 م).

          بانک استقراضی در پی آن بود تا حجم کالاهای بازرگانی روسیه را در ایران افزایش دهد، و با سیاست «دمپینگ» اقتصاد منطقه شمال ایران را مکمل اقتصاد روسیه نماید. به علاوه بانک استقراضی با دادن وام‌های کلان، با شرایط آسان به دولت مردان، بازرگانان و شخصیت‌های سرشناس، در مواقع حساس و مهم از آنان برای پیشبرد هدف‌های سیاسی خود استفاده می‌کرد. نیز با پرداخت وام‌های آنان برای پیشرد هدف‌های سیاسی خود استفاده می‌کرد. نیز با پرداخت وام‌های رهنی به املاک و مستغلات، مخصوصاً در شمال ایران، زمینه مادی جداسازی شمال را از ایران فراهم می‌کرد. این سیاست بانک استقراضی (وام‌های رهنی به املاک) تصرف املاک را در پی داشت، برای مثال، در سال 1304 (هـ.ق) کلیه محصولات املاک نصره‌الملک؛ در سال 1332 (هـ.ق) اموال حاج محمدحسین امین‌الضرب؛ و در سال 1327 (هـ.ق) املاک محمد ولی‌خان تنکابنی را متصرف شد. چون تصرف املاک با خشونت و درگیری‌های محلی همراه بود، از این‌رو بانک استقراضی، در اذهان عمومی، تبدیل به عامل فشار دولت روسیه تزاری شد.

 

3- پرداخت قرضه به دولت ایران

          بانک استقراضی در پرداخت قرضه هدف‌های سیاسی را مد نظر داشت، به طوری که پس از لغو قرارداد تالبوت (رژی- تنباکو) و رویارو شدن دولت با مشکل مالی، بانک استقراضی برای رقابت با بانک شاهنشاهی، در سال 1318 هـ.ق (1900 م) 000/500/22 منات وام 70 ساله، با بهره 5%، در ازای عایدات گمرک شمال، به دولت ایران پرداخت کرد. قرضه بعدی، در سال 1320 هـ.ق (1902) به مبلغ 000/000/10 روبل، با وثیقه گمرکات شمال، پرداخت شد.

          پس از قرارداد سال 1907 (م) و تقسیم ایران به مناطق نفوذ شمال و جنوب، هنگامی که دولت مشروطه با مشکل مالی روبه‌رو شد و در 1328 هـ.ق (1910 م) تقاضای وام از بانک کرد، بانک استقراضی نه تنها شرایط سهل پرداخت وام را نادیده گرفت، بلکه با پرداخت وام دولت‌های دیگر نیز مخالفت کرد؛ تا زمینه حضور نیروهای نظامی روسیه را در شمال ایران مهیا سازد. دولت مشروطه ناچار شد شرایط سنگینی را بپذیرد و قرضه‌های سابق را به قرضه یکجا و ثابت با بهره 7% و به مدت 15 سال، تبدیل کند. با این شرایط بانک استقراضی قرضه را در برابر تمامی عایدات گمرک شمال، پرداخت کرد. و دولت با وامی که دریافت کرده بود توانست هزینه قشون دولتی، مواجب ناصرالملک، شاپشال،[8] اسمیرنوف[9] و اجزای دربار و دولت را بپردازد.

          این قرضه‌ها یکی از عوامل مهم دخالت روسیه تزاری، در امور دولت ایران، بود. پس از شکست محمدعلی شاه و خلع او از سلطنت، دولت روسیه، به بهانه بدهکار بودن شاه، از خروج فوری او از ایران جلوگیری کرد و نیز دولت مشروطه را ملکف کرد تا در برابر قرض‌های شاه املاک او را متصرف شود. مقرری سالانه شاه را نیز به 100000 تومان رساند.

          دولت مشروطه برای سامان دادن به اوضاع مالی خود، مورگان شوستر را به سمت خزانه‌دار کل کشور منصوب کرد، اما بانک استقراضی در اقدامات اصلاحی او کارشکنی می‌کرد. شوستر شیوه دریافت اقساط قرضه، برابری منات و ریال، تسویه حساب‌های بانک و دولت را کنترل می‌کرد. هنگامی که تصمیم گرفت در ازای بدهی 25000 دلاری شعاع السلطنه به دولت، املاک او را تصرف کند؛ بانک مخالفت کرد و چون شوستر با نظارت بانک بر نحوه خرج کردن قرضه 000/000/4 لیره‌ای مخالف بود، اختلاف خزانه‌دار کل (شوستر) و بانک استقراضی بالا گرفت. در این مرحله دولت روسیه از صمصامالسلطنه خواست تا مورگان شوستر را اخراج کند و برای اخراج او اتمام حجت کرد تا اینکه سرانجام مورگان شوستر از کار برکنار شد؛ اما توانست با اقدامات خود 000/300 تومان از عایدات گمرک شمال را به خزانه دولت واریز کند.

 


4- بانک استقراضی و جنگ جهانی اول

          پس از جنگ جهانی اول و سقوط دولت روسیه تزاری، دولت شوروی قراردادی در سال(1921م) با ایران منعقد کرد که به موجب آن بانک استقراضی روسیه به ملت ایران واگذار شد، اما کنسولگری‌های دولت شوروی حق داشتند از عمارت‌ها و ملزومات آن استفاده کنند. نمایندگان شوروی، چیچرین[10] و کارخان[11] بودند و نماینده ایران مشاورالملک بود. هنگام واگذاری این بانک به ملت ایران، از کل دارایی 000/000/179/13 قران سرمایه بانک استقراضی، فقط رقم 600/7 ریال در صندوق باقی مانده بود. از آن پس این بانک «بانک ایران» نامیده شد و مدت‌ها متصدیان آن به حسابرسی و محاسبه دارایی بانک مشغول بودند تا اینکه سرانجام، با تأسیس بانک فلاحتی و صنعتی، در سال 1312 (هـ.ش) بانک ایران به دلیل فقدان سرمایه نقدی و عدم امکان وصول مطالبات، ضمیمه بانک فلاحتی شد.

          بانک استقراضی هیچ‌گاه در فعالیت‌های اقتصادی موفق نبود. تمامی سرمایه آن تبدیل به املاک و مستغلات شده بود و نه تنها به سرمایه آن افزوده نشده بود بلکه همواره رو به کاهش بود. همچنین به علت درگیری‌های دایمی با مردم بر سر مصادره املاک، عامه مردم از آن ناراضی بودند. در عوض همواره منافع دولت تزاری را مد نظر داشت، چرا که توانست با تصرف املاک و اراضی در شمال ایران، زمینه جدایی بازرگانی و اقتصادی شمال را از بخش جنوبی فراهم آورد و این رویه زمینه‌ساز انعقاد قرارداد سال (1907م) و تقسیم ایران به مناطق نفوذ شمال و جنوب شد. از طرف دیگر توانست با اعمال نفوذ بر شاه، درباریان، رجال، روحانیان و سیاستمداران ایران و پرداخت وام به آنها، زمینه تسلط نمایندگان دولت تزاری بر امور جاری دولت ایران را فراهم کند. در حقیقت هدف بانک، که گسترش حیطه نفوذ دولت تزاری بود، برآورده می‌شد، هر چند سود و بهره‌ای به دست نمی‌آورد.

 

 

 بیتا مدنی

دبیر علوم اجتماعی منطقه 14

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع :

 

1-    دهخدا ، لغت نامه ج7 / ص 591

2-    پیرنیا حسن ،  تاریخ ایران  قدیم (تهران کتابهای جیبی 1344 ) ،  1 / 391 ، 553 554 ، 950

3-    گیرشمن ، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمة‌ محمد معین ( تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1364)، ص 408 .

4-    فلورویلم ، جستارهایی از تاریخ اجتماعی عصر قاجار ، ترجمة  ابوالقاسم سری‌(تهران، انتشارات توس، 1366 )،‌ ص 303 .

5-    ملک زاده بیانی ، تاریخ سکّه از قدیم ترین  ازمنه تا دورة‌ اشکانیان ( تهران، دانشگاه تهران، 1355 )،‌ 1/65

6-    گوردون چایلد، سیر تاریخ ، ترجمة احمدبهمنش ، ( تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1358)‌، 230 .

7-    قائم مقامی ، عبدالوهاب « خلاصه ای از پیدایش پول در ایران ، مجله ارمغان ، شماره 6 ص 284 .

8-    عیساوی چارلز ، تاریخ اقتصادی ایران ، ترجمة یعقوب آژند( تهران، نشر گستره ،‌1362)‌ ، ص 125 127 .

9-    تیموری ، همان جا 205 ، دانشپور عباسی ، بانک شاهنشاهی وامتیاز، ( تهران، انتشارات بانک ملی ، 1326 هـ.ش)، ص 14.

10-بیات ، کاوه ، اسناد وزارت داخلة ایران و جنگ جهانی اول ، ( تهران، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران 1369) ، ص 308 .

11-معاصر ، حسن ، تاریخ استقرار مشروطیت درایران، ( تهران،  انتشارات ابن سینا 1353 ) 2/1115 .

12-معتضد، خسرو، حاج امین الضرب تاریخ تجارت سرمایه گذاری صنعتی در ایران، (]تهران[ انتشارات جانزاده 1366 )ص 454.

13-اشرف ،‌احمد، موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران (دوره قاجاریه )‌، تهران1359 خورشیدی ، ص 78 .



[1]- Banco.

[2]- Banca.

[3]- J. Savalan.

[4]- Erlangeh.

[5]- New Banking Corpration.

[6]- Wiliam. keswick.

[7]- Jock Poliakov.

[8]- Shapshal.

[9]- Smirnov.

[10]- Chichirian.

[11]- Karakhan.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

مقدمه :

نخستین نکته ای که معلمان باید بدانند این است که انگیزش انسانی یک موضوع بسیار پیچیده است صدها روان شناس زندگی خود را صرف کرده اند تاعلت نحوه رفتار انسان راکشف کنند  کوشش های آنان به موفقیت های زیادی  منجرشده است امروزه مانسبت به چند دهه ی قبل اطلاعات زیادی درباره ی این موضوع داریم اما این موفقیت ها بدین معنا نیست که درک و فهم ماکامل شده است و اکنون می توانیم به این دانش جدید تمام اشکال رفتارها و نگرش های ضد باروری در مدارس کلاسها رامتوقف کنیم اگرموضوع انگیزش انسان اینقدرساده بود معلمان به حل بسیاری از مشکلاتی که با اندک انگیزش دانش آموزان قابل رفع بود فایق می آمدند بنا براین معلمانی که برای افزایش انگیزش تحصیلی دانش اموزان فعالیت می کنند باید بینش و اهدافی متعادل داشته باشئد معلمان  باید علاوه برداشتن اهدافی متعادل برای افزایش انگیزش تحصلی دانش آموزان باید آگاه باشند که مجموعه ی یکسانی از شیوه های علمی که در تمام موفقیت موثر باشند وجود ندارد.

از آنجایی که تدارک محیط های مناسب برای دانش آموزان باعث افزایش انگیزش یادگیری آنان  می شود از این رو معلمان باید زمان زیادی را جهت آموختن شیوه های آماده سازی محیط مناسب برای دانش آموزان صرف کنند،زیرا این عمل بسیار پیچیده است معلمانی که با تغییر پی در پی روش های تربیتی خود سعی در ایجاد تقویت و پیشبرد انگیزش تحصیلی هستند توصیه می شود که این عمل را بتدریج انجام دهند زیرا ایجاد تغییرات پی درپی حالتی از شوک در افراد ایجاد می کند.[1]

کلیاتی در مورد انگیزش :

انگیزش از جمله مباحثی است که قرن ها توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است و دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ارزیابی انگیزش انسان بسیار پیچیده است را برخی از دانش آموزان علاقه زیادی به درس، مدرسه و تحصیل دارند و برخی علاقمند به این امور نیستند بررسی چگونگی و چرایی این انگیزه مورد سؤال و بحث بسیاری ازاولیاء، معلمان ومربیان است.

یادیگری یک لذت است . اما نه یادگیری شعار زده و تشریفاتی .

یادگیری یک لذت است ، اما چه بر سر آن آمده است ؟ چرا از یادگیری لذت نمی بریم و لذت‌های دیگر را به آن ترجیح می‌دهیم ؟ یک واقعیت مسلم درباره وضع فعلی یادگیری و دانایی این است که آنها به صورت سوژه‌های شعاری درآمده‌اند . همه از بزرگ و کوچک ، رئیس و زیردست ، دولت مرد و شهروند درباره شان و منزلت دانایی و دانستن ، حرف‌های قشنگ می‌زنند همه می‌گویند یادگیری چیز خوبی است ، همه می گویند یادگیری امری ضروری است ، می‌گویند زندگی بدون یادگیری معنا ندارد ؛ اما واقعیت‌های جامعه ما چیز دیگری را نشان می‌دهد . یکی از بلاهایی که بر سر یادگیری آورده‌ایم ، این است که آن را بیش از حد ، شعار زده کرده‌ایم . چقدر باید تاسف خورد که بیشتر احادیث و سخنان ائمه و بزرگان در باب یادگیری و دانش ، در سخنرانی افراد فقط برای خالی نبودن عریضه و درموقعیت‌ها و مکان‌های مختلف ( به صورت نوشته هایی بر روی پارچه و کاغذ ) فقط برای قشنگی و ژست عالمانه مورد استفاده قرار می‌گیرند .

خیلی از افراد در جامعه ما بلدند درباره ضرورت و منزلت یادیگری و دانایی ، نطق غرایی بکنند ، اما در عمل کاری انجام نمی‌دهند . شعار زدگی یادگیری آفت‌های زیادی در جامعه ما ایجاد کرده است :

خودفریبی ناشی از توجه به ظواهر موضوع .

جدی تلقی نشدن جایگاه یادگیری در زندگی مردم

انحراف در علت یابی و آسیب شناسی معضلات فرهنگی

عدم استفاده صحیحی از موقعیت های علمی

تنزل جایگاه و شان دانایی و استفاده ابزاری و تشریفاتی از دانش افزایی

ساده انگاری و ساده اندیشی درباره یادگیری و دانایی .

فرض کنید خبرنگار هستید میکروفون را در دست بگیرید و از دانش ‌آموزان و دانشجویان سوال کنید چرا درس می‌خوانید ؟ از معلم و استاد سئوال کنید چرا دوست دارید فرزندتان درس بخواند ؟ از مردم کوچه و بازار سوال کنید آیا یادگیری خوب است ؟ به طور حتم جواب‌های قشنگی خواهید شنید . حرف‌های گنده گنده و سطح بالا از کوچک‌ ترها و حرف های عالمانه و خیر خواهانه از بزرگ‌ترها . اما حیف که فقط حرف‌ها قشنگند ولی چیزی از واقعیت‌های تلخ جامعه نمی‌کاهند . یادیگری یک لذت است . اما نه یادگیری شعار زده و تشریفاتی . لذت یادگیری ، به جای حرف‌و شعار به باور نیاز دارد به فرصت هایی برای چشیدن این لذت نیاز دارد و به شعف و عطش درونی نیاز دارد . لذت یادگیری را با هیچ توجیه و شعاری از خود دریغ نکنید .

یادگیری و دانش آموز:

یکی از سوژه های مورد توجه اکثر خانواده‌ها مسائل تحصیلی فرزندان است . والدین دوست دارند فرزندانشان بیشترین و بهترین پیشرفت تحصیلی را داشته باشد و از طرف دیگر ، افت تحصیلی ، برای آنها موضوعی غیر قابل پذیرش است . والدین از این که فرزندانشان به هنگام ورود به دوره‌های راهنمایی و متوسطه دچار افت می‌شود ، متعجب شده و سئوال می‌کنند که چرا دیگر فرزندشان انگیزه ای برای درس خواندن ندارد؟ دریافتن دلایل ضعف و مشکلات تحصیلی دانش آموزان عمدتاً به مسائلی از قبیل تنبلی و بی خیالی و بازیگوشی استناد می‌شود . ولی آیا این همه داستان است ؟

به جرات می توان گفت که والدین مدارس معلمان و سایر افراد در ارتباط با موضوع مسائل تحصیلی دانش آموزان ، بسیار ساده انگارانه و سطحی رفتار می کنند . کمتر کسی است که در علت یابی افت تحصیلی به ” لذت یادگیری ”‌ نیز توجه کند .

به چندین و چند دلیل ، ما یعنی مدرسه و والدین کاری می‌کنیم که لذت یادگیری از دانش آموز گرفته می‌شود . وقتی این لذت کم می‌شود و یا از بین می‌رود طبعاً افت انگیزه و به دنبال آن افت تحصیلی پیش می آید . و ما چه می کنیم تا این افت ها جبران شود ؟

اگر درک کنیم که ” یادیگری لذت است ” شاید بهتر بتوانیم پی ببریم که چرا از تلاش هایمان کمتر نتیجه می‌گیریم ؟ مگر می‌توان در کسی به زور انگیزه ایجاد کرد ؟ مگر لذت بردن از چیزی می‌تواند تحمیلی باشد ؟ چه پیش می‌آید که یک دانش آموز کنجکاو و علاقمند به    یادگیری ، در 6 سالگی به تدریج به فردی بدون انگیزه تبدیل می‌شود ؟ یک دلیل عمده آن همین است که فرایند یاددهی یادگیری در جامعه ما نه تنها منطقی نیست ، بلکه گاهی جنبه منفی هم دارد . مدارس و کلاس‌های ما گاهی نه تنها ایجاد انگیزه نمی‌کنند ، بلکه انگیزه های داشته را هم از بین می‌برند . بازخواست‌های معلم و والدین از درس و مشق ، امتحانات ، سخت گیری- ها و کنترل‌ها ، تکالیف تحمیلی و غیر فعال ، تاکید صرف و جایزه و ایجاد انگیزه‌های بیرونی و سایر موارد ، منجر به یک نتیجه می شوند : یادگیری از عملی اختیاری به عملی اجباری تبدیل می‌شود . در این وضعیت کودک یا نوجوان ، دیگر از یادگیری لذت نمی‌برد و آن راکاری برای خودش نمی‌داند . چرا بعضی از دانش آموزان به تدریج از درس و مدرسه نیز بیزار می‌شوند ؟ آیا این پدیده ذاتی است ، یا محصول اکتساب است ؟‌چرا به جای آنکه موقعیت -هایی برای لذت بردن از یادگیری تدارک ببینیم ، کاملاً برعکس عمل کرده و موقعیت‌ها و فرصت‌ها را علیه ” لذت یادیگری ” به کار می‌گیریم ؟ نیت مدارس و والدین خیرخواهانه است اما این خیرخواهی با ناشیگری و ناکارآمدی توام شده و بازخوردی منفی برجای می‌گذارد . در بیشتر تلاش‌های مدارس و والدین برای ارتقاء و انگیزه تحصیلی و ایجاد زمینه برای پیشرفت تحصیلی نوعی از زور و تحکم نهفته است . البته دلیل اصلی استفاده از چنین روش هایی بی‌حوصلگی و تسریع در نیل به نتیجه است .

اگر به مشکلات تحصیلی دانش آموزان ، از زوایه ” لذت یادگیری ” نگاه کنیم ، به طور حتم دریافتن راهکارهای اصلاحی نیز به نتایج متفاوتی خواهیم رسید . اصلاً کسی به این نکته توجه دارد که بزرگترین وظیفه آموزش و پرورش ، یاد دادن نیست ، بلکه ایجاد شوق یادگیری    است . آموزش و پرورش ایران در این باره چگونه عمل می کند ؟

چون نمی‌توانیم شوق یادگیری را در سطح گسترده ایجاد کنیم ، لذا از چند موفقیت علمی دانش آموزان در مسابقات و المپیادها ذوق زده می شویم مدارس ما بیش از هر چیز به روح جدیدی از جنس لذت یادگیری نیاز دارند . با علم کردن شاگر اول‌ها ، المپیادی‌ها ، برندگان مسابقات ، تیزهوش‌ها ، موفقیت های مدارس برخوردار و غیره ، ضعف های خود را در عدم ایجاد شوق یادگیری و تحرک علمی می پوشانیم . منطقی بیاندیشیم ، اگر ما به جای دانش آموزان امروزی بودیم چه می‌کردیم ؟ آیا وقتی شرایطی فراهم می آوریم که دانش آموز از یادگیری لذت نمی برد ، حق داریم که افت تحصیلی را غیر عادی تلقی کنیم ؟ آیا در چنین شرایطی می‌توان انتظارداشت که کسی کشته و مرده یادگیری باشد ؟!

ربابه مزیدی

[1]- انگیزش در کلاس مولف :ال. اسپالدینگ  مترجمان : حسن یعقوبی ایرج خوش لسان

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

مقدمه :

نخستین نکته ای که معلمان باید بدانند این است که انگیزش انسانی یک موضوع بسیار پیچیده است صدها روان شناس زندگی خود را صرف کرده اند تاعلت نحوه رفتار انسان راکشف کنند  کوشش های آنان به موفقیت های زیادی  منجرشده است امروزه مانسبت به چند دهه ی قبل اطلاعات زیادی درباره ی این موضوع داریم اما این موفقیت ها بدین معنا نیست که درک و فهم ماکامل شده است و اکنون می توانیم به این دانش جدید تمام اشکال رفتارها و نگرش های ضد باروری در مدارس کلاسها رامتوقف کنیم اگرموضوع انگیزش انسان اینقدرساده بود معلمان به حل بسیاری از مشکلاتی که با اندک انگیزش دانش آموزان قابل رفع بود فایق می آمدند بنا براین معلمانی که برای افزایش انگیزش تحصیلی دانش اموزان فعالیت می کنند باید بینش و اهدافی متعادل داشته باشئد معلمان  باید علاوه برداشتن اهدافی متعادل برای افزایش انگیزش تحصلی دانش آموزان باید آگاه باشند که مجموعه ی یکسانی از شیوه های علمی که در تمام موفقیت موثر باشند وجود ندارد.

از آنجایی که تدارک محیط های مناسب برای دانش آموزان باعث افزایش انگیزش یادگیری آنان  می شود از این رو معلمان باید زمان زیادی را جهت آموختن شیوه های آماده سازی محیط مناسب برای دانش آموزان صرف کنند،زیرا این عمل بسیار پیچیده است معلمانی که با تغییر پی در پی روش های تربیتی خود سعی در ایجاد تقویت و پیشبرد انگیزش تحصیلی هستند توصیه می شود که این عمل را بتدریج انجام دهند زیرا ایجاد تغییرات پی درپی حالتی از شوک در افراد ایجاد می کند.[1]

کلیاتی در مورد انگیزش :

انگیزش از جمله مباحثی است که قرن ها توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است و دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که ارزیابی انگیزش انسان بسیار پیچیده است را برخی از دانش آموزان علاقه زیادی به درس، مدرسه و تحصیل دارند و برخی علاقمند به این امور نیستند بررسی چگونگی و چرایی این انگیزه مورد سؤال و بحث بسیاری ازاولیاء، معلمان ومربیان است.

یادیگری یک لذت است . اما نه یادگیری شعار زده و تشریفاتی .

یادگیری یک لذت است ، اما چه بر سر آن آمده است ؟ چرا از یادگیری لذت نمی بریم و لذت‌های دیگر را به آن ترجیح می‌دهیم ؟ یک واقعیت مسلم درباره وضع فعلی یادگیری و دانایی این است که آنها به صورت سوژه‌های شعاری درآمده‌اند . همه از بزرگ و کوچک ، رئیس و زیردست ، دولت مرد و شهروند درباره شان و منزلت دانایی و دانستن ، حرف‌های قشنگ می‌زنند همه می‌گویند یادگیری چیز خوبی است ، همه می گویند یادگیری امری ضروری است ، می‌گویند زندگی بدون یادگیری معنا ندارد ؛ اما واقعیت‌های جامعه ما چیز دیگری را نشان می‌دهد . یکی از بلاهایی که بر سر یادگیری آورده‌ایم ، این است که آن را بیش از حد ، شعار زده کرده‌ایم . چقدر باید تاسف خورد که بیشتر احادیث و سخنان ائمه و بزرگان در باب یادگیری و دانش ، در سخنرانی افراد فقط برای خالی نبودن عریضه و درموقعیت‌ها و مکان‌های مختلف ( به صورت نوشته هایی بر روی پارچه و کاغذ ) فقط برای قشنگی و ژست عالمانه مورد استفاده قرار می‌گیرند .

خیلی از افراد در جامعه ما بلدند درباره ضرورت و منزلت یادیگری و دانایی ، نطق غرایی بکنند ، اما در عمل کاری انجام نمی‌دهند . شعار زدگی یادگیری آفت‌های زیادی در جامعه ما ایجاد کرده است :

خودفریبی ناشی از توجه به ظواهر موضوع .

جدی تلقی نشدن جایگاه یادگیری در زندگی مردم

انحراف در علت یابی و آسیب شناسی معضلات فرهنگی

عدم استفاده صحیحی از موقعیت های علمی

تنزل جایگاه و شان دانایی و استفاده ابزاری و تشریفاتی از دانش افزایی

ساده انگاری و ساده اندیشی درباره یادگیری و دانایی .

فرض کنید خبرنگار هستید میکروفون را در دست بگیرید و از دانش ‌آموزان و دانشجویان سوال کنید چرا درس می‌خوانید ؟ از معلم و استاد سئوال کنید چرا دوست دارید فرزندتان درس بخواند ؟ از مردم کوچه و بازار سوال کنید آیا یادگیری خوب است ؟ به طور حتم جواب‌های قشنگی خواهید شنید . حرف‌های گنده گنده و سطح بالا از کوچک‌ ترها و حرف های عالمانه و خیر خواهانه از بزرگ‌ترها . اما حیف که فقط حرف‌ها قشنگند ولی چیزی از واقعیت‌های تلخ جامعه نمی‌کاهند . یادیگری یک لذت است . اما نه یادگیری شعار زده و تشریفاتی . لذت یادگیری ، به جای حرف‌و شعار به باور نیاز دارد به فرصت هایی برای چشیدن این لذت نیاز دارد و به شعف و عطش درونی نیاز دارد . لذت یادگیری را با هیچ توجیه و شعاری از خود دریغ نکنید .

یادگیری و دانش آموز:

یکی از سوژه های مورد توجه اکثر خانواده‌ها مسائل تحصیلی فرزندان است . والدین دوست دارند فرزندانشان بیشترین و بهترین پیشرفت تحصیلی را داشته باشد و از طرف دیگر ، افت تحصیلی ، برای آنها موضوعی غیر قابل پذیرش است . والدین از این که فرزندانشان به هنگام ورود به دوره‌های راهنمایی و متوسطه دچار افت می‌شود ، متعجب شده و سئوال می‌کنند که چرا دیگر فرزندشان انگیزه ای برای درس خواندن ندارد؟ دریافتن دلایل ضعف و مشکلات تحصیلی دانش آموزان عمدتاً به مسائلی از قبیل تنبلی و بی خیالی و بازیگوشی استناد می‌شود . ولی آیا این همه داستان است ؟

به جرات می توان گفت که والدین مدارس معلمان و سایر افراد در ارتباط با موضوع مسائل تحصیلی دانش آموزان ، بسیار ساده انگارانه و سطحی رفتار می کنند . کمتر کسی است که در علت یابی افت تحصیلی به ” لذت یادگیری ”‌ نیز توجه کند .

به چندین و چند دلیل ، ما یعنی مدرسه و والدین کاری می‌کنیم که لذت یادگیری از دانش آموز گرفته می‌شود . وقتی این لذت کم می‌شود و یا از بین می‌رود طبعاً افت انگیزه و به دنبال آن افت تحصیلی پیش می آید . و ما چه می کنیم تا این افت ها جبران شود ؟

اگر درک کنیم که ” یادیگری لذت است ” شاید بهتر بتوانیم پی ببریم که چرا از تلاش هایمان کمتر نتیجه می‌گیریم ؟ مگر می‌توان در کسی به زور انگیزه ایجاد کرد ؟ مگر لذت بردن از چیزی می‌تواند تحمیلی باشد ؟ چه پیش می‌آید که یک دانش آموز کنجکاو و علاقمند به    یادگیری ، در 6 سالگی به تدریج به فردی بدون انگیزه تبدیل می‌شود ؟ یک دلیل عمده آن همین است که فرایند یاددهی یادگیری در جامعه ما نه تنها منطقی نیست ، بلکه گاهی جنبه منفی هم دارد . مدارس و کلاس‌های ما گاهی نه تنها ایجاد انگیزه نمی‌کنند ، بلکه انگیزه های داشته را هم از بین می‌برند . بازخواست‌های معلم و والدین از درس و مشق ، امتحانات ، سخت گیری- ها و کنترل‌ها ، تکالیف تحمیلی و غیر فعال ، تاکید صرف و جایزه و ایجاد انگیزه‌های بیرونی و سایر موارد ، منجر به یک نتیجه می شوند : یادگیری از عملی اختیاری به عملی اجباری تبدیل می‌شود . در این وضعیت کودک یا نوجوان ، دیگر از یادگیری لذت نمی‌برد و آن راکاری برای خودش نمی‌داند . چرا بعضی از دانش آموزان به تدریج از درس و مدرسه نیز بیزار می‌شوند ؟ آیا این پدیده ذاتی است ، یا محصول اکتساب است ؟‌چرا به جای آنکه موقعیت -هایی برای لذت بردن از یادگیری تدارک ببینیم ، کاملاً برعکس عمل کرده و موقعیت‌ها و فرصت‌ها را علیه ” لذت یادیگری ” به کار می‌گیریم ؟ نیت مدارس و والدین خیرخواهانه است اما این خیرخواهی با ناشیگری و ناکارآمدی توام شده و بازخوردی منفی برجای می‌گذارد . در بیشتر تلاش‌های مدارس و والدین برای ارتقاء و انگیزه تحصیلی و ایجاد زمینه برای پیشرفت تحصیلی نوعی از زور و تحکم نهفته است . البته دلیل اصلی استفاده از چنین روش هایی بی‌حوصلگی و تسریع در نیل به نتیجه است .

اگر به مشکلات تحصیلی دانش آموزان ، از زوایه ” لذت یادگیری ” نگاه کنیم ، به طور حتم دریافتن راهکارهای اصلاحی نیز به نتایج متفاوتی خواهیم رسید . اصلاً کسی به این نکته توجه دارد که بزرگترین وظیفه آموزش و پرورش ، یاد دادن نیست ، بلکه ایجاد شوق یادگیری    است . آموزش و پرورش ایران در این باره چگونه عمل می کند ؟

چون نمی‌توانیم شوق یادگیری را در سطح گسترده ایجاد کنیم ، لذا از چند موفقیت علمی دانش آموزان در مسابقات و المپیادها ذوق زده می شویم مدارس ما بیش از هر چیز به روح جدیدی از جنس لذت یادگیری نیاز دارند . با علم کردن شاگر اول‌ها ، المپیادی‌ها ، برندگان مسابقات ، تیزهوش‌ها ، موفقیت های مدارس برخوردار و غیره ، ضعف های خود را در عدم ایجاد شوق یادگیری و تحرک علمی می پوشانیم . منطقی بیاندیشیم ، اگر ما به جای دانش آموزان امروزی بودیم چه می‌کردیم ؟ آیا وقتی شرایطی فراهم می آوریم که دانش آموز از یادگیری لذت نمی برد ، حق داریم که افت تحصیلی را غیر عادی تلقی کنیم ؟ آیا در چنین شرایطی می‌توان انتظارداشت که کسی کشته و مرده یادگیری باشد ؟!



[1]- انگیزش در کلاس مولف :ال. اسپالدینگ  مترجمان : حسن یعقوبی ایرج خوش لسان

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

١- چگونگی پدید آمدن پول

          انسان‌های اولیه که دسته جمعی می‌زیستند، نیازی به تعویض کالا نداشتند. بعد از به وجود آمدن طوایف و قبایل مبادله کالا به کالا رواج یافت. مبادله کالا به دلایلی با مشکلات همراه بود. برای رفع مشکلات ابتدا از فلز برای مبادله استفاده کردند و پس از مدتی به فلزات گران‌بها و سبک‌وزن، از جمله طلا، نقره و مس رو آوردند.

          در بیشتر کشورهای شرقی و آسیایی، فلزی که در مبادله کالا از آن استفاده می‌شد، حلقه‌ای شکل بود و در سه هزار سال پیش از میلاد از آن استفاده می‌کردند که می‌توان آن را قدیمی‌‌ترین وسیله مبادله، پیش از اختراع سکه، دانست. در کاوش‌های شوش حلقه‌هایی از ویرانه‌های معابد، از دو هزار سال قبل از میلاد، به دست آمده است. استفاده از فلزات سبک‌وزن و کم حجم و گران‌بها، که معاملات را سهل و ممکن می‌ساخت، مورد قبول عامه قرار گرفت. بدین‌ترتیب مرحله پیدایش پول آغاز شد.

 

2- واژه پول

          پول از کلمه یونانی «obolos» گرفته شده و آن سکه‌ای بود برابر یک ششم درهم یا دراخم. کریستن سن معتقد است کلمه «پول» در زمان اشکانیان به ایران راه یافته است. آگاهی نداشتن از عیار فلزات قیمتی و وزن آنها، مشکلاتی در دادوستد و اقتصاد جامعه به وجود می‌آورد. برای رفع مشکلات مقرراتی وضع شد. فلزات را به حکم سلطان یا حاکم وقت، با نشانی مخصوص مشخص و با علایمی وزن و عیار آن را معلوم می‌کردند و به آن سکه می‌گفتند. «سکه» نام دستگاه آهنینی بود که برای مهر زدن بر پول‌هایی که در میان مردم رایج و با آن معامله می‌کردند، به کار می‌رفت. بعدها آن را اثر مهری می‌نامیدند که روی سکه‌ها حک می‌شد. بنابراین سکه عبارت است از یک قطعه فلز به وزن معین، که روز آن علامت رسمی دولت، یا حکومتی که عیار و وزن آن و ارزش آن را تعهد می‌کند، قید شده است.

          درباره تاریخچه سکه گفته شده است که لیدی‌ها به سبب دارا بودن طبیعی منابع طبیعی طلا و نقره و ثروت بیکران پادشاهان و. نیز رواج دادوستد و روابط بازرگانی و نیاز به پول معتبر و مشخص برای مبادله و هم برای خاطر داشتن زمینه هنری و ... نخستین مردمانی بودند که به ضرب سکه اقدام کردند.

          اختراع سکه، پس از خط، بزرگ‌ترین اختراع محسوب می‌شود. نخستین سکه‌های به دست آمده مربوط به سال (670 ق.م) در جزیره اژین، نقش لاک‌پشت داشته است. اما از دستگاه ضرب سکه‌های طلا و نقره در زمان کروزوس استفاده شد و سکه‌زنی در آن زمان، رونق یافت و به سرعت در آسیای صغیر رایج شد. کروزوس، آخرین پادشاه لیدی بود که در (548- 546 ق.م) در لشکرکشی کوروش، شکست خورد و کشورش به اپراتوری هخامنشی منضم گردید. سکه‌های لیدی، به نام سکه‌های «کروزوئید» را، که در زمان کروزوس ضرب می‌شد، می‌توان نخستین سکه‌های دنیا دانست. دراین سکه‌ها هم ذوق هنری بکار رفته و هم تمامی ویژگی‌های سکه در آن رعایت شده بود. برخی بر این عقیده‌اند که سکه‌هایی که یک طرف آن نقش نیم‌تنه گاومیش و شیر در حال حمله و طرف دیگر آن دو مربع فرو رفته به چشم می‌خورد، یونانی‌هایی که در خدمت لیدی‌ها بودند ضرب کرده‌اند.

          در هند نیز سکه‌هایی به شکل مستطیل کشف شده است که به پنج یا شش قرن پیش از میلاد تعلق دارد. در چین نیز ضرب سکه به 115 سال قبل از میلاد می‌رسد.

          چینی‌ها که فلز جدید نیکل را پس از مخلوط کردن با مس، برای تهیه سکه‌ها بکار می‌بردند، این شیوه را به یونانیان آموختند و در ازای آن درخت مو و یونجه و اسبی از نژاد اصیل را برای کشور خود به ارمغان آوردند.

 

3- سکه در ایران، دوره هخامنشی

          بی‌شک پیش از دولت هخامنشی و تصرف لیدی در سال (546 ق.م) ایرانیان به اختراع پول اقدام کرده و در کشور خود آن را رواج داده بودند. پس از سقوط لیدی به دست کوروش، «یونا»[1] یکی از ساتراپ‌نشین‌های هخامنشی شد که در ساردس»، پایتخت آن، کارگاه ضرب سکه (ضراب‌خانه) بود و در زمان کوروش کبیر، خشایارشاه و کمبوجیه در آن سکه ضرب می‌کردند.

          داریوش بزرگ سومین شاهنشاه هخامنشی (521- 485 ق.م) بر آن شد پولی ضرب کند که در همه جا پذیرفته شود و در سراسر کشور اعتبار داشته باشد و برخلاف مسکوکات قبلی فقط ارزش محلی نداشته باشد. زیرا سکه‌هایی که در آن زمان در ایران رواج داشت، هیچ‌یک از آن شاهنشاهان هخامنشی نبود.

          نخستین سکه‌ای که از آن زمان باقی مانده سکه داریوش است که شهرت جهانی دارد. این سکه را یونانی‌ها «دریکوس»[2] یعنی «داریوش» می‌نامیدند که آن را نباید با کلمه زرینه و درینه یکی تصور کرد. سکه داریوشی از زرناب بود. در زمان هخامنشیان هیچ یک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازه داریوش به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازه داریوش سکه نقره بزنند، چرا که ضرب سکه طلا در انحصار مرکز بود. نخستین سکه داریوش احتمالاً در سال                (516 ق.م) ضرب شده است. پس از فتح یونان به دست سپاهیان ایران و اختلاط ایران و یونان، واژه درم در ایران متداول شد که اصل آن دراشم (دراخم) یونانی است و ایرانیان آن را درم گفتند که نام پول بود و اعراب بعدها این واژه را از ایرانیان اقتباس کردند. از مسکوکات دوره هخامنشی، به جز در یک شکل یا سیکل، درم؛ کرشه را می‌توان نام برد. واحدهای کوچک‌تر مسکوک زر، نیم‌ستاتر و یک سوم ستاتر نامیده می‌شدند.

 

4- سکه در دوره اشکانی

          با غلبه اسکندر بر ایران سکه‌های طلا کمیاب و از جریان خارج شد. در آن زمان دیگر در ایران طلا ضرب نمی‌شد. سلوکی‌ها در معاملات داخلی خود سکه‌های نقره بکار می‌بردند و اشکانیان نیز به تقلید از سلوکیان از پول به نقره استفاده می‌کردند. اشکانیان از نقره و مس و مفرغ نیز سکه می‌زدند. جنس برخی از این سکه‌ها از برنج بود که روی آن لعابی از مس داده بودند.

          سکه‌های این دوره دو نوع بود: نوع اول مسکوکات نقره چهار درخمی (درهمی) با تعدادی مسکوت مسی؛ و نوع دوم یک درخمی (درهمی) نقره و مسکوکاتی از مس. نوع اول سکه‌ها در شهرهای یونانی‌نشین و نوع دوم در مراکزی که تحت حکمرانی مستقیم پارت‌هابود، ضرب می‌شد.

          بر نخستین سکه‌های این دوره، نام آرشاک نوشته شده است و کلمه پادشاه در آن به چشم نمی‌خورد. لقب پادشاه از زمان مهرداد اول بر سکه‌ها دیده می‌شود. اگر در دوره‌ سلوکی و اشکانی تنها سکه نقره در ایران ضرب می‌شد بدان علت بود که دولت روم ضرب سکه طلا را مختص خود می‌دانست و در معاهده‌هایش با دولت‌های دیگر این شرط را قید می‌کرد و نیز دستور داده بود که تجار از قبول سکه‌های طلای دیگر کشورها خودداری کنند. سرانجام در زمان اردشیر بابکان، پس از جنگ با رومیان، پذیرفتند که ایرانیان نیز سکه طلا ضرب کنند.

 

5- مسکوکات دوره ساسانی

          مسکوکات این دوره از طلا، نقره، مس و ممزوج مس و برنج بود. سکه‌های طلا را دینار و سکه‌های نقره را درهم می‌گفتند. وزن سکه‌های طلای ساسانی با سکه‌های رومی که «آئوری» نامیده می‌شد مطابقت می‌کرد.

          از سکه‌های پیدا شده در نهاوند برمی‌آید که در زمان یزدگرد سوم بیشتر سکه‌ها نقره بود و سکه‌های طلا از آن رومی‌ها بود و در این دوره بیشتر سکه نقره ضرب می‌شد و کمتر سکه طلا در مبادلات تجارتی جریان داشت.

          روی سکه‌ها معمولاً عبارتی حک می‌شد که شاه را معرفی می‌کرد. این مسکوکات که از اواخر دوره پارت‌ها و در سراسر عهد ساسانی و اوایل عصر اسلامی رواج داشت، در دوره اسپهبدان مستقل طبرستان و نخستین حکام عرب نیز رایج بود. روی همه آنها کلماتی به زبان پهلوی حک شده است. هم از این‌رو می‌توان گفت که از 300 سال قبل از میلاد تا 695 سال پس از میلاد، مسکوکات را با عبارات پهلوی ضرب می‌کردند. آخرین سکه ساسانی مربوط به دوره یزدگرد سوم است که در سال بیستم پادشاهی او، همان سالی که کشته شد، در یزد ضرب شده است.

 

 

 

6- مسکوکات اسلامی

          اعراب پیش از آشنایی با مسکوکات رومی و ایرانی از فلزات گرانبها، برای مبادله کالا، استفاده می‌کردند. این فلز استوانه‌ای و به شکل هسته خرما بود و نام مخصوصی نداشت. پیش از اسلام اعراب از سکه‌های ایران و روم و بیزانس و مسکوکات عربستان جنوبی استفاده می‌کردند. بلاذری بر این عقیده است که الدراهم‌الوافیه و درهم‌های شش دانگی و چهار دانگی، نقودی بودند که در حجاز پیش از اسلام رایج بود و اعراب آنها را در دادوستدها، به منزله فلز گران‌بها، بکار می‌بردند. اعراب یک مثقال نقره را درهم و یک مثقال طلا را دینار و یک مثقال مس را فلس می‌گفتند.

          در اوایل حکومت اسلامی، در زمان حیات حضرت رسول اکرم (ص)، سکه‌ای زده نشد و تا آن زمان اعراب سکه رایج (دینار و درهم) را بکار می‌بردند.

          پس از حمله مسلمانان به ایران و گسترش اسلام و برچیده شدن سلطنت ساسانیان، دینار و درهم فراوانی به دست مسلمانان افتاد. این سکه‌ها با تصویر پادشاهان ساسانی و علامت آتشکده، در میان مسلمانان، رواج یافت. در زمان خلیفه دوم، سکه‌های ساسانی تغییر نیافت، پس از او دیگر خلفا و حکام عرب در محدوده جهان اسلام به نقر نام خود به خط کوفی و کلام حمد و توحید «لله الحمد و بسم الله» بر سکه‌های ساسانی و رومی اکتفا کردند. در زمان خلافت علی (ع) هر دینار ده درهم ارزش داشت.

 


7- مسکوکات دوره اموی

          استفاده از سکه‌هایی که اشاره شد در دوره حکومت بنی‌امیه نیز ادامه داشت. احتمالاً از سال (51 هـ.ق) در مسکوکات ساسانی اندک تغییراتی داده شد. در این زمان امرای شرق با اتکا به اختیاری که مقام خلافت به آنان داده بود، برداشتند و نام خود را با خط پهلوی بر سکه‌ها حک کردند.

          استفاده از مسکوکات ساسانی و سکه‌های رومی، که قبل از استقرار حکومت اسلامی و در صدر اسلام در کشورهای عربی رواج داشت، چندان تأثیری در وضع اقتصادی آنان نمی‌گذاشت، تا اینکه در زمان خلافت معاویه‌بن ابوسفیان، که تجارت و مبادلة اجناس با روم آغاز شد، وضع به گونه‌ای بود که رومیان به هنگام فروش مال‌التجاره خود، نرخ پول را پائین می‌آوردند و به هنگام خرید مال‌التجاره اسلامی نرخ پول خود را بالا می‌بردند؛ هم از این رو بازرگانان اسلامی هم در خرید و هم در فروش کالا متضرر می‌شدند. تا اینکه معاویه قراردادی با دولت روم منعقد کرد و نرخ ثابتی برای مسکوک رومی معین شد. در نتیجه همان مسکوکات با اندک تغییراتی همچنان در دادوستد رایج بود. در زمان خلافت عبدالملک مروان 65- 86 (هـ.ق) بود که رومی‌ها عهد خود را شکستند و مثل گذشته نرخ مسکوکات خود را تغییر دادند. عبدالملک مروان تدبیری اندیشید و پس از مشاوره با حضرت امام محمدباقر (ع) مبادرت به ضرب نخستین سکه رسمی اسلامی کرد. از آن پس در میان مسلمانان سه نوع مسکوک رواج یافت:

1-    مسکوکات طلا که آن را دینار می‌گفتند؛

2-    مسکوکات نقره که آن را درهم می‌نامیدند؛

3-    پول و مسکوک خرد مسین که در ادوار مختلف و مناطق گوناگون نام‌های متفاوتی داشت.


8- مسکوکات دوره عباسی

          پس از اینکه امرا و والیان بلوک شرق، در جنگ عباسی، به ابومسلم پیوستند در مسکوکاتی که در بعضی شهرهای ایران ضرب شد، به منظور ابزار علاقه به خانوان نبوت، آیه مبارکه: «قل لااسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی» (سوره 42، آیه 23) را بر سکه‌ها حک کردند. در سال (131 هـ.ق) ابومسلم، فلسی در ری ضرب و «ابومسلم امیرالمحمد» را بر آن حک کرد. ضرب سکه را در دوره عباسی به سه دوره می‌توان تقسیم کرد:

1-    از بدو تأسیس حکومت عباسیان (132 هـ.ق) تا پایان خلافت مأمون (218 هـ.ق).

2-    از آغاز خلافت المعتصم‌بالله (218 هـ.ق) تا پایان خلافت‌المستکعی (333 هـ.ق).

3-    از زمان خلافت المستنجدبالله 555 (هـ.ق) تا پایان خلافت المعتصم‌بالله 656 (هـ.ق)یعنی پایان خلافت عباسیان.

در دوره اول محل ضرب سکه طلا در شام بود. اصول حک همان بود که در دوره اموی مرسوم بود. هنگامی که امین به خلافت رسید دستور داد نام مأمون را از روی سکه‌ها بردارند. اما در دوره خلافت مأمون بود که برای نخستین بار نامه ضراب‌خانه‌ها بر سکه‌ها حک شد. هنگام ولایتعهدی امام رضا (ع) در ری به نام او سکه ضرب شد. در دوره دوم عباسی، احمد خجستانی، که پس از عمروبن لیث، خراسان و سیستان و کرمان را متصرف شده بود، به نام خود سکه زد. در ایران، سامانیان و در مصر بنی‌طولون، به هنگام تشکیل دولت، به نام خود سکه زدند. در دوره آل بویه دو نوع سکه مربوط به زمان عضدالدوله دیلمی به دست آمده است: یکی سکه تاجی (منتسب به «تاج‌الله» لقب عضدالدوله) دیگر سکه شجاعی (لقب دیگر عضدالدوله شجاع‌الدوله). دیناری طلا نیز در زمان عضدالدوله بختیار در سال (365 هـ.ق) ضرب شده است. در دوره غزنوی سکه‌هایی از محمود غزنوی در نیشابور ضرب شده است، با شمشیری که نشانه این خاندان بود، مشخص است.

      از دوره سلجوقیان نام سلطان بر سکه‌ها ضرب شده است. سکه‌هایی از طغرل بیگ در سال (439 هـ.ق) در نیشابور و ری ضرب شده است. بر سکه‌های این خاندان علامت تیر و کمان حک شده است که یعنی این خاندان از غزها بوده‌اند. در سال 484 (هـ.ق) سکه‌ای به نام ملک‌شاه و محمد در اصفهان ضرب شده است.

از دوره خوارزم‌شاهیان، از آتسز فرزند محمود و علاءالدین محمد خوارزم‌شاهی، سکه‌هایی باقی مانده است. بر سکه‌های این پادشاهان نام‌هایی از قبیل قادری، سنجری، اسکندری و منصوری به چشم می‌خورد؛ که بر یک روی آنها نام خلیفه المقتفی لامرالله ضرب شده است.

 

9- مسکوکات دوره مغول

          سکه‌هایی از چنگیزخان هست که نام خلیفه وقت (الناصرالدین‌الله) بر روی آن و بر پشت آن «العادل‌الاعظم چنگیزخان» حک شده است. تا پیش از غازان‌خان، حکام هر یک از ممالک ایلخانی، با عیارهای مختلف، سکه می‌زدند. چون عیار سکه‌ها مختلف بود، در معاملات اختلال به وجود می‌آمد. هرچند ارغون‌خان و گیخاتو فرمان یکسان‌سازی عیار سکه‌ها را دادند، اما اعتنایی به فرمان آنها نشد.

          سرانجام در زمان گیخاتو (690- 694 هـ.ق)، پول‌های کاغذی، به نام چاو رواج یافت. چاو به جای طلا نشانده شد. دستور دادند که هر کس هرچه طلا و نقره در اختیار دارد، تحویل دهد. کسانی که سرپیچی می‌کردند به مرگ محکوم می‌شدند. چاو به شکل مستطیل بود و در یک طرف آن کلمه توحید و در طرف دیگر آن، به خط مغولی، القاب خان مغول نوشته شده بود.

          چاو بار نخست، در اواخر قرن دهم میلادی (اواسط قرن چهارم هـ.ق) در چین معمول شد. عباس اقبال معتقد است که دو لفظ چاپو چاپ‌خانه همان چاو و چاوخانه قدیم است. گیخاتو و وزیر او خواحه صدرالدین احمد زنجانی، که به دلیل بذل و بخشش‌های بیش از حد خان مغول، مرگ و میر احشام مغول و مخارج گزاف دیوانی و شاهزادگان دچار ورشکستگی شده بودند، اقدام به نشر چاو کردند. نخستین چاو در تبریز منتشر شد و تجار و اصناف مجبور به قبول آن شدند. به فرمان گیخاتو، در تمام بلاد معتبر ایران و بین‌النهرین برای تهیه چاو محل‌های مخصوصی به نام چاوخانه ایجاد شد. مأمورانی را برای نظارت و رسیدگی کارها فرستادند، اما در کار چاو رونقی حاصل نشد و در نتیجه بسیاری از اهالی تبریز مهاجرت کردند و معاملات متوقف شد و مردم تبریز سر به شورش برداشتند. در شیراز نیز مردم شورش کردند و گیخاتو ناچار شد دستور دهد که استفاده از چاو متوقف شود.

          در دوره تیمور سکه‌هایی به نام تیمور ضرب شد که سکه‌های محمودخانی (محمودی) نامیده می‌شد و تا آخر دوره حکمرانان تیموری جریان داشت. امیر تیمور گورکان نام فرزندش محمود را برای سکه‌های خود برگزید.

10- مسکوکات دوره صفوی

          سکه‌های عصر صفوی از طلا، نقره و مس بود. سکه‌های زمان شاه عباس «عباسی» نامیده می‌شد. این سکه‌ها نخست از جنس نقره بود. هر پنجاه عباسی را یک «تومان» می‌گفتند، که ده هزار دینار قیمت داشت. در این دوره مسکوک طلا وجود نداشت. فقط سکه‌های طلایی را که «شاهنشاه» نام داشت، هنگام جلوس شاه بر تخت سلطنت و در جشن نوروز ضرب می‌کردند. این سکه‌ها در میان مردم رواج نداشت و آن را شرافی (اشرافی) نیز می‌گفتند. علت این نام‌گذاری بهای زیاد آنها بود. سکه‌های رایج این دوره «غزبیگی» یا «غازبیگی» برابر پنج دینار یا یک دهم شاهی؛ «بیستی» معادل بیست دینار یا دو پنجم شاهی؛ «پول سیاه» یا «قراپول» معادل بیست و پنج دینار یا نیم شاهی؛ «شاهی» معادل پنجاه دینار و «عباسی» معادل دویست دینار یا چهار شاهی بود. تا انتخاب ریال به منزله واحد پول در ایران، در سال (1308 هـ.ش) و حتی سال‌ها بعد از آن، از این واحدهای پولی استفاده می‌شد.

          پس از صفویه نیز از این مسکوکات استفاده می‌کردند. در دوره نادرشاه واحد پولی به نام «نادری» وجود داشت، که ارزش آن ده شاهی بود.

11- مسکوکات دوره قاجاریه

          واحد اصلی پول قاجار تومان، قران و شاهی بود.

تومان: تومان واژه ترکی ایغوری است، به معنی ده هزار که در تقسیمات لشکری هر ده هزار سرباز «تومان» و فرمانده آنها «امیرتومان» نامیده می‌شد. تا پیش از قاجار از این واحد پولی استفاده نمی‌شد. در دوره مغول ده هزار دینار را برابر تومان می‌دانستند. کسروی یک تومان مغول را برابر صد هزار تومان امروز می‌داند تومان طلا برا نخست در زمان فتحعلی شاه قاجار ضرب شد. وزن آن در (1224 هـ.ق) (1188 هـ.ش) یک مثقال و یک ششم مثقال بود. در (1295 هـ.ق) در زمان ناصرالدین شاه، وزن طلای تومان کاهش یافت و ارزش آن برابر ده قران نقره یا ده هزار دیار شد. اما سکه‌ای به نام دینار وجود نداشت. در سال (1308 هـ.ش) که آحاد پول ایران تغییر کرد، تومان به معنای ده ریال شد که هنوز هم این لفظ رایج است.

          در زمان فتحعلی شاه، سکه نقره جدید، یعنی «قران» متداول شد، که معادل یک دهم تومان و پنج عباسی یا بیست شاهی بود. در این زمان شاهی به صورت سکه مسی درآمده بود. بنابراین سه شکل سکه در ایران رایج بود: تومان‌های طلا، قران نقره و شاهی مسی. ولی پول رایج سکه‌های نقره بود.

 

 

          آقا محمدخان قاجار در سیزده شهر ضراب‌خانه سکه طلا و در بیست و دو شهر ضراب‌خانه نقره و فتحعلی شاه در بیست و پنج شهر ضراب‌خانه طلا و در سی و یک شهر ضراب‌خانه نقره داشت.

          در (1294 هـ.ق) در ایران ضراب‌خانه به سبک جدید تأسیس شد. این سال که مصادف با سی‌امین سال سلطنت ناصرالدین شاه بود، قران جدیدی با عیار نود درصد ضرب شد، که با فرانک برابر بود. این قران که در زمان امین‌السلطان ضرب شد به قران‌های امین‌السلطانی مشهور بود. تأسیس ضراب‌خانه سبب شد تا شکل و وزن سکه‌ها یکسان شود. سکه‌های طلا ده تومانی، یک تومانی، پنج‌ هزاری، دو هزاری؛ سکه‌های نقره، پنج هزاری، دو هزاری، یک هزاری، ده شاهی، پنج شاهی، سه شاهی و پول سیاه، صد دیناری، یک شاهی و نیم شاهی بود.

12- مسکوکات دوره پهلوی

          پول دوره قاجار تا اوایل دوره پهلوی رایج بود. اما طلا پشتوانه پول نبود. در سال (1308 هـ.ش) طلا پشتوانه پول شد. مسکوک نقره یک ریالی به نمایندگی ریال طلا در کشور رایج و قران برچیده شد. مسکوک نقره، نیم ریالی، دو ریالی و پنج ریالی شد.

ریــال:[3] ریال در اصل واژه اسپانیایی است و آن نام سکه نقره‌ای رایج در آن سرزمین بود که به معنی «شاهی» است. این واژه مترادف «رویال»[4] انگلیسی و «رگالیس»[5] لاتین است که آن هم به معنای شاهی است و از ریشه «رکس»[6] یعنی «شاه» است. این سکه در سال (1497 م) در مستعمرات اسپانیا و نیز آمریکای جنوبی ضرب می‌شد و تا سال (1870 م) در آن مناطق مرسوم بود. در (920 هـ.ق)، (1514 م) پرتغالی‌ها، به فرماندهی آلبوکرک، جزیره هرمز در خلیج فارس را تصاحب کردند. در سال‌های (1003- 1008 هـ.ق) بار دیگر هرمز به ایران پیوست و شاه عباس آن را از چنگ پرتغالی‌ها در آورد. پرتغال حزو متصرفات اسپانیا شد و هنگامی که ایران با اسپانیا آغاز به دادوستد کرد، ریال اسپانیایی در ایران شناخته شد. با این ترتیب پول اسپانیایی از راه خلیج فارس به ایران راه یافت. پیش از این زمان از ریال در کتاب‌ها نامی نیست. پیش از آنکه رسماً واحد پول ایران ریال شود و به جای قران نشیند، بهای آن بیست و پنج شاهی (25/1 قران) بود و اکنون نیز در بسیاری از شهرها مقصود از دو ریال، دوریال و ده شاهی است. ریال در عربستان سعودی نیز رواج یافت و اکنون واحد پول آن کشور است.

          در زمان فتحعلی شاه، به سال (1242 هـ.ق)، سکه ریال متروک شد و به مناسبت سی‌امین سال سلطنت این شاه قران با نام کامل صاحب‌قران جای آن را گرفت.

          اوایل سلطنت رضاشاه، به موجب قانون تعیین واحد و مقیاس پول ایران، مصوب سال (1308 هـ.ش)، واحد پول ایران، ریال طلا معین شد. مسکوک مضروب نقره به نام ریال، که یک صدم سکه طلا، موسوم به «پهلوی» ارزش داشت، به جای قران نشانده شد.

پهلوی: از مسکوکات قانونی طلا در ایران در دوره رضاشاه، سکه پهلوی است که براساس قانون مصوب سال (1310 هـ.ش) در مجلس شورای ملی، که برای تعیین واحد و مقیاس پول ایران به تصویب رسید، سکه پهلوی طلا به ارزش صد ریال ضرب شد. این سکه دارای عیار 900 در هزار بود و با عکس شیر و خورشید و پادشاه مزین شده بود.

          پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بهار سال (1358 هـ.ش)، سکه طلای ایرانی ضرب شد به نام «بهار آزادی» که دارای همان عیار پهلوی است. مسکوکات ریال نیز در این دوره ضرب و اسکناس نیز مانند زمان پهلوی منتشر شد.

 

13- برات

          برات واژه‌ای عربی و از اسناد مهم تجاری است. در اصطلاح دیوانی رسیدی بود که در برابر اجناسی که خزانه‌دار تحویل می‌گرفت، به آورنده جنس می‌دادند. در دوره سلجوقی، دیوان وزارت یا بارگاه، با اندک تفاوتی، آن را برای خزانه‌دار یا حکام ولایات می‌فرستاد تا در مقابل جنس به آورنده بدهند. برات از هزاره دوم (ق.م) شناخته شده بود و جز مشخص کردن قرض و ثبت تاریخ تأدیه آن، معنای دیگری نداشت. در دوره سامانی برات سند تملک شناخته شد و رواج یافت در معاملات امروز برات نوشته‌ای است که به موجب آن شخص به دیگری دستور می‌دهد که مبلغی را در وجه یا به حواله کرد او یا شخص ثالث بپردازد.

14- پیچک

          پیش از انتشار اسکناس در ایران بیجک در حکم چک و سفته بود و ابداع آن را به صرافان نسبت می‌دهند؛ و آن سندی بود که صراف به موجب آن وصول مبلغی را رسماً اعلام و پرداخت آن را به کوتاه‌مدت یا عندالمطالبه تعهد می‌کرد. بیجک را صرافان بیشتر در برابر برات‌های بازرگانان صادر می‌کردند و نیز رواج و ارزش آن در بازار به شهرت و اعتبار صراف بستگی داشت، و علاوه بر آنکه سود سرشاری برای صراف داشت، برای رفع مشکل کمبود مسکوک در گردش، مؤثر بود. بیجک ابتدا به مبلغ مشخص و معینی صادر نمی‌شد؛ بلکه نام بیجک متفاوت بود. ولی بعدها بعضی از مؤسسه‌ها در شیراز و اصفهان بیجک‌هایی به ارزش متساوی در جریان گذاردند. بیجک نخستین پول اعتباری ایران محسوب می‌شود. بیجک را در ایران، صرافان، در زمان ناصرالدین‌شاه، رواج دادند. هنگامی که امتیاز نشر اسکناس به بانک شاهنشاهی واگذار شد، این بانک از انتشار بیجک ممانعت کرد.

 

15- چـــک

          چک واژه‌ای به زبان پهلوی است که به زبان‌های اروپایی راه یافته و به معنی تضمین سند متداول شده است. در عربی سک (صک)، شک و «شاک» و در ترکی نیز چک به معنای بند، دفتر، ورقه گواهی، قباله و امضا آمده است. این کلمه که پارسی است، در زمان ساسانیان رایج بوده و بعدها به زبان‌های اروپایی راه یافته است. ایرانیان یا یهودیانی که مؤسسه‌های صرافی دوره ساسانی را اداره می‌کردند، آن را ابداع کردند. بازرگانان مسیحی سوری بعدها آن را به غرب بردند. امروزه چک نوشته‌ای است که به موجب آن صادرکننده تمام یا قسمتی از وجوهی را که نزد بانک دارد دریافت یا به دیگری واگذار می‌کند، و از اسناد بسیار مهم بانکی به حساب می‌آید.

 

 بیتا مدنی

دبیر منطقه 14

 منابع :

1-    دهخدا ، لغت نامه ج7 / ص 591

2-    پیرنیا حسن ،  تاریخ ایران  قدیم (تهران کتابهای جیبی 1344 ) ،  1 / 391 ، 553 554 ، 950

3-    گیرشمن ، ایران از آغاز تا اسلام، ترجمة‌ محمد معین ( تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب 1364)، ص 408 .

4-    فلورویلم ، جستارهایی از تاریخ اجتماعی عصر قاجار ، ترجمة  ابوالقاسم سری‌(تهران، انتشارات توس، 1366 )،‌ ص 303 .

5-    ملک زاده بیانی ، تاریخ سکّه از قدیم ترین  ازمنه تا دورة‌ اشکانیان ( تهران، دانشگاه تهران، 1355 )،‌ 1/65

6-    گوردون چایلد، سیر تاریخ ، ترجمة احمدبهمنش ، ( تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1358)‌، 230 .

7-    قائم مقامی ، عبدالوهاب « خلاصه ای از پیدایش پول در ایران ، مجله ارمغان ، شماره 6 ص 284 .

8-    عیساوی چارلز ، تاریخ اقتصادی ایران ، ترجمة یعقوب آژند( تهران، نشر گستره ،‌1362)‌ ، ص 125 127 .

9-    تیموری ، همان جا 205 ، دانشپور عباسی ، بانک شاهنشاهی وامتیاز، ( تهران، انتشارات بانک ملی ، 1326 هـ.ش)، ص 14.

10-بیات ، کاوه ، اسناد وزارت داخلة ایران و جنگ جهانی اول ، ( تهران، انتشارات سازمان اسناد ملی ایران 1369) ، ص 308 .

11-معاصر ، حسن ، تاریخ استقرار مشروطیت درایران، ( تهران،  انتشارات ابن سینا 1353 ) 2/1115 .

12-معتضد، خسرو، حاج امین الضرب تاریخ تجارت سرمایه گذاری صنعتی در ایران، (]تهران[ انتشارات جانزاده 1366 )ص 454.

13-اشرف ،‌احمد، موانع تاریخی رشد سرمایه داری در ایران (دوره قاجاریه )‌، تهران1359 خورشیدی ، ص 78 .



[1]- youna.

[2]- Drikos.

[3]- Real.

[4]- Royal.

[5]- Regalis.

[6]- Rex.

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

 

عباس حاجی آقالو در مقاله ای تحت عنوان "مزاحم ها و مراحم های برنامه ی انشا"     می گوید :

-   درس انشا  تنها منطقه­ی روشن برنامه­های درسی است که می تواند فرصتی را فراهم کند که دانش تایید شده­ی موجود کنار برود و موقتاً دانش آموزان برای درگیری با مسائل جدید و ناشناخته­ها و وصول به ناممکن­ها درگیر شوند . در واقع یکی از محاسن برنامه­های درسی انشا این است که برنامه ی ثابتی ندارد .

- درک من از انشا نو آوری خلاقیت به خلق چیزی بدیع، گسترش دانه­ی تخیل و ورود به حوزه های ناشناخته است.

-   انشا بهترین فرصت برای تصرف اطلاعات است و در سایر دروس کسب اطلاعات بیش از پیش کردن ، کنار هم گذاشتن ، علت و معلول را بررسی کردن ، جابجا کردن علت و معلول برای ورود به حوزه ها ی جدید.

- از نظر من ارزش گذاری انشا منوط به این است که دانش آموز چه چیز جد یدی را به ­دست آورده است نه این که چه الگویی را و یا چه قالبی را رعایت کرده ، در  حوزه­ی دروس دیگر ما ارزشیابی می کنیم و در این حوزه هم ارزشیابی در حالتی که به اعتقاد من باید کار ارزش گذاری شود زیرا چیز جدیدی به وجود آمده که باید ارزش را کشف کنید نه این که ارزش رادر تطبیق با الگوی استاندارد قبلی و فاصله یا نزدیکی اش را به آن الگو بسنجید.

** دکتر محمد رضا سنگری در باب انشا زنگ انشا می گوید :

- بچه ها انشا را بیشتر توصیف رمانتیک می بینند، یعنی عمدتاً حسی و تخیلی نه این که توصیف واقعی بکنند. طنز، نقد و  توصیف واقعی هم جزء انشاست.

- سخن گفتن پشتوانه­ی عظیم، جدی و تاثیر گذار  برای نوشتن است. اگر گره     زبان ها را باز کنیم،گره قلم ها تقریباً باز شدنی است. اگر بتوانیم راحت حرف بزنیم بعید است برای نوشتن دچار مشکل شویم.

- اما تجربه های عملی

الف) کتاب کلاس : دفتری به عنوان کتاب کلاس یا کتاب همه ی دانش آموزان تهیه کرده بودم و در اختیار آنها می گذاشتم. هر دانش آموز چند روز آن را به خانه می برد و اجازه داشت تا پنج صفحه در آن بنویسید. او اجاره داشت یک بخش را خودش بنوسید و قسمت های دیگر را پدر یا مادرش بنویسند. می توانست یک صفحه را نقاشی کند یا احیا ناً  از جایی مطلبی که مورد علاقه اش بود بنویسید. این دفتر چند حسن داشت یکی این که باعث می شد که بچه ها را بر انگیزاند که افکار و اندیشه های دوستان خودشان را بهتر بشناسند. نوعی آگاهی به خانواده ها هم می داد؛ وقتی این دفتر را مرور می کردند به احساسات فرزند و دوستان فرزند شان پی می بردند و این خود به خود در رفتار و ارتباط با او تأثیر می گذاشت. از طرفی نوعی رقابت هم ایجاد می کرد و هر کس سعی می کرد زیبا ترین خط را به کار ببرد.

 ب) روزنامه در کلاس : سر کلاس روزنامه می آوردم و از بچه ها می خواستم بهترین مطلب آن را انتخاب کنند و دلیل انتخاب خودشان را هم مطرح کنند و جلسه ی بعد در کلاس بخوانند و نقد کنند که چند فایده داشت. هم زمینه ی مطالعه را فراهم می کرد و هم قدرت تشخیص و انتخاب بچه ها را تقویت می کرد و هم زمینه ی نقادی را.

  ج) انشای دسته جمعی : گاه از بچه ها می خواستم که موضوعی مطرح کنند بعد هر کس یک جمله بنوسید مجموعه­ی آنها یک انشا می شد. معمولاً این انشای دسته جمعی را به یک گروه می سپردم تا بررسی کنند و سامان دهند و این باعث می شد تفکر جمعی انشا بسازد.

ج) نظر دهی در مورد یکدیگر : از دوستانتان بخواهید که در مورد شما نظر بدهند. نقاط قوت شما را طرح و ویژگی­های شما را هم بیان کنند. با این روش بچه ها تصویر خودشان ر ا اززبان بچه ها می شنیدند.

**دکتر عبدالعظیم کریمی در مقاله ی انشا دو بازی می گوید :

- انشا  محصول کنش فکری است که به طور بالبداهه از ذهن فرد خیزش می کند و بعد البته بر اساس یک سازماندهی نوشتاری تنظیم می شود.

-   خلاقیت  از یک دیدگاه یعنی  ایجاد ارتباط معنی دار بین دو یا چند چیز بی معنی. همیشه خلاقیت از جایی شروع شده که ظاهرا بی معنی بوده است. در مورد انشا هم که بحث خلاقیت در آن مطرح  است اگر بچه ها بتوانند بین چیز هایی که ظاهرا ربطی به هم ندارد یک ربط معنی دار بدهند به نظر من این یک نوع انشا است. یعنی یک چیزی را که از دید ما پنهان بوده ساماندهی کرده ارتباط داده و ما را هم به شگفتی واداشته است. مثلا "بچه ها! برای این که از فضای سبز محافظت بکنیم و درختان و سبزه زار با طروات بمانند باید سعی کنیم کاغذ باطله یمان را دور نریزیم" بچه ها می پرسند:  آقا چه ربطی دارد؟  و بعد به دنبال ارتباط می گردد .

آقای هوشنگ مرادی کرمانی در مقاله ای تحت عنوان تجربه های من در نوشتن این گونه بیان می کنند که : یکی از کارهای خیلی مهم در انشا  این است که این قدر بچه ها را سر گرم ابزار نوشتن نکنیم. ما به جای این که فکر بچه ها را باز کنیم آنها را سر گرم ابزار نوشتن می کنیم هی می گوییم جمله ات این جور  باشد، مقدمه داشته باشد، میانه داشته باشد، نتیجه گیری داشته باشد و ... این­ها همه این ابزار هستند.

-   می گویند هیچ چیز برای یک نویسنده شرم آورتر و خجالت انگیز تر و زجرآورتر از یک صفحه سفید کاغذرو به روی آدم نیست.نویسنده ها کسانی هستند که می توانند با انتخاب هر موضوعی و نوشتن درباره ی آن  روی آدم تاثیر بگذارند. خیلی ها یک پشه را می گیرند و راجع به آن می نویسند و شما مدت ها ذهنتان اشتغال این می شود که چگونه توانسته به این مسئله نگاه بکند ؟

دکتر خسرو باقری در مقاله جایگاه تفکر در انشا این گونه استدلال می کنند که :

-   انشا فرزند تفکر محسوب می شود اما توصیه کردن به بچه ها که اول فکر کنند بعد انشا بنویسند ممکن است مارا به نتیجه نرساند. آنچه مورد بحث است همین است که چگونه می توانیم دانش آموزان را با تفکر آشنا کنیم و شیوه های اندیشیدن را پیرامون یک موضوع برایشان فراهم آوریم.

-   تفکر چهار بعد اساسی دارد و هر کدام از این ابعاد  به ما می گوید یک معلم در هدایت دانش آموزانش برای ایجاد اندیشیدن چه باید بکند.

 بعد اول : تفکر ملازم با تحلیل کردن یک مجموعه  و روابطی است که کار کرد آن مجموعه را تشکیل می دهد. اگر کسی نتواند تحلیل کند و قدرت باز کردن یک مجموعه پیچیده را نداشته باشد مسلما قادر به تفکر نخواهد بود.

 بعد دوم : ترکیب است؛ یعنی کسی که می اندیشید باید بتواند ارتباط میان عناصر مختلف را به انحای مختلف برقرار کند.

بعد سوم : نقادی است؛ یعنی ما باید بتوانیم در جریان تفکر خلل و نقایص یک پدیده، یک فکر ،یک اندیشه و یک نوشته را مشخص کنیم. بنابراین کسی که از حد یک نوشته     نمی تواند فراتر رود، فقط به دریافت کننده آن فکر تبدیل می شود.

 بعد چهارم : نوآوری ابداع و خلاقیت است .

خانم ربابه مزیدی دبیر ادبیات در مقاله « چگونه به دانش آموزان جرات نوشتن   بدهیم ؟ » چنین می گوید:

زنگ انشا در درجه اول باید محیطی گرم و دوستانه باشد و همه ی دانش آموزان در این زنگ  فعال باشند.آزادانه فکر کنند وبنویسند که لازمه ی این کار داشتن مطالعه است . - ما می توانیم بعضی از ساعات درس انشا را در کتاب خانه بگذارانیم ودر آن جا  حکایت های زیبا از بزرگان علم و ادب در آ ن جا خوانده شود .

- از راه های تقویت انشاه یاداشت برداری از جملات زیبایی است که از هر کجا    می شنوند . و بکار بردن آن در جا های مناسب است.

هر بار که موضوع می دهیم در کنار آن یک موضوع آزاد هم باشد .

یک نمونه از ساعت درس انشا ، می توان کلمه کلیدی انشا را داخل دایره ای مانند خورشید نوشت وازدانش آموزان خواست تا کلمات مربوط به این موضوع بعنوان شعاع خورشید قرار دهند . حال با هر کلمه یک جمله مناسب بنویسند . دراین جا آن ها را راهنما یی می کنیم جملات را به هم ربط دهند در بین جملاتی که می سازند از صنایع ادبی نیز استفاده کنند. دراین روش آن ها پی خواهند برد انشا از به هم پیوستن همین جملات ساده است .ترس آنا از نوشتن خواهد ریخت .

یک نمونه ی دیگر ، در ابتدا معلم یک دانش آموز را صدا می زند و موضوعی را که بچه ها انتخاب کرده اند بر روی تخته می نویسد. دانش آموز باید یک سطر در باره موضوع مورد نظر بنویسد . و دانش اموزان دیگر در باره ی آن اظهار نظر کرده و برای او نمره ای در نظر گرفته شود. حال یک دانش آموز دیگر می آید و موضوع او را با یک جمله ادامه می دهد. و این کار ادامه می دهیم تا این انشا کامل شود . نمونه ای دیگر، دانش آموزی انشا را از روی دفترش می خواند دیگر دانش آموزان نیز اشکالات انشای او را بر روی کاغذی می نویسند و در انتها دانش اموزان در مورد انشای او بحث کرده و نواقصش را بر طرف می سازند . معلم نیز با نظر خواهی از دانش آموزان برای او نمره می گذارد . با این کار به بچه خوب گوش دادن را آموزش  می دهیم ونیز قدرت بیان و جرات نوشتن دانش آ موزان را کم کم بالا می بریم . روشن است که در این کلاس همه مشغول فعالیت هستند  بیشتر کار ها برعهده ی دانش اموزان می باشد و معلم تنها بر کار انها نظارت می کند . وبه هیج عنوان کلاس خسته کننده نخواهد بود.

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۸ساعت ۸:٢۸ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

79-78

اداره کل آموزش و پرورش شهر تهران / عظیم محبی ، ناظرطرح

بیان مساله  :

طراحان برنامه های آموزشی برای پاسخگویی به نیازهای روزافزون حاصل از گسترش مداوم دانش بشری ، مرتباً بر حجم برنامه ی درسی می افزایند که این شیوه طراحی برنامه درسی فراگیران را به صورت افرادی منفصل ، مصرف کننده و تحویل گیرنده انبوه اطلاعات روزافزون و اغلب فراموش شدنی در می آورد ، در این بین روش تدریس معلم محوری نیز که اغلب در مدارس ما به کار برده میشود براین مشکل می افزاید چرا که در این روش تدریس تقریباً محتوای تمام دروس از طریق معلم به دانش آموزان انتقال می یابد و شیوه هایی نظیر درگیر کردن دانش آموز با مسائل مورد تدریس که لازمه رشد مهارتهای ذهنی در آنها میباشد مورد بی مهری قرار گرفته است.

ارائه دانش نیز به عنوان یک فراورده نمی تواند نیازهای یادگیری دانش آموزان را در آینده فراهم آورد چراکه دانش باید به عنوان یک فرآیند در اختیار دانش آموزان قرار گیرد تا بتوانند در فعل وانفعالات یادگیری شرکت کنند و در ساختن مفاهیم و ایجاد خلاقیت نقش داشته باشند ، برای نیل به این هدف باید روشهای تدریس را به گونه ای تغییر داد که علاوه بر مفاهیم پایه راهی را به دانش آموزان نشان دهد که بتواند به دنبال واقعیتها و دانشهای موردنیاز خود برود تا آنچه را که می آموزد پایدار و عمیق باشد.

توجه به الگوی تدریس نقش سازنده ا ی در ایجاد فرصت برای تعمیق یادگیری دانش آموزان دارد . از انجایی که روش تدریس غالب همانطور که گفته شد روش تدریس مستقیم می باشد باید گامی موثر برای تغییر این روش به سمت شیوه های فعال یاددهی و یادگیری برداشت تجربیات کشورهایی که در این قدمهایی برداشته اند نشان می دهد که بهترین نقطه ی آغاز برای ایجاد تحول در کیفیت آموزش عمومی کشور ، متحول کردن درس علوم تجربی و روش تدریس آن است .

از آنجایی که عوامل موثر و زمینه ساز اشاعه روشهای نوین درسی و خلاقیت در این زمینه چندان مشخص نمیباشد ، لذا در این تحقیق مساله اصلی زمینه یابی به منظور اشاعه نواندیشی و خلاقیت در روشهای تدریس علوم تجربی در دوره ی راهنمایی است که این مساله با اجرای طرح شیوه های نواندیشی ونوجویی بررسی میشود.

اهمیت و ضرورت تحقیق :

برای آموزش علوم به دانش آموزان مواردی وجود دارد که باید توجه خاصی به آنها شود ، که می توان به تجربه و نقش آن که در حوزه بسیار اساسی و ضروری است اشاره کرد . هدف از آموزش علوم تبدیل دانش آموزان به یادگیرندگان مادام  العمر است نه انتقال مجموعه ای از اطلاعات پراکنده و صرف علمی ، از عواملی که در این بین نقش اساسی دارد روش تدریس این درس توسط معلمان مربوطه می باشد ، هر چند که معلم در ایجاد موقعیت مناسب یادگیری قادر به کنترل و تغییر بسیاری از عوامل نیست ، اما تا حدی می تواند با تعیین هدفهای صریح اجرایی و اتخاذ روشهای مناسب تدریس و تهیه ی و بکارگیری تجهیزات لازم کیفیت تدریس خود را دستخوش تحول نماید.

به همین خاطر تجزیه و تحلیل الگوها و روشهای تدریس حاکم بر مدارس وعملکرد آنها میتواند راهگشای مناسبی برای معلم در امر تدریس باشد. از این رو انجام تحقیق در این زمینه ضروری بوده ونتایج آن از آن جهت حائز اهمیت است که معلمان را برای انتخاب یک الگوی مناسب تدریس یاری میدهد.        

اهداف تحقیق :

هدف کلی از انجام این تحقیق بررسی شیوه های گسترش نواندیشی و نوجویی در روشهای تدریس علوم تجربی از دیدگاه معلمان دوره ی راهنمایی تحصیلی ، می باشد.

سوالهای تحقیق  :

1 - آیا طراحی کتابهای درسی بر پایه ی روشهای نوین می تواند شرایط پدیدآئی تغییر در روشهای تدریسی سنتی را فراهم کند؟

2 - آیا برگزاری دوره ها و کارگاههای آموزشی در زمینه روشهای نوین تدریس برای آموزش معلمان ، آگاهی مدیران واولیاء زمینه ساز دست یابی به روشهای نوین تدریس است ؟

3 - آیاایجاد موقعیت برای فعالیتهای علمی درمدارس به استفاده از روشهای نوین تدریس کمک میکند؟

4 - آیا تغییر در روشهای سنجش واندازه گیری به گسترش روشهای نوین تدریس می انجامد ؟

5 - آیا فعال شدن دانش آموزان در فرآیند تدریس از طریق آموزشهای مهارت تفکر اقتصادی ، خلاقیت و کاوشگری به ایجاد تغییر در روشهای تدریس سنتی کمک میکند؟

روش تحقیق  :

برای انجام این تحقیق از روش تحقیق توصیفی استفاده شده است .

ابزار جمع آوری دادهها :

برای جمع آوری اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از پرسشنامه محقق ساخت براساس مقیاس لیکرت استفاده شده است .

جامعه ی آماری :

جامعه ی آماری این تحقیق  شامل کلیه معلمان علوم تجربی دوره ی راهنمایی تحصیلی شاغل به تدریس در آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی 80-79 میباشد.

نمونه ی آماری و روش نمونه گیری :

در این تحقیق برای تعیین حجم نمونه آماری از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحلهای استفاده شده است که در نهایت از میان مناطق نوزده گانه ، پنج منطقه و از هر منطقه سه مدرسه راهنمایی دخترانه و سه مدرسه راهنمایی پسرانه و از هر مدرسه 2 الی 4 معلم علوم تجربی انتخاب گردیدند.

روشهای آماری تجزیه و تحلیل داده ها :

برای تجزیه وتحلیل داده های بدست آمده در این تحقیق از شاخصهای آمار توصیفی استفاده شده است .

یافته های تحقیق :

1 - تدوین کتابهای درسی علوم تجربی بر پایه روشهای نوین (روشهای فعالی ) سبب ایجاد تغییر در روشهای تدریس موجود ( سنتی ) میشود.

2 - برگزاری دوره ها و کارگاههای آموزشی در زمینه روشهای نوین تدریس برای آموزش معلمان ، آگاهی مدیران و اولیاء زمینه ساز دستیابی به روشهای نوین تدریس است .

3 - ایجاد موقعیت برای فعالیتهای علمی در مدارس و تجهیز و فعال کردن آزمایشگاهها به استفاده از روشهای نوین تدریس کمک می کند.

4 - تغییر در روشهای سنجش واندازه گیری و ایجاد تغییر در دستورالعملهای ابلاغی به مدارس به گسترش روشهای نوین تدریس می انجامد.

5 - فعال شدن دانش آموزان در فرآیند تدریس از طریق آموزش مهارتهای تفکر انتقادی ، خلاقیت و کاوشگری به ایجاد تغییر در روشهای تدریس سنتی کمک میکند.

پیشنهادات  :

1 - انجام بررسی های دقیق در زمینه چگونگی برگزاری دوره ها و کارگاههای ضمن خدمت

2 - بررسی دقیق در زمینه نمونه گزینش دانشجوی تربیت معلم و برنامه های درسی مراکز تربیت معلم

3 - بررسی دقیق در خصوص تغییر نظام ارزشیابی

4 - برگزاری کارگاههای یک روزه برای مدیران و والدین جهت آگاهی از شیوه های نوین تدریس

5 - تهیه ی کتاب روش تدریس اختصاصی برای هر کتاب درسی که در آن از روشهای نوین تدریس برای هر درس استفاده شده باشد.

6 - کاهش محتوای کتابهای درسی به منظور مطابقت میزان محتوا با ساعات اختصاصی

7 - بررسی روشهای تغییر نگرش معلمان دروه ی راهنمایی از روشهای سنتی به روشهای فعال

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

پایان نامه / راستگو،  اعظم

1383

دکتر بهرام محسن پور، ناظر

پایان نامه کارشناسی ارشد

مقدمه :

هدف تعلیم و تربیت ان است که دانش اموزان بتوانند با تفکر و استدلال صحیح مسائل خود را حل کنند . یکی از روشهای رسیدن به این هدف روش حل مساله است که روشی سودمند است که در تدریس موضوعات درسی و در زمینه های مربوط به مسائل واقعی زندگی می توان از ان بهره برد .

بیان مساله :

معلمان تا چه اندازه به دانش‌اموزان فرصت تفکر و اندیشیدن می دهند و تا چه اندازه انها را به تفکر تشویق می کنند ؟

اهمیت :

آموزش علوم به شیوه  حل مساله  موجب پرورش قدرت دانش آموزان می شود . آنها را برای برخورد عاقلانه با مسائل زندگی آماده می کند .

هدف :

بررسی میزان استفاده معلمان از روش تدریس مبتنی بر حل مساله در درس علوم

سوالات :

·           معلمان تا چه میزان از روش تدریس بر حل مساله استفاده می کنند ؟

·           آیا بین سطح تحصیلات معلمان و میزان استفاده انها از روش تدریس مبتنی بر حل مساله ، رابطه اماری وجود دارد ؟

·           آیا بین سابقه تدریس معلمان و میزان استفاده آنها از روش تدریس مبتنی بر حل مساله رابطه آماری وجود دارد؟

ادبیات تحقیق :

 برخی از پژوهشهای انجام شده عبارتند از : دستجردی (1380) ، بررسی تاثیر الگوی تدریس بدیعه پردازی بر عملکرد تحصیلی و پرورش خلاقیرت در درس تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی - قنبری(1379) ، بررسی میزان به کار گیری روش تدریس فعال توصیه شده در راهنمای تدریس کتب علوم تجربی پایه پنجم ابتدایی .

نتایج :

·           70 درصد معلمان از روش تدریس فعال استفاده نمی کنند .

·           بین سطح تحصیلات معلمان و نمره تدریس آنها  رابطه اماری معنی دار وجود دارد .

·           هر قدر سابقه تدریس معلمان بالاتر می رود آگاهی آنها از روش تدریس فعال کمتر می شود .

 پیشنهادات :

·           برگزاری کلاسهای آموزش ضمن خدمت برای معلمان

·           آشنا سازی دانشجو - معلمان با روش های جدید تدریس

·           انجام پژوهش های بیشتر در این زمینه

طرح پژوهشی

حریرفروش ، زهرا

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

پایان نامه / رضا خانی ،  زهرا

دکتر صمد کریم زاده ، ناظر

مقدمه :

ازاوایل قرن بیستم علمای تعلیم و تربیت متوجه شدند که برای بالا برن کیفیت آموزش بهتر است وسایل کمک اموزشی نیز به روش تدریس اضفه شود . اگر بتوان برای مفاهیم انتزاعی و قضایا و فرمولهای خشک ریاضی در قالب مدلهای عینی از دست سازهه ا کمک گرفت می توان آموزش این درس را به روش صحیح با وضعیت دانش اموزان به انان اموزش داد .

بیان مساله :

نقش دست سازه ها در آموزش ریاضی و تاثیر آن بر نگرش دانش اموزان چیست ؟

اهمیت :

با شناخت و ریشه یابی عوامل تاثیر گذار بر نگرش دانش اموزان و یادگیری ها آنان می تواند ما را به منشا ضعف درس ریاضی نزدیک کند .

اهداف :

·           بررسی نقش دست سازه ها در آموزش ریاضی وتاثیر آن بر نگرش دانش اموزان

·           میزان تاثیر آنها در ایجاد نگرش مطلوب نسبت به ریاضی

فرضیه ها :

·           به کارگیری دست سازه ها در آموزش ریاضی بر میزان یادگیری دانش اموزان تاثیر مثبت دارد .

·           آموزش ریاضی به کمک دست سازه نگرش دانش آموزان را نسبت به این درس بهبود می بخشد .

·           میزان خود پنداره داشن اموزان از توانایی خود در اموزش با این وسایل افزایش می یابد .

·           دانش آموزانی که به کمک دست سازه ها آموزش می بینند از ریاضی لذت بیشتر می برند .

·           مشارکت دانش آموزان در ساخت دست سازه ها ترس و نگرانی آنان را از ریاضی کاهش می دهد .

·           آموزش ریاضی به کمک دست سازه ها در افزایش انگیزه به دانش آموزان موثر است .

·           دانش آموزانی که به کمک دست سازه ها آموزش می بینند به ریاضی اهمیت بیشتری می دهند .

ادبیات تحقیق :

جامعه این پژوهش را کلیه داشن آموزان سه دوره تحصیلی آموزش و پرورش منطقه 5 که در سال 83-82 ن پژوهش را کلیه داشن آموزان سه دوره تحصیلی آموزش و پرورش منطقه 5 که در سال تحصیلی تحصیل می کنند تشکیل می دهد نمونه آماری آن به روش تصادفی انتخاب شده است .

نتایج :

·           به کارگیری دست سازه ها در اموزش ریاضی بر میزان یادگیری دانش اموزان تاثیر مثبت دارد .

·           آموزش ریاضی به کمک دست سازه نگرش دانش آموزان را نسبت به این درس بهبود می بخشد .

·           میزان خود پنداره داشن اموزان از توانایی خود در اموزش با این وسایل افزایش می یابد .

·           دانش آموزانی که به کمک دست سازه ها آموزش می بینند از ریاضی لذت بیشتر می برند .

·           مشارکت دانش آموزان در ساخت دست سازه ها ترس و نگرانی آنان را از ریاضی کاهش می دهد .

·           آموزش ریاضی به کمک دست سازه ها در افزایش انگیزه به دانش آموزان موثر است .

·           دانش آموزانی که به کمک دست سازه ها آموزش می بینند به ریاضی اهمیت بیشتری می دهند .

پیشنهادات :

·           به کارگیری دست سازه ها در فراین یادگیری - یاددهی و درگیر نمودن دانش اموزان در انجام فعالیتها

·           تشکیل کارگاههای آموزشی برای آشنایی عملی داشن اموزان با استانداردها و شیوه های تهیه دست سازه ها

·           همایش در جهت آشنایی معلمان با اقدامات پژوهشی در رابطه با بهره گیری از دست سازه ها

·           تکیه بر بعد مشکل گشایی در به کارگیری دست سازه ها  

 افزایش انگیزه به دانش ریاضی بر میزان یادگیری دانش اموزان تاثیر مثبت دارد

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

همکاران گرامی از این پس بخشی با عنوان خلاصه کتاب یا خلاصه پژوهش در وبلاگ قرار خواهیم داد . امید است ضمن معرفی آثار موج گترش فرهنگ مطالعه و ایجاد انگیزه گردد. شما هم اگر کتاب ، مقاله و . . . مناسب دیگری یافتد ما را در جریان بگذارید.

                                                                                        با احترام

                                                                                       مدیر بلاگ

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/٢ساعت ۱٢:٤٩ ‎ق.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

کلیه شماره های گلبانگ نوآوری از 7-1 در این لینک موجود است .

لطفا ملاحظه بفرمایید.

http://rapidshare.com/files/175407192/gol.doc.html

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()

سلولهای بنیادین از مباحث مورد توجه اخیر است . در اسلاید زیر می توانید اطلاعاتی در این مورد ملاحظه فرمایید:

http://rapidshare.com/files/175394767/zist.pps.html

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٠/۱ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط شیوا همتی نظرات ()


Design By : Pichak